Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
اسامه بن لادن کشته شد

اسامه بن لادن کشته شد

 

پولادگر

 

چندروز قبل بارک اوباما رئیس جمهور امریکا اعلان کرد که نیروهای کماندوی اضلاع متحده امریکابرمخفی گاه اسامه بن لادن حمله برده و اوراکشتند. براساس گزارش بی.بی. سی. دراین حمله یک فروندهلی کپترامریکائی نیزسقوط داده شد. گوینده بی.بی.سی. باصدای عربده مانندی اضافه میگفت که "این حمله که بدون مشوره بادولت پاکستنان صورت گرفته نشان میدهدکه امریکاقادراست درهرجای جهان که خواسته باشد، چنین حملاتی راانجام بدهد". از آنروز به اینطرف رسانه های خبری معتبرغرب ازقول مشاورامورامنیتی امریکامیگویند که باجنازه اسامه بن لادن بر اساس احکام شرع اسلامی رفتار شده است. تلویزیون های ملی ممالک اروپائی هرکدام به نوبه خودبرروی این"پیروزی بزرگ"برنامه داشتند ومتخصصین اموراجتماعی،اطلاعاتی، نویسندگان وروزنامه نگاران هرکدام برزوایای تاریک این"پیروزی"روشنی می انداختند.

tapi20mape202اسامه بن لادن انجنیرساختمان وفارغ التحصیل فاکولته انجنیری ریاض بود.اودرسال1979ازجانب"سیا"به افغانستان فرستاده شدومامورفنی پیاده ساختن نقشه ساختمان های زیرزمینی مقرفرماندهی"سیا"درشرق افغانستان درکوه های"توره بورا"و"سپینی شگی"گردید.این دوساختمان راکه درآن هادفاترکار،استراحت وتفریح واحدهای اپراتیوی،ارتباطی وهمچنین دیپوی سلاح"سیا"برای مجاهدین بودقبل ازموعدمقرره ساخته وتحویل داد.اوازاین ببعدبه دارلینگ سوگلی"سیا"، "آلمخابرات" و"آی.ایس.آی"درافغانستان شد.قسمت اعظم پولهائی که غرب به مجاهدین وngo های صحی وغیرصحی میداداززیرنظراوردمیشد. تاسال 1989اسامه عزیزدل غرب وارتجاع منطقه بود. بعدازفروریختن برج وباروی امپراطوری اتحادشوروی سابق، اوازنظر"سیا"ومقامات عربستان سعودی افتاد. اسامه به صدام حسین برای خدمت مراجعه کردولی،صدام حسین نیزاو رادرآغوش نگرفت. بعدازاوج گرفتن رقابت بین امپریالیست هابرسرانرژی فوسیلی کناردریای خزروازآنجمله احداث پایپ لاین انتقال انرژی ترکمنستان ازطریق افغانستان به پاکستان وبندرکراچی آی.ایس. آی.باردیگربه اوضرورت پیداکرد. بینظیربهوتووبه تعقیب آن نوازشریف که دسته طالبان رابه وجودآوردنداورادراین پروژه ماموریت دادند. سهامداران بزرگ پروژه پایپ لاین انتقال انرژی ساحل بحیره خزرامریکا و عربستان سعودی بودند. واضیح است که این ماموریت نیزبدون اتفاق نظرآنهاصورت نگرفته بود. موازی به طرح پایپ لاین ازطریق کندهاربه پاکستان،یک طرح ازطرف چین وروسیه نیزوجودداشت که ازازبکستان، قرغیزستان وترکستان چینی(سرزمین ایغورها)میگذشت. دراینجا اضلاع متحده امریکا، برازیل وعربستان سعودی مخالف طرح روسیه وچین بودندوآنهاتاآخرکوشیدندکه این طرح راازطریق ایجادجنبش های اسلامی درازبکستان، چچنیاوسینجیان(ایغورها) نقش برآب کنند.این امراسامه راکه دیگرخواهان یک امارت بزرگ امت اسلامی بود، درمقابل غرب قرارمیداد.اوباردیگرمغضوب غرب شد. به همین دلیل کمتر ازدو ساعت بعدازفروریختن برج های بلندنیویارک در11 سیپتمبر2001،(درساعت 11 قبل الظهروقبل ازهرگونه تحقیقات)امریکااورامسئول شماره یک حادثه حساب کرد(M.Chossoduvsky AMERICAS WAR ON TERRORISM. Pref to 2nd, Edition). درشام همان روزساعت 9 رژیم بوش ازروسای اطلاعات وجنرالهای بلندرتبه دست چین شده،"کابینه جنگ" راترتیب داده وجنگ علیه تروریزم رااعلان کردن(همانجا). روشن فکران وسازمانهای مختلف ازطریق مطبوعات ورسانه هارژیم رابه"انتقام گیری"و"جنگ"تشویق و این جنگ را"عادلانه ودفاع ازخود" میخواندند. بتاریخ 12 سیپتمبرودرست 11ساعت بعدترازواقعه مرکزتجارت جهانی سازمان دفاع اتلانتیک شمالی(ناتو)ماده 5 پنجم معاهده واشنگتن رابرای اولین بارتصویب کرد واعلان نمودکه"حمله به یکی حمله به تمام ممالک عضوناتومیباشد"(THE TRUTH BEHIND 9/11.Global Research). تحت همین بهانه آنهابه افغانستان وعراق حمله برده واین دوکشوررااشغال کردند. بعدازسقوط اداره طالبان، اسامه مفقودالاثرشد. اکنون بعدازده سال میگویند که اودرایبت آبادبوده ودرآنجازندگی میکرده است. اگرقبول کنیم که اسامه بن لادن رابراستی درچندروزپیش کشته اند آیا میتوان قبول کردکه آنهادراین مدت خبرنداشتندکه اودرکجاست؟

