Thursday, 21/09/2017
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۶
ÏÇÓÊÇä
ساعت 2 بعد از ظهر است آفتاب در خط عمودی فراز قرَُِِِيه پرتو افشانی ميکنداطفال اعم از دختران و پسران با لباس های پاک و منزه و چ

داستان کوتاهی

از : فوران

قوای امریکاوناتو محافل عروسی و خوشی مردم رابمبارد مینمایند

ساعت 2 بعد ازظهراست .آفتاب در خط عمودی برفرازقریه پرتوافشانی ميکند.

Tekstvak:  اطفال اعم از د ختران و پسران با لباس های پاک و منزه و چهره های بشاش و خندان هر طرف جست و خيز ميزنند و به بازی و ساعت تيری مشغول می باشند.

 

مردم در باغچه کوچکی که نزديک خانه کبير است و اطراف آن را درختان بزرگ مثمر و غير مثمر احاطه نموده است ، جمع شده اند و باهم مشغول صحبت و گفتگو ميباشند.برگهای سبز وشاخچه های نازک درختان که بالای سر مردم ساِِِِيه بانی مینمایند به اثر وزش بادهای ملاِيم بهار به چپ وراست خم شده و رقص افشانی مینمايند.

 

ِ از حويلی کبير صدای دايره و آواز خوانی زنان و دختران بگوش ميرسد. مردم در محوطه باغچه منتظر هستند تا ساعت 4 عصرفرارسد وآنها پشت عروس بروند .

 

قيوم پسر کبير که لباس محلی پيراهن و تنبان و واسکت ليس چرمی به تن و لنگی ابريشمی بر سر دارد با شاباله های نو جوانش که با لباسهای پاک ومنزه ملبس گرديده اند ودردوطرف قيوم قرارگرفته اند ، بامشایعت عده از خویشاوندان شان ازدروازه حويلی خارج شده و بطرف باغچه مربوطه حرکت مينمايند.زمانيکه نزدیک باغچه می شوند مردم پیش روی آن ها استاده شده و آن ها را بدرقه می نمایند .

 

قيوم با شاباله هايش که درکنارش قرا ردارند. در جای مخصوص که قبلا برای آن ها تهيه گرديده آست نشسته و روبروی قبله قرار می گيرند. پرندگان بر فراز شاخساران نغمه سرائی ميکنند و نسيم ملايم بهار روح و روان مردم را نوازش ميدهد.

 

بنابردرخواست کبیر و فرمايش عده از مردم دهل و سرنای به صدا در میآید و عدۀ از جوانان قریه و خویشاوندان کبير و قيوم به رقص و پایکوبی مشغول می شوند. آواز دل انگيز دهل و سرنای که با نسيم ملايم بهار همرائی ميشود سرا سر قريه را احتوا مینماید. زنان و دختران قريه که همیشه منتظر همچو موارد میباشند به پشت بام های خانه های شان قرار گرفته و ميخواهند محفل عروسی وسازوسرود را از دور تماشا نمایند.

 

غرش طياره های امريکائی و قوای ناتو از دور بگوش می رسد و بعد از چند ثانيه طیاره هابا ارتفاع بسيار کم از فراز قريه غرش کنان عبور می نمایند. مردم دست پاچه شده به وحشت می افتند و ميخواهندهرسو پراگنده شوند.

 

عبدالرحيم يکی از روشنفکران و ريش سفيدان قريه که چندین بار به زندان رفته و گرمی و سردی روزگار رابه گوشت وپوست خویش لمس نموده است در فکر و چرت فرو میرود. دستانش را در پيشانيش قرار ميدهدولحظه ای به يادگذشته ها می افتد .

