Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
فرخنده باد اول ماه مه روزتجدیدتعهد به مبارزه برای سوسیالیزم وسرانجام کمونیزم

فرخنده باد اول ماه مه روزتجدیدتعهد

به مبارزه برای سوسیالیزم وسرانجام کمونیزم

 

امسال اول ماه می درطلاطم طغیانهای زحمتکشان شمال افریقا و شرق میانه برای رهائی شان ازچنگال امپریالیست ها وگماشتگان جلاد آنها فرامیرسد. جهانیان با تعجب صحنه ای را تماشا میکنند که درآن خلقهاباقهرمانی وصف ناپذیری بپاخاسته وتاآخرین لحظات ممکن برروی مبارزه پافشاری میکنندونیروهای مزدوروتسلیم طلب بورژوازی با ذره ذره دست آوردهای مبارزات آنهابه معامله مشغولند. اکنون دیده میشود که چگونه خلقهاانرژی پوتنسیال اجتماعی ایراکه هزاران سال راکدمانده به عصیان وشورش مبدل میکنندتاکفتارهای امپریالیست و لاشخوارهای خون آشام داخلی راازاستخوان نحیف ولاغرشان برانندوچسان نیروهای ضدمردمی درلباس مردم، این انرژی عظیم رابربادمیدهندورمقی برای حرکت بعدی شان باقی نمیگذارند. ازمشاهده قهرمانی های خلق وخیانت نیروهای بورژوائی به نقش تاریخی رهبری طبقه کارگرواهمیت تئوری های انقلابی مارکسیزم- لنینیزم مائویزم بیشترپی میبریم.

 

مائوتسه دون میگویدکه "برای انقلاب کردن به حزب انقلابی احتیاج است، بدون یک حزب انقلابی، بدون حزب انقلابی ایکه براساس تئوری انقلابی مارکسیزملنینیزم(مائویزم-ازماست)وبسبک انقلابی مارکسیستیلنینیستی(مائویستی- ازماست) پایه گذاری شده باشد، نمیتوان طبقه کارگروتوده های وسیع مردم رابرای غلبه برامپریالیست هاوسگ های زنجیری شان رهبری کرد" (نیروهای انقلابی سراسرجهان متحدشویدوعلیه تجاوزامپریالیستی پیکارکنید! نوامبر 1948). صدق این گفتاررااکنون به وضاحت درجنبش خلقهای شمال افریقاوشرق میانه مشاهده میکنیم. ومشاهده میکنیم که توده هاازاین جنبش هاچه توقعاتی دارندونیروهای خائین به توده هایعنی نیروهای مختلف بورژوازی تسلیم طلب ونا پیگیرآنهارابه کدام سومیبرند. توده هاچگونه میخواهندازاین جنبش هابه تغییربنیادی جامعه ونابودی فقر، بیکاری وسیه روزی برسندونیروهای خائین که رهبری آنهارادردست دارندچگونه این خشم رادرکانال رفرم وبرکناری چند مزدورازاریکه قدرت رهنمائی و محدودمیسازند.

 

ازجانب دیگراین جنبش هانشان میدهندکه خیزش های توده هاهرقدروسیع وگسترده باشند بطور اتوماتیک به رهائی آنها ازاستثماروستم نمی انجامند. علیرغم تبلیغات توهم انگیزروشنفکران بورژوا ومدح وستایش اپورتونیست هاازاین جنبش هاکه عامدانه به قصد نفی ضرورت هژمونی طبقه کارگردرجنبش های توده ای صورت میگیرند،این جنبشهاازچارچوب رفرم درداخل نظام پیشترنمیروند. دراین رفرم هانیزبدون هیچ تردیدی حرف همان قشربورژوازی که ازهمه بیشترمتشکل تروسازمان یافته تراست تعین کننده تراست. همین عینیت است که برخلاف تصورنیروهای بورژوائی برضرورت تاریخی هژمونی طبقه کارگربیش ازپیش تاکید می ورزند. زیراهرطبقه ایکه تشکل پیشآهنگش رانداردبطوراتوماتیک به دنباله رووسیاهی لشکرطبقه ای مبدل میشودکه ازهمه بیشترمتشکل میباشد.

