Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
ذهن نسل جوان را نجات دهیئد

 

 

به کمک نسل جوان کشوربشتابیم!

 

رسانه های خبری امپریالیستهای اشغالگرتقریباهرروزاعلان میکنندکه امروزفلان تعدادودیروزفلان تعدادطالب راکشته اند. صرفنظرازاینکه آنهاافرادبی دفاع ملکی رابقتل میرسانندوآنهارادرجمع طالب حساب میکنند،یک جنگ کاملادرازمدت روانی رابرای تربیه جوانان کشورباروحیه بزدلی وهراسمندی ازپیش میبرند.هدف اصلی آنها تنهاتربیه مجدد طالبان با روحیه اطاعت پذیری نه بلکه واداشتن خلق افغانستان به اطاعت درمجموع است. طالبان، دشمنان مردم افغانستان اندولی بیشترازحزب وحدت وحزب جمعیت ونصروسپاه وحرکت بامردم افغانستان دشمنی نمیکنند. طالبان موجوداتی اندکه بدست پاکستان وامپریالیستهای امریکائی وانگلیسی بوجودآمده اندولی حزب وحدت، حزب جمعیت، وحرکت کمترازآنها ساخته وپرداخته امپریالیزم وارتجاع نیستند. اکنون امپریالیستهادرصدداندطالبان رایانابود کنندویاتجدیدتربیه نمایند، وبمزدوران وفرمانبران مطیع مبدل سازند،درحالیکه نصر، جمعیت، وحدت، حرکت به این مرحله رسیده وبه مزدوران کاملا فرمانبرداروسربراه تبدیل شده اند. چیزیکه برای استراتیژی امپریالیستهادرآسیای وسطی وجنوبی خطرناک است، روحیه نسل جدیدافغانستان درآینده میباشد.نسل حاضرافغانستان، خیانتهاوازپشت خنجر زدن های احزاب جنایتکاراسلامی رادیده وقتل وکشتارآنها،انرژی مقاومت این نسل راازمیان برده وآنهاراکاملا خسته ساخته است. نسل باانرژی افغانستان نسل آینده است. نسلی که باید مقاومت کند وافغانستان آزاد ومستقل رابوجودآورد.نسلی که بایدپوزه اشغالگران امپریالیست رابخاک بیالاید. نسلی که بایددرفش سرخ انقلاب را که بابخون افتادن پیشتازان انقلابی کشوربزمین افتاده اززمین برداردوبرفراز هندوکش، سفيد کوه وبابا به اهتزازدرآورد، نسلی که بایدافغانستان رابه یکی ازپایگاه های انقلاب ومقاومت خلقهاعلیه امپریالیزم وسگان زنجیری اش درمنطقه وجهان مبدل سازد. ذهن این نسل درمعرض دستبرد رهزنان امپریالیزم ومیهن فروشان لیبرال قراردارد. برای منحرف ساختن ذهن این نسل توطئه های"رنگین" وشیرین مختلف سازماندهی گردیده است.این توطئه هابخشی ازلشکرکشی ویرانگراشغالگران امپریالیست بشمار می روند که طلایه دارآن روشنفکران میهن فروش لیبرال غرب دیده میباشند.این میهنفروشان"موفقیت"برده امپریالیزم بودن رابنمایش میگذارند.آنهاممثل"پاداش اطاعت اززورگویان امپریالیست بوده وبه جوانان کشور راه"به نازونعمت رسیدن را ازطریق خیانت بمردم"نشان میدهند.