 

دوران خلق و پرچم و روس ها به يادش میآيد که چطور طياره های میگ قريه هارا بمبارد مينمودند، مردم را به خاک و خون ميکشاندندو بعد تقصير را هم به دوش مردم می انداختند که" گوياازقریه بالای ما فیر صورت گرفته ویا مردم مخالفين دولت را به خانه های شان پناه داده اند... "

عبدالرحیم بعد از مکثی سررادوباره بلند کرده و به حاضرين مجلس چنین می گويد:

دوستان بايد دهل و سرنای را خاموش نمائيم . اوضاع خراب آست سر خارجی ها و امريکائی ها اعتبار نيست به خیالم که آن ها صدای دهل و سرنای و خوشی و خوشحالی مردم را شنيده اند.آمده اند که ما و شما را بمبارد نمایند زيرا آن ها از دهل و سرنای و گردهمائی مردم زیادهراس دارند. مثل که جن ازبسم الله مردم يکی به طرف ديگر مینگرند عدۀ سخنان آنرا تأئید مکنند و عدۀ ديگرآنرا تردید مینمايند و ميگويند: نی امريکائی ها اين کار را نمی کنند آن هاآنقدر ساده و لوده نيستند که محفل عروسی مردم را بمبارد نمایند.عبدالرحيم بعد از مکثی دوباره رشته سخن را در دست گرفته و چنين ادامه ميدهد: اگر یادتان باشد قوای شوروی چندین بار محافل عروسی و خوشی مردم را بمبارد کرده اند.قوای خارجی و اشغالگر پروای عروسی و خوشی مردم را ندارند آنها از يکجا شدن مردم و سرورو شاد مانی آن ها وحشت دارند. آن ها ميخواهند قريه ها بايد مثل گورستان ها خاموش و ساکت باشند و هيچ آواز و حرکتی از آن ها به گوش نرسد. چون در گذشته ها زمانيکه انگليسها در افغانستان تجاوز کرده بودند. مردم توسط دهل و سرنای و دمدوره ها با هم يکجامی شدند و بعد بالای انگلیس ها یورش میبردند.چون روس ها از اين مسأله آگاهی داشتند بناء از ترس جان، عروسی و محافل خوشی مردم را بمبارد ميکردندو مردم را به خاک و خون مينشاندند. احتمال داردکه این کار را امريکائی ها هم انجام دهند. چون امريکائی ها هم همان راه انگليس و روسهاراادامه ميدهند .

 

یکی دونفراز افراد که پنهانی با قوای اشغا لگر رابطه و همکاری دارند به دفاع از امريکائی هاو قوای ناتو برخاسته و ميگويند: که بين روس هاو امريکائی فرق است. امريکائی ها بخاطر کومک و دموکراسی آمده اند و مثل روس ها نادان و جاهل نيستند که محافل عروسی ،خوشی وسازو سرودمردم را بمبارد نمايند.

عبدالرحيم باردیگر رشته سخن را در دست گرفته ميگويد: برادران نقص ما و شما این است که تاريخ را فراموش مي کنیم. گذ شته ها را از ياد ميبريم. در زمان که روس ها به افغانستان حمله کردند حزبی ها ميگفتند: که روس ها بخاطر کومک به مردم افغانستان آمده اند.اگر کس مخالفت میکرد ویا سخنان آنهارا رد میکرد .باز فی الفور راپور آن هارا به دولت میدادند . در حاليکه همه ما و شما شاهد بوديم که روس ها هر روز و هر ساعت قريه ها را بمبارد می کردند خانه های مردم را خراب ميکردند .مردم را زندانی و ترور ميکردند، حال هم همين قسم است .عدۀ از امريکائی هاوقوای ناتو دفاع می کنندو اعمال آن ها را توجيه می نمايند. مگر تاريخ ثابت کرده است که اشغالگران جز مصيبت ، بد بختی و سياه روزی چيزديگر برای مردم به ارمغان نمی آورند. بهتر اين است که دهل و سرنای را خاموش نمائيم و خاموشانه پشت عروس برويم. مردم به سخنان عبدالرحيم چندان توجه نشان نمیدهند ودوباره غرق شادی و سرور می شوند .

