Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
رزمندگان زنده جاوید خلق

رزمندگان زنده جاوید خلق

 

 

درگرامیداشت نام رفیق شیرعلی

 

 

رفیق شیرعلی درسال 1336 شمسی درقریه سبزچوب بالاولسوالی جاغوری در یک خانواده مذهبی تولد شد. پدر رفیق شیرعلی معلم بود. شیرعلی خیلی جوان بودکه به جریان دموکراتیک نوین افغانستان(جنبش شعله جاوید) پیوست. شیرعلی مظلومیت مردم واستبدا د خوانین جاغوری را مشاهده میکرد. اوازمشاهده شرایط عینی به حقانیت شعار( مرگ برخوانین جاغوری)که ازجانب منسوبین جریان شعله جاویدبلندشده بود، خوب پی میبرد. اومیدیدکه دهقانان بیزمین وکم زمین چگونه تمام سال رازحمت میکشندودر اخیر یک پنجم محصول را تحویل میگیرند. یک جوال گندم که محصول تمام زحمت یک دهقان، پسر بزرگش وهمسراو میشود حتی به کندویش هم نمیرسد. زیراچند لاشخوار منتظرآنست. همان روزیا به زودی سروکله ملای مسجدوخرش پیدامیشود. دیری نمیگذردکه فراش وقداره بند پیدا وبه تعقیب آن سودخوری که سال گذشته پول به بیع سلم داده باخرش سرمیرسد. دهقان مظلوم نتنهاآن یک جوال گندم راصاحب نمیشودبلکه متباقی قرض سودخوران رابایدبه قرضه جدیدسرسودتبدیل نماید. پسربزرگ اوبه خانه خان یا حاجی رفته درعوض نان شکمش"کارنده"می نشیند. زنش روزیک مرتبه شکمی ازعذادرمی آوردوخودش حالی بهتری ازآن ندارد. چشمان پژوهش گرشیرعلی اینهارامی دیدوبا هر مشاهده اش نفرت بیکران ازاوضاع حاکم دردلش ته نشین میشد.

 

درموازات این احوال هم صنفی های شیرعلی ازمسایل نوین حرف میزدند، ازقیام وشورش وسرنگون ساختن این اوضاع صحبت میکردند. حسین علی دوست هم سن وسال وهم صنفی اویکی ازاین هابود.علی رضا، حسین شیخ سوته وبهترین شاگردا ن صنف او وبهترین شاگردان مکتب،شعله یی وانقلابی بودند .بدترین وتنبل ترین آنها خلقی بودند.شعله یی هافرزندان دهقانان بی زمین وکمزمین بودند درحالیکه خلقی هادرمجموع بچه های خان وارباب بودند. این تفاوت هاتعین کننده موضع گیری فکری سیاسی شیرعلی شد. پدرشیرعلی که درهمان مکتب معلم بود،شیرعلی راازصنفی که حسین مدیر،علی رضا ودیگرشعله یی هادرآن بودندتبدیل کرده به صنف دیگر برد تا شاید پسرش از"راه ناثواب برگردد"امااینکاربرپافشاری وقاطعیت شیرعلی برروی مبارزه وانقلاب افزود. شیرعلی هرهفته بلا تاخیربرسرقرارهاونشست هایش حاضرمیشد.

 

بعدازآنکه رفیق شهیداکرم یاری به جاغوری رفت، کاروباراین رفقا نتنها نظم وسازندگی درست پیداکردبلکه روحیه آنها نیزتقویه شد. معلمین وکادرهای که درسطوح بالاترقرارداشتند،به جدوجهدبیشترپرداختند. شخصیت رفیق یاری وبه خصوص اقدام انقلابی اوبرای تقسیم زمین هایش بین دهقانانش به محبویت اودربین دهقانان بی زمین وکمزمین بیشترازپیش افزود. رابطه رفیقانه یاری بادهقانان ومرز روشن وآشتی ناپذیراوباخانواده اش(خوانین جاغوری)هم خط وهمفکربودن بااکرم یاری رابه افتخارعینی مبدل ساخته بود.شیرعلی نیزازاینکه همرزم وهمسنگررفیق اکرم یاری بودافتخارمیکرد. این افتخاردرتمام فعالیت زندگی اوهویدابود. اوباجدوجهدبیشتربه آموزش ریاضی وفیزیک پرداخت. مسئول حلقه اش میگفت"شاگردتنبل وتن پروروغبی دربین شعله ای هاجای ندارد". این مسئله بر روحیات شعله ای های جاغوری آنقدرتاثیرداشت که تمام آنهابانمرات عالی درکنکورکامیاب شدند. رفیق شهیدشیرعلی وعلی رضا درپلی تخنیک کابل رفتند. درحالیکه محمد تقی راعبدالواحدسرابی وزیرنمایشی رژیم ظاهرخان(پسرعمه محمد تقی)به پلی تخنیک فرستاد. اکنون از یک دوره یک خلقی و چندین شعله یی دریک صنف بودند.