نسل جدیدکشوردرفقدان نمونه های مقاومت وستیزانقلابی،این میهنفروشان را بمثابه"مثال"های زندگی شان می پذیرند. آنهادرعالم ناآگاهی میکوشندپاجای پای آنهابگذارند. دانشگاه های کشوربه مبلغین"متمدن سازغربی" تبدیل شده که جوانان افغانستان را"انسانیت ومدنیت"سبق میدهند. درحالیکه رهزنان دیگراززمین وآسمان به چپاول مشغولندوارتشهای 27 کشورجهان ده ودیارمارابه آتش میکشند و "صلح"راتامین میکندتابرادران شان به راحتی مس، آهن، طلا، احجارقیمتی، آثارباستانی و...غیره راازافغانستان خارج کنند. متخصصین آنهابه محصلین کشور "یاد"میدهندکه چطورقدروقیمت این"صلح"را بدانند وچگونه خودشان درآینده چنین"صلح وآرامشی"راتامین کنندوافغانستان راجزئی از"جامعه متمدن" جهانی (برده متمدن)بسازند! اگرآتش وخون، قتل عام وکشتارمردم بیدفاع افغانستان یک جانب سکه تجاوز، اشغالگری واستیلاجوئی امپریالیست هامیباشند،جانب دیگرآن این منظره وحشتناک وبرده سازاست. اگراستراتیژی اشغالگرانه امپریالیست ها درآسیا بطورعام وافغانستان بطور خاص شکست هم بخورند، این پروژه آنهاشکست نمیخورند. زیراهنگامیکه چنین پروژه های در افغانستان وجودنداشتند،آنها توانستند عناصرمیهنفروشی راتربیه کنندکه امروزدرکرسی های وزارت وریاست دولت مزدورکابل به نمایش گذاشته شده اندولی اکنون ده هاهزاران تن ازاین افرادراکه دراروپا، امریکاوجاپان برده وتحت تربیه گرفته اند، به یقین میتوان گفت که ده ها اشرف غنی احمدزی، زلمی خلیل زاد، جلیل شمس وسپوژمی میوندی، دادفرسپنتا... وغیره راازمیان آنهابیرون میکشند.

همین افراداندکه چه ازطریق دانشگاه ها وچه از راه دیگرتمایل به مقابله باامپریالیزم وارتجاع رادرذهن این نسل به یک مسئله ناممکن مبدل میسازند. ازاینجا میتوان دیدکه روشنفکران لیبرال میهنفروش چه کسانی هستندوچه خدمات باارزشی رانه فقط درراه استحکام وباثبات ساختن یک رژیم مزدورودست نشانده واشغال وتداوم اشغالگری انجام میدهند، بلکه چه خیانتهای تاریخی ای رادرراه برده ساختن ذهن نسل آینده افغانستان بازی میکنند. بی جهت نیست که امپریالیستهاآنهاراوزیر،رئیس، مشاوروچایدارباشی شان مقررفرموده ورادیو، تلویزیون،وب سایت هاونشرات شان راباملیون هادالرتمویل میکنند. آنها با تهیه دستگاه تبلیغات ضدکمونیستی وضدانقلابی به مرحمت والطاف باداران شان پاسخ میدهند. به وب سایت"گفتمان"نگاه کنید وبیبنید این وب سایت چه نمونه حقیری ازبردگی وبرده منشی این افرادرا منعکس میسازد. این وب سایت به تمام"چرندیات" ضدعلمی وضددموکراتیک خوش آمد میگوید ولی مقالاتی را که در آن حتی یک اشاره ضد امپریالیزم وضد ارتجاع بکاررفته باشد، نشر نمیکند.هرباسوادوبی سواددرآن علیه کمونیزم ورهائی انسان مینویسدوحتی برخی ازاین افراداین وب سایت رامظهر مبازره برای دموکراسی وآزادی مردم افغانستان میخوانندوازکمونیستهامیخواهندکه "مردشوندوبیایند" ازطریق این وب سایت ها مبارزه کنند! دراین وب سایت افرادی برعلیه کمونیزم مقاله نوشته میکنندکه حتی نمیدانند"مائویزم"چطورنوشته میشود. من دریکی ازمقالات آن تحت عنوان"پایان دولت های ایدئولوژیک"دیدم که مائویزم رااینطورنوشته بود(ماهویزم).این نشان میدهدکه"آقا"چقدرسوادداردوبااین سوادچه درکی ازایدئولوژی خواهدداشت. با تمام این ضد انقلابی بودن آن، این وب سایت قهرمان"سامائی"هاست ودراین اواخر منسوبین حزب کمونیست(مائویست)افغانستان نیزآنرا"محل مبارزه مردان"میخوانند.

