Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
داستان واقعی درباره مائو تسه دون و انقلاب کمونیستی درچین

به مناسبت 115 امین سالگرد تولد

مائوتسه دون

نوشته : لی وا نستو

منبع : کارگر انقلابی،

مترجم : ن. طاهری

تصحیح: الینگار

ویرایش: هیئت تحریر"شورش"

 

 

قسمت سوم

 

________________________________________________________________

 

رهبری مائو

 

بامطالعه تمام وظایفی که مائوبعهده گرفت ومشکلاتی راکه حل کرد، تصویری خوبی ازشیوه رهبری وشخصیت او به دست می آید.بنیانگذاری اقتصادسوسیالیستی ازطریق مطالعه وبررسی تجارب منفی ومثبت دراتحادشوروی تاآنزمان بود. مائو این تجارب راعمیقاًبررسی کرد، درموردآنهاازنظرات مردم استفاده کرد- متدوپرنسیب های کمونیستی رادرشرایط مشخص چین بکاربست. بدین لحاظ استراتیژی رسیدن به مراحل عالی سوسیالیسم را تدوین نمود.

درسال 1951 مائوبه روستاهارفت وبامردم مستقیماًصحبت کردتاازنظرات آنان آگاهی حاصل نماید.دراثر پیروزی انقلاب زمینهای زمینداران بزرگ ضبط شده ومیان دهقانان فقیربی زمین توزیع گردیده بود.امااستفاده درست ازاین زمینهامی توانست فقط باشیوه کئوپراتیفی وجمعی صورت گیرد. این امرمیتوانست محصول کشاورزان راافزایش دهدو مناسبات میان مردم رابه شیوه رادیکال تغیر دهد.

درجایی که دهقانان ازحیوانات ووسایل خودبصورت جمعی استفاده میکردندوهمدیگررادرکارکشاورزی کمک میکردند، تیم مشاوران بیطرف تشکیل گردید.درسال952 چهل در صددهقانان درین تیمهاعضویت داشتند.امااین تیم ها آنقدر بزرگ نبودندتاباحوادث احتمالی چون سیلاب وخشکسالی مبارزه نمایند.اینها پیشرفتهای بزرگی تخنیکی رانمیتوانستند بیافرینندوهمینطوربعضی تیمهاتوسط دهقانان مرفه تری رهبری میشدند.دهقانان خود میاموختند چگونه شیوه های انقلابی تولید رابیافرینند ودهقانان درایجادایده هاوراهکار های تغیرات اجتماعی مانندازبین بردن نظرات کنفوسیوس که مردم نسبت به زنان اعمال میکردند ونشاندن"خدمت به خلق به جای"ابتدا من"گام های عملی وسیعی برداشتند. بعضی ازدهقانان شروع به ساختن کئوپراتیو های بزرگ نمودند. مائواین کارها را به دقت بررسی نموده و انان راتشویق کرده وحزب راهم بسوی بسیج سربازان ارتش آزادیبخش خلق هدایت مینمودتا درهدایت ورهبری این سازمان های همکاری جمعی، سهم بگیرند. اداره های مشترک تولیدی یاکوپراتیوی درسال 1956 انقدررشد کرده بودکه 90 % دهقانان درین سازمان ها عضو بودند.

این شیوه رهبری مائودرامرمبارزه طبقاتی وساختمان جامعه سوسیالیستی محرکی بودبسوی استفاده سازنده انرژی توده هاتحت سوسیالیسم ورهبری کمونیستی .

 

گام بزرگ به پیش

 

درک مائوازسوسیالیزم فراترازتغذیه،پوشاک وحقوق اولیه مردم بود. اوبه انقلابی نگاه میکردکه مردم راازمناسبات اقتصادی واجتماعی ستمگرانه رهانیده ونجات دهد.