 

♥♥♥

 

ساعت 4 عصر است مردم با دهل و سرنای و رقص و پایکوبی طرف خانه خسر قیوم در حرکت می شوندوباصطلاح مردم پشت عروس میروند. جوانان قریه پيشاپيش دهل و سرنای به رقص و پایکوبی می پردازند و مردم جوپه جوپه از عقب دهل و سرنای با سرور وشادمانی حرکت مينمايند. زنان و دختران قریه در پشت بام های Tekstvak:  خانه های شان در حاليکه قسمت ار روهای خويش را با چادر های شان پوشانيده اند، مردم را تماشا می نمايند و به اشاره دست شاه و شاباله هايش را که بالای اسپ سفيد زین کرده سوار هستند و پيشاپيش همه در حرکت میباشند به يکدیگر نشان ميدهند. قيوم در عالم تخیل به فکر وچرت غرق است. کبير پدر قیوم که از خوشی و خوشحالی در پیراهن نمی گنجد، نزديک قيوم شده و در گوشش آهسته ميگويد: ّبچيم پيشانی ات را باز بگير. آدم هر روز عروسی نميکند، چند دقيقه بعد خانه خسرت می رسيم .در اين لحظه غرش ناگهانی طیاره های امريکائی که از فراز قريه عبور می نمايندهمه را به وحشت می اندازد مردم وارخطا می شوند و می خواهند متفرق شوند. اما فضای حاکم جشن عروسی برای آن مجال این کار را نميدهدودوباره به راه خویش ادامه میدهند بعد از چند دقیقه دو باره غرش هيبتناک طياره ها فضای قريه را احتوا می نمايد و مردم مورد بیرحمانه ترین نوع بمباردمان هوائی قرار می گيرند.

 

صدای گريه ، ناله و فغان مردان ، زنان،جوانان و اطفال ، جانشين ساز و سرور می شود. مردم اعم از پير و جوان، مرد وزن و اطفال که چند لحظه قبل در سرور و شاد مانی غرق بودند اکنون در خاک و خون می غلطند و از سر و روی آنها خون فوران مینماید . فضای قريه را دود ، گرد و خاک احتوا مینماید. صدای نجواو گريه و زاری هر طرف بلند است کسانيکه جان به سلامت برده اند. دوستان و اقارب شان را در ميان انباردودو گرد وخاک جستجو می نمايند. زنان قريه گريه می کنند ناله ميکنند. خود را به روی خاک می اندازند موهای خود را تار تار می کنند. امريکائی ها ، قوای ناتو ،دولت دست نشانده و تسليم طلبان که با آن ها همکاری می نمايند و مردم را فريب ميدهند بددعا می کنند.هوا آهسته آهسته تاریک میشود. شب ظلمانی درتاریکی عمیقی فرومیرود.شب بينوايان ، مظلومان و ستمديد گان . آری چه شب ظلمانی و وحشتناکی!؟

 

♥♥♥

 

اخبار شب مثل هميشه اخبار ضد و نقیض پخش ميکند. گزارشگر بی بی سی از قول مردم منطقه می گويد: در حمله هوائی از طرف امريکائی ها و قوای ناتو در محفل عروسی در قريه ده رائود صورت گرفت 50 نفر از مردم قريه به شمول عروس و داماد از بين رفتند.

 

گزارشگر ديگری از قول فرمانده قوای امريکائی و ناتو بمباردمان قریه و محفل عروسی را تکذ يب ميکند و چنين میگويد: از قريه مربوط بالای قوای امريکائی وناتو فير صورت گرفت و ما مجبور به دفاع گردیم که در اثر آین حمله دفاعی 50 نفر از طالبان به شمول دو نفر قوماندان آن ها (بخوان عروس و داماد)از بين رفتند و حدود ده نفر آن ها با سلاح و مهمات د ست داشته شان اسيرنیروهای دولت وقوای ناتو گرديدند.

