Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
درباره جایزه نوبل

درباره جایزه نوبل

 

 

آلفردنوبل درسال 1901بنیادجایزه نوبل رادراستکهلم- سویدن تاسیس کرد. این جایزه قراربودکه به دانشمندان فیزیک، شیمی، فیزیولوژی، طبابت، وادبیات داده شود. درسال 1968دراوج جنگ سرد، سیوریگس ریکس بانک(بانک دولتی سیوریگس) Sveriges Riksbank دانش اقتصاد، وفعالیت برای صلح رانیزبرآن افزود. دراقتصادکسی برنده این جایزه شمرده میشودکه ابتکارات ودانش اقتصادی اش ثروت بیشتربرای ثروتمندان بوجودبیاورد. بهمین قسم درصلح نیزکسی برنده این جایزه شمرده میشودکه ابتکارات سیاسی اش نظام حاکم موجودرا استحکام بیشتر ببخشد. بعبارات دیگر،کسی که نظم غارت وچپاول گری جهانی سرمایداری راچنان سروسامان بدهدویامشکل سیاسی معینی را که درراه غارت واستثمارخلق های جهان قرارگرفته ومنافع سرمایداران بزرگ راصدمه میزند،بشکلی ازراه برداردکه بیچارگی وتحت ستم بودن توده هادرآن تضمین گردد، برنده این جایزه میشود. به این قسم ازسال 1968به اینطرف این جایزه درخدمت اقتصاد وسیاست سرمایداری امپریالیستی درآمد.

 

برندگان جایزه صلح نوبل کی ها هستند؟

 

این جایزه درطول نیمقرن به سه نوع افرادداده شده است:

1-  افرادی که بطورمستقیم حامی منافع امپریالیستهابوده ودراین راه ازهیچگونه تلاشی دریغ نورزیده اند، مانندجیمی کارتر،کوفی انان،میخائیل گورباچف، شمعون پیریز، لیخ واویلسا، میناخم بیگن وغیره.

2-  افرادی که منافع خلق کشورخودرافدای نقشه های امپریالیستهاکرده وباتمام قواکوشیده اندمبارزات خلق خودراچنان شکست بدهندکه تمام دست آوردهای مبارزات ضدامپریالیستی وضدغارت وستمگری آن نابودگردد،مانندنیلسن ماندیلا کیم دای یونگ، مارتین لوترکینگ،یاسرعرفات،انورالسادات وغیره.

3-  افرادی که میتوانندبمثابه اهرم سیاستهای امپریالیسم کاربدهندوآنها بتوانند بابلندکردن آنهارژیم های گردنکش حاکم برکشورآنهاراتحت فشارقرار داده وموانعی که درراه لیبرالیزه شدن بازارتولیدومبادله آن ممالک ازطریق این حکومات بوجودآمده برطرف سازند. ماننداندره سخارف روسی،آنگ سانگ سوکی(برما)، شیرین عبادی(ایران).

اگریک یک نفرازاین سه کته گوری رامطالعه کنیم وبه کارهائی که آنهاانجام داده اند دقیق شویم مثلا: کوفی انان رااز کته گوری اول،یاسر عرفات راازکته گوری دوم وشیرین عبادی راازکته گوری سوم مطالعه کنیم، به سیاستی که جایزه صلح نوبل بر آن استوار است، پی میبریم. آقای کوفی انان کسی هست که سازمان ملل متحد را آنچنان درخدمت سیاست استیلاجوئی جهانی امپریالیستهاعیارساخت که آنهابه بهانه وجودسلاح کشتارجمعی درعراق،براین کشورحمله بردند،رژیم قانونی ومشروع آنکشورراکه خودعضومستقل سازمان ملل متحدبود، سرنگون ساخته و ازطریق این سازمان اشغال آنرامشروعیت بخشید. زمانی که کوفی انان به امپریالیستهای امریکا وانگلستان چراغ سبز حمله را میداد، هانس بلیک نماینده ورئیس بازرسان این سازمان رسما اعلام میکردکه درمدت بیشترازیکسال جستجو،هیچ اثری ازسلاح کشتار جمعی رادرعراق نیافته است.کوفی انان درفردای اشغال کامل عراق دفتراین سازمان رادربغدادتاسیس نمود.براثراین جنگ تاکنون براساس احصائیه منابع غربی بیشتراز یک ملیون نفرکشته شده اند.کسی که به چنین جنگی چراغ سبز میدهد، کسیکه در جنایات ابوغریب وکشتار یک ملیون عراقی شریک است، برنده جایزه صلح میشود.