اسامه بن لادن علیرغم تمام مخالفت هایش باامریکا فردی بود که تمام زندگی دوران بلوغیت وآگاهانه اش رادرخدمت به امریکاونظام حاکم جهانی سپری کرد. اوازهمین مخرج به افغانستان آمدودرهمین راستابرضدمردم افغانستان جهاد کرد. افرادتحت فرماندهی اومرتکب اجحاف وستم بیشماری برمردم ستمدیده واسیرافغانستان شدند. پیروان ومرشدان اومردم آزادیخواه افغانستان رابه اطاعت ازاحکام پوسیده بادیه نشینی عرب مجبور می ساخت. دسته های رهزنی راکه اوتربیه کرده بود، مانندسگان ولگردسواربرعراده جات سبک به کوچه وخیابان میرفتندوزنان ودختران جوان را بجرم نقض امربالمعروف ونهی عن المنکربه نازیان وبرخی اوقات به گلوله می بستند. مردان رابجرم ریش تراشیدن مجازات میکردندوبه اطفال اطاعت ازاحکام زندگی صحرا نشینی تربیه مینمودند. آنهااین ستمگری رابه ویژه برزنان ودوشیزه گان تحت ستم افغانستان چنان رواداشتندکه خلق شریف افغانستان هیچ زمانی اووباداران امریکائی اش رانخواهندبخشید. اگرچندامروزامپریالیزم امریکاخودرامخالف القاعده وطالب واسامه و ملاعمروگلبدین وحقانی ودیگران میگوید، اماچه فرقی بین آنهاوسیاف، دوستم، ربانی، محقق ، محسنی وامثالهم وجود دارد؟ درقانون آنها چه چیزی اتوکراتیک تروارتجاعی ترازقانون اساسی کنونی افغانستان میتوانست باشد؟ به اینصورت خلق آزادیخواه افغانستان به مرگ اسامه بن لادن به مثابه یک بازی"موش وپشک امپریالیزم ونوکران جهادی اش"می بیندوبه آن یک سرموهم ارزش نمیدهند.این درامایی مضحک تنهاامروزبه نمایش گذاشته نشده است، امپریالیزم همیشه با مستخدمینی که ازاطاعت سرمی پیجندوراه گردنکشی رادرپیش میگیرند، باهمین منطق رفتارکرده است. این سبقی است برای آنانیکه برای امپریالیست هاجاسوسی میکنندوباحقارت نام افغانستانی هارابه این آدمکشان گزارش میدهند.اماآنچه مالازم به یاد آوری میدانیم، اینست که کسانی که به خلق یعنی بزرگترین، قوی ترین وتعین کننده ترین نیروی جامعه پشت میگردانند وبه خدمت امپریالیست ها کمرمی بندندسرنوشتی بهترازاسامه بن لادن، حسنی مبارک، رضاشاه، زین العابدین بن علی وصدام حسین ندارند. اماچوچه مزدورهای مزدور افغانستانی بیگانه مانندکرمک های سپیدته کثافات میمیرندزیراازهیچ نظرارزش ندارند. کشته شدن حفیظ الله امین وصدهاخلقی وپرچمی وجهادی این ادعارابه اثبات رسانیده اند.

