Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
به مناسبت 115 امین سالگرد تولید

به مناسبت 115 امین سالگرد تولد

مائوتسه دون

نوشته : لی وا نستو

منبع : کارگر انقلابی

مترجم : ن . طاهری

تصحیح: الینگار

ویرایش: هیئت تحریر "شورش"

قسمت دوم

____________________________________________________

 

راه پیمایی طولانی

 

درسال 1932 جاپان به چین حمله کرد.جاپانی هادستور"همه رابکش وهمه چیزراآتش بسوزان"به اجرادرآوردندو درمدت زمان حضورشان درچین بیش از30 ملیون نفررابه قتل رسانیدند. دردسمبر1937 نیروهای چاپانی به شهر نانکینگ واردشدند. نیروی50000 نفری جاپان وقتی وارداین شهرشدند، به میگساری وعیاشی،تجاوزبه زنان،قتل وچپاول پرداختند. آنهادرطول چهارهفته بیشتراز300000 نفررابه قتل رساندند.جاپانی هاسران اطفال رازنده می بریدندوبه هزاران زن به شمول زنان سالخورده ودختران خردسال تجاوز می کردند.مردان رابه رگبارمی بستندوخیلی ها را در مسابقه نیزه زنی به عنوان نشانه استفاده میکردند. افرادرادرصندوق هاگذاشته زنده به آتش میسوختاندند. این یک جنگ کثیف و وحشیانه ای بودکه به منظوردرهم شکستن کامل مردم چین ومقاومت شان مورداجراگذاشته شده بود.

کمونیست هامردم رادرجنگ ضدجاپان رهبری کردند، ولی چیانکایشک نه تنهاعلیه جاپانی هانجنگید بلکه جنگ را علیه کمونیست هاادامه داد.ارتش تحت فرمان چیانکایشک که موردحمایه گومینتانگ نیزبود،عملیات بسیاربزرگی راعلیه ارتش سرخ ازپیش میبرد.درسال 1934 یک ملیون سربازگومینتانگ باتانک ،توپ وهواپیما های جنگی اش درعملیات ضدارتش سرخ شرکت داشتند.در16اکتوبر1934 مائووارتش سرخ مجبورشدبه عقب نشینی استراتژیک ازجیانگسی دست زندوبه راه پیمایی تاریخی -طولانی خویش آغازکردند. (خاطرات چانگ چنگ فینگ درراه پیمائی طولانی باصدرمائو- ترجمه رفیق الینگاربه زودی دروب سایتهای بابا،پیام آزادی وشورش بصورت فصل وارمنتشرخواهدشد-هیئت تحریریه شورش)

ارتش سرخ تحت رهبری مائو6000 مایل راه راپیاده پیموده وازصعب العبورترین مناطق روی زمین عبور کردند.اینهااز12ایالت گذشتندکه درآن ولایات حداقل12ملیون نفرزندگی میکردند. اینهااز18سلسله کوه عبورنموده واز24دریا ردشدندو62شهروشهرک راتصرف وبایکملیون سربازگومینتانگ جنگیدندو بطوراوسط روزیک برخوردمسلحانه صورت می گرفت.مدت راه پیمایی 250 روزرادربرگرفت. مائواین راه پیمایی طولانی رایک اعلامیه بزرگ، یگ دسته تبلیغاتی،ویک ماشین بذرافشان نامید. او گفت"بذرهاییراکه این راه پیمایی کاشت، سبز خواهدشد، شاخ وبرگ خواهدکشید، شگوفه نموده وثمرخواهددادکه درآینده حاصل فراوانی رانصیب انقلاب خواهد کرد".

بعداز3 ماه راه پیمایی طولانی ارتش سرخ درماه دسمبر1935 به زونیئه درولایت کویچورسید. درینجارهبران حزب کمونیست یک کنفرانس بسیارمهمی رابرگذارکردندکه میتوان آنرانقطه عطف درانقلاب چین نامید. برای اولین بارحزب درامورسیاسی واستراتیژی نظامی اطراف خط مائومتحدشدندواورابه عنوان رهبرحزب انتخاب کردند. زمانی که ارتش سرخ زونئیه را ترک کرد، 4000 دهقان ازآن منطقه به آن پیوستند.

