Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
مقاومت علیه اشغالگران وخائینین ملی دست نشانده شان

 

 

مقاومت علیه اشغالگران وخائینین ملی دست نشانده شان

را سرتاسری نماییم

 

جوانان غیور وطن!

 

با فرارسیدن 7 اکتوبر 2010 ( 15 میزان 1389 ) ، کارزار تجاوزکارانه و اشغالگرانه امپریالیست ها به سردمداری امپریالیزم لجام گسیخته امریکا ، نهمین سال پر از آتش افروزی ، جنایت و فریبکاری اش را درافغانستان پشت سر گذاشت.

از آنجائیکه دیگر بر همگان هویداست نعره های "جهادمقدس "بوش و شرکای بین المللی اش، در 7 اکتوبر2001 بابهانه قراردادن " جنگ علیه تروریزم" و تامین " آزادی زنان از اسارت طالبانی" ، آغاز گردید. این شعارفریبنده واغواگرانه طی سالهای گذشته دهشت های فراوانی آفریده است.

عاملین و حاملین امپریالیستی و مزدوران بومی شان ، برخلاف وعده های دروغین تکراری شان ، هم اکنون در سراسر منطقه ای که کل خاورمیانه ، افغانستان و پاکستان را در بر میگیرد، فتنه و فساد وسیعی را به راه انداخته اند و برای آتش افروزی های بیشتر و پردامنه تر زمینه سازی میکنند.

جنگ تجاوزکارانه و اغواگرانه امپریالیست ها در طول این مدت بیشتر از میان جوانان قربانی گرفته و میگیرد. این جوانان هستند که در صفوف اردو، پولیس رژیم کشانیده شده و برای استحکام بیشتر این تجاوز و موجودیت قوای اشغالگر در کشور تربیت و تعلیم می بینند. خائینین ملی دست نشانده ، که ذره ای از احساسات ملی ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی خارجی توده های ستمدیده این دیار را در خود ندارند و تقریبا در مجموع دست پروردگان دیروزی امپریالیست ها هستند، برای کشانیده شدن این آتش به خاک پاکستان و آنهم قبل از حمله به ایران هیزم کشی میکنند.

جنایات متعددی که طی این مدت از طرف اشغالگران امپریالیست و مزدوران بومی شان، برسرخلق ستمدیده این سرزمین جاری بوده کاملا بی پاسخ نمانده و با مقاومت های سرسخت و شدیدی مواجه شده است. اما باید توجه داشت که مقاومت علیه اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان با توسل به سلاح های ایدئولوژیک سیاسی کهنه و فرسوده ، نه تنها عاقبت خوشی ندارد بلکه هم اکنون نیز تا حد زیادی شمشیر اشغالگری و تجاوز را تیز میکند!

مقاومت ارتجاعی که در مقابل اشغالگران کماکان در درون کشور جاری است، یک نقطه ضعف تاریخی دارد. نیروهای مختلف شامل درین مقاومت دست پروردگان دیروزی همین اشغالگران و متجاوزین کنونی هستند. طبیعی است که امکان برگشت دست پروردگان دیروزی شان به دامان اربابان میتواند به حد زیادی آنهم در شرایطی که پروسه سازش با دولت و همچنان طرح مسئله " صلح " از طرف رژیم مطرح گردیده است، موجود است.

اما در افغانستان کنونی برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی نه تنها تامین کننده قاطعیت و آشتی ناپذیری مقاومت در قبال اشغالگران امپریالیست و مزدوران شان است ، بلکه بدون آن ، برپائی یک مقاومت سرتاسری و فراگیر ملی نیز ناممکن است.

تنها یک مقاومت قاطع ، آشتی ناپذیر، سرتاسری و فراگیر ملی قادر خواهد بود اشغالگران را از کشور اخراج نموده و رژیم دست نشانده را سرنگون نماید و افغانستان را در مسیر رهائی و آزادی حقیقی از چنگال امپریالیزم و بی عدالتی های اجتماعی رهنمون گردد.

مرگ بر اشغالگران و دست نشاندگان شان !

به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ، ملی ،مردمی وانقلابی !

" جنبش انقلابی جوانان افغانستان"

7 اکتوبر 2010 ( 15 میزان 1389 )

 

سخنی از مائویست های افغانستان!

