Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
عملیات "مشترک" یا سرکوب مشترک؟

یادداشت هایی ازسرکوب "مشترک"

 

قسمت اول

 

نوشته : ح. ع.

 

امروزیکشنبه مورخه 14فیبروری 2010ساعت 4 صبح عملیات تهاجمی وسرکوب نیروهای مسلح ناتو، اضلاع متحده امریکا؛ انگلستان و دولت کابل تحت نام"عملیات مشترک"درولسوالی مارجه ولایت هلمندآغازشد. این عملیات باپرواز82 فروندهلی کپترنفربرکه هرباربیشتراز40 تن کماندوی نیروهای مخصوص راازمیدان هوائی کندهار بر میداشتند، رسما با این خطابه فرمانده نیروهای انگلیسی شروع شد:"Those who are not shacking our hands, will find it in fist آنانی که دستان مارا نمی فشارند، آنهارامشت دریافت خواهندکرد". بهنگام خواندن این خطابه مطبوعاتی یکی ازجنرالان اردوی افغانستان باریش ماش- برنجی اصلاح شده درحالیکه سرش رابالاگرفته ومستقیما به کامره فلمبرداری میدید، درکنارکلونل انگلیسی ایستادشده بود. چنین بنظرمیرسید که رجزخوانی های کلونل انگلیسی واخطار دادن های اوبه مردم بیدفاع وزحمتکش مارجه برایش امرعادی است. آدم باید گردن قوی یی داشته باشد که چنین سری رابتواندبالا نگهدارد. معلوم میشدکه اودست آنهارامانندجنرالان خلقی وپرچمی که دست جنرالان روس رافشرده بودند، ازصمیم قلب فشرده وایستادشدن درکنارآنها برایش"گردان فرازی" است، وحتی وقتی آنها مردم افغانستان را تهدید میکنند، اوتکان هم نمیخورد.چنین وجدان هائی بایدموظف به دفاع از شرف واستقلال ملی کشورگماشته شود!!!امابرعکس؛ سربازان افغانستانی مستقیمابه کامره نگاه نمکیردندومیکوشیدنددیده نشوند. آنهایامیترسیدند که موردانتقام جوئی قرارگیرندویابه اندازه "میهنفروشان آگاه" شرم از چشم شان نپریده وبیعاری وبی ننگی قلب شان را تسخیر نکرده اند.

 

هلی کپترهابااستفاده ازتکنولوژی ماورای سرخ وپرتاب فلایرهای سبزبرای قابل روئیت ساختن اجسام درتاریکی، تحت حمایه بمب افگن های سنگین به آسمان برمیخاستند. کاروان طولانی ای ازعراده جات باربر که حامل موشک ها وتسلیحات تهاجمی درحال حرکت بچشم میخوردند. درطرف دیگرصف طولانی ای ازعراده جات سنگین وتوپ های دوربرد صحرائی درعقب آنها، مشاهده میشد. صحنه بیشتربه یکی ازصحنه های فلم هالیوودازروزحمله به نرماندی درپایان جنگ دوم جهانی، مشابه بود. توگوئی که آنهابرای مقابله بایک نیروی چریکی نه بلکه عازم جنگ تمام عیارباارتش منظمی میباشند که با تجهیزات مدرن وتاکتیک جنگ موضعی درمارجه منتظرآنهااست.

 

این کش وفش"رسم گذشت"مانند, درحقیقت امربنمایش گذاردن ابزارجنگ وکشتارامپریالیست ها که به مقصد تضعیف روحیه مقاومت مردم افغانستان بود. انگلیس ها درقرن 19 وروس ها درقرن بیستم نظربه سطح رشد وانکشاف سازوبرگ جنگی زمان شان، کمترازاین رانشان نداده بودندولی گذشت زمان این گفتارداهیانه راتائیدکردکه"انسان تعین کننده است نه سلاح". اینگونه نمایشات مهیب برخی را به هیجان می آورندوبرخی دیگررامی ترسانند. اما دهقان، شبانان ورنجبران حوض مدد، کشک نخود، نادعلی وسرانجام مارجه که این سلاح های مهیب ویرانگررا می بینند، در این سگ جنگی طالب وامپریالیزم هیچ نقش ندارند. آنهاتادیروزباید به طالبان باج میپرداختندوامروزناظرزورگوئی وقلدری ویرانگرانه امپریالیست ها میباشندوفردا به آنها باج خواهند داد.