انقلابی رادرنظرداشت تاایده هاوارزش های کهن راکه مشوق مناسبات ستمگرانه بود، به مبارزه طلبیده ونابود سازد.انقلابی که به مردم فکرکردن وعمل کردن را می اموزاند. مائوبدین منظوردرسال 1958 پلان جدیدو متهورانۀ رابرای انکشاف اقتصادی سوسیالیسم تدوین نمودتا قدم های بزرگی رابه پیش بردارد.هدف اصلی ایجاد جنبش سراسری کشوربرای تشکل کمون دهقانی بود.این کمون هامتشکل از15 تا 25 هزارعضوبودکه توانایی مهارسیلاب هاودرختکاری زمین های وسیع،ساخت جاده های سراسری درکشور، ساخت بندهای آب و برق، مکاتب و شفاخانه ها وغیره را داشتند. مراکز تحقیقاتی را برای تهیه تخم اصلاح شده گندم، برنج، و دیگر محصولات کشاورزی با حاصل دهی خوب ایجادگردید. این کمون ها توانایی هموارنمودن تپه ها و قابل زرع نمودن کوهها را نیزداشتند. کمون ها برای مردم زمینه یک زندگی آزادسیاسی، اجتماعی و فرهنگی را مساعد ساخت. جستجوی جمعی راه کارها و شیوه حل مشکلات بجای رهانمودن مردم بدست سرنوشت وغرق نمودن درگیرودارزندگی فردی، باعث گردید تا زنان امکانات وفرصت های بیشتری برای درگیرشدن وسهم گرفتن درامورات جامعه بیابند ونقش مهمی درخلق وانکشاف زندگی جدیدایفا نمایند. کمون ها خانه سازی، ساختن غذاخوری های مشترک، کلینیک ها، مکاتب وتئاترها رابصور دسته جمعی سازمان میدادند. درمسیراین تغیرات بزرگ اقتصادی و اجتماعی مردم عادات وارزش های کهنه، خرافات، تبعیض و رواج فیودالی رابه مبارزه طلبیدند. درین مسیراختلاف وفاصل میان شهرنشینان وده نشینان ودهقانان و کارگران را کاهش دادند.

 

امروزشنیده میشود که قدم های بزرگ به پیش فاجعه باربود. دراین مرحله ازانقلاب انسان های زیادی ازگرسنگی مردند. علت آن شیوه رهبری یاپالیسی مائوبود. شنیده میشودکه کمون ها درحقیقت نوعی کاربرده وار بود. اینها همه دروغهایی است که ازدهان دشمنان مائومیشنویم. دلیل این مشکلات پالیسی مائونبود.درین برهۀ اززمان قحطی خیلی شدیدی چین را فراگرفته بود. دلیل آن پدیده هایی خیلی مغلقی بود: درسال 1959 چین شاهد خشکسالی وافت هایی چون سرازیری سیلاب های بزرگی بودکه درتاریخ چین بی سابقه بودند. این پدیده عمیقاً به تولیدموادغذایی ضربه زده بود. اتحادشوروی باروآوری به سرمایداری دردهه 50 متخصصان ومشاوران خود را از چین فراخوانده بودو مرزهایش رابروی دولت سوسیالیستی چین بسته بود. علاوه برآن رهبران حزب اشتباهاتی را مرتکب شدند. برای نمونه آنان توجه زیادی به مناطق روستایی نمودندکه ازامکانان زراعتی کمتری برخورداربودند، که بااین شیوه محصولات موادغذایی ضربه دید. مقامات محلی ازحاصلات زراعتی خودبطورمبالغه آمیزی گذارش میدادند. براساس این گذارشها برنامه توزیع غله تهیه میگردید واین امر مشکلاتی را بوجود میاورد. اما مائو ورهبری انقلابی حزب تلاش میکردند این مشکلات را به شیوه خوبتری حل نمایند. بطورنمونه آنان اندازه دریافت گندم توسط دولت راکاهش دادند، بعضی پروژه هایی غیرزراعتی رامتوقف ساختند تا برای تهیه موادغذایی دست به کارشوند، غله ونان جیره بندی شدوغله وموادغذایی به مناطق موردضرورت بصورت عاجل فرستاده شد. حقیقت این است که تغیرات بزرگ دریک جامعه همواره درکوتاه مدت مشکلاتی راایجادمینماید ولی به اثبات رسیده که در درازمدت این مطمئن ترین راه حل میباشد. این تغیرات دربرگیرنده شکستن شیوه های کهنه وآزمایش شیوه های جدیدی به منظوراصلاح عادات وعرف های اجتماعی میباشد. این کاردرپروسه قدم های بزرگ به پیش انجام شد. اگر این کارها انجام نمیشد،چطورمیتوانست چین درسال 1970 برای اولین بارقادرگردد تانیازهایی موادغذائی وصحی نفوس 600 ملیونی خودرا برآورده سازد؟ اینکارنتیجه تلاش هابرای اتمام برنامه های اقتصادی، اجتماعی وسیاسی مبارزات قدم های بزرگ به پیش بودکه درچین برداشته شده بود.