راه پیمایی طولانی در20اکتوبر1935 یعنی یک سال بعدازترک جیانگسی،درشمال شانسی ختم شد.ازجمله صدهزار نفر که راه پیمایی راآغازکرده بودند، فقط 20000 نفربه شنسی زنده رسیدند. راه پیمایی طولانی یک عقب نشینی تاکتیکی بودنه شکست.ارتش سرخ به پایگاه جدیدخویش بارهبری سالم وآرمان سیاسی والایش قدرتمندتر ازپیش و اصل شد.کمونیستهای چین به اثبات رسانیدندکه بهترین جنگجویان علیه اشغالگران خارجی اند.مائودرسال1936 خواستارتشکیل جبهه متحدباگومینتانگ شدتاعلیه جاپانی های اشغالگردست به مبارزه مشترک بزنند.درحالیکه چانکایشک رهبر کومینتانگ ازتمام توان علیه ارتش سرخ استفاده کرد، ارتش سرخ ازسال1937 تا1945 بیشتر از نصف عملیات هایش راعلیه جاپانی هابکارگرفت. ارتش سرخ 92000 عملیات را انجام داد که درنتیجه آن یک ملیون سربازخارجی به قتل رسیدو 150000 عسکراسیرشد.

 

انکشاف تئوری کمونیزم،

 

مائوتئوری کمونیزم رادرجهت حل مشکلات انقلاب تکامل داد.اوخدمات مهم وضروری رابرای کمونیزم انجام داد. مائو مشکلات استراتژی راکه انقلاب درکشورتحت ستم امپریالیزم، باآن روبروبودعمیقادربخش نظامی وهمچنین فلسفی، حل کرد.آثارتئوریک مائومانند"درباره تضاد"،"درباره شناخت"،" درباره دموکراسی نوین"وغیره,خدمات ارزنده ای رادرامردرک انقلاب ودانش انقلابی درسراسرجهان بجاآوردکه امروزازاهمیت عظیم برخورداراند.مائوتلاش میکردتا تئوری مارکسیستی را عمیقا درک وعملی کند.

مائو دراواخرسال 1939 مقاله مهمی را بنام " درباره دموکراسی نوین" نوشت. مائوتوضیح دادکه چین برای دهه هاتحت سلطه قدرتهای امپریالیستی قرارداشته وهیچگاهی یک ملت مستقل نبوده واقتصادآن یک اقتصادویران و وابسته میباشد. توسعه اقتصادسرمایداری امپریالیستی باعث شده تامناسبات اقتصادی چین خیلی عقبمانده باقی بماند. مناسبات اقتصادفئودالی ونیمه فیودالی یعنی قرارداشتن زمین درملکیت فئودالهاواستثماروحشیانه دهقانان بامناسبات اقتصادسرمایداری درهم آمیخته وبالنتیجه موجب ظهوریک نظام سیاسی عقبمانده تحت ایده های عقبمانده گردیده است. چینی هاتحت این نظام درسرتاسرکشوربه زیر ستم قدرت های امپریالیستی قرارداشته ورنج میبرند.

