Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
درختی که تلخ است وی را سرشت

 

 

 

وجه مشترک تسلیم طلبان فلسطینی وافغانستانی

 

 

نوشته : داود شفق

 

رسانه های خبری جهان دراین هفته ازرازمعامله گری الفتح بااسرائیل سگ زنجیری امپریالیزم امریکادرشرق میانه صحبت داشتند. دراین صحبت هاازمعامله الفتح بااسرائیل برسراورشلیم شرقی حرف زده میشدکه اخیرابه واسطه ویکی لیکس وتلویزیون الجزیره افشاگردیده است. بیادداریم صحنه های دلخراشی راکه تلویزیون های جهان ازحمله ارتش وپولیس اسرائیل برخانه های فلسطینی ها دراورشلیم شرقی پخش میکردند. پولیس مسلح اسرائیل باسلاح گرم بدون دق الباب واردخانه های فلسطینی هااین ناحیه میشدند،اسباب واثاثیه آنهارابه بیرون می انداختندوخودشان راازخانه می کشیدند. بولدوزرهاکه درحال آماده باش قرارداشتند، به حرکت می آمدندومنزل مسکونی فلسطینی های بیچاره وبی دفاع راباخاک یکسان می کردند. مادرخانواده دریکطرف موهایش رامیکند،اطفال به اطراف اوبه گریه وزاری میپرداختند، پدروپدربزرگ با چشمان نگران وحالت زاربه تسلی دل زنان ونوازش اطفال می پرداختند. مادربزرگ دست به آسمان به رسم بدعابالامی کردو...غیره. یکی میگفت که چراکشورهایی مانندعربستان سعودی، اردن، مصروغیره درقبال این همه بیدادگری ایکه اسرائیل براهالی نوارغزه،اورشلیم شرقی وغیره روامیدارد،عکس العمل نشان نمیدهند.دیگری میگفت که آنهاهمه سردرآخورامریکا دارند. امااکنون دیده میشودکه رژیم اسرائیل قبل ازقبل بارهبران الفتح تحت رهبری محمودعباس معامله رابه پایان رسانیده بوده ودستش رادرویران ساختن لانه و کاشانه فلسطینی هاکاملابازاحساس می کرده است. این سازمان الفتح بوده که با اسرائیل برسرلانه وکاشانه خلق فلسطین معامله کرده است .سازمانی که یک روزبه دلیل مقاومتش درقلب هر فلسطینی وحتی هرعرب بیزاراززورگوئی وتجاوز،جای داشت،امروزبرسربه خانه های فلسطینی هاهم باصهیونیست ها معامله می کند.آیااین سقوط فلاکت باردرخصلت ذاتی انسان هانهفته است؟ نه.این سقوط ازایدئولوژی انسان هاناشی میشود. ماایدئولوژی داریم تا ایدئولوژی، ایدئولوژی مقاومت وایدئولوژی سازش وتسلیم طلبی .تنهاطبقه کارگراست که نمیتواندتسلیم شودوسازش کند، زیرامیداندکه سازش وتسلیم شدنش باردیگربه بردگی اش می انجامد.به این دلیل هرجنبشی که به واسطه این ایدئولوژی رهبری نمیشود، نه سرانجامی بهترازاین داردونه رهبرانش بهترازیاسرعرفات ومحمودعباس و..غیره است.

 