 

وضاحت درمورد خصلت طبیعی سوسیالیزم

 

سرنگونی نظام سوسیالیستی روسیه دراواسط دهه 1950 قلب همۀ کسانی راکه برای دنیای بهترفکرمیکردند شکستاند. نظام سوسیالیستی روسیه اولین نظامی بودکه جامعه نوین سوسیالیستی رادرانکشوربنانهادوکارهایی بسیار بزرگی توإم با تجارب راهبردی وقابل توجه ازسوسیالیسم درین نظام به اجراگذاشته شد. شکست انقلاب وبرگشت دوباره سرمایداری چه معنی داردو همچنین چه تاثیری برروحیات انسان دارد؟ مائوعهده دارمطالعه عمیق تجارب جامعه شوروی شد.اوازتمامی کارهای مثبتی که انجام شده بودآموخت واشتباهات تئوریک وعملی راکه منجربه نگهداری وتقویت نابرابری هادرجامعه میشد، ومبارزه برای جامعه بی طبقه یعنی کمونیسم راه به بیراهه میکشاند، شناسایی وشدیدا انتقادنمود. به همین شیوه مائوازتجارب چین سوسیالیستی که تا انزمان بدست آورده بود- بعدازتجزیه وتحلیل خیلی انتقادی- آموخت تا راهکارهایی جدیدی را جستجو نماید.

ساختمان سوسیالیسم وابسته به التیام زخم های است که ازجامعه ستمگرانه کهنه بجامانده وپروسۀ ای است که نباید امیدواربوددریک شب بسرانجام برسد. ساختمان سوسیالیسم به این معنی است که بطورمتداوم دگرگونی اقتصادی و شیوه هایی انجام کارهایی اجتماعی راموردکندوکاوقرارداده وباشیوه های تفکرعقب مانده کهنه که درستمگری ریشه دارند، مبارزه نمود. مائوعلیرغم درگیری بااین مسایل، تلاش کردتا مشکلات آتی رادرک نماید. اوهمواره درگیرتجزیه وتحلیل عمیقی ازتمامی خصوصیات انتقال سوسیالیسم به کمونیسم بود. آنچه اوازسرشت وخصوصیات این جامعه درک کرد، قبلاً توسط جنبش کمونیستی بین المللی شناخته نشده بود. مائوبخوبی فهمیدکه پیروزی انقلاب وساختمان سوسیالیسم نمیتواند به سرنگونی طبقات ومبارزه طبقاتی محدودباشد. آنطوری که او بعدها نوشت:

 

"جامعه سوسیالیستی زمان نسبتاً درازی را دربرمیگیرد.دراین زمان طولانی طبقات، تضاد طبقاتی و مبارزه طبقاتی وجوددارد،مبارزه میان رهروان سوسیالیسم ورهروان سرمایداری ادامه دارد،هنوزخطراعاده سرمایداری موجوداست. ماباید مسیروسرشت خیلی مغلق وطولانی این مبارزه را بدانیم و درک کنیم".

