Saturday, 25/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶
ÇÔÚÇÑ

اقیانوس اوهام

سنگیم و یا هم بد تر از سنگیم مردم!

عمریست ما با خویش در جنگیم مردم!

عمریست ما از پشت هم خنجر بدستیم

بی باده در رقصیم و از خون مست مستیم

در دست یک تعداد مان خون و شراب است

آنعده مست و حال ما مردم خراب است

مست اند و ماییم پیرو آنعده ی مست

میدانیم آخر میخوریم با سر به بن بست

با اینهمه دنبال خون مستان روانیم

ما ضایعات نیم راه کاروانیم

دستان مان آغشته در خون برادر

از دست ما خون میچکد چشمان مادر

شاید که ما عاشق ترین مستان عشقیم

بیگانه از خود، عاشق شام و دمشقیم

چالاکِ چالاکیم، شاید مثل برقیم

در قعر اقیانوس از اوهام غرقیم

وقتی به هوش آییم شاید پیکری نیست

یا مثل حالا، تا بیاندیشد، سری نیست

میدانیم اینکه رفتن اینسان جنون است

تنها نصیب ما خرابی ها و خون است

پس کم کمک بیدار باید شد ازین پس

باید برون آییم ازین خواب مقدس

یکعده ی مصروفِ بازی با زمانیم

یک جمع مان در فکر نیمی خشک نانیم

یک جمع مان در قبر ها خوابیده آرام

یکعده در چوکی لمیده قهرمانیم

ترسم ازینکه وقتی ما را هوش آید

از دست خود در گور باشیم و نمانیم

افکار مان مشغول کشت دشنه و خون

چشم، انتظار سرنوشت از آسمانیم

از دست ما گردیده این میهن جهنم

من بایقین گویم که ما بد نا جوانیم

وقتیکه بر اذهان مان حاکم تفنگ است

تقدیر هر آیینه در این خاک سنگ است

تا وقتی در این خاک دزدان فرنگ است

شعرم سرود تازه ی میدان جنگ است

اما تفنگم پیرو اندیشه ام بِه

همدرد با همنوع و با هم ریشه ام بِه

دیگر مجال و فرصت افسانه ها نیست

وقتیکه درد از پیکر میهن جدا نیست

من عاشق آزادی ام عشقم تفنگ است

تنها مسیر کامیاب فتح جنگ است.

19/9/2012