مائو درک کردکه انقلاب درچین وسایرکشورهای عقبمانده به دومرحله جداگانه تقسیم میگردد. مرحله اول انقلاب دموکراتیک نوین میباشد.این انقلاب تمام کسانیکه ضدامپریالیست وضدفیودالیزم اند، رامتحد میسازدتابقایای فئودالیزم،بورژوازی دلال وسلطه امپریالیزم راسرنگون سازد. درین مرحله بایدوظایفی مهمی دموکراتیک چون انقلاب ارضی براساس شعار "زمین ازآن کشتگر"و نابودی ستم ملی براقلیت های ملی وستم برزنان انجام یابند.درحالیکه این خواستها برزمینه انقلاب بورژوا- دموکراتیک انجام می یابد وپوتنسیال انکشاف سرمایداری را شگوفامیسازد، مائو گفت که اگر این انقلاب بمثابه بخشی ازانقلاب کمونیستی جهانی تحت رهبری پرولتاریای انقلابی انجام یابد، راه راباسرعت نسبتا بالائی بسوی سوسیالیزم وکمونیزم بازمیکند.مائو برخلاف بعضی رهبران دیگرحزب کمونیست چین براین ایده پافشاری میکردکه انقلاب درهردومرحله توسط پرولتاریارهبری گردیده وازآغازباهدف رسیدن به سوسیالیزم وکمونیزم شروع میگردد. درحالیکه انقلاب مراحل مختلفی راطی میکندولی بایدهمیشه به عنوان پروسه های بهم پیوسته ومتصل شناخته شده وایدئولوژی وسیاست پرولتری وهدف آن که جهان عاری ازستم واستثمارمیباشد، چراغ راهنمای آن هاباشد.

 

جنگ و پیروزی

 

بعدازختم راه پیمایی طولانی مائوونیروهای کمونیست درین ان پایگاه ساختند. ینان جایی بودکه درآنجاارتش سرخ شکل گرفت وجنگ علیه اشغالگران جاپانی ونیروهای گومینتانگ تاشکست کامل آن وتصرف قدرت سراسری رهبری گردید. هزاران دهقان، کارگروروشنفکربه ینان، یعنی جاییکه درآن بذرجامعه نوین سوسیالیستی افشانده وگروه های انقلابی درهمه امورزندگی تشکیل گردیده بود، می آمدند. درآنجااتحادیه زنان،اتحادیه جوانان،اتحادیه دهقانان، اتحادیه کارگران، اتحادیه متعلمین وجمعیت خرده سالان تشکیل شده بودند. جالب اینست که درین ان اتحادیه بیکاران نیزوجود داشت.آنهانیزگردهم میامدندتاتجارب شان راکه چگونه به انسانهای مفیددرجامعه نوین تبدیل شدند،به دیگران انتقال بدهند. توده هابسیج شدندتاوحشیگری وفقر حاصل ازنظام فیودالی راریشه کن نمایند. ازدواجهای اجباری،استفاده مواد مخدر، بچه کشی(کسانی بودندکه بچه های خود رادرروزهای بعدازتولدمیکشتند)،کار خردسالان وفحشاکاملاًازبین رفته و از جامعه نابودشده بود.مذهب وخرافات جایش رابه دانش انقلابی وعلمی داده بودند. ملاکین ظالم دیگراجازه نداشتند تا بیرحمانه مردم رااستثمار نمایند.

 

درمیان هنرمندان وروشنفکران که ازشهرهابه ینان آمده بودندیکی هم چیانگ چینگ بود.اودر1933 به حزب کمونیست پیوسته بودودرسال 1937 به ینان آمد.اودراکادمی هنرهای زیباکه درینان تشکیل شده بود،هنرنمایش ودرام رادرس میداد. اودرگروپ تبلیغی هنرمندانی که به دهات برای تبلیغ ونمایش میرفتند،پیوست. مائوبه نویسندگان، هنرمندان وشعراعلاقه مندی خاصی داشت ونقش فرهنگی آنان رادرتغیردیدجامعه به دیده قدردانی مینگریست. او در اکادمی برای دیدن رقص، موزیک وکنسرت هامیرفت ودرآنجاباچیانگ چینگ آشناشدوعاشق یکدیگرشدندوبعدها درسال 1939 ازدواج کردند.

