Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
ظهورمجددسنتریزم محصول شکست کرشمه های تسلیم طلبانه و

ظهورمجددسنتریزم محصول شکست کرشمه های تسلیم طلبانه و

رشد نیروهای کمونیزم انقلابی افغانستان است

 

نوشته : د. شفق

 

تاچندی پیش روشنفکران طرفدارتجاوزامپریالیست هابرافغانستان فکرمیکردندکه امپریالیست هادراینکشورپیروزاندو رویای آنهامبنی براین که تحت حمایه امپریالیستهابه شان وشوکت وپول وقدرت برسند،به حقیقت می پیوندد. درتیره شام 7 اکتبر2001هنکامیکه انفجارموشکهای امریکائی وانگلیسی ازشرق تاغرب افغانستان رامیلرزانید،بقیه السیف سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)اعلامیه یی رابیرون داده وازمقامات امریکائی وانگلیسی خواستندکه"اصل شایسته سالاری رافراموش نکنند". درهمین موقع یک بخش دیگرسامااعلام کردکه اگر کمونیست هابه جنگ خلق دست بزنندآنهاعلیه آن به جنگ دست خواهندزد. موازی به این حوادث عده یی ازمنسوبین سامابه روم رفتند و کوشیدندازطریق ظاهرشاه دردستگاه رژیمی که بواسطه امریکائی هاوانگلیس هادرکابل به وجودخواهدآمد،جائی برای شان دست وپا کنند. در کناراین فعالیت ها،"تئوریسین"های ساما،رساله ای راتحت عنوان"افغانستان الگوی دموکراسی امریکائی"بیرون دادند. بقایای دیگراین سازمان درآلمان،هالند،امریکاوکاناداازطریق عزیزالله واصفی،علی احمدجلالی وزلمی خلیل زادبرای سرکاتب شدن درافغانستان، به تب و تلاش درآمدند. این تلاش هابرپایه ایدئولوژی"لیبرالیزه کردن بازارتولیدومبادله سرمایداری بزرگ وایجادیک روندفکری"مدنی"که سنت های متحجرمذهب وفئودالیزم رابشکندوامکان استثماروغارت رابرای سرمایداری جهانی ایده آل سازد"استواربود. درهمین راستابودوهست که منسوبین این سازمان"واژه"درجمله استعمال میکنندویامقالات بی- بی- سی،لومونددیپلوماتیک، نوشته های اسحق نگارگر،اعظم سیستانی وپرچمی هاوخلقی های ساکن اروپاوامریکا رامجددابه نشرمیسپارند.

 

آنچه این کرشمه ها ودلبری ها به امپریالیست ها فهماند این بودکه "این افراد،میتواننددرتحکیم رژیم پوشالی کابل،نقش داشته باشند". آنهابرای جلوگیری ازاوج گرفتن بحث"اشغال استعماری افغانستان به واسطه امپریالیست ها"،"افشای جنایات جنگی" و"ویرانگری وحشیانه آنها" در کشوربهترازهرحزب جهادی نقش ایفامیکنند. ازجائیکه کتله عمده آنهادراروپاوامریکااندوازجائی که آنهامیتوانند"واژه" درجمله استعمال کنند بهترازهرعایقی یتوانندراه رسیدن ایده های انقلابی به توده های پناهنده افغانستان رامسدود کنند. آنهادرجلوگیری ازتحکیم روابط بین روشنفکران انقلابی افغانستانی،محصلین،عناصرمترقی واحزاب سیاسی مخالف جنگ درکشورهای بزرگ امپریالیستی وکشورهائیکه در فغانستان نیرودارند،میتوانندنقش کاملاتخریبکارانه راداشته باشند. فلهذا،اینهاذخایراستراتیژی امپریالیست هااند.امپریالیست هاهمانقدرکه برای اشغال افغانستان به احزاب جهادی ضرورت دارند، به اینهاضرورت دارند. به این دلیل کرشمه ها ودلبری آنها باید پاسخ درخوردخودرا دریافت کنندوهمکاری آنهاازطریق شریک ساختن شان درمناسبات اداری وقانونی رژیم پوشالی تضمین گردد. اینکه اعظم دادفر،رنگین سپنتاوچندتای دیگررادرپست های وزارت وده هاتن دیگرازاین هارادرپست های ریاست وپارلمان رژیم پوشالی می دیدیم، بنا به این دلایل بود.

 