آنهاهمان نگاه سرد ومملو از نفرت وانزجارشان را که به طالبان می انداختند، به اضافه سردی مملو ازکینه و خشم ناشی ازبیچارگی نثار"مشت زنان" نیزمیکنند. آنها می گویند"شمامیتوانید مارا به وحشت بیاندازید ولی ما آنقدرسقوط نخواهیم کرد که دستان شمارا بفشاریم. ما حزب سازان وپارلمان نشینان نیستیم که بدنبال استفاده ازفرصت وخیانت به وطن ومردم باشیم. عزم فتح افغانستان برای یکعده قلیل میهنفروش یک ngo بزرگ است. مامیدانیم که نمایشاتی ازاین قبیل بیانگردرماندگی شمااست و تنها مصارف هنگفت لوژستیکی آنها به زودی جشن شمارادرخاموشی فرومیبرد. مایقین داریم که اینگونه لاف زدن هاهرگز نمیتوانند ازفروریختن تهداب لرزان استراتیژی فتح افغانستان وبرده سازی مردم آن جلوگیری کنند. خوب بیاد داریم که مکناتن، لارداکلند، برنس وغیره نیزازاین گونه لاف هارازده بودند. میرزاحیدرعلی لشکرنویس نیزدرکنارمکناتن همانگونه می ایستادکه آقای جنرال افغانستانی درکنارکرنیل انگلیسی ایستاده وتهدید مردمش را به واسطه او تائید میکند . تزاران روسی دراواخرقرن 20 ازشما کمترلاف نمیزدند. جنرالان خلقی وپرچمی نیزماننداین یکی درکنارجنرالان روسی می ایستادند. مادیدیم که آنهاسرانجام چطوراین بیچاره های زبون رابجاگذاشته ورفتند ویقین داریم که شما نیز آنهارا بجا گذاشته وازاینجا می روید. اکنون دره های افغانستان گورستان لاشه های اینگونه تسلیحات مهیب روسی میباشندوهیچ دلیلی وجود نداردکه این سلاح های شما به آنها نپیوندند. "

 

درگرماگرم این لشکرکشی وهیاهوی اقدام به سرکوب مردم مارجه ونادعلی روشنفکران مربوط به بقیه السیف ساما،اخگروساووکارزار" شهادت علیه اسدالله سروری"رابه راه انداختند. این کارزارکه ازطریق وب سایت شبه دولتی گفتمان به پیش برده میشود، توجه عده زیادی ازروشنفکران وافرادی که به انترنت مراجعه میکنند راجلب کرد. کارزارنظامی گسترده ایکه بعدازلشکرکشی 7 اکتبر2001یعنی اشغال افغانستان نظیر ندارد، درورای این هیاهوی وزنه اش رادر ذهن برخی ازافرادازدست داد. اگرچنین حمله یی به یک منطقه تاجک یاهزاره نشین افغانستان صورت میگرفت،این آقایان باهزاران لحن سرگیله وشکوه را بازمیکردند. اسدالله سروری یک جنایتکاروقاتل است.او ویارانش باید درهمان روز 8 ثورهنگامیکه صبغت الله مجددی قدرت راازخلق وپرچم تصرف کرد، محاکمه وتیرباران میشدند. اماآنهااینکاررا نکردند واین روشنفکران نیز تا یک دهه بعد حرفی ازآن نمیزدند. این هیاهوی زمانی بلند میشود که استعمارگران امپریالیست یک روستارا بابمباران های سنگین شان نابودمیکنندویایک جمع کثیری ازمردم راکه برای شرکت درعروسی می آیندازبین میبرند. این آقایان بعدازوقوع چنین حوادثی، پیرهن پرخون کشته شدگان بدست اسدالله سروری رابرنیزه تبلیغات شان می آویزندوناله وماتم رابه راه می اندازند که"این جنایتکار باید محاکمه شود".

 

آقایان گرامی ضد جنایت وکشتاراگراین روزها باچشم وگوش قلب شان به جای رادیو وتلویزیون آریانا به رادیو وتلویزیون آلمان وهالند توجه کنند، می بینند که دوستان شان درمارجه ونادعی چگونه جنایت میکنند. اگرازایدئولوژی بگذریم وبرروی وجدان انسانی ایستاد شویم، چه وجدانی میتواندعلیه جنایات اسدالله سروری کارزاربگذارد تاجنایات استعمارگران امپریالیست رادرهلمند مخفی سازد؟

 

وقتی آدم نام افرادونورچشمی های شان رادرصدرکارزارعلیه جنایات اسدالله سروری می بیند، درحالیکه میدانداوهمکاروخبرچین اسدالله سروری، داکتربهاودیگران بوده ودرپلچرخی که مدعی است آنجا شکنجه شده، زنبیل کشی میکرده، ازوضعیت زندانیان سیاسی وپای وازهای آنهابه زندان بانان گزارش میداده(مراجعه شودبه نوشته جنایات حزبی اززاویه دیگر- نوشته ص. خارسوزدر www.baaba.eu) برخوش باوری و ساده لوحی افراد بی غرضی که این کارزار را امضا کرده اند، تاسف میخورد.