 

خبرنگاران خارجی مانندادگاراسنووانالویس استرانگ که ازینان دیدن کرده بودندازاینکه مائوچگونه بامردم ارتباط نزدیک وصمییمی داشت، چقدرباانرژی بودوهمینطورازدانش فلسفی اوحیرت میکردند. یک مورخ نوشت:"عکس های زیادی ازمائو که بالباس های نامنظم گرفته شده موجوداست. پطلون کهنه، کت خریطه ای وبزرگ که اکثراًباکاغذو کتابی که درجیبش میگذاشت، شل ووُل تربنظرمیرسید، به تن داشت. بسیاری مدارک مصاحبه وی موجوداست که نشان میدهدباعلاقه مندی تمام به همه سوالات پاسخ میدادوبعضی وقت ها شب تا صبح مصروف صحبت با خبرنگاران بود. اوبه برنامه های حزب میرفت وخیلی بلندوشادمیخندید. درعکس هادوست نداشت درمرکزعکس واقع شود. انالویزسترانگ میگویدکه اوبه شیوه خودش میرقصیدورقص خوب بلدنبود. درغاری که مائوازآن به عنوان دفترش استفاده می کرد، بچه هادرعین اوقات کاری اش درآن مشغول بازی بودندوبه بیرون ازغارمیپریدندوداخل میرفتند. اوهمیشه شاد و خرم بود اما زمانی دریک ثانیه هم تغیرمیکرد. درصحبت های خودهمیشه مطابق به سویه شنوندگان خود سخن میگفت. درحالی که تلاش میکردبلندترازسطح مخاطبان خودسخن نگوید، هرگزپایین ترازآن سخن نمیگفت. مغلق ترین موضوع راطوری تشریح میکردکه حتی بچه هاوعوام ان رامیتوانستنددرک کنندکه مخاطب کی بود. همواره بین او ومردم صمیمیت خاصی وجودداشت. اوهمیشه با مردم ارتباط داشت." (هان سوین درمارنینگ دیالوگ)

ینان قلب جنبش سراسری چین بودوازآنجابودکه آزادی الهام میگرفت وگسترش می یافت. درسال 1945پایگاه سرخ در9 ولایت وجود داشت. درین سال بیش ازصدملیون انسان درساحه آزادشده تحت کنترول حزب وارتش سرخ زندگی میکردند.

سرانجام اشغالگران چاپانی درسال1945 شکست خوردند.امریکاتاآنروزکه کمونیستهای چین باچاپانی ها می جنگیدند، موضع بی طرف داشت. امازمانیکه جاپانی هاشکست خوردند، تاکتیک وشیوه کارش را تغیردادواضلاع متحده آمریکاازهیچ کاری خودداری نکردتاکمونیستهارادررویارویی باکومینتانگ به شکست مواجه سازد. 90000 سربازنیرویی دریایی امریکابه چین اعزام شدتاازشهرها،فرودگاه ها، تاسیسات مخابراتی،معادن ذغال سنگ وراه آهن درمقابل حملات کمونیستهادفاع نمایند. مشاوران امریکایی ارتش کومینتانگ راتعلیمات نظامی میدادندوبه نیروهای کومینتانگ وسایل وتجهیزات نظامی مدرن میفرستادند.امپریالیزم اضلاع متحده طی دوسال مبلغ1.3 بلیون دالر تجهیزات نظامی کمک کردکه امروزاین مبلغ برابراست با13 بلیون دالرامریکایی.معذالک تمام این تلاشها، نتوانستند ارتش آزادیبخش خلق راشکست دهد.درنیمه سال 1949 حدودنیم ملیون سربازکومینتانگ کشته شد.دراپریل همان سال دولت چیانگ کایشیک سقوط کردومتعاقب آن ارتش آزادیبخش خلق شهرهای بزرگ را تصرف نمود.

