Saturday, 25/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶
ÇÔÚÇÑ

 

پرسشی از آینہ

 

در نگاھم پرسشی معلوم

چشم بہ آینہ دوختم

آینہ بمن گفت :

میشود امید داد

میشود امید بود

میشود پر واز را آموخت و پرید و رفت

بہ آفتاب پیوست

میشود با امواج در آمیخت ، طوفان شد

میشود سیل شد و کاخ سرمایہ را لرزانید

میشود آری میشود

میشود ماھی سیاھی کوچکی بود۔ ۔ ۔

تنی تنھا گلوی صیادی را درید

میشود باجمع پیوست و جال ماھی گیر را بہ تہ آب برد

میشود چو لالہ از مزار ھزاران شھید روید

آری ، میشود لالہ آتشین شد

میشود خود آتش شد ، خانہ ارتجاع را لرزانید

میشود چو فریادی از گلویی ھرچہ ستم دیدہ ست بیرون جھید

پردہ ھای گوش اژدھا رادرید

میشود چو افعی در گلوی کار خانہ دار پیچید

میشود گرد باد شد و ھمہ سرمایہ را روبید

میشود آری میشود

میشود از دست و پای کار گر زنجیر گسست

میشود ابلیس را در قالب سر مایہ دار دید

وبر دوزخ خشم خلقش کشید

میشود در وادی اندوہ گل امید رویانید

میشود آری میشود

میشود با دستھایی زنان تنھا

جھانی دیگر گونہ ساخت

میشود مادر بود و شیر زن وشیر مرد پرورید

میشود خدا را از تخت زر نشانش بہ زیر کشید

میشود دیگر خدایی نہ آفرید

میشود بوسہ شدو اشک ز رخ طفل کار گر مکید

میشود آرزو شد و بار دیگر، بر دلی یتیمی شھیدی

چھل چراغ لبخند فروزان کرد

آری میشود فرزند یک شھید را خندانید

میشود خود برای آزادی فرزندی آفرید

تا برای آزادی شود شھید

میشود آری میشود

یا میشود چو من آینہ شدو عکس رخ ھر کس را بخودش نمایانید

 

(سوما کاویانی) ‏2010‏-06‏-27