Saturday, 25/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶
ÇÔÚÇÑ

 

فوران 17-06-2010

 

درد مشترک

 

دردسختی است

رفیق !

درد هجران

درد پرپرشدن

نرگس ها وشقایق ها

درد کوچیدن

قناری هاوچلچله ها

از همه بزرگتر

درداشغال میهن

که زیر سم ستوران

امپریالیست های وحشی

مذاب میشود

ولاله های آزاده آن

نه یک روز

بلکه هر لحظه

هرساعت

وهر روز

زیر تگرگ بمباردمانهای وحشیانه

ا مپریالیست های بین المللی

این تیکه داران مرگ

و دلالان سودوسرمایه

ذره ذره

تکه تکه

وپارچه پارچه

میشوند

 

درد دیگر

دردانقیاد ،تسلیم طلبی وعهد شکنی

دو رویان حقیر

که در گذشته

در شعاع خورشید ، در کنار الماسها

لم داده بودند

واکنون با ژست های با صطلاح دموکراسی

در پاشنه های خونچکان امپریالیستها

این غولان وحشی سود وسرمایه

گل افشانی مینمایند

امپریالیستهای وحشی

مردم و وطن شان را

ذره ذره

تکه تکه

وپارچه پارچه میسازند

ولی آبروباختگان بی آزرم

بیشرمانه و وقیحانه آنرا

"پروسه وروند دموکراسی "

جلوه میدهند

 

 

درد دیگر

درد لومپن های درون جنبش است

که از آدرس مردم

بر ضدمردم میغرند

درد فحاشی ها

درد افشاگری ها

درد اتهام زنی ها

درد تاپه زنی ها

درد جاسوس گفتن ها

درد توهین کرد ن ها

وتحقیر کردن ها

آنچه راکه در گذشته

با رفیق اکرم یاری کردند

امروز با دیگران میکنند

که ندیدم تا حال در هیچ یک از آثار

پیشوایان راه مان

مگردیدم

همچون هرزه درائی را

دربنجل بازار، بورژوازی

 

درد دیگر

درد روشنفکران سترون

که هر روز

هر لحظه

وهر ساعت

کشتار مردم شان را

به دستان کثیف امپریالیستها

نظاره میکنند

و بامیخ سکوت شان آنرا تجلیل میکنند

اما صدای نا هنجار وتهوع آور

"دموکراسی بورژوازی" شان

از ورای حنجره های نا هنجار ونا موزون

تلویزیونهای امپریالیستی

به آسمان بلند است

وگوش زمین وزمان را کر ساخته است

 

 

درد دیگر

درد وطن فروشان

وآدمکشان جنایت کار

مزدوران روزیونیست خروشچفی است

که خادم شدند

ومیهن را

به خرسهای قطبی فروختند

وتاحد توان برای آنها

سخن چینی ونمامی کردند

هزاران هزار لاله های آزاده را

شهید ،معلول ومجروح کردند

پرستوها ، قناری ها وچلچله هارا

بی آشیانه ساختند

وبه دیار بیگانگان کوچانیدند

باغستان ها،تاکستانها وگلستان هارا

به شوره زارها وخارستان ها

تبدیل ساختند

واکنون بیشرمانه

در چوکی های شرم آگین پارلمان

دولت دست نشانده لم داده

واکت های تهوع آور

دموکراسی امپریالیستی سر میدهند

 

 

درد دیگر

درد جنایت کاران

وتیکه داران اسلامی است

که قلب کشور

کابل زیبای مان را

به خاک یکسان ساختند

به مردم نازنین آن تجاوز نمودند

وتمام هستی ودارائی آن را

به یغما بردند

وامروز در زیر چتر وحمایت

باداران امپریالیست خویش

مشق دلدادگی و دموکراسی سر میدهند

ومردم غیور مارادر قریه جات

بنام طالب والقاعده

به مسلسل می بندند

واز زمین وهوا بالای آنها

هزاران تن بمب وخمپاره می ریزند

اما در ظاهر داد

از عدالت اسلامی میزنند

درد دیگر

درد جهالت طالبانی است

که مکتب هارا آتش میزنند

وانسان هارا

مانند حیوان زیر تیغ می اندازند

وزنان را در خانه زندانی میسازند

وبا ترقی وتکامل دشمنی میورزند

 

 

درد دیگر

درد طبقاتی است

این درد

دردتمام مظلومین

وستمکشان جهان است

باید درد مشترک را فریاد کرد

به یک گل بهار نمیشود

وبا یک دست صدا برنمیخیزد

باید همه مردم راباهم متحد کرد

باید دشمن خونخوار را برباد کرد

وجهان بدون استعمار

واستثمار را بنیاد کرد