به یاسر عرفات نظر کنید، یاسر عرفات تمام دست آوردهای مبارزاتی ضد امپریالیستی خلق عرب وازآنجمله فلسطین رابااسرائیل به معامله گرفت. این معامله به معنی توبه کردن از مبارزه مسلحانه فلسطنی ها و تن دردادن به اسارت چیزی دیگرنبود.یاسرعرفات اگرچندبسیارپیشترازامضای معاهده صلح با اسرائیل راه مبارزه مسلحانه راترک گفته بود،ولی صلح اوبدلیل پایان دادن به جنبش انتفاضه خلق فلسطین بود.یاسرعرفات حتی سنگ وچوب راهم ازدست جوانان فلسطین گرفت که باتوپ وطیاره اسرائیل مقابله نکنند.

به شیرین عبادی نظرکنید!این خانم چه کسی هست؟اوچه کاری مهمترازیک وکیل دعوای معمولی راانجام داده است؟هزاران ایرانی مبارزکه برحق سزاوار جایزه های صلح جهانی میباشند،دردل تاریخ ایران خفته اند؛تقی ارانی،غلام حسین فروتن وغیره،اگرتاریخ اینکشورراکناربگذاریم وبه ایران کنونی بیائیم،حتی درهمان وزن وکته گوری خانم عبادی،هزاران زن ومرددیگری وجوددارندکه صدهامرتبه سزاوارترازاین خانم میباشند.فرق آنهاباشیرین عبادی اینست که اوامپریالیستهاراباکرشمه های حقوق بشرخودامیدوار میسازد.حوادث اخیر ایران نشان دادکه امپریالیستهاازاوخیلی ناامیدشده اند.نه اینکه کرشمه های حقوق بشراوبه امپریالیستها روبه سردی رفته باشند،بلکه به این دلیل که اوکیفیت وظرفیت یک وکیل عادی حقوق بشرراهم ندارد.

به اینصورت جایزه صلح نوبل درموردصلح چیزی بیشترازتائیدخدمتگذاری عوامل امپریالیست هادراین سه کته گوری نیست. اگردرمتن مسئاله اندکی عمیقتر شویم،برندگان جایزه صلح نوبل خدمتگذاران نخبه امپریالیستهاوافرادانگشت شماری اندکه ازدیگران بیشتربه خلقهای جهان خیانت میکنند.صلح تحت غارت و چپاول امپریالیستی یعنی چه؟یعنی تامین آرامشی که دربطن آن عده

 

محدودی بدون غل وغش مانند جوک های خون آشام برشاهرگ حیات خلقهای جهان چسپیده وخون آنهارابمکند. در حالیکه هرسال بیشتراز50 ملیون طفل از اثرسوتغذیه میمیرند،درحالیکه بابالارفتن هردرجه حرارت اقلیم گیتی ده ها ملیون خانواده عایدات شان راازطریق محصولات زراعتی ازدست میدهند، در حالیکه بیشترازیکملیاردانسان باعایدروزانه کمتر از2دالر زندگی میکنند،درحالیکه 2% نفوس دنیابیشتراز98% ثروت جهان رادردست دارند،وباارتش های خونریز، بمبهای یورانیومی وفاسفوریک،موشکهای هوشمندوبمب افگن هایشان این شرایط رابر98% اهالی کره زمین تحمیل میکنند،صلح یعنی چه؟ صلح تحت این شرایط یعنی تحمیل این وضعیت غیرقابل تحمل.