 

♦♦♦

مارجه ونادعلی درمرکزولایت هلمندواقع شده ومانندبغران، موسی قلعه ونوزادازحمایه بلندی ها وپستی های کوه وتپه برخوردارنمیباشند. سقف خانه های گلی ومحقردهقانان ازخشت خام به صورت گنبدهای مدوربناشده وبرخلاف مناطق دیگرکشورتیرهای چوبی آنها رابالانگه نمیدارند. زمین لرزه های انتقالی- افقی ولو با طول موج خیلی بلند که ازپرتاب موشک های کوتاه برد زمین به زمین وبمب های یکنیم تنی (1500کیلوئی دیسی کترکه بواسطه نیرو های امریکای درافغانستان استفاده می شوند) بوجود می آید، تاشعاع 1 کیلومترمی توانند این خانه هارا بگورستان دایمی مسکونین آنها مبدل سازند. بادسردی که ازاواخرماه قوس به وزیدن آغازمیکندوالی اواخرماه حوت می وزدخزان وزمستان ولایت هلمندرا درمجموع ومارجه، نادعلی؛ لوی مانده، واشیر، گرشک، کشک نخود وغیره را بطوراخص سرد، سوزان وبمشکل قابل تحمل میسازد.

 

مردم هلمنددرمجموع "تابه خانه" ندارند ودر تمام مناطق آتشدانی مشابه به بخاری دیواری رادریک گوشه خانه شان تعبیه می بینند که درآن چوب پنبه(کالک چو)ویابته های صحرائی رامیسوزانند. بااین درک وقتی دیده میشودکه هزاران هزاردهقان بی دفاع بالاجباربایداطفال وسالخورده های مریض وجورشان رابردارند، زندگی شان راپشت سربگذارندوبه سوی حاشیه شهرهای لشکرگاه وکندهارروآورند، خون درعروق انسان منجمد میشود.

 

اینگونه حملات تاکتیکی سنگین که بیشترازپرتاب سنگی درچاه بی انتها نیست، دردرازمدت کینه ونفرت عظیمی رادردل مردم افغانستان پرورش میدهد. امپریالیست ها تمام نبردهایی ازاینگونه را میبرند ولی باهر پیروزی تاکتیکی آنهاامکان شکست استراتیژیک شان بیشتر میشود. زیرااینگونه لشکر کشی هاهزاران هزارانسان راآواره وبی خانمان میسازند. دهقانان گاو، بزو گوسفندان شان راازدست میدهند. احتمال تخریب خانه های گلی شان خیلی زیاد است. زمین وکشت کارشان درزیرزنجیره های تانک ها وعراده جات

ازبین میروند.ساختارروانی- اجتماعی شان میگسلد. آنها داروندارقابل حمل شان رابرداشته ومحل آتشباری را ترک میکنند. مردان وزنان سالخورده درجریان این بی خانمانی های جبری میمیرندوداغ شان رابا کوهی ازاندوه ونفرت برقلب خونین بازماندگان شان بجا میگذارند. اطفال درمدرسه نه بلکه درفضای آوارگی وگریه وماتم والدین بزرگ میشوند، شیوع امراض وفراگیری بی امنیتی امرحتمی میشوند.

تاریخ خونین این سرزمین چندین دهه بعد به نسل های آینده اینکشوراین حکایت را بازخواهد گفت که چگونه نیرو های امپریالیست آمدند تا مردم تسلیم ناپذیروشجاع این سر زمین رااسیر سازندوچگونه برخی ازاهالی این سرزمین به پیشواز آنها شتافتند،زمین رابا مژگان شان جاورب کردند تا سربازان اشغالگربرآن بایستند، برای اختفای جنایات آنها کارزارهای استتارسازنده ایرابه راه انداختند، علیه جنایات آنهائیکه روزی درخدمت آنها بودند، هیاهو برپا کردند تا توجه دیگران را ازصحنه اصلی بازدارند.

پایان قسمت اول