 

مائوبه این حقیقت پی بردکه کسانیکه سرنگونی سوسیالیسم دراتحادشوروی راطرح ریزی وعملی کردند، همه درعالیترین مقامات حزب کمونیست قرار داشتند.اودراطراف خویش وقتی نگاه میکرد،آثارونشانه های آنرادردرون حزب کمونیست چین مشاهده میکرد.اودرک کردکه رهبران عالیرتبه حزب میخواهندکاپیتالیزم رادرچین ماننداتحادشوروی دوباره برسر قدرت آورند.مائوبطورخستگی ناپذیری درجستجوی راهی برای جلوگیری ازوقوع چنین مشکلی بود. ازتجربه اتحادشوروی آموخت که پاکسازی چنین رهبرانی نمیتواندراه حلی خوبی باشد. بدون شناسایی دقیق زمینه هایی رویزیونیسم ومبارزه دقیق وآگاهانه علیه این زمینه هانمیتوان امیدوار بودکه اگرجمعی ازرهبرانی حزب مخالف آن باشد، جمعی دیگرآن راه را دوباره پیشنهادننمایند. مائوراههای بسیج نمودن توده هارابصورت خیلی گسترده وآگاهانه برای درگیرشدن درمبارزه سراسری درجامعه ، ترسیم نمودن خط فاصل میان رهروان سرمایداری و رهروان سوسیالیسم ، انتقاد نمودن ازرهبران که راه سرمایداری را درپیش گرفته بودند و رهنمون شدن راه درست انقلابی به انان راجستجو نمود. او تلاش کرد تا روحیه شورشگری وکنجکاوی مردم را برانگیزاند. اما انطور که او بعدها جمع بندی نمود، او و رهبران انقلابی تا انزمان نتوانسته بودند تا راه بسیج نمودن توده ها را برای انتقاد ونشانی نمودن "گوشه های تاریک و پنهان"رهبران خویش، بیابند.

 

حاد شدن مبارزه طبقاتی درچین

 

نیروهایی محافظه کاردردرون حزب میخواستندتاحزب به معیارهایی سوددهی درسرمایه گذاری اولویت قائل شوند. اینها شیوه آموزشی راترویج کردندکه به متخصصین ورهبران ممتازحزب امتیازمیداد. اینهاکارهایی فرهنگی رابه منصه اجرا ونمایش میگذاشتندکه توسط کرکترهاوموضوعات فیودالی مغلوب گردیده بود. آنهابه توده ها اجازه نمیدادند تادرمبارزات وجروبحث های که حزب درگیربود، درگیرشوند. به انان اجازه داده نمیشدتابدانندچگونه جامعه را دگرگون باید ساخت. در مورداین اشتباهات رهبران حزب، مائوکاری دیگری انجام دادکه یکی ازخدمات بزرگ مائومحسوب میگردد. اینک کار عبارت بودازتدوین تیوری ادامه انقلاب تحت دیکتاتوری پرولتاریا.

 

درجامعه سوسیالیستی ضروراست تادیکتاتوری پرولتاریابرای مبارزه علیه نیروهای مختلف بورژوائی وشکست دادن این نیروهابه کارگرفته شود. حتی درجامعه سوسیالیستی که انقلاب ًادامه دارد، بقایای نابرابری واختلاف درجامعه مداوماً ظهورمیکنند. این اختلافات زمینه ظهور بورژوازی وروابط وشیوه تفکرسرمایدارای را مساعدمیسازند. بعلاوه مائوفهمیدکه خطربزرگ نیروهای ستمگرواستثمارگرمتعلق بجامعه کهنه نمیباشدبلکه طبقه جدیدالتشکیل بورژوازی که ازدرون تضادهای جامعه سوسیالیستی سربلندمیکند و درست درعالیترین منزلت حزبی قراردارند، میباشد.رهبران حزب به لحاظ موقعیت وقدرتش منابع،تصامییم گرفته شده وپالیسی هایی توسعه ای راکه مسیرانکشاف جامعه راتعین مینمایند، کنترول مینمایند. اینکه جامعه به پیش به سوی سوسیالیسم ویابرگشت به سوی سرمایداری حرکت مینماید، بستگی به این امرداردکه چگونه رهبران حزب ازقدرت خود درتعین یکی از این دومسیراستفاده مینمایند. برای نمونه آیارهبران حزب باید سیاستی راکه منجربه حذف نابرابری هامیشد،دنبال میکردندویاسیاستی را که به تقویت نابرابری ها می تنجامید؟ آیا اینها تلاش میکردندتا مبارزه آگاهانه مردم رابرای تغیرجامعه خویش به سوی سوسیالیزم وکمونیزم رهبری کنند یاآنرابه بیراهه بکشانند؟این موضوعات مربوط به مبارزه طبقاتی تحت سوسیالیسم میشود. موسسات اداری ومدیریتی جامعه سوسیالیستی چون انستیتوت حقوقی،هنری، فرهنگی،سیاسی وعلمی نه تنها این تضاد های طبقاتی را منعکس میکردند،بلکه میتوانستنداین این مبارزات را به نحوی تحت تاثیر قراردهند.