 

چراآنها اکنون اسامه بن لادن راکشتند؟

 

دلایل متعددی درامربه قتل رسانیدن اسامه بن لادن دخیل اند، امابرای اینکه دچارظن وگمان نشویم فقط چندی ازآنها که درحقیقت امرتعین کننده اندروشن میباشد.

1-     بحران اقتصادی واوضاع داخلی امریکا

2-  نقش اسامه بن لادن درذهنیت خلق عرب درمقایسه با جنبش های رفرمیستی آنها

3-     وضعیت لیبیا وجنگ امپریالیست ها علیه مردم افغانستان

اکنون آوازه است که ایمن الظواهری مرد شماره دوالقاعده اسامه راافشا ساخته بوده. اینشایعه ازجانب پاکستان وبه تعقیب آن عربستان سعودی پخش میشودویا عکس آن. امانسخه امریکایی قضیه تاکنون هیچ دلالتی به این مسئله نمیکند. این بیشتربه یک تاکتیک نفاق اندازی درداخل القاعده میماند تا یک حقیقت. ازطرف دیگرامپریالیستهاهمیشه یک گاورا چندین مرتبه پوست میکنند. به همین دلیل آنهادرشرایط داغ کنونی شرق میانه وبحران مرگ بار اقتصادجهانی سرمایداری، بدون آنکه ازقتل اسامه بن لادن چندین نفع راببرند، اورانمیکشتند.اینک مامیکوشیم برخی اززوایای این سناریورابررسی کنیم:

 

1-  بحران اقتصادی واوضاع داخلی امریکا،

 

امریکادچارشدیدترین بحران اقتصادی میباشد. بانکها، شرکت های بزرگ صنایع سنگین(به استثنای صنایع اسلحه سازی) وصنایع الکترونیکی آن در بد ترین وضع قراردارند. دولت امریکادرمرزورشکستگی قراردارد. قرضه دولتی از9 تریلیون دالردرسال 2002به 14 تریلیون درسال 2010 ارتقایافته که معادل است بانصف تمام اقتصادکشوریاتمام اقتصاداسترالیا ونیوزیلاند واندونیزیا درمجموع. دایره بیکاری، فقروبهمان نسبت امراض دیگر اجتماعی گسترش می یابند. مخالفت باجنگ درافغانستان باگذشت هرروزدراذهان مردم توسعه می یابد. درچنین وضعی دولت بیشترازهروقت دیگربه یک ترفندوحیله گری ضرورت داردتاروحیه مردم امریکاراتقویه نماید. زیراهنوزپایش درمردابی که درعراق وافغانستان به وجودآورده، بنداست که به جنگ درلیبیامبادرت می ورزد. درچنین وضعی دولت امریکا به یک کارزاربالابردن روحیه مردم عادی درامریکا ضرورت دارد. به همین دلیل هنگامیکه خبرکشته شدن اسامه پخش شدهزاران جوان به پشتیبانی ازدولت بسوی قصرسفیددرواشنگتن روان شدند.آنهاپرچم امریکا را تکان میدادندوفریاد میزدند"امریکا! امریکا!". اکنون دولت به راحتی میتواندبه مخالفین جنگ که هرروزاخبارشکست وافتضاح نیروهای امریکائی را درافغانستان میشنوند، بگویدکه ایهاالناس! ما تنها شکست نه که بلکه ازاین نوع پیروزی هاهم داریم. ببنید! مااسامه بن لادن راپیداکرده وکشتیم. اماتقویه روحیه به زودی به افت ونزول روحیه مبدل میشود. مرگ اسامه بن لادن، تغیرمکان دادن مشکل به فردااست. سنگی راکه امپریالیست های امریکائی بادروغ گفتن، فریب دادن مردم وریاکاری شان برداشته اند با تمام سنگینی برروی پاهای شان می افتد.