 

♥♥♥

 

عبدالرحيم که در اين حادثه شديدًٌاً مجروح گرديده بود و مدتی تحت تداوی و مداوا قرار داشت در يکی از روز های آفتابی که وضع صحی آن کمی بهتر شده است با استفاده از چوب های زير بغل بیرون بر آمده و در صفه باغچه که برايش جای درست کرده اند به استراحت می پردازد. عدۀ از اهالی قريه که ازبمباردمان جان به سلامت برده اند به عياد تش آمده اند و در حین چای خوردن در صحبت را از اين طرف و آن طرف بازمیکنند و راجع به حادثه المناک که در عروسی قیوم صورت گرفت باهم صحبت مینمایند.عبدالرحيم بعد از شنيدن صحبت ديگران با استفاده از فرصت صحبتش را چنين آغاز مینماید:

Tekstvak:  برادران نقص ما و شمادر اين است که از تاريخ عبرت نمی گيريم و هر بار دشمن به اشکال گونا گون مارا فريب ميدهد.دولت های انگليس ، روس وامريکا همه شان يکی هستند ویک نوع سیاست را دنبال مینمایند .گرچه در این باره قبلا هم با شما صحبت نموده ام وشاید سخنانم تکراری باشد .اما خوب است که یکبار دیگر آنرابصورت اجمال یادآوری نما یم. وقتی انگليس ها به افغانستان تجاوز کردند عدۀ که مخفيانه با آن ها در ارتباط بودند، در بين مردم تبليغ می کردند که گویا انگليس ها به کومک مردم آمده اند . آن ها پول دارند، مردم افغانستان غريب است.بدون کومک آن ها ما هیچ چیز کرده نمی توانیم . امامردم به چشم وسرميديدندکه انگليس هاآزادی آن هاراسلب نموده بود وهرروزباآن برخورد توهينی و تحقيری می کرد.

 

بلاخره مردم با هم متحد شدند، بر ضد انگليسها قيام کردند و آنان را شکست دادند .همچنان وقتيکه روس ها به افغانستان آمدند. حزبی ها که مزدور ان و جاسوسان آن ها بودند تبليغ می کردند که گويا روس ها برای کومک مردم آمده اند. در حاليکه روس ها هر روز قریه ها و دهات را بمبارد می کردند و مردم را به نام های اشرار وشعله ای و چه و چه به زندان می انداختند و يا آن ها را اعدام می نمودند. بعد از اينکه مردم ما روسها را شکست دادند. نوبت به امريکائی ها وقوای ناتو رسيد .امروز هم عده که با امريکائی هاوقوای ناتو همکاری دارندوبرای آنها جاسوسی می کنند.

 

در بين مردم تبليغ می کنند که گويا امريکائی ها ، قوای ناتو و روسها باهم فرق دارند. امريکائی ها وقوای ناتو برای کومک و معاونت مردم افغانستان آمده اند. در حاليکه ما و شما به چشم سردر عروسی قیوم ديد يم که امريکائی ها و قوای ناتو با مردم چگونه برخورد نمودند. اگر يادتان باشد من در همان روز عروسی قيوم برايتان عرض کردم که برادران ساز و سرود را بس کنيد که اگر امريکائی ها خبر شوند منطقه را بمبارد می کنند مگر يکی دو نفر که خودتان هم آن ها را میشناسيد، می گفتند که ای بابا امريکائیها با انگليس ها و روس هافرق دارد. امريکائی ها اينقدر بی عقل نيستند که مردم بيگناه را بمبارد کنند. خودتان می فهميد که اگرآدم کمی جدی صحبت کند باز راپور آدم را به دولت و امريکائی ها ميدهند و آدم را بنام تروريست و القاعده به گوانتانامو می اندازند. همه سر را به علامت تصديق تکان ميدهندوميگويند: راستی که مارآستين ازهمه مارهاکرده خطرناکتراست.

پايان