 

سردمدارجنگ افروزترین نظام تاریخ نامزدجایزه صلح؟

اضلاع متحده امریکاخونریزترین ارتش گیتی رادراختیاردارد.این ارتش درامریکای جنوبی، افریقا، آسیای وسطی،شرق میانه، آسیای جنوبی،شرق دوروشبه جزیره کوریاحضور نظامی دارد. اضلاع متحده امریکا بزرگترین ذخیره سلاح کشتارشیمیائی وهسته وی دنیارادراختیاردارد. 20% سلاح هسته وی اضلاع متحده امریکابرای نابودکردن حیات برروی کره زمین کافی است. براساس آمارانستیتوت بینالمللی صلح استکهلم، 41.5% کل بودجه نظامی دنیابه اضلاع متحده امریکاتعلق دارد.درحالیکه چین فقط 5.8%، روسیه 4%، فرانسه و انگلستان هرکدام 4.5% این بودجه را مصرف میکنند. مصارف سالانه نظامی اضلاع متحده به استثنای چین،روسیه، انگلستان وفرانسه بیشتر از2.2 برابرکل بودجه نظامی سایر ممالک جهان است.این مصارف براساس آمارمرکزکنترول تسلیحات و عدم انتشاردرسال 2000 میلادی400ملیارددالرودرسال 2008 یعنی 8 سال بعد700ملیارددالربوده است. سرعت افزایش این بودجه بطوراوسط 38%در سال بوده است.حالابایدازخودپرسیدکه اگررئیس جمهورایالات متحده امریکانامزدجایزه صلح نوبل گردد،بزرگترین جنگ افروز کیست است تابه کیفربرسد؟کشوریکه بزرگترین رقم مصرف آنرا ماشین کشتاروتجاوزتشکیل می دهد،کشوری که8.7 برابربودجه تعلیم وتربیه اش را مصرف ماشین جنگی اش میکند،کشوری که درآن بیشترازیک سوم اهالی اش ازبیمه صحی برخوردار نیست،کشوریکه مصارف طبیب وادویه برای 48 ملیون ازمالیه دهندگان آن غیر قابل پرداخت بنظر میرسد،کشوری که 10.18 برابربودجه صحت عامه اش را مصرف ماشین جنگی اش میکند.آیادرجهان کشوری هست که این کشور را تهدیدکند؟ روشن است که این ماشین جنگی برای تعرض به جهان سامان داده شده ودرجهت سرکوب وغارت خلق جهان جهان عیارشده است. آیادادن جایزه صلح به رئیس جمهور چنین کشوری مسخره نیست؟دادن جایزه نوبل به سردمداراین کشور بمعنی این نیست تابگذاردآنهائی که ازاوضعیفتراندودربطن شرایط ناآرام شانس کمترغارت رادارند،نیزازگوشت وپوست مردم دنیالقمه ای بردارند.

 

 

سال

جمع

بودجه دفاع

فیصدی کل

تعلیم وتربیه

فیصدی کل

صحت عامه

فیصدی کل

 

997

541

54

61.9

6.2

52.7

5.3

2008

930

481.4

51.8

58.6

6.3

52.3

5.6

2007

873

460

52.7

56.8

6.5

53.1

6.1

2006

840.5

438.8

52

58.4

6.9

51

6.1

2005

820

421

51

60

7

51

6.2

2004

782

399

51

55

7

49

6.3

2003

767

396

51.6

52

6.8

49

6.4

 

 

 

 

 

 

 

بارک اوباما وجایزه صلح؟

 

شایدبارک اوبامادرنهادش آدم صلح طلب باشدوشایدنباشد،امانیت اوتعین کننده سیاست های اونیست. ازدورانی که عدالت پادشاه وخشم وغضب فردی اوتعین کننده مرگ وزندگی افرادبود،صدهاسال میگذرد.انقلاب کبیر فرانسه بطوررسمی به دوران سرواژوسلطنت مطلقه قرون اوسطایی خاتمه بخشید.دیگرمهربان یاخشن بودن رئیس جمهوربه حال سیستم نفع وضرری ندارد. همانگونه که سفاهت وبیسوادی جرج بوش وبداخلاقی بیل کلینتن بر نظام حاکم برامریکااثرنداشت،نیات،خوبی وبدی بارک اوبامانیزبراین نظام اثری ندارد. منافع ملی وبین المللی نظام حاکم تعین کننده رفتار وکردار سیاسی اوست.