 

چین سوسیالیستی یا چین سرخ

 

مائودراول اکتوبر1949 درمیدان تین ان مین درپکن پایتخت تشکیل جمهوری خلق چین رااعلام نمود. اودرجمع ملیون هانفرحاضردرمیدان تین ان مین گفت:"مردم چین بپا برخاسته اند"مائومردم چین رابیست سال درنبردمسلحانه علیه ستمگران چینی وامپریالیسم رهبری کرد.اینک نوبت مردم بودتاسوسیا- لیسم رادرچین بنانمایند. این دوران گذاربه کمونیسم یعنی جهانی عاری ازطبقه، مناسبات ستمگرانه وایده های که مربوط به جامعه طبقاتی میباشد، بود.

مائو درین روز تاریخی با شادی مردم شریک شد و این روز را جشن گرفت. برعلاو ه اومیدانست که:"انقلاب بزرگ چین به پیروزی بزرگی رسید، اما راه بعد ازپیروزی نهایت طولانی،کار بس بزرگ و بس دشواراست....".

خلق چین تاکنون ستم وادباربیشماری چون فقروگرسنگی ستمگری واستثماروحشیانه ملاکین، اعتیادبه موادمخدر، نبود نظام تعلیمی وصحی را ازسر گذرانیده بود.این وضعیت بویژه درروستاها، زندگی مردم را بیشتر ازبیش صعب ساخته بود. تاکنون هیچ راهی برای مردم موجودنبودتااین وضعیت راتغیردهند.آنان درپناه ومرحمت سیستم اقتصادی و اجتماعی ستمگرانه وطبقه حاکمه که این سیستم رااداره میکرد، شب وروزشان رامیگذراندند. وچین نوین نشانه تمام این زخم هاراباخود حمل میکرد. واینک که قدرت سیاسی دردست خلق بود، خلق برای نابودی آثاراین جراحاتن نظام کهن باید سخت تلاش میکرد، زیرا فرصت آن رسیده بود که مردم با شیوه های کاملاًمختلف بامشکلات مقابله کنند.

دولت جدیدفوراًبرنامه هایی راروی دست گرفت وشروع به ضبط ودارایی هائیکه به امپریالیستهای خارجی وسرمایه داران بزرگ چینی میشد، نمود. املاک ملاکین بزرگ راضبط ومیان دهقانان توزیع کرد. قوانین جدیدی وضع شدو براساس آن تمامی ازدواج های اجباری غیرقانونی اعلام گردید و به زنان مانندمردان حق طلاق داده شد. فروش اطفال همراه باواداشتن اطفال به کارکه ازکارهای خیلی معمولی وروزانه مردم چین بود، ممنوع گردید. ساعات کاری از12-18 ساعت به 8 ساعت تقلیل یافت. کارهای زیادی انجام شدتافوراًوبصورت بنیادی شرایط زندگی مردم را بهبود بخشد. درعین زمان مردم وادارگردیدتابه حل تمامی مشکلات زندگی سهم بگیرندومشکلات اجتماعی خویش راخود حل نمایند. بطورنمونه موادمخدر، قماروفحشا مشکلات بزرگی درجامعه به حساب میامد.چاقوکشان واراذل واوباش بزرگ، دلالان فاحشه هاودستفروشان موادمخدرکه بدون شک همگی شان با پلیس مخفی واطلاعات سابق دست داشتند، دستگیرشدند. درضمن آن به معتادان موادمخدر، فاحشه هاوجنایت کاران کوچک خانه وحق تعلیم،خدمات صحی رایگان مهیاوبرای شان فرصت تجدید تربیت داده شد.زندگی سیاسی واجتماعی مردم تغیرکردوملیون ها نفربه انجمن های دهقانی، اتحادیه های کارگری ، سازمان های زنان، وجوانان، جمعیت های فرهنگی، علمی، آموزشی وغیره پیوستند. این جمعیت ها به مردم این امکان رامیدادند تادرتصمیم گیری ها وانجام تغیرات درجامعه نقش ایفا نمایند. مثلاً درشهرها "کمیته شهری" که از صدها وهزارهاخانواده نمایندگی میکرد، مردم راکمک میکردتانزاع میان فامیل وهمینطورمیان همسایه هارابطورمسالمت آمیزحل کند،جلوجنایتکاران وتبهکاران رامیگرفت، ازنظافت شهری مواظبت میکرد،به فامیل های ناتوان کمک میکردومحافل فرهنگی وآموزشی دایرمینمود، کارزارمبارزه بابیسوادی رادر دهات، فابریکه ها ومحله ها ونواحی فقیرنشین به پیش میبرد. کمیته های دهقانی که اساساً ازدهقانان فقیروبی زمین تشکیل شده بود، مسولیت داشتند تااصلاحات ارضی راپیش ببرند. این کاریک تغیربزرگ اقتصادی واجتماعی بود. زنان باراول بودکه صاحب زمین میشدند. درسال 1952 نصف زمین های زراعتی چین توزیع مجددشده بودو300 ملیون دهقان فقیروبی زمین صاحب زمین گردیده بودند.