مائو درصددیافتن راهی بودتااین موسسات رادگرگون کند، تغیرات اساسی رادرحزب وجامعه واردنماید، تغیرجدی درشیوه افکاروشناخت مردم وبالاخره توده هارادرگیرمبارزه طبقاتی نمایدتاچین را درمسیرسوسیالیسم رهنمون گردند.

مبارزه برای حفظ سوسیالیزم

 

درماه می 1966 مائوانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریایی رابافراخواندن توده هابه"بمباردمان مقرفرماندهی"آغازکرد.اوازتوده های صدهامیلیونی خواست بپاخیزندورهبران حزب ومقامات حکومتی راکه برای براندازی سوسیالیسم تلاش میکردند، خلع قدرت نمایند. این انقلاب درانقلاب بود.

مائوصدهامیلیون نفرراهدایت کردتاجهت حرکی جامعه رابه بحث وبررسی گرفته ومسئولیت سرنوشت جامعه خویش رابدست گیرند. مائوورهبران انقلابی در حزب ، مردم راکمک نمودند رهروان راه سرمایداری را درجمله سران حزب شناسائی،انتقاد،ودرصورت ضرورت سرنگون وقدرت رادرموسسات ونهادهایی که درراه رسیدن به کمونیسم مانع ایجاد میکردندمجدداتصرف نمایند.این پروسه انقلابی نمودن بیشترجامعه وقدرت مندنمودن توده های مردم بود.انقلاب فرهنگی ورهبری مائوممکن است یکی ازآن پروسه های باشدکه درجهان خیلی کم دیده شده است وبیشترین سو تفاهم وغلط فهمی درموردصورت گرفته است. برای دهه های بعدازان، مدافعان سرمایداری داستان های کاملاً کاذبانه و دروغ راسرهم بندنموده وترویج دادند.آنهابه مائوبهتان زده وانقلاب کبیرفرهنگی رابه عنوان یک کابوس ترسیم نموده اند.

 

تغیروهدایت بهترجامعه بسوی سوسیالیسم

 

آنطورکه مائوبعدهاتشریح کرد،هدف انقلاب فرهنگی"آنانی بودکه دردل دولت راه سرمایداری رابه پیش گرفته بودند". اما هدف استراتژیک این مبارزه کمک به مردم درامرتغیردیدشان نسبت به جهان بودکه به وسیله این طرزدیدجامعه را که درآن زندگی مینمودند، تغیرداده وبسوی جامعه کمونیستی رهنمون شوند.

به اموربهداشتی وصحی نگاه نمایید.درسال 1949 چین دارای 12.000 داکترکه درغرب تحصیل کرده بودند،برای 500 میلیون نفربود.درسال1965 این تعدادبه 200.000 رسید. اما اکثرمراکزصحی درشهرهاقرارداشتند. دوکتوران تازه فارغ تشویق میگردیدند تا به مراکزصحی شهری کارنمایند. دهقانان که اکثریت عظیم نفوس کشورراتشکیل میدادکمترین دسترسی به مراکزمدرن صحی داشتند. اینگونه تنظیم مراکزصحی میتوانست تنها به انکشاف و بزرگ شدن نابرابری درجامعه و تقویت نفوذ و گرایشات سرمایدارانه گردد.

