Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
Poll: Majority in US Oppose Both Wars

 

دموکراسی غربی، یک مشت وعده سرخرمن ویک جهان دروغ

 

نوشته : الینگار

 

صرفنظرازاینکه هیچ دموکراسی ای درخدمت همگان نیست ودرهردموکراسی یک طبقه ومتحدینش ازآزادی برخوردار بوده واقشاروطبقات دیگرتحت دیکتاتوری قراردارند، دردموکراسی غربی وضع ازاین هم بدتراست. درست است که در ممالک غربی ازیک تادوگفتنی ملاوآخندکسی راتکفیرنمیتوانند، قوماندان وولسوال، ضابط وقاضی رک وراست ازکسی رشوه نمی خواهند، سیدوحضرت، پیروایشان، طالب وچلی به زوربه جان کسی بخاطرامر بالمعروف ونهی عن المنکر" ویابخاطرخمس وذکات نمی افتند، آدم ازهرشکم گنده ریشوکه بمشکلی نفس میکشدنمیترسد. امااگراندکی به اینکشورها دقت کنیم، می بینیم که مردم اروپاوامریکای شمالی بیشترازمردم جهان سوم تحت فشارقراردارند. تفاوت فشاری که برماواردمیشودفقط درشکل وحشیانه وابتدائی قرون اوسطائی آنست ولی شدت، تراکم وماهیئت فشاربراین مردم بیشتر ازماست. این دموکراسی شرکت های بزرگ امپریالیستی رادرجهت چپاول مردم دست آزاد داده وآنهاهرطوریکه دل شان شدنرخ آب،برق،کرایه خانه، موادارتزاقی رابالا میبرند. سیاست بازان آنهابه هنگام کارزارانتخاباتی شان دروغهایی را سرهم می چینند ووعده هائی را میدهندکه هرگزنمیتوانند به آنهاوفاکنند. آنهاواژه های گوناگون چاپلوسانه رادرساختار جملات پیچیده ومغلق بکارمیبرند، قول میدهندکه بیشتردرجهت امکانات بازارکاروبالابردن سطح زندگی وتوان خریدمردم کارکنند. به محیط زیست توجه نمایندوقس علیهذا. درحالیکه هیچکدام اینکارهاراخصلت سرمایه ونظام سرمایداری به دستگاه سیاسی آنهاآنطورکه آنهاوعده میدهند، اجازه نمیدهد.این سیاست بازان درعین اینکه میداننددرجهت فریب مردم به آنها وعده میدهند- خدارا هزاربارشکرمیکنند که مردم آگاهی سیاسی ندارند وبراحتی فریب میخورند. بطور مثال بارک اوباما را درنظر بگیرید: آقای اوباماقبل ازآنکه به ریاست جمهوری انتخاب شود، دوچیزرابه مردم امریکاازهمه بیشتر وعده میداد:

1-      زندان گوانتاناموراکه برحق ماهیئت نظام امپریالیستی رابه نمایش میگذارد، ببنددوازعراق خارج شود.

2-   بیمه صحی ودرکل تمام سناریوی"بهداشت"راکه رژیم رنالدریگان دردهه 80 ازمردم امریکاگرفته بود، دوباره به کشوربرگرداند.

 

بارک اوباماطی اولین فرمان ریاست جمهوری اش دستوردادکه"زندان گوانتانامورامسدودسازند"اوچندروزقبل باطمطراق اعلام کردکه نظام بهداشت وبیمه صحی امریکاراتغیرداده ودرمان وتداوی رادردسترس تمام امریکائی هاقرارخواهد داد. بیشتراز 47 ملیون امریکائی به بیمه صحی وشفاخانه دسترسی ندارند. این رقم شامل بیشتراز12 میلون لاتینی های که بطورغیرقانونوی درامریکازندگی میکنند، نمیشود. وقتی یکی ازاعضای خانواده میمرد، بازماندگانش مانندافغانستان دوستان وهمسایگانش را خبر میکندکه آمده جنازه اورابرده بسوزانندویااگرتوانستند، دفنش کنند.