سامائی هابه هیچ وجه همکاری با"گفتمان را" به دلیل حمله بزدلانه نویسندگان مختلف به رهبران کمونیزم تحریم نکرده ولی افغان-جرمن آن لاین راکه درآن بر مجیدکلکانی حمله شده، باهزاران فحش وناسزاتحریم کرده اند.وب سایت "گفتمان"که درآن یک سخن مترقی وپیشرومنعکس نمیشودوحتی یک حرف هم ازمقاومت وآزادی کشورموردبحث نیست ازرهبران ساما"تشکر"دریافت میکند.

 

ازجانب دیگرسلطه مزخرفات مذهب برجامعه ووجودمرتجعین اسلامی براریکه قدرت میباشدبرابر سلطه امپریالیزم وشعبده بازی روشنفکران لیبرال ذهن نسل جوان را بسوی ایستائی وسکون متمایل میسازد. سنت ها،عنعنات ورسوم که ازپشینه تاریک نظام فئودالی برخاسته اندوتاکنون آمده اند، باچنان قدرتی درذهن جوانان کشورته نشین گردیده اندکه دربسامواقع می بینیم حتی روشنفکر پیشروومترقی از آن پیروی میکند. مثلا شخصیت مجیدکلکانی شهیدرادرنظربگیریم: میدانیم که مجید یک مبارز میهن پرست ویک ملی- دموکرات مترقی بود. اوبامقاومت برحقش یکی اززمین لرزه های شعله ای راتمثیل میکند. اما پیروانش برای آنکه خودرا پیرو بهتر او نشان بدهند اورابا معیارهای مذهبی وعنعنوی تعریف میکنند. تعریف سامائی هاازمجیدشهیدهیچ زمانی نتوانست ازاین ورطه هلاکت بارکه مجیدشهیدراعمیق تردفن میکند، بیرون شود. هیچ سامائی بعدازمجید نتوانست به خلق افغانستان بگویدکه مجیدحقیقتا کی بود. آنچه آنهاگفتند"آغاصاحب"،"قهرمان نستوه"،"تندیس مقاومت"و"آفتاب"...وغیره بود. هیچ یکی نگفت که مجیدشهیدآدم معمولی وانسان شریفی بودکه آزادی را دوست داشت وبرای آن تاپای جان مبارزه کردوسرانجام ایستاده جان دادودشمن راکاملازبون ساخت.هیچ یکی نگفت که مجیدشهیدترجیح دادجانش رابدهدولی دردل خلق آزادیخواه افغانستان زنده بماند،اوننگ خوددانست که حتی یک لحظه هم درذهن مزدوران روسی این امیدراتازه کندکه میتوانندباکرسی وزارت وریاست اورابخرند. سامائی ها با ناجوانمردی بیرحمانه حتی شخصیت ملی- دموکرات رانیزازمجیدشهیدگرفتندواورا مانند اهل تشیع وحسین ابن علی،به"سالارشهیدان"مبدل ساختند. چیزی که نه معنی داردونه وجودعینی وبیشترازیک واژه مرکب درقاموس جامعه عقبمانده فئودالی به هیچ جای دیگرره نمیبرد ودیرترازعقبماندگی ذهن عوام عمرهم نمیکند. مجید شایسته تعریف واقعی است، تعریفی که اورامجیدکلکانی میسازد، نه اغراق مذهبی سالار شهیدان، نه دروغ روشنفکری"اسطوره مقاومت" ونه تمجید مذهبی آغا صاحب! به این طریق می بینیم که ذهنیت ناسالم ونبریدن ازفرهنگ عقبمانده، سرانجام حتی شخصیت بزرگ افرادرانیزبزیرخاک فرومیبرد، چه رسد به اینکع مقاومت زا باشد. نمونه دیگرآن برخوردبه رفیق اکرم یاری است. حزب کمونیست(مائویست)افغانستان بدون اینکه حتی یک کلمه بگویدکه چرااکرم یاری درپیشاپیش جنبش کمونیستی کشور قرار دارد، با اوهمان رفتاررامیکند که رویزیونیست های چینی باصدرمائومیکنند. آنها عکس صدرمائورا همانطور که این حزب نام اکرم رادرپاورقی برنامه شا نوشته، درمیدان تین آن مین بنمایش گذاشته اندتا کارگران نا آگاه تسلی شود که این حزب همان حزبی است که مائوآن راپیریزی کرده بود. امااکنون بنیاداین حزب درهزاره جات برافتاده وبغیرازدوفامیل دیگرطرفدارندارد، به احتمال قوی درکنگره بعدی، حتی نام اکرم راازپاورقی حزب شان هم برخواهند انداخت.