 

2- نقش اسامه بن لادن درذهنیت خلق عرب درمقایسه با جنبش های رفرمیستی آنها

 

جنبش های رفرمیستی وبقول برهان الدین ربانی"فیس بوکی"ازهمه بیشتربیانگراین حقیقت است که خلق عرب دیگربه استانداردهای اسلامی که اسامه بن لادن وایمن الظواهری به آنها چسبیده اند، رجوع نمیکنند. جنبش های رفرمیستی کنونی شرق میانه نشان میدهند که تمایل به جدائی دین از دولت حتی درعقبمانده ترین مملکت عربی یعنی یمن به وضاحت مشاهده میشود. این مسئله امکان کنترول خلق عرب راازطریق مذهب نفی میکند ونقش اسامه بن لادن رانیزپائین می آورد. امپریالیست هامیدانندکه اگراسامه رازنده هم نگه دارند، درآینده کاری ازاوپوره نیست. مضاف براین، حوادث یک دهه اخیرنشان دادکه بازی امپریالیست هاوالقاعده اسامه بن لادن دیگربه یک بازی اشمئزازآور مبدل شده وعمر با ارزش استفاده آن سپری گشته است. خلق های عرب که نیزامیدواربودند شایداسامه والقاعده اوبتوانند حکام مستبد ومزدورامپریالیست عرب رااز میان بردارند، دیدند که اودراین مدت یک سرموراهم ازبدن رژیم های فاسداین ممالک نتوانست کم کند.این امرخودبخودارزش استفاده اورابرای امپریالیست هابه صفرتقرب میدهد، زیرااسامه والقاعده اش نشان دادندکه هیچ تهدیدی برای رژیم های ممالک عربی نیستندووجودش حضور نیرو های نظامی امپریالیست هارادراین ممالک توجیه نمیکند.

 

3-  وضعیت لیبیا وجنگ امپریالیست ها علیه مردم افغانستان

 

امپریالیزم امریکاومتحدینش درناتوبسوی جنگ گسترده درلیبیادرحرکت اند. این درحالی است که جنگ درافغانستان علیرغم تمام تلاش های آنهاهرروزدرسرآشییبی وافتضاح سقوط میکند.عساکرامریکائی بافرسودگی ودرماندگی ازجنگ عقده دل شان رابرمردم ملکی درمی آورند وخلق واسیرمارابرای تفنن به اشکال مختلف قصابی میکنند. آنهاقبل ازآنکه بااردوی اشغالگروسناچ های دالرشان به سراغ میهنفروشان جهادی بروند می گفتندطالبان تروریست اند ومابخاطردفاع ازمردم خودآنهارانابودمیکنیم. اماامروزآنهارا"شورشیان طالب"و" جنگجویان طالب"مینامندوحامد کرزی حتی آنهاراباجمله"برداران طالب"مخاطب قرارمیدهد. آنهابرای صلح با طالبان وجای دادن آنهابه اطراف دسترخوانی که امپریالیست ها گسترده اند،"شورای"به اصطلاح" صلح"تشکیل داده اند. دیگرحتی بیشرم ترین نویسنده مزدورهم افغانستان رااشغال شده میخوانند.نظرات مردم افغانستان وکشورهای اطرافش نظربه حضورنامیمون امپریالیست هادرافغانستان آهسته آهسته به ضدش مبدل میشود. این ها وهزاران دیگر، در مجموع ناکامی امپریالیست هارادرامراشغال افغانستان وتسلط برمنطقه نشان میدهد.