اما، چون دراینگونه دموکراسی هافقط جرج بوش هاجای شانرابه بارک اوباماها میدهندودر ذات نظام استثمارگرانه هیچ تغیری به نفع زحمتکشان وطبقه کارگربوجودنمی آید، کنگره درموردزندان گوانتاناموبه بارک اوباما به شکل غیر "نه" گفت ودرموردمسئله بهداشت وبیمه صحی نیز پیشنهاداورا نپذیرفت. اماازجائیکه جنگ افروزی وتجاوزبه ممالک دیگروچپاول آنهایکی ازاساسی ترین خصلتهای ذاتی امپریالیزم است،سنای امریکابدون هیچگونه مشکلی پیشنهاداوبامارا در جهت فرستادن عساکربیشترامریکایی به افغانستان پذیرفته واکنون تعداداین سربازان درافغانستان به 62000 تن میرسد.

این درحالی است که برطبق گزارش Jason Ditz که بتاریخ 23 جولای 2009 دروب سایت های معتبر امریکائی واروپائی بنشر سپرده شد، 63% مردم امریکا مخالف جنگ درعراق و53% مخالف جنگ درافغانستان میباشند.

درماه اپریل سال 2003 قبل ازتهاجم به عراق، 80 %مردم انگلستان، مخالف حمله بعراق بودند. جالب اینجاست که تونی بلیردرحالیکه بیشتر از 20 %مردم را درکنارخود نداشت، با جملات گوناگون مخالفتش رابا دیکتاتوری بیان میکرد.

 

این چهره حقیقی دموکراسی بعد ازصدها سال درغرب میباشد، آنها این نظام رابه افغانستان وعراق هم میبرند. تصور کنید هنگامیکه 80%جامعه مخالف عمل حکومت است وحکومت بازهم به آن عمل دست میزند، حالا نمونه صادرشده آن به افغانستان وعراق چگونه خواهد بود؟ هستندافرادی که خوب میداننددموکراسی غربی یعنی چه؟ ولی باگلوپاره گی آنرا برای افغانستان تجویزمیکنند. اگربه این افرادپیشنهادکنیم که بیائیدجای طبقات رادرمعادله دموکراسی تغیربدهیم وبرای آن کارکنیم، آنها هرگز قبول نمیکنند. آنها فقط دموکراسی ای را قبول دارند که در آن عده محدودی ازجامعه بر اکثریت عظیم جامعه حکمروائی کنند واگر بگوئیم که بیائید برای دموکراسی یی کارکنیم که قانون اساسی آن برای حکومت اکثریت براقلیت جامعه نوشته شده ونظام تولیدومبادله آن درخدمت زحمتکشان باشد نه دراختیار بهره کشی شرکت های بزرگ جهانی، بانکهاوموسسات دیو پیکرنفتی وانرژی.بجای مدیران20000دالری درماه بگذاریم شورای کارگران شرکت های تولیدی وصنایع رااداره کنند، بجای فئودالهازمین را دراختیارمجامع دهقانی قرار داده وزراعت رامیکانیزه کنیم، آنها این را دموکراسی نمیگویند. آنها این را دیکتاتوری میگویند.

 

ازاینجا می بینیم که آنها برمبنای یک آگاهی مغرضانه دموکراسی غربی را می ستایندوبا دموکراسی مردمی مخالفت میکنند. این نیت مغرضانه عبارت ازمنافع طبقاتی آنها میباشد. درراستای آنست، که آنها به دروغگوئی، فریب وریا کارمیکنند.

پس دموکراسی یک پدیده طبقاتی است وتوده های مردم دردموکراسی غربی وشکل صادرشده آن به افغانستان وجاهای دیگرفقط سهم زجروعذاب کشیدن رامیبرند وهیئت حاکمه سهم فرمانروائی و غارت گری را. برای آنکه دموکراسی را به نفع مردم زحمتکش وطبقه کارگر بسازیم، باید درگام اول جای طبقات را در آن تغیر بدهیم، یعنی بخش فرمانروائی ومدیریت جامعه را بطبقه کارگر و متحدین سیاسی او بدهیم وزمینه را ازنظر سیاسی، اقتصادی وفرهنگی چنان عیار سازیم که دموکراسی ودیکتاتوری بشمول دموکراسی مردمی بسوی نابودی حرکت وتمام انسان هاازحقوق مساوی برخوردارشوند. برای برآورده ساختن چنین آرزوی بیائیدکاررااز تحریم انتخابا فرمایشی ریاست جمهوری آغاز کنیم.