 

خلق افغانستان این تجربه رادرسالهای نیمه دوم دهه 50 آفتابی ازسرگذرانیده اند.دراین زمان فئودالیزم ازهمه بیشتر متشکل بود. احزاب وسازمان های رنگارنگ اسلامی ازتهران تاپشاور صف کشیده بودند. کمونیست هایکایک درمسلخ بیدادخلق وپرچم به دم تیغ سپرده شده بودند. برخی ازنیروهای چپ که به دلیلی ازدلایل باخلق وپرچم جورنمی آمدندسازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)راتشکیل دادند. جریان اکونو-رویزیونیزم مسلکی افغانستان دروجود،سازمان رهائی افغانستان ظهورکرد. این دوتشکل بجای آنکه برضدامپریالیزم، سوسیال- امپریالیزم وارتجاع اسلامی به مبارزه بپردازندوازکمونیزم انقلابی دفاع وکمونیزم تقلبی خلق وپرچم و سوسیال-امپریالیزم روس راافشاکنند، خودشعار ارتجاع وامپریالیزم یعنی جمهوری اسلامی را بلند کردند. اعلام مواضع ساماوخط حرکی سازمان رهائی که دروجود"جبهه مبارزین مجاهد"متبلورگردیده، نشان میدهندکه درصورت نبودحزب پرولتاریا،روشنفکران بورژواچگونه خلق رابه دنبال طبقه متشکل ولوآنکه ارتجاع اسلامی باشد، می برندوآرمان تاریخی خلق رازیرپامیگذارند.

 

درحال حاضرکه پرولتاریادرافغانستان گردان رهبری انقلابی اش راندارد،روشنفکران بورژوا از طروق مختلف به اطراف جام عسل امپریالیست ها وز وز میکنند. چه تحلیل های کشاله دارو واژه های بلندبالائی که در وصف وستایش دموکراسی (بخوان شعارفریبنده امپریالیست ها) بیان نمیشوند، چه پژوهشگرانی که مایل اند صفحات متعددی رادرموردخواجه گان حرمسرای سلاطین سیاه کنندولی یک کلمه هم درمورداستبدادواجحافی که استعمارچیان ستمگرامپریالیست بر خلقهای تحت ستم دنیاروامیدارند، نمیگویند، چه ادباوشعرائی که درمتن ومحتوای جملات حجیم وطویل شان بوئی ازمخالفت بااشغالگران سرزمین مادری شان دیده نمیشود...وغیره.

 

بنابه هزاران دلایل دیگروازآن جمله این ها، تشکیل حزب کمونیست انقلابی درافغانستان اولویت عاجل مبارزه تمام کمونیست های افغانستان میباشد. این امرنتنها به این لحاظ که ازتکراراشتباه دهه 50 شمسی جلوگیری بعمل آید ونتنها به این دلیل که نگذاشت اپورتونیزم تسلیم طلب و رویزیو- اکونومیزم باردیگرخلق رافریب بدهند، بلکه به این دلیل که طبقه کارگروزحمتکشان افغانستان بارسنگین تجاوز؛اشغال وستم امپریالیستی راحمل میکنند. خلق افغانستان درجهان کنونی هیچ دوستی بغیرازطبقه کارگرندارد. فقط طبقه کارگرمیتواندخلق افغانستان رابسوی رهائی شان رهبری کند. ازاینجاست که لازم میدانیم به تمام رفقای کمونیست افغانستان خاطرنشان سازیم که اگربرای تشکیل حزب طبقه کارگرکارنکنیم وخودرادرلای سنگ آسیاب شرایط وکارهای سنگین نسپاریم، تمام حرف های ماازنظرسیاسی به تبلیغ پر طمطراق یک آرمان زیبا دردور دست مبدل میشوند.

رفقا!

راه دوراست وبالارفتن ازکوه مشکل، اما شهررنگین بی رنگی ها وبی نیازی ها درآنطرف سربالائی ها قراردارد. بیائیداول ماه مه امسال را با تعهد به مبارزه در راه ایجاد حزب کمونیست انقلابی افغانستان تجلیل کنیم.

َفرخنده باداول ماه مه روزجهانی طبقه کارگر!

زنده باد مارکسیزم لنینیزم مائویزم !

زنده باد جنبش کمونیستی افغانستان!

نیست ونابودباد امپریالیزم

مائویست های افغانستان

یکم مه 2011