بارک اوباما در ماه جولای دربرلین گفت:

This is the moment when we must renew our resolve to rout the terrorists who threaten our security in Afghanistan, and the traffickers who sell drugs on your streets. No one welcomes war. I recognize the enormous difficulties in Afghanistan. But my country and yours have a stake in seeing that NATOs first mission beyond Europes borders is a success... We have too much at stake to turn back now.

ترجمه:

اکنون زمانیست که مااراده خودرابرای ریشه کن ساختن تروریسمی که امنیت مارا درافغانستان تهدیدمیکندوقاچاقبران موادمخدرکه درخیابانهای شماموادمخدرمیفروشند، تبارزبدهیم. هیچکسی ازجنگ خوشش نمی آید.من میدانم که درافغانستان مشکلات وسیعی وجوددارد، اماکشورمن وهمچنین کشورشمانمیتواندقبول کندکه اولین ماموریت ناتودرخارج ازمرزهای اروپابه ناکامی مواجه شود... اگر اکنون میدان را رها کنیم بسیارچیزهارا خواهیم باخت.

چنین سخنانی،برای صلح نیست.این سخنان برای جنگ است وازجنگ پشتیبانی میکند.این سخنان دیگران راکه پاهایشان درجنگ تجاوزکارانه میلرزند به جنگ تشویق میکند.آنهارامتوجه عواقب باخت جنگ میسازدوبه آنها میگویدکه مانمیتوانیم ببینیم ناتو ناکام بماند.مابه هرقیمتی که شده بایدپیروزی ناتوراتضمین کنیم.

اوباما درکارزارانتخاباتی اش مسئله گسترش جنگ وحمله برمناطق پشتون نشین پاکستان رابعنوان یکی ازمسایل عمده سیاست بین المللی اش مطرح ساخت. چنین وعده ای مانندعسل دردهن کمپنی های سلاح سازی ونیروهای جنگ طلب،مزه میدادوپیروزی اورا ممکن ساخت. اززمانیکه اوباما به قدرت رسیده است،حمله با هواپیماهای بدون سرنشین امریکائی برخاک پاکستان دوتاپنج برابرزمان جرج بوش بالارفته است.درهمین اواخربودکه درمطبوعات شایع شدکه امریکاقصدحمله برشهر کویته مرکزایالت بلوچستان پاکستان رادارد.

اوباماوقتی که به قدرت رسیدبه اسرائیل چراغ سبزدادتافلسطینی هارا ازقسمت عرب نشین اورشلیم به تعدی وزورخارج ساخته وبجای آن برای یهودان دخانه های مسکونی آبادسازد. بارک اوبامانتنهابه سرکوب خلق فلسطین پایان نداد، بلکه قلاده راازگردن سگ زنجیری امریکابرداشت تاآخرین لقمه راهم ازدست مردم تحت ستم فلسطین بگیرد.ازجانب دیگرمسئله فلسطین که یکی ازکهن ترین نمونه استیلاگری امپریالیزم درشرق میانه است،بدست بارک اوبامابعددیگرپیداکرد. اوبادادن چراغ سبز به اسرائیل درجهت تصرف اورشلیم شرقی حتی ریکاردرنالدریگان وجرج بوش اول ودوم رادر ستمگری امپریالیزم شکست. زیرا حتی آنهاحق فلسطینی هارابرخانه های شان دراورشلیم شرقی برسمیت شناخته بودند.گسترش ابعادستمگری تااین حدبه معنی گسترش کینه وعداوت بیشتر مردم عرب میباشدکه یک شکل ازنتائیج آن نیرومندشدن تروریست های اسلامی است.

اوبامادرحالیکه خوددرقاهره باددرگلو انداخته ازدوستی اضلاع متحده امریکابامسلمانان حرف میزد،هواپیماهای امریکائی مردم سومالی وافغانستانرابخاک وخون میکشید.