 

رفع موانع اقتصاد سوسیالیستی

 

بعدازپیروزی انقلاب، بلافاصله این سوال مطرح شدکه چگونه تغیرات اساسی رادرجامعه بوجود آورد؟ بعضی رهبران حزب-آن رهبران که درانقلاب دوشادوش مائوعلیه ملاکین ومرتجعین مبارزه کرده بودند- اصرارمیکردندکه به راه سرمایداری بدون محدودیت پیش باید رفت.اینهامیگفتندکه زراعتزمانی ترقی میکندکه صنعت پیشرفته داشته باشیم. اینهامیخواستندتکنولوژیراازخارج وارد، ازبانکهای بین المللی پول قرض کرده واملاک خصوصی بزرگ رادرروستا هاملی نسازند.اینهادنباله رونظریه "رشداقتصادسوسیالیستی"درجنبش های کمونیستی بین المللی بودند.بر اساس این نظریه میبایست ابتداوسایل مدرن تولیدیکارخانه های بزرگ، ماشین های سنگین وتکنولوژی مدرن ...وغیره- راآماده وبعدازآن به تغیرمناسبات اجتماعی اقدام کرد.

امامائومیگفت که مابایدبه انقلابی ساختن مناسبات تولیدوتوزیع وشرکت توده هادر مبارزه طبقاتی وسهمگیری شان در مبارزه تولیدی توجه وانکشافات رابراین مبناحرکت دهیم. مائومعتقدبودکه عملی ساختن تغیرات ودگرگونیهای انقلابی ماننداتقلاب ارضی، ترویج کاردسته جمعی،همکاری میان کارگران ودهقانان،ازبین بردن فیودالیزم وزمینه ایده های ناسالم، میتوانند صنعتی نمودن زراعت وتبدیل زمین های بایربه زمین زراعتی راتسریع واستفاده ازآب را بهبود بخشد. این نمونه ای ازایده های مائواست که شیوه تفکرمردم رانسبت به پروسه تغیرات اجتماعی باانتقادانقلابی می ساخت. قراردادن انکشاف مدرن صنعتی قبل ازدگرگونی اقتصادی واجتماعی مناسبات میان مردم میتواندبه نابرابری بزرگی منجرشود. زیرااین امرباعث میشودتاتمام توجه به انکشاف فابریکه هاکه بعضاً درشهرهاخیلی پیشرفته هم بودند، مبذول گردد.علاوتااین کارباعث تشدیدنابرابری میان شهروروستا،فقراواغنیا،به جای تحدیدوکاهش آن، می گردید. مائواستدلال میکردتاابتداکارهای زیادی برای برداشتن گام های بزرگی درراه تغیرات درشیوه تفکرچینی ها نسبت به جامعه ومحیط وبعدقدم برداشتن بسوی تولید،انجام شود.این امربعدهابه شعارخیلی مشهوری"انقلاب راادامه دهید وتولیدرابالاببرید" تبدیل شد. مائو این خط رابطورقاطعانه ازپیش بردوبرای رسیدن به چنین اهدافی باقدم های استوارحرکت کرد.

پایان قسمت دوم