Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
شورش بدون رهبری درمصر

شورش بدون رهبری درمصر

 

نوشته : اصیل

 

دریک هفته اخیرهمه روزه شاهد تظاهرات توده های مصرعلیه دولت بوده ایم. ادامه تظاهرات سرنگونی دولت دیکتاتوری سرمایداران بیروکرات وپایدوهای امپریالیست های غربی را نزدیک تر ساخته است.

 

اگرچندتظاهرات مصربا الهام از شورش درتونس وسرنگونی حکومت فاسدوگوش بفرمان امریکا که توسط فامیل زین العابدین بن علی رهبری و اداره میشد، شروع گردید ولی تبعات بساگسترده تردرمناسبات بین المللی خواهد داشت. این انقلاب نه تنها لرزه براندام رهبران فاسد و دست نشانده امریکادرکشورهای عربی انداخته است بلکه غرب را نیزدست و پاچه ساخته است.

کشور های غربی درمسئله شورش مصردچارسردرگمی خیلی بزرگ شده اند. باانکه بعضی ازاین کشورهای غربی ازحسنی مبارک میخواهندبه خواست های معترضان گوش فرادهد، درحقیقت با همسویی با اسرائیل نمیتوانند مبارک را درمیدان تنها رها کنند.

مصر به عنوان یک کشور با نفوذ حدود 80 ملیون نفرکه هم مرز با اسرائل قراردارد، اداره کانال سوئز را به عهده دارد. از کانال سوئز8 درصد مال التجاره جهان عبورومرورمیکند. کشتی های جنگی امپریالیست های غربی بااستفاده ازهمین کانال به مقصد بنادر خلیج فارس و بجرهند به عنوان نزدیکترین راه استفاده میکنند. تجهیزات نظامی و لوژستیکی برای جنگ عراق و افغانستان از همین بندر به خلیج فارس و بندر کراچی میرسد.

اسرایئل که به عنوان سگ نگهبان غرب درخاورمیانه ایجاد گردیده است، مرزدورودرازی با مصر دارد. مصردردهه هفتاد قرن بیست بااسرائیل معاهده صلح را امضا کرد. مصربه عنوان اولین کشورباجمعیت بزرگ مسلمان توانست ازیکطرف کمک های 1.5 تا 2 ملیاردی امریکا رابرای خویش تصاحب نماید وازجانب دیگرصحرای سیناراکه درپی شکست جنگ بااسرائیل ازدست داده بود، واپس بگیرد. این مسئله به عنوان لکه ننگی برپیشانی انور السادات وجانشین وی حسنی مبارک برای همیش باقی خواهد بود.

اسرائیل که ازبرکت موجودیت حسنی مبارک دررهبری رژیم فاسد مصرتوانسته بود مناسبات حسنه خویش رابا مصر حفط کند، 40 درصد گارمورد ضرورت خودراازمصرواردمیکرد. بدون داشتن مناسبات خوب بارژیم مصر، اسرائیل به مشکلات جدی اقثصادی روبرومیگردد. اسرائیل بااستقاده ازمناسبات خویش با اسرائیل وتهدید قطع کمک های اقتصادی غرب و بویژه اضلاع متحده امریکا مصررا تشویق و وادار مبکرد تا برفلسطینیان بیشترین فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی راوارد آورد.

نوارغزه که بعدازبقدرت رسیدن حماس درآن وآنهم ازطریق وبه اصطلاح"موکراتیک" که غربی هاازآن به عنوان وسیله فشاربرعلیه کشور های عقب مانده وروبه انکشاف استفاده میکنند، هدف تحریم اقتصادی اسرائیل قرار گرفت که مصرنیزبه نوبه خود بندر رفح یگانه راه ارتباطی غزه به دنیای خارج غیراز اسرائیل رابروی مردم غزه بست. غرب برای منزوی ساختن حماس درنوارغزه، مردم را تحت فشاراقتصادی قرارداده واسرائیل ومصررا نیز دستور دادند تاازاین منش سرکوب گرانه کاربگیرند.

ازجانب دیگررژیم ایران که این شورشهارادرکشورهای چون مصر وتونس وحکومت های دست نشانده امریکایی تحت رهبری مبارک وبن علی میبیند،ترس ووحشت خویش از گرفتار شدن به سرنوشت چون مصربه ریش کشورهای غربی میخندد که ازتظاهرات کنندگان ایرانی برضددولت ایران حمایت میکردند. رژیم ایران علناًازمظاهره کنندگان حمایت نموده وادعا میکنند که دولت بعدی مصر با ایران مناسبات حسنه خواهد داشت .

آنچه که توده های جهان را به شورش های نظیرتونس ومصرخوشحال ساخته است همانا تغیر شرایط ولوموقتی درمصرمیتواندامپریالیزم امریکاوغرب رادرشرایط خیلی خیلی بحرانی قرار دهد. این کشورهای امپریالیستی نمیتوانندبدون موجودیت مهره های مانند حسنی مبارک وبن علی دچارمشکلات می شوند. بحران درمصربدون شک درواشنگتن، برلین، لندن، توکیو وتل آویو مشکل ایجاد میکند. تغیر درمصر میتواند درزندگی ومبارزه مردم تحت اشغال فلسطین درغزه وکرانه باختری روداردن تغیربزرگی ایجادکند که بنوبه خود دردسری خیلی بزرگی برای امپریالسیت ها خواهد بود.

شورش ها درمصروتونس توده های عرب راتشویق مینماید تا برعلیه سیستم فاسد و نا کارآمد دست نشانده غرب درکشورهای شان بپا خیزند. خیزش درعربستان میتواند به بحران های بزرگ اقتصادی درغرب دامن بزند ورژیم های غربی را بامردم رودرروقراردهد. باسقوط رژیم های تحت نفوذامریکا درکشورهای عربی، ادامه جنگ وویرانگری درافغانستان وعراق با مشکلات بیشتر وعمیقتر روبرو میشوند.

مشکل اصلی درشورش های تونس ومصرهمانا عدم موجودیت رهبری سالم ونبود طرح خواست های پیگیر انقلابی میباشد. فقدان موجودیت یک حزب کمونیست انقلابی،وفقدان برنامه تغیربنیادی جامعه پس ازسقوط رژیم خوشی ودلگرمی انقلابیون را با دلهره وهراس توام ساخته است. امادرس های راکه ازاین شورش هامیتوان گرفت این است که اگرچنین شورش هاتحت رهبری طبقه کارگریعنی حزب کمونیست باشند، نتایج ملیون هاباربهتروخوبتربه دست می آید.

درشرایطی که میلون هاانسان خشمناک فریاد میزنند"مرگ! مرگ! مرگ برمبارک!"و"مبارک برو گمشو!"آنچه مورددلخوشی امپریالیست هاومرتجعین میباشد، نبودن یک حزب کمونیست انقلابی درمصروتونس وسایر ممالک عربی است. شورش برحق است ولی شورش درعدم موجودیت رهبری پیگیرمسافرنابینائی است که به مشکل میتوان گفت به منزل مقصودخواهدرسید. برای آنکه به آرزوی توده های شورش گرجامه عمل پوشانید، باید براین شورش ها مهررهبری شورش گر ترین طبقه یعنی طبقه کارگرراکوبید. این کار به هیچ صورتی ممکن نیست مگر اینکه دراین کشور ها احزاب کمونیست انقلابی رابه وجودآورد.