موازی به این دومشکل، مشکل دیگری نیزدررابطه باایجاد ذهنیت آزادیخواه، انقلابی وپیشرودرکشوروجوددارد.این مشکل نقش اپورتونیزم درداخل جنبش کمونیستی افغانستان است. اپورتونیزم باطول موج های گوناگون درطیف انحرافی گسترده ای تبارزمیکند. طول موج کوتاه این جنبش یعنی طول موج رادیکال آن دروجودحزب کمونیست(مائویست)افغانستان بمشاهده میرسد. این حزب دربطن این شرایط که تاریکی اشغال امپریالیستی وخرافات ارتجاع مانندهوای بویناک درفضای تنگ گلوی انسان رامیفشاردوخفه میکند، به عواملش دراروپادستورمیدهدکه علیه علوم وبویژه قراردادن علوم وریاضییات درخدمت تبلیغات انقلابی دست به سم پاشی زده وآنرابه مسخره گی بگیرند. رایج ساختن بی مسئولیت حرف زدن،هذیان سرائی باواژه های بلند بالاوبنمایش گذاشتن درک نادرست حتی ازواژه هاچه رسدبه مطالب آنهابواسطه افراد منسوب به این حزب دراروپا، نتنها به ایجاد ذهنیت سالم وانقلابی ضربه میزند بلکه این حزب رادر محراق نفرت وانزجارتوده هاقرارمیدهد. عوامل این حزب دراروپابدترین اپورتونیست وفتنه انگیز ترین موجودات تاریخ جنبش چپ افغانستان به شمارمیروند. موضع ارتجاعی وبی حرمت بودن درمقابل علوم وریاضییات، درهیج حزب وسازمان چپ افغانستان وایران به اندازه این حزب ضد علمی وضد کمونیستی نمیباشد.

 