به این قسم؛ امپریالیست هاهنوزازمرداب جنگ افغانستان بیرون نیامده، غائله تجاوزولشکرکشی به لیبیارابراه انداختند. آن ها تصورمی کردندکه با انفجاراولین بمب ها، معمرالقذافی وارخظا شده ومیدان راترک خواهدگفت. وآنها به تیپ خاطریک حامدکرزی دیگررادرآنجابرسرقدرت رسانیده ونفت لیبیارادراختیارشان نگه میدارند، اما برخلاف تصورآنها قذافی مقاومت بخرچ داده وآنهارا"ناامید"ساخت. اکنون آنها درموردلیبیابیشترازدوانتخاب ندارندونخست اینکه لیبیاراترک گفته وازتمام منابع انرژی آن چشم بپوشند. دراینصورت معمرالقذافی واطرافیانش بسوی چین وروسیه رجوع کرده وباآنهابه اطراف میزمعامله خواهد نشست. این پایان تمام رویای امپریالیست هابرتسلط انحصاری برسرمناطق استراتیژیک ومنابع نفت جهان بشمار میرود. رویائیکه با تجاوزبرافغانستان وسپس عراق آغازشده بود. انتخاب دوم آنها پیاده کردن نیرودرخاک لیبیا وبه راه انداختن یک جنگ کاملا عیارباقذافی میباشدکه سالهای سال طول خواهد کشید. امپریالیزم امریکا نمیتواندقذافی را با اسامه بن لادن مرتبط سازد. حتی مرتبط ساختن صدام حسین بااسامه بن لادن جزآنکه تمسخرواستهزای رسانه هارا ببار آورد، کاردیگری نکرد. اماقتل اسامه بن لادن میتواند امپریالیست هارا دراین امر کمک کند. زیراکشتن اسامه ممکن است موجب برانگیختن خشم سازمان بن لادن ویاجوانان دیگرعرب گشته وآنها دست به حملات دهشت افگنی علیه امریکا بزنند. این بهانه خوبی است برای امپریالیزم امریکا که فریادبکشد"دیدید که ما میکوشیدیم ازمردم ملکی لیبیا حمایه کنیم وبرطبق قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به بمباران محدودارتش خونریزقذافی که مردم دموکراسی طلب وعدالتخواه را قتل عام میکرد، اکتفا کرده بودیم. اما قذافی تروریست علیه مردم امریکا داخل جنگ شده است و مردم بیدفاع وصلح جوی امریکارا قتل میکند.این وظیفه دولت امریکااست که مردم امریکارا حمایه کند. به این دلیل بایدرفت وبخاطرتامین امنیت امریکاقذافی راسرنگون ویک دولت دموکراتیک را درآنجا به وجود آورد." به اینگونه زنده بودن اسامه بن لادن بیشترازمرگ اوبه امپریالیزم خدمت میکند.

 

مزدوری فئودال کمپرادورها وحق حاکمیت ملی

 

دولتی که درپاکستان برسرقدرت است بطورعمده دولت فئودال- کمپرادورهای پنجاب، سند، بلوچستان وپشتونستان میباشد.تمایل ملیت های این سرزمین به ناسیونالیزم ملی شان، طبقات حاکمه پاکستان وحامیان امپریالیست آنهارامجبوربه ایجاد یک ارتش نسبتا نیرومند ساخته است.این ارتش چهارملیت بزرگ پاکستان راباآتش وخون بایکدیگرنگه میدارد. اماعلیرغم آن، بطوراوسط بعدازهرهشت سال بی ثباتی اینکشوربه حداعلی میرسد وبه کودتای نظامیان منجرمیگردد. بنابه وابستگی کامل فئودال- کمپرادورهای پاکستانی به امپریالیزم، حاکمیت ملی درپاکستان مانندسایرممالک نو- مستعمراتی، یک افسانه است. این افسانه بااستعمارزدگی فرهنگی وتربیه چاپلوس مآبی بورژوازی ملی وخرده بورژوای پاکستان عجین شده وطبقه کارگر و اقشار مختلف زحمتکش پاکستان رابه اسیرترین خلق های روی زمین مبدل میسازد.

از سال 2002به اینطرف امپریالیزم امریکاهمانقدرکه درخاک افغانستان فعال بوده، درخاک پاکستان دست نیزفعال بوده است. این فعالیت ها بطور عموم به بهانه جستجوی اسامه بن لادن انجام میشد. نیروهای تروراضلاع متحده امریکا(بلک واتر، داین کوروغیره) بااجازه قانونی درتمام مناطق پشتونستان وبلوچستان فعالیت میکردند. همچنین امریکاهرجائی راکه مظنون میدانست هدف حملات پهبادی وموشک های رهبری شده قرارمیداد. از جائیکه سرکوب خونین ملیت پشتون به واسطه امپریالیست ها باستمگری ملیت پنجاب همسو بود، دولت با رضا ورغبت خاطر به کشتارمردم بیدفاع صوبه سرحد نگاه میکرد. اکنون که اسامه بن لادن درخاک پاکستان پیداوکشته شده، اضلاع متحده امریکا خودراازپاکستان دلخورنشان میدهد. اینکه چرانیروهای امپریالیست های امریکلائی بدون کوچکترین احترام کذائی به حاکمیت ملی پاکستان واردآن خاک شده وعملیات نظامی انجام داده وحتی تبعه این کشوررابه قتل رسانیده، برای طبقات حاکمه پاکستان یک مسئله عادی است. زیراتامین هژمونی جهانی برای امپریالیستهابخشی ازخصلت ذاتی وابستگان مزدورشان آن بشمارمیرود واطاعت از هژمونی امپریالیزم برای فئودال- کمپرادورها نیزیک امرعادی میباشد. دراینجا احترام به مرزهای ملی یک کشور وبه رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی یک سرزمین که بخشی ازحقوق بین الدول و یکی ازاساسی ترین مواد منشور سازمان ملل متحد میباشد، درعصرامپریالیزم بیشترازهمه به یک افسانه میماند.