 

شیرعلی، درسال 1355درارتباط"سازمان رهائی بخش خلق افغانستان(سرخا)"قرارگرفت. اوکمافی السابق به آموزش تئوری وتاکتیک انقلاب ادامه میداد. بعدازکودتای ننگین ثور1357 شیرعلی ورفقایش به تب و تلاش بیشترافتادند. آنها لحظه یی آرامش نداشتند. اکنون مسئولیت آنهارادوتن ازفعال ترین شعله یی هابرعهده داشت. موسی خارکش شهیدویونس تاجپورشهید. شیرعلی وحسین مدیرمانند عقربک ساعت حرکت میکردند.

 

دریکی ازروزهای ماه میزان سال 1357شیرعلی ازصحبت بارفیق یونس تاجپورکه درافشاربالا زندگی میکرد، برمیگشت. اوتصمیم داشت هرچه زودتر به اطاقش رفته وبه کارهای دیگرش رسیدگی کند که با شیرزوی معلم لیلیه وطاهرفراهی مسئول پلی تخنیک روبرومیشود. شیرعلی ننگ خودمیدانست که به خلقی ها سلام بدهد. برخی میگویند که محمدتقی معروف به"تقی لالی" نیزبا طاهر یکجا بوده ولی این فقط یک آوازه بود، زیرا تقی حتی دربین رفقای خودش نیز از یک خبر چین وپای دو بی مقدار، ارزش بالا ترنداشت. طاهرفراهی فقط به چند کادرمحدود خلقی اجازه میداد که با او درمحضر عام رفت وآمد داشته باشند. آن روز؛ طاهربه شیرزوی دستور میدهدکه شیرعلی راایستاد کند. شیرزوی مانند سگان گرسنه و محتاج توجه، شیرعلی رابرسرزینه ها ایستاد کرده وتلاشی میکند. درجریان تلاشی"نقل وقول هائی ازآثار مائوتسه دون"راازجیب او میکشد. طاهرنمیگذاردکه شیرعلی به اطاقش برودوازهمانجااورا باخودبه تهکاوی جمنازیوم پلی تخنیک میبردوتفنگچه میکاروفش را میکشدوپنج مرمی بر جمجمه رفیق شیرعلی خالی میکند.

 

شیرعلی اولین شعله یی است که به دست آدمکشان میهنفروش خلق وپرچم به جاودانگی پیوسته است. شیرعلی مانندپیشمرگان تاریخ سازجان سپردوبا مرگش ازما پرسید : که "شماچگونه میمیرید؟".برخی ازمارفقای آن روزی شیرعلی درطی این بیشترازسه دهه به این سوال پاسخ ماراداده ایم. پاسخ برخی مانندحسین علی مدیر،غلام علی،محمدعلی،حسین علی شیخ سوته،کریم کربلائی یوسف، موسی خان محب، مرادعلی محب، داکتراسحق اقبالی، غریب حسین، داکتر امان اکبری، خادم حسین اکبری، نصرالله نجفی ودیگران که هم دوره وهمسنگرشیرعلی بودنداین بوده که مارفاقت مارا درمرگ هم تعقیب میکنیم ونمیگذاریم افتخارجاویدانی نصیب تنهاشیرعلی گردد. این دسته مرگ راپذیراشدندوبا جان سپردن قهرمانانه شان دشمن بزدل وزبون راخوار ساختند.

پاسخ دسته دیگرکه ما نیزجزئی ازآن هستیم این بوده که یاران عزیزشمارفتید وحمل این محموله سنگین تاریخ رابردوش ناتوان ما گذاشتید. مادرراهی که شما میرفتیدمی رویم وبه شمارفقا سوگند میخوریم که یک گام هم ازراهی که شمامیرفتیدعدول برنگردیم. اگرنتوانیم آرمان شمارابغرش رعدمبدل سازیم بدون شک آنرانجواکنان به نسل های آینده خواهیم سپردوبه آنها خواهیم گفت که مردان بزرگی مانندشما در تاریخ خونباراین سرزمین سربلندزیستند، بی باک رزمیدندوگردن فرازبه خون های سرخ خویش آرمیدند.

پاسخ دشته سومی ترک گفتن راه شیرعلی ویارانش بوده است. آنهاازطریق رقابت بامرتجعین واربابان محلی ونیت پرکردن کیسه های شان نتنها راه شیرعلی ودیگران را ترک کردند، بلکخ به آن خیانت ورزیدند.آنهاباشرکت درانتخابات فرمایشی دولت دست نشانده کابل براساسی ترین باوری که شیرعلی ودیگران درراه آن جان دادند،پاگذاشتندوبه اثبات رسانیدندکه ازهمان اول هدف شان آزادی خلق ورهائی کشورنبوده است.امروزهنگامیکه امپریالیست هااستخوان های چرب داررادرمیدان سگ جنگی پارلمانبازی انداخته اند،آنها مانند سگان وله گرد باسگان سنتی فئودالیزم برای خیانت به خلق به عف عف پرداخته اند. موجودات حقیری که درصورت اقتضای شرایط ماکیان میشوندوتخم میگذارندولی باتغیراوضاع چوچه میدهندوبه موش های بویناک وحامل کشنده ترین میکروبهاتبدیل میگردند. آنهاننگ جریان شعله جاویداندونفرین تمام انقلابیون شعله ای راتا دم مرگ ننگین شان حمل خواهند کرد.