بارک اوبامایک گام هم ازسنت دیرینه سردمداران امپریالیزم امریکادرمورد امریکای لاتین به بیرون نگذاشته است.اودرصددجبران ناکامی های سیاست روزگویانه امپریالیزم در این نیمقاره برآمده وسیاست سنتی استعمارنوین راباکودتادرهندراس آغاز کرده است. اوطی این کودتادسته ای ازخون آشامان فاشیست هندراسی راکه دردهه 80 یعنی زمان ریگان وجان نیگروپونته سکوی پرتاب تخریب وترور"کنتراس"(دسته های تخریب وترورامریکائی علیه سادنیست های نیکاراگوئه)بود، بواسطه سرنیزه نظامیان مزدور اینکشوربرسرنوشت مردم فقیرآن مسلط ساخت. نظامیان کودتاچی منول زالایا رئیس جمهورانتخابی هندراس راازقدرت بزیرآورده ودسته کوچکی ازمخالفین کودتارادرخیابان های تگوسی گلپابه سرب داغ بست.باچنین وصفی، آیااوبامادرطی این 7-8 ماهی که به اریکه قدرت تکیه داده،بیشتردرجهت سلطه وسیطره امپریالیزم،سرکوب وبخاک و خون کشیدن مردم آسیا،افریق وامریکای لاتین کارکرده است یادرجهت استقرار صلح ؟

تغیر در برنامه سپرموشکی امریکادرپولندو جمهوری چک، بخاطر صلح است یابمعنی تعدیل دربرنامه جنگ؟

 

دراین روزهافرمایش نویسان وبخصوص"میرزاگل"های افغانستانی ومیرزاقلم های ایرانی مانندصادق زیباکلام به ستایش وتمجیدبارک اوباماوساست"صلح طلبانه او"در منحل ساختن برنامه سپرموشکی درچک وپولندپرداخته اند.یکی ازاین میرزاگل های افغانستانی دروب سایت بول وغایط(وب سایت گفتمان)مقاله یی داردبنام"سیاهان از سخنگوئی محمدتابرنده جایزه صلح نوبل"وبهمین قسم صادق زیباکلام سخنگوی فرمایشی BBCوCNN درتهران نیزبه تمجید"اکادمیک"ازانحلال برنامه سپرموشکی اوبا پرداخته است.اینهاکه عامدانه درصددتحریف ذهن مردم حرف میزنند،تصورمیکنندکه مردم افغانستان وایران تاهمین حدساده لوح اند.

هیئت حاکمه امریکا درپیشرویهای غرب بسوی روسیه مرزنفوذاستراتیژیک جهانی غرب راتااوکرائین وکشورهای مینیاتوربالتیک گسترش داده اند. بلاروس یگانه کشوری است که درامتداداین خط تاکنون باقیمانده وصحبتی درپیوستن این کشوربه اتحادیه اروپاوپیمان اتلانتیک شمالی(ناتو)درمیان نیست. امپریالیستهای غربی برای تحکیم دست آوردهای شان درمقابله باروسها،صرفنظرازتحریکات نه چندان مثری راکه ازطریق گرجستان انجام میدهند، درزمان جرج بوش تصمیم گرفتندکه پایگاه انترسیپترموشکی رادرناحیه بردی درجمهوری چک وریدزی کودرپولندبوجودآورند.دلیل آنهاحملات موشکی ایران به اروپابود. در حالیکه موشکهای ایرانی نمیتوانندبه مناطق تعین کننده واستراتیژیک اروپای غربی برسد.

 