اماامپریالیست هامتوجه این امرنبودندکه جنبش کمونیستی افغانستان فعلاازنظرتدارکاتی درحدی نیست که درداخل قادربه براه انداختن جنگ خلق ودرخارج به ایجادیک جنبش ضدجنگ اشغالگرانه امپریالیستی باشند. این امرارزش سیاسی درازمدت کرشمه هاودلبری های ساما وسازمان رهائی را تعین میکرد. به این لحاظ بود که امپریالیست ها امکانات وسیع تبلیغاتی( چندین دستگاه رادیو، چندین پایگاه تلویزیونی، وده هاپایگاه اینترنتی)رادراختیارآنهاقرارداد.ازاینطریق امکان ایجادذهنیت مطابق بانظام حاکم وموافق بااشغال استعماری افغانستان رادر بین افغانستانی های مقیم خارج وبه ویژه اروپاوامریکا میسر ساختند. بخشی ازاین آقایان به حیث تهیه کننده برنامه رادیو وتلویزیون، بخش دیگر بحیث نویسنده وشاعروبخشی هم به عنوان"راه اندازوبرنامه ریز"درصددایجادهاله ابهام وسردرگمی درمیان افغانستانی هادست بکارشدند. روشن است که تنها امپریالیزم و سردمداران نظام حاکم کنونی جهان ازجوگمراه کننده وتشتت سود میبرند. زیرادراین جو است که خودگرائی (اندویودوآلیزم)،شهرت طلبی، فرصت جویی، پی نبردن به ظرفیت های خودوسرانجام خودنشناسی به سرعت رشدمیکنند. انظباط گرائی، خودشناسی، انعطاف پذیری اصولی وشفافیت ذهنی وخودشناسی پایمال میگرددوازبین میرود. چنانچه امروزمی بینیم که اثرات مستقیم "واژه درجمله استعمال کردن سامائی هاومقالات ازهرچمن سمنی آنها"کاررابه جائی کشانیده که آنهادرست همان موضعی راتبلیغ میکنندکه جنایت کاران جهادی آنراازپیش میبرند. به این قسم درجریان ده سال گذشته آنهابه"عاملین مدنی"سیاست جهانی بازارآزادامپریالیست هامبدل شدند. این کارنمیتواندتضمین کننده موقعیت ذهنی امپریالیست ها دردرازمدت باشدزیراقادرنیست که بابسط وگسترش نیروهای کمونیست ومتحدین ملی- دموکراتیک آنهامقابله کند. به این قسم ماه عسل"ساما"و"سازمان رهائی" وامپریالیستهابه آخرش نزدیک میشودوکرشمه هاودلبری هاآنها بیشتربه نیشخندچندش آورعجوزه هزاردامادجلوه گرمیگردد. دلیل اینکه سپنتاواعظم دادفرودیگرروسا ووزرای ساماوسازمان رهائی را امروزمانندکاغذ" سیاه شده" به دورافتاده، می بنیم نیزبخشا دراین حقیقت نهفته است.

بااوج گرفتن فسادوجنایت یعنی تبارز ذاتی نظام امپریالیزم سرمایداری وانبارشدن نفرت درقلب خلق آزادی خواه کشور، وضعیت تغییرکرد.

آنهائیکه به امیدسرکاتب شدن در وب سایتهای فرمایشی می نوشتند، دلسرد شده میدان رارهاکردند. برخی دیگردرک کردندکه نتنهاوطن شان دراشغال استعماری امپریالیست ها قراردارد، بلکه ذهن شان نیزدراشغال ایده های قرارداردکه به این اشغالگری وجنایت خدمت میکند. بخش دیگر خسته شدند وراه شان راگرفتندورفتند. به اینقسم فعالیتهای تبلیغاتی امپریالیستهاوسیاست های"شایسته سالارانه آنها"گام به گام شریک سرنوشت محتوم آنهادرافغانستان گردید. اکنون فقط سرسپردگانی که آگاهانه به امپریالیزم خدمت میکنند ودرازای خدمات شان میخورند ومی آشامند،درعقب وب سایت های فرمایشی باقی مانده اندوآنهانیزکسانی اندکه همه آنهارامی شناسند.

 

امابالمقابل نیروهای انقلابی ضدرژیم مزدوروضداشغالگران امپریالیست روزبه روزنیرومندترگردیده است. جنبش انقلابی زنان اوج وگسترش جدیدی یافته؛ صدای جوانان انقلابی نیرومندترورساتربگوش میرسد. تبلیغات انقلابی وسیعترشده ودامنه جنبش انقلابی بطورعموم درداخل و خارج ازکشورفراترازپیش رفته است.مردم کشوروبه ویژه جوانانی که درخارج ازافغانستان زندگی ومستقیماستمگری ملی امپریالیستی راچه دربخش استخدام،چه دربخش تعلیم و تربیه وچه درساحه زبان وکاریابی،چه در مسئله مسکن و...غیره تجربه میکنند، دریافته اندکه کمونیست هایگانه سکوی قابل تکیه است وآهسته آهسته به این حقیقت آگاه میشوند که فقط آنهامیتوانندبدیل این نظام ضدانسانی راارائه کنند. آنهاازصمیم قلب برکمونست هااعتمادمیکنند، باآنهابرسرمیزبحث وگفتگو می نشینند،درفعالیتهای توده ای شرکت میجویند،درتظاهرات درفش سرخ آنها را حمل میکنندودرمباحثات توده ای جانب آنهارامیگیرندوبرای شان کف میزنند. درک کمونیست های افغانستان ازمسایل به مراتب عمیقترشده وجنبش کمونیستی کشورازنظرکیفی پابه مرحله جدیدگذارده است. امپریالیست هااین تغییرمکان اذهان راخوب می بینند.آنهامی دانندکه این کمیت کوچک بسوی کمیت بزرگ حرکت میکند، زیراکیفیت کمونیزم انقلابی موتورمتحرک آنست. امااین تحول منحصربه نیروهای پرولتری نیست وموازی به آن، نیروهای بورژوازی نیزتحول وبه اشکال مختلف اپورتونیزم ظهورمیکنند.بمیدان آمدن مجددسنتریزم درراستای این پروسه صورت میگیرد.