مائووآنانی که واقعاً به خط اصولی میاندیشیدندوخطی که وزارت صحت عامه درپیش گرفته بود، راانتقادنموده و خواهان تغیراصولی درین شیوه مدیریت شدند.تحت رهبری اوتوجه زیادتری بدهات نسبت به شهرها مبذول داشته شد.یکی از پیشرفتهای هیجان انگیزانقلاب فرهنگی تشکیل"دوکتوران برهنه پا"بود.دهقانان جوان،وجوانان ده به اطرافکشورفرستاده شدندودانش اولیه صحت،دارووتداوی راکه نیازعاجل کشوربود و نیازتداوی امراض عمومی وعادی بود، بیاموزند. داکتران هرزمانیکه ضرورت بود، به دهات میرفتند. یک سوم داکتران شهری به دهات برای کمک به مردم شتافتند. اوسط طول عمردردوره رهبری مائودوبرابرگردید، یعنی از32 سال درسال 1949 به 65 سال درسال 1976 رسید.

رهروان سرمایداری درمورد آموزش و پرورش نظری دیگری داشتند. آنان استدلال میکردندکه به منظور تبدیل نمودن چین به یک کشورمدرن، ضرورت است تابه"بهترین"مکاتب و"ممتازترین"شاگردان تمامی توجهات مان را مبذول نمایئم. اینها سعی مینمودند تا به عملیاتی که ادامه برنامه "گام های بزرگ به پیش" بودخاتمه داده شود. دردوران " گام های بزرگ به پیش"محصلان وقت اضافی شان رابه کاشت وزرع سبزیجات برای نیازکافتریای مکاتب خود و یا در یک کارخانه کوچک متصل یانزدیک به مکتب صرف میکردند. انقلابیون این نظرات رهروان سرمایداری راانتقاد مینمودند.زیرابدون کم کردن تفاوت هامیان روشنفکران وکارگران، میان متخصصین وتوده های معمولی مردم حرکت نمودن بسوی کمونیزم ناممکن است.

یکی ازنتایجی که ازدعوت مائوگرفته شداین بودکه میلیون هامحصل علیه نخبه گرایی درتحصیلات عالی برای مبارزه به پاخواستند. قبل ازانقلاب فرهنگی دانشگاه هامتعلق به فرزندان رهبران حزبی ومقامات دولتی بود.اطفال برای شمولیت درمکتب به مشکلات عدیده چون انتخاب به اساس امتحان ومشخصات سنی وفزیکی روبروبودند. انقلاب فرهنگی شمولیت درمکاتب ودانشگاه هارابراساس امتحانات رقابتی ونخبه گرایی راملغی نمود. شرط رفتن به دانشگاه این بود تا محصلان بعد ازختم لیسه برای سه سال به فابریکه ویا به دهات کارنموده ومتقاضی شمولیت دردانشگاه را نماید. ارزیابی ونظرات همکاران و موسسۀ که یک محصل درآن جاکارمیکرده، یکی دیگر ازپیش شرط هابرای ورود به موسسات تحصیلات عالی کشوربود.

برعلاوه تاثیرات انقلاب فرهنگی بالای جامعه، حزب نیزازاین انقلاب متأثرگردید. تمامی بخش های حزب این مشی انقلابی راپیش بردند، دانش خویش راازاهداف کمونیستی، دوره انتقالی سوسیالیستی وهدایت این تغیرات درهمه سطوح عمیق ترساختند. رهبران انقلابی جدیدی ازمیان توده های مردم پابه عرص رهبری حزب نهادند.

 

شکست سوسیالیسم درچین و درسهای که ازآن بایدگرفت،

 

علیرغم تمام این تغیرات بزرگ، معذالک، مائوگوشزدکردکه پیروزی نهایی خیلی دوروقابل پیش بینی نیست.اوبه این موضوع اشاره نمودکه"خیلی آسان خواهدبودتابه سیستم سرمایداری روآورشد"زیرافشارامپریالیسم ازبیرون و موجودیت بقایای"لکه های"سرمایداری(مانندنابرابری میان شهروده،اختلاف میان کاریدی وفکری وغیره) دردرون نظام واین حقیقت که بسیاری ازرهبران قدرتمندحزب کاملاًتوسط انقلاب فرهنگی اصلاح وخلع قدرت نشده اند،این روگردانی راسهلترمیسازد.