صائب ارکت، نماینده ارشدفلسطین وفردمعتمدمحمودعباس، روز سه شنبه مورخه 25 ژانویه 2011 باعصبانیت خاصی ویکی لیکس والجزیره را محکوم میکردواین افشاگری راوقیحانه ورذیلانه میخواند.اینگونه عکس العمل هزاران مرتبه بعدازآنکه خائنین افشاگردیده اند، دیده شده است. البته دراینجا یک مولفه روانی بایک مولفه ناخود آگاهی درهم می تند. ناخودآگاهی که تصورمیکند مردم فقط به همین واقعه می بیندوآنراباازپشت خنجرزدن های گذشته وپیشانی به خاک مالیدن های خرد وکوچک دیگر پیوند نمی دهند و بخشی ازیک تابلوی بزرگ نمی دانند؛ وروانی به این صورت که اینگونه افرادتصورمیکنند با دیده درائی و"شیرک بازی کردن"می توانند مردم را متقاعد سازند که آنها خائین نیستند.این ها خود نمیدانند که انکار آشتی با دشمن وقیحانه ترازآشتی بادشمن است. این ها،هزاران واژه را از"غیاث اللغات"پیدامیکنند ومثل بلبل حرف میزنند، اما وقتی با پشتاره گیر میشوند فقط نفرین وناسزا بیاد شان باقی میمانند. این خصلت تسلیم طلبان ومعامله گران درهرجای دنیا میباشد وتنهاتسلیم طلبان ومعامله گران فلسطینی نیستند که فکرمیکنند با فحاشی وناسزاگوئی میتوانندخودراتبرئه کنند، تسلیم طلبان افغانستانی دراین زمینه دست تسلیم طلبان جهان راازپشت بسته اند.به طورنمونه به مقالات احمدبرومند(سیدحسین موسوی)دروب سایت"افغانستان آزاد" مراجعه کنید. درآنجابیبنیدکه آقای موسوی باچه واژه هاوچه اتهامات دروغین برماحمله میکند تاما ازتسلیم طلبی ساما چیزی نگوئیم. توگوئی که اگردهن افشاگران رابافحش دادن وناسزا گفتن گرفت، تلریخ رانیزمیتوان ازلوث این خیانت پاک کرد.

 

تسلیم طلبان وخائنین به آرمان خلق، تصورمیکنندکه باحمله برچند تن ازفعالین جنبش کمونیستی میتوانندتسلیم طلبی وخیانت ملی شان راازذهن تاریخ هم محوکنند. این افرادبعدازافشا شدن شان به اندازه واقعی شان کوچک میشوند ومی ترسند که مردم به ماهیئت حقیقی و شخصیت واقعی سیاسی آنها واقف گردند. آنها به جای آنکه حداقل احترام فردی اطرافیان شان راکمائی کنند، به خیانت شان اعتراف نمایند، به انکارآن ویا توجیه آن دست می زنند؛ وچون آزادی خلق وعدالت پیگیراجتماعی دراجندای سیاسی شان نیستند، معهذا ضرورنمی بینندکه درخودصداقت، شجاعت وبلندهمتی راپرورش دهند. چون نه باخودصادق اندونه آرمان بلندمدت توده ای دارند، انتقادازخود وجلب اعتماد مجدد خلق رالازم نمی بینند.این افراداکثراازطبقات ورشکست شده بورژوازی متوسط شهری ویابزازروستا می آیندوهمیشه با حیله ونیرنگ بازارکارکرده اند، شجاع تربیه نشده اند ونمیتوانند به مردم بگویند"مااشتباه کردیم که رفتیم به سوسیال- امپریالیزم اتحادشوروی تسلیم شدیم، زمینه قتلعام کوه صافی را آماده ساختیم، عضو رابط غندسنگین و"خاد" داکتر بها شدیم وبه جاسوس بیمقدارخلق وپرچم مبدل گردیدیم. مااشتباه کردیم که رفتیم تحت نظرخاد"نماد"را ساختیم. مااشتباه کردیم که برهلی کپتردشمن سوارشده ورفتیم خانه های مردم بی دفاع رابمباران کردیم. مااشتباه میکنیم که اکنون بادولت پوشالی کابل همکاری میکنیم.مااشتباه میکنیم که هویت وشهرت مکمله افرادرادراختیاردستگاه های اطلاعات امپریالیزم وارتجاع قرارمیدهیم وماغلط میکنیم که خواهرومادر، زن وفرزند انقلابیون کمونیست را فحش وناسزا میگوئیم واین کار را هم به حساب سیاست کردن میگذاریم "

 

به اینطریق این تنهاصائیب ارکت فلسطینی نیست که ازافشاشدن خیانت سازمانش بابیچاره گی یک موش زخم خورده وز وزمیکند، بلکه افغانستان نمونه های بدتر ازاورادیده است. اینگونه عکس العمل، ازایدئولوژی تسلیم طلبی منشا میگیردودرسراسر جهان موجوداست. افرادیکه دیدگاه شان خائینانه است، سیاست های شان نیز نمیتواند تسلیم طلبانه نباشد. برای این افرادحرمان جاه وجلال بورژوائی به آرمان تبدیل شده است؛آنها که نه منطقی برای دفاع ازخود دارند ونه شجاعت اعتراف به خطاهای شان را فقط میتوانند افشاگران شان رابه بادفحش وناسزابگیرند. اینها واقعا ذلیل و حقیراند.