امااین شرایط تحت فعل وانفعال نیروهادرامتدادمبارزه اضدادتغیرمیکندوبه ضدخودمبدل میشود. چپاولگری،غارت وزورگوئی امپریالیستهابه نسل جوان این حقیقت رابه اثبات میرساندکه امپریالیستهابرای سلطه وسودبکشورهای دیگرمیروندنه برای آزادکردن وگسستن زنجیرها.اسلطه وسودکشی امپریالیزم همیشه درجهان بابقدرت رسانیدن فاسدترین اقشاروسودکش ترین طبقات همراه بوده ونتیجه سیاسی-اجتماعی آن فساد،ارتشا،استبداد،بیکاری،فحشا، تورم،جنگ وفقراست. چیزیکه درپاکستان، ترکیه، مصر،لیبیا،مراکش والجزایرهمین حالاوجوددارد، درافغانستان نیزحاکم خواهدشد. تفاوتی که دربین داراونادارطی این پروسه درجامعه بوجودمی آیدبسیاربزرگ خواهدبود. به ایندلیل نسل آینده افغانستان لاجرم درپی حل این معادله برخواهدآمد. هسته های کوچک کمونیستی، دسته های ضدامپریالیزم وضدارتجاع رشدخواهندکردوبه نیروهای اصیل مقاومت مبدل خواهندشد. دراین جاوظیفه آموزشی- پرورشی اساسی کمونیست هااینست که نسل جوان کشوراباایده های کمونیزم آشناساخته وپایه های این جهان بینی وایدئولوژی رادرعلوم وریاضییات نشان دادوذهن جوانی راکه به کمونیزم علاقه نشان میدهدبامنطق روابط طبیعت یعنی منطق دیالکتیک بکاروآموزش فعال سازدنه باواژه های بلندبالاوشعاردادن های احساساتی وبدیهه سرایی ها. بعباره دیگرازذهن جوان علاقمندبه کمونیزم نباید"جودان مرغ صحرائی" و"سناچ ازهرچمن سمنی"ساخت که واژه های کمونیستی رادرفحاشی به کسی دیگری بکارگرفته ومریضی روانی اش را مداوا سازد.

 

وظیفه انقلابی دیگری راکه باید تشخیص داداینست که برمبارزات کمونیستی تاکید بیشترنمود تا تفاوت بین شکل ومضمون مبارزه راازمیان برداشت. امروزمی بینیم که بسیاری ازرفقای ماکه درحقیقت کمونیست اند به شکل ملی- دموکراتیک مبارزه میکنند. آنها دربحث ها وبررسی های شان از معیار های ایدئولوژیک کمونیستی استفاده میکنند نه بورژوائی. آنهاکردار، رفتاروشخصیت کمونیستی دارندنه بورژوائی، آنها در بد ترین شرایط زندگی وکارمیکنندونان شان رادراروپا و امریکابدست می آورند. بسیاری ازآنها8 ساعت کارمیکنند8 ساعت دیگررایادرس میخوانندویاتحقیقات شان راتکمیل میکنندویادرکارهای انقلابی شرکت می نمایند و8 ساعت دیگررابرای خوردن، خوابیدن وسایر فعالیت های اجتماعی شان مورداستفاده قرارمیدهند. این رفقابایددرجهت اعتلای جنبش کمونیستی کارکنند.آنهاخودبهترمیدانند که فعالیت های دموکراتیک انحرافات آگاهانه راحمل میکنند.این انحرافات درحالت عادی مشاهده نمیشودولی بمجردیکه کمونیست هادراین تشکیلات مسئله تکامل وپیش رفتن تاحدایجاد یک تشکیلات کمونیستی ویاپیوستن به یک تشکیلات کمونیستی را بطورصریح وروشن مطرح سازند، هرتشکیلات ملی- دموکراتیک تجزیه میشود. آن بخشی ازعوامل که حاضرنیست ازحد ودایره های بورژوا-دموکراتیکش پافراتربگذاردیامستقیم ویابه بهانه ای ازبهانه هاجدا شده راهش گرفته میرود. برای کمونیست هااین مسئله بخشی ازتکامل است، زیراتکامل شامل جذب کردن وجداشدن بوده ودربسیاری ازمواردخیلی دردناک میباشد. معذالک یک کمونیست مجبوراست به چنین اقدامی دست بزند ونظرات بورژوازی یعنی قانع بودن به مبارزه ملی- دموکراتیک را به مبارزه بطلبد، برایستائی چیره شود ورکود راماستمالی نکند.ثمره این مبارزه ایدئولوژیک که ازیکطرف یک گام درجهت کمونیزم به پیش است ؛ از طرف دیگرچنان پروسه سازنده وپرخاشگری رابوجودمی آوردکه توجه طیف وسیعی ازجوانان کشورراجلب ونظرات آنهاراتغیرمیدهد.

 

پایان