ازجانب دیگرایران درحال حاضرتحت هیچ شرایط جنگی قادربه حمله به اروپانیست. ومیداندکه درصورت حمله موشکی به اروپا،ده چندآنراپس دریافت خواهدکرد.دریک کلام دفاع درمقابل حمله موشکی ایران،بهانه ساده لوحانه یی بودکه روسهارا نتوانست متقاعدسازدوآنهامتوجه شدندکه امپریالیستهای غربی میخواهندکه مرزهای ملی روسیه رابه مرزهای جنگ موشکی مبدل سازند. روسیه درپاسخ به این عمل تصمیم گرفت که موشکهای زمین به زمین اسکندررادرمنطقه کالینگرادروسیه مستقرسازدوشهرهای مهم جمهوری چک وپولندراهدف گیری کند.این امرموجب تظاهرات عظیم پولندیهاوچک هاعلیه برنامه انترسیپتراضلاع متحده شد. دراین میان امپریالیزم اضلاع متحده بمثابه چماق دارامپریالیستهای غرب بایک مشکلی که دو مولفه داشت روبرومیگردید. یک مولفه این مشکل پیشروی ایران درغنی ساختن یورانیوم بودکه زورگوئی مطلق اسرائیل رادر شرق میانه باخطر مواجه میساخت. مولفه دیگرمخالفت احزاب اپوزیسیون ومردم چک وپولنددررابطه بااستقرارسپر موشکی درکشورهای شان بود.امپریالیزم امریکاحل هردومولفه این معضله رادریک معامله جستجومیکرد.این راه حل این بودکه اگربتواندروسیه رادرجلسه ویژه ایکه ازطریق سازمان ملل درجهت تحریم سیاسی-اقتصادی ایران متقاعدسازد،بایک تیردوفاخته را شکارکرده است،واستقرار سپرموشکی اش صرفنظر میکند. اماروسها مشکل درازمدت امریکاراخوب درک میکردند،آنهامیدانستندکه امریکاازیک طرف مانندقاطرباری درگل ولای افغانستان وعراق گیرکرده وازجانب دیگربحران عظیمی که بطور آشکاراباسقوط افتضاح آمیزشرکت انرژی اینران آغازشده وشرکتهای بزرگ فینانسی فردی مک وفنی مه، لیمان برادرزوغیره رافراگرفته وباسرعت بی سابقه یی انتشارمییابد،قادربه مصارف اقتصادی انترسیپتروتهیه رشوه به هیئت حاکمه چک وپولندنیست،این پیشنهادرارد کرد.ازجانب دیگرشکاف عظیم 1.4تریلیون دالر(1400ملیارددالر)که بین بودجه امریکاو عایدات ملی آن، وجوددارد،اضلاع متحده امریکارابه یک قاطرگرسنه وپیردرزیربار بزرگترازتوانائی اش، مشابه میسازد.این قاطرپیرنتنهاهیچ ذخیره علوفه نداردبلکه در دور دست هم امیدی برایش باقی نمانده است.زیرا ابعاد بحران مالی درروسیه وچین به دلایل مختلف کمترازامریکابوده ودورنمای رشداقتصادی مجددامریکاامرغیرممکن بنظر میرسد.

هیئت حاکمه امریکاکه درموردمسئله بهداشت وبیمه صحی مانندکفتارهای وحشی که برسرتوته یی ازلاشه به یکدیگرچنگ ودندان نشان میدهند؛ آنقدر درمقابل هم قرار گرفته که نتنها امکان استقرار سپر موشکی رادراروپای شرقی ناممکن میسازد، بلکه ممکن است پلان تزایدفرستادن سربازاضافی به افغانستان رانیزباخطرمواجه سازد.ازجانب دیگردرحالیکه سایه بحران گسترده اقتصادی تاهنوز برامریکا پهن است، روسها وچینی هابه حمله پرداخته اند. آنهابرای مشکل ساختن حل بحران درامریکا دست به بی اعتبارساختن بین المللی دالرامریکائی زده اند. روسیه، چین وبسیاری از ممالک عربی درطی کنفرانس مخفیانه ای درهنک کنگ پیشنهادکرده اندکه در معاملات نفت ازارزدیگری بجای دالراستفاده کنند.این امرکه سلطه امریکارابراوپک وبازار نفت درجهان صدمه میزند،ارزش دالررادربازاربورس دنیاتنزل داده وموجبات بیشتر ورشکست شدن شرکت های خصوصی کوچک رادرامریکا فراهم میسازد. دربطن چنین مشکلات عظیمی است که بارک اوبامابایدنقشه استقرار سپر موشکی را بگونه دیگری طرح وعملی سازد.

بارک اوبامابه هیج صورتی به دلیل صلح طلبی وخیرخواهی،ازافزایش تشنج صرفنظر نکرده است. سپرموشکی دراروپای شرقی بخشی ازنقشه های استراتیژیک جهانی امپریالیستهای غربی میباشد.تضادبین امپریالیستها همیشه باتبانی وتقابل فرازوفرود حرکی اش رامیپیماید.این حرکت تازمانی به همین منوال ادامه خواهدیافت که جناج تقابل آنهاغالب گردد. این قانون طبیعت است.