جنبش جوانان افغانستان ترمینالوژی یااصطلاحاتی ازقبیل "امپریالیزم"، "اشغالگر"، "متجاوز" ...وغیره رامورداستفاده قرارداده که کمونیست هانیز آنهارادرهمین قرینه مورداستفاده قرارمیدهند،اماآنهاواژه هائی ازقبیل"غیور"،"وطن"،"عدالت اجتماعی"وغیره رانیزبکاربرده اندکه کمونیست هاآنها رابکارنمیبرند."عدالت اجتماعی"اصطلاحی که هرکس میتواندآنرابرطبق تعریف خودش از"عدالت اجتماعی"بکارببرد.نشرات سازمان رهائی وغیره راببیندکه باچه آب وتابی ازعدالت اجتماعی حرف میزندولی نامی از عدالت اجتماعی پرولتری نمیبرند."عدالت اجتماعی"بایدبرزمینه نابودی امتیازات طبقاتی مطرج شود،درغیرآن عدالت اجتماعی یعنی چه؟هیچ عدالت اجتماعی که درآن بخشی ازجامعه به مرحمت کارفرمائی و مزد دهی برخی دیگرزندگی کند،"عدالت"نیست.هیچ"عدالتی"که درآن نصفی ازجامعه که زن است تحت ستمگری مردسالاری قرارداشته باشد، "عدالت"نیست.هیچ عدالتی که درآن یک زبان برزبان دیگر،یک فرهنگ برفرهنگ دیگر،یک منطقه زیست برمنطقه زیست دیگرو...غیره ممتاز باشد "عدالت"نیست.به این لحاظ ادبیاتی که مفهوم مسایل رابصورت مشخص ازدیدگاه مبارزه طبقاتی مطرح نمیسازد،ادبیات بورژوازی است.

"غیرت،شهامت،شجاعت و...امثالهم که بااستیلای خرده بورژوازی برجنبش چپ افغانستان وعمدتابواسطه"ساما"درادبیات چپ افغانستان مرسوم گردیده اند، اگرخودطبقاتی نیستند، پیوسته ازجانب طبقات ارتجاعیفئودالی مورداستفاده قرارگرفته ومیگیرند.اگراین اصطلاحات رادریک سطح وسیعترموردارزیابی قراردهیم می بینیم که آن دهقانی که زنش پیوسته ازجانب فئودالی که ارباب اوست موردتجاوزقرارمیگیردواو کاری در مقابل آن فئودال نمیتواندانجام دهد،"بی غیرت"است.یاآن کارگری که درقبال اهانت های سرمایداردرموازات استثماروحشیانه اش کاری نمیکنداز "شهامت" عاری میباشد. درحالی که چنین نیست.هنگامیکه شرایط سیاسی معینی ظهورکنددیده خواهدشدکه آن دهقان،"غیرت"باچنگال پاره پاره کردن جناب فئودال راداردوآن کارگرشهامت آنراداردکه تاآخریم لحظات باهمزنجیرهایش پیشرفته وکل نظام سرمایداری راداغان سازد. "غیرتمندوشهیم"بودن تابع شرایط سیاسی ورشدمبارزه طبقاتی است و مائویست های افغانستان امدواراند که"جنبش انقلابی جوانان افغانستان"نتنها بایدانقلابی باشدبلکه انقلابی پیگیرباشدوادبیات انقلابی پیگیررادرتبلیغاتش بکارببرد.محدودساختن ادبیات انقلابی درچارچوب ادبیات خرده بورژوازی"گهواره پرورش اپورتونیزم"ازطریق ادبیات است. نبایدفکرکردکه چندنفر"بد"می آیندوجنبش رابه طرف دیگر میبرند، اگرجنبش پیوسته مسیرخودراازهرجهت(به شمول طرزصحبت کردن وحرف وزدن)به جنبش پرولتاریای گیتی نزدیک نمیسازدحاجت به آمدن چندنفر"بد" نیست که آن جنبش رابه سوی بیراهه ببرد.

"مائویست های افغانستان"ازمبارزات"جنبش انقلابی جوانان افغانستان"بیدریغ وهمه جانبه پشتیبانی ودفاع میکنند اماپشتیبانی بیدریغ آنست که باانتقادسازنده توام باشد.

اداره کننده وب سایت"شورش"