 

توده ها سازنده تاریخ اند

 

بعدازفروپاشی امپراطوری اتحادشوروی شایددرجهان هیچ کسی برابراسامه بن لادن شهرت نداشته باشد. اما یقینا که کمترازیک چهارم این تعداد میداننداین شهرت محصول تبلیغات عمدی وقصدی امپریالیست هابرای ساختن یک دشمن خیالی وترسانیدن خلق های امریکاواروپاوبهانه برای آغازجنگ های تجاوزی بوده است.

اماجانب اسامه، ازسراب اسلامی وتوهمات مذهبی به آزادی ورهائی ازدست امپریالیزم وصهیونیزم می دیدند. این توهم درحقیقت جنگ نابرابر دوناحق، دوستمگرودوحامی استثمارو غارت بود. امپریالیزم بزرگترین غارتگر، بهره کش ومتجاوزدنیا درعصرحاضر میباشد،ایدئولوژی امپریالیزم،ایدئولوژی غارت، چپاول، استثماروستمگری است. اماایدئولوژی مذهب بطورکل واسلام بطورخاص نیزنتنها بااینها مخالف نیست، بلکه آنهاراشرعی وقانونی میسازد، بهره کشی وبهره دهی رااراده آسمانی ومشیئت الهی میخواند. این اراده آسمانی مردراحق میدهدکه به زن به مثابه ملکیت قابل خریدوفروش خویش نگاه کند. اورامجبورمیسازد که برای رضایت خاطرمردبدنش راآراسته وپیراسته ساخته وخودرادراختیار مرد قراردهد. بااتکابه چنین ایدئولوژی ایکه بیداد واجحاف را آسمانی میسازد، نه آزادی خلق میسراست، نه مبارزه با امپریالیزم وصهیونیزم. همین خصلت فوق العاده ارتجاعی وضد توده ای اسلام است که جنبش های اسلامی درطی بیشترازسه دهه علیرغم تادندان مسلح بودن شان، نتوانسته کوچکترین جای پائی برای خوددرروی این کره زمین پیداکند. این به اثبات می رساند که یک ایدئولوژی ضدمردمی وسیاست ستمگرانه علیرغم اثار وفداکاری هائی فردی ایکه تا حد انتحارنیرسد، نمیتواند خلق راعلیه امپریایلزم و صهیونیزم بسوی پیروزی ببرد.

توده هاازجنبش های خوددرقبال خون بهای خویش انتظارات مادی وعینی دارند. رفاه، دموکراسی توده ای ، بهبودروزافزون شرایط سخت زندگی و ضمایم اینهاازاولین این انتظارات بحساب میروند. ایدئولوژی ایکه تمام امتیازات اقتصادی وسیاسی دنیارابه"امیران"،"ملاها"،"استاد"ها و "چوچه آخندها" میدهدوتوده هارابه بهشت بعدازمرگ، هرگز نمیتواندجنبش توده ای پیگیری راایجادکند. به این لحاظ اینگونه جنبش هاباتمام زرق وبرق های زود گذرشان سرانجام نظاره گاه توده ها به صلیب کشیده میشوند.

اکنون که اسامه بن لادن رادیگرنابوداعلان میکنند، این نتیجه گیری بیشترازهرنتیجه گیری دیگری صادق میباشدکه بدون مارکسیزم- لنینیزم مائویزمهیچ ایدئولوزی دیگری قادرنیست خلق رابسیج ساخته ودربسترمبارزه تاریخ سازبه مارش وادارد.

 

امپریالیست ها، دگر گور تان راازافغانستان گم کنید!

 

دیگرحتی حامدکرزی هم میگویدکه افغانستان لانه تروریزم نیست. کرزی که خودهم مجاهدبوده وهم طالب، دقیقامیