Saturday, 25/11/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶
ÇÔÚÇÑ

 

 

چامه ی زیر یادوار شهید زنان رفیق، آن ناخدایان گمنام جنگ خلق کبیر هند را به تصویر میکشد. من، با تجلیل از آن ناخدایان به جاویدان پیوسته، آنرا به خاطره سرخ زنی نستوه، از زاد-بوم کارل مارکس، مائوئیست سترگ، شهید "اولرایک ماینهوف" تقدیم میکنم.

"نبرده"

 

 

شهید

 

یکی رزم-آور که کلکم

نمی یارد اش بر نگاشت

لبانم

نیاردش بوسید

نگاهم

نیاردش خواندن نهان

و که یادداشت

نمی یاردش دید با چشم تاریخ

ز تاریخ زادن ز تاریخ مرگ.

 

نه از روستایش کسی را شناخت

تبه اوفتاده، فتاده ز سامان

نه کس یاد آرد ز خنیای او

که بودند دستان چیره بر احوال

نشانی نه پیدا از آن اختر سرخ

که بود-اش در آن نغز رویا فرا-هم

 

در این کارنامه {ی سرخ} شهیدان

فقط با سه واژه، درشت {و دلیر}

شده آن فسانه، به خون خیس {و براق}

"یکی زن، رفیق!"

سرایان، که او جنگجویان، بمرد

که از بهر خلق، او گذشت از جهان.

 

برگردان از: نبرده

زبان متن: انگلیسی

منبع: http://revolucionnaxalita.blogspot.com/