زمانیکه مائودرسال 1976 وفات کرد،رهروان سرمایداری دردرون حزب کمونیست چین وبه رهبری دنگ سیاوپین فرصت یافتندتا کودتا نمایند. آنهاصدهاهزارنفررا بقتل رسانیده ورفقای نزدیک مائوبشمول رفیق چیانگ چینگ همسر او و3 نفردیگررا که بعدا بنام "باندچهارنفری" مشهورشدند، دستگیر وزندانی ساختند. هزاران نفردیگربه کام مرگ فرستاده شد.دنگ سیاوپین شعار"سرمایدارشدن افتخاراست"رابه جای "خدمت به خلق"مائوبلندکرد. این کودتاچین سوسیالیستی رابه جهنمی برای اکثریت چینی هاکه امروزماشاهدآن هستیم،مبدل نمود. درچین یکباردیگر امپریالیزم، استثمارسرمایداری وستمگری فیودالی همراه با قطبی شدن شدیداجتماعی واقتصادی جامعه حاکم گردید.

 

دلایل که چرارهروان سرمایداری به پیروزی رسیدند، زیاداست.عوامل چون فشارهای بین المللی، ودیدبعضی رهبران ازموجودیت طبقات درچین مهمترین این دلایل میباشد.علاوه برآن مائوگروپ انقلابی نزدیک به مائواشتباهات مشخصی را مرتکب شدندکه توانایی های انان راتحت الشعاع قرارداده ودرضمن انان راهدف تهاجم رهروان سرمایداری قراردادند.

درس هاییکه ازان میتوان گرفت،این نیست که سوسیالیسم ناممکن است، بلکه اینست که انقلاب ناکام ماندوشکست خورد. حقیقت دیگری که منجربه فریب توده هاشد،این بودکه رهروان سرمایداری زمانیکه قدرت رابدست آوردند، توده هارا غافلگیر کردند زیرا مشی آنها برای توده ها واضح وروشن نبود. آن هاخودرارهروان سوسیالیسم واندیشه مائومعرفی مینمودند. زمانیکه این رهروان شعارادامه راه مائورا میدادند، باب آواکیان رهبرحزب کمونیست انقلابی امریکا بخوبی خدمات فناناپذیرمائوراوخدماتی راکه مائوبه علم وعمل انقلاب کمونیستی نمود،جمع بندی نمود. او مشخصات طبقاتی رهبری جدیدچین راتحلیل نمودوبه وضاحت تمام نشان دادکه کودتای ضدانقلابی علیه مائو وسوسیالیسم به وقوع پیوسته است. درضمن وی به وظایف ومبارزات رهبران اصیل کمونیست ها درسراسرجهان مبنی برارزیابی درست ازتجارب تاریخی وغیرپیش بینی انقلاب چین وآموختن وبکارگیری درست تئوری که مائو درجریان رهبری خویش تکامل داد، اشاره نمود.

امروزه هیچ کشورسوسیالیستی درجهان وجود ندارد. شکست چین سوسیالیستی درسال 1976 ختم موج اول انقلاب پرولتری را درجهان رقم زد.

مائوکمونیست،انقلابی بزرگی بود که یک ربع نفوس کره زمین را برای آزادی چین ازستم واجحاف امپریالیست ها رهبری کرد. اواین کشوربزرگ را بسوی برپایی یک جامعه آزادوسوسیالیستی برای 25 سال رهبری نمود. مائو مردم چین رارهبری نمود تا شرایط ووضعیت زندگی شان راهمراه بااحساسات وخصوصیات روانی شان بطوراصولی و بنیادی تغیربدهند. اوبطورخستگی ناپذیری درپی یافتن راهی بودتاازپیروزی رهروان سرمایداری جلوگیری نماید. واو مردم رادرین کارتاآخرین رمق حیات خودرهبری وکمک نمود. این یکی ازعالیترین تجارب انقلابی درتغیرجامعه و مردم بود. درک حقایق درباره مائوبرای هرکس مهم است. مهم است تابدانیم که انقلاب تحت رهبری اویک مرحله خیلی برجسته ازتاریخ جامعه انسانی میباشد.وبرای کسانیکه امروزواقعاًمیخواهندجهان راتغیردهندباید افکارو کردار انقلابی مائو نقطه مهم آغازین وحرکت بسوی بازسازی جنبش انقلابی باشد.

پایان