Saturday, 25/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶
ÇÔÚÇÑ
وران

روزی که کمترین نگاه تبسم باشد

فوران

 

چه زمانه ایست نازنین

چشمانت رامی بندند

تا حقیقت را نیابی

" دهانت رامی بویند "

"تا مبادا گفته باشی "

"دوستت دارم"

وقتی بیرون قدم میگذاری

تعقیبت میکنند

تا مبادا در جاده سرخ انقلاب گام بگذاری

وقتی ترانه سردهی

گوش میدهند

تا مبادا نظام کثیف سرمایداری رابچالش بکشی

وگندیدگی آنرا در انظار مردم جهان عریان سازی

وقتی مینویسی

کنترولت میکنند

تا مبادا از انقلاب ورستاخیز مردم سخن بمیان آری

آری نازنین:

این تعقیب وکنترول

واین نمامی وجاسوسی

زاده خون وکثافت

نظام سرمایداری ونظام های ماقبل آنست

وقتی از حق وحقیقت سخن میگوئی

حلاج وار بدارت میزنند

وقتی به خشم میآئی

ونفرتت را ضد سود وسرمایه

واستبداد اعلام میداری

تراخشونت پیشه ،ماجراجو

وجنگ طلب خطاب میکنند

 

چه زمانه ایست نازنین

وقتی کار میکنی

استثمارت میکنند

واز تولید ارزش اضافی ات

زرادخانه های سلاح های کشتار جمعی میسازند

وآنرا در هیروشیما ، ویتنام

عراق وافغانستان استعمال میکنند

وملیون ها انسان رامانند لاله های صحرائی

به خاک وخون میکشانند

اما برای تو حد اقل معاش میپردازند

تا نمیری وزنده بمانی

وفرداباز:

چرخ سرمایه را به حرکت اندازی

وقتی زمین را شخم میزنی

وگندم میکاری

محصول دست رنجت را در فصل پائیز

خان ،ارباب وفئودال به یغما میبرند

اما تو وفرزندانت

در اینجا

درآنجا

در آسیا،در افریقا ودر امریکای لاتین

گرسنه میمانید

و پژمرده میشوید

وقتی گل میکاری

وجهان را گلستان میسازی

سرمایداران

جلادان

وستمگران ازآن لذت میبرند

وآن را گلدسته وزیب وزینت

محافل عیاشی وفحاشی خویش میسازند

اما تو وفرزندا نت

مانند گلهای خزانی

در طوفان سرما گرسنه وپژمرده میشوید

 

چه زمانه ایست نازنین

وقتی بر ضد اشغالگران

که وطنت را به آتش کشیده اند

ومرد مت را سلاخی میکنند

قد بر افرازی

وپرده از چهره کثیف وددمنش آن هابرداری

شورشگر، جنگ طلب

وضد دموکراسی قلمدادت میکنند

وبر فرقت هزاران هزارتن بمب

وراکت می ریزند

وزمانی هم به سلاح های زنگ زده

دین ومذهب وشریعت پناه برده

بنام "کمونیست" تکفیرت میکنند

چه زمانه ایست نازنین

این همه خیانت

این همه جنایت

واین همه گندید ه گی وکثافت

زاده نظام ستمگرو کثیف سرمایداری است

هرگاه برده وار تسلیم شوی

ومدح سود وسرمایه سردهی

به دربارت میخوانند

ودهنت را همچون "عنصری "پر از طلا میسازند

واگر ابأ ورزیدی

ودر پای خوکان " درلفظ دری" را نریختی

باید مثل "ناصر خسرو قبادیانی بلخی "

به" یمگان" بدخشان پناه گزین شوی

ویا مانند" لاهوتی "

به کشوردیگری پناهنده شوی

 

چه زمانه ایست نازنین

وقتی مداح سوسیال امپریالیزم شوی

رئیس اتحادیه نویسندگان میسازند ت

ولقب افتخاری

ملک الشعرا را برایت میدهند

اما اگر شعر انقلابی سرودی

واز دردورنج مردم شکوه سر دادی

مانند سرمد ها ،سیدال ها، عبدالا لله ها

لهیب ها وسلطان احمد ها

به کشتار گاه جلادان دنی و پس فطرت

سوق میشوی

وبرگردنت تیغ خونبارمیکشند

 

چه زمانه ایست نازنین

اگر شعر عقیم سرودی

واز گل وبلبل زمزمه کردی

شاعر زمانه ات میخوانند

وجشن" هفتاد سالگی ات" راجشن میگیرند

ونقل مجلس شبکه های

تلویزیون های امپریالیستی میشوی

چه زمانه ایست نازنین

وقتی استعمار واستبداد را محکوم کردی

بر ساطور استبداد بوسه میزنند

و"عقب مانده ات" میخوانند

واستعمار واستبداد را برائت میدهند

وقتی در جلال آباد،قندهار، هلمند ،

بغلان، پکتیا، غزنی و...

بمباردشده وذره ذره میشوی

گنهگارت میخوانند

وهمکار طالب قلمدادت میکنند

زیرا که تر ا"عقب مانده" میخوانند

هرگاه اعتراض کردی

که نخیر ! من" عقب نگهداشته" شده ام

قصه هزار ویکشب سر میدهند

دلیل وبرهان سفسطه آمیز سر میدهند

ترا محکوم میسازند

که تو:

"همه گناه را به گردن خارجی ها می اندازی"

 

چه زمانه ایست نازنین

وقتی عشق میورزی ومحبت میکنی

به جرم فحشأ سنگسارت میکنند

اما بردگی سکس را بخاطر

سود ومنفعت خویش مشروعیت میدهند

وآن را نیاز جامعه انسانی قلمداد میکنند

وبرای ار ضای غریزه جنسی

امامان ،فئودالان وسرمایداران

صیغه کردن و چهار زن گرفتن را

مشروعیت شرعی واسلامی میدهند

چه زمانه ایست نازنین

که جاسوسی ،وطن فروشی

استبداد وجنایت

وسیله زر اندوزی میشود

وزراند وزی وسیله سرمایداری

وسرمایداری وسیله تولید

سلاح های کشتار جمعی

وسلاح های کشتار جمعی

وسیله کشتار خلق های جاپان

ویتنام،عراق ، افغانستان و...

وکشتار خلق ها وسیله ای

برای سمفونی وارکستر دموکراسی امپریالیستی

نی نازنین !

باید این سمفونی واین ارکستر را تغییر داد

باید از" چهار شقه شدن "نتر سید

باید باتوده ها

به جنگ امپریالیزم" ضحاک" رفت

وبایدکه ضحاک "ماردوش" زمان را

از تختش پائین انداخت

وجهان فارغ از استعمار واستثمار ساخت

جهانی که دیگرکسی بجرم حق گفتن

وحق خواستن به دار نرود

وبجرم محبت وعشق ورزیدن

سنگسار نشود

به امید روزی

که کمترین نگاه تبسم باشد

و" کمترین سرود بوسه"

وهمه باهم دوست وبرادر باشند

 

پاورقی:

 

1- ابوالقاسم حسن بن احمدبلخی "عنصری" : یکی از شاعران مدح سرادوره غزنوی است(ف.431هجری.ق)

2 حکیم ابومعین ناصر بن خسروقبادیانی بلخی(394 هق-481هق)ملقب به "حجت"از حکما ومتکلمین ویکی از شاعران مشهور زمان خود بود.ناصر خسروپیرومذهب فاطمی بود لیکن با مخالفت فقهای سنی مواجه گردیدوامرای سلجوقی در صد دکشتن اوبرآمدند وی بالاخره به یمگان بدخشان گریخت ودرآنجا عزلت جست وبعد از آوارگی ورنجی زیاد که درآخر عمر از متعصبین وسایر مردم روزگار خود دید در" یمگان" وفات یافت.

3- لاهوتی پسر میرزا الهامی است در سال 1268 هش(1305 هق و 1885.م)در شهر کرمان شاه متولد گردید.بعد از شکست کودتای تبریز( 1301) با چند تن از یارانش به روسیه گریخت. وی یکی از معروف ترین شعرای انقلابی(کمونیست) است که اشعار زیادی در باره رنج ودرد مردم وانقلاب وطبقه کار گر دارد.

4- حسین بن منصور حلاج در سال( 244 هجری) مطابق به(858 م ) در طور تولد یفته است در سال (351-359 هجری) در زمان سلطه عباسی ها به جرم حق گفتن به دار زدند.

5- اتحادیه نویسندگان افغانستان یکی از ارگانهای رژیم جنایت کار خلق وپرچم بود که نویسندگان مزدورومداح سوسیال امپریالیزم درآن قلم فرسائی و مدح سرائی میکردند.

6 سرمد ،سیدال ،لهیب، عبدالالله ، سلطان احمد از شعرای شعله ای وانقلابی افغانستان بو دند که توسط باندهای وطن فروش خلق وپرچم اعدام شدند.

7- "ضحاک ماردوش" پسر مرداس یکی از شاهان ستمگر ویکی از چهره های ظالم وخونخوار در بخش اسطوره های شاهنامه فردوسی است. روایت است که در دوشانه ضحاک دومار بود وروزانه هر بامداد باید دوتن از جوانان پای تخت قربانی شوند تا ماران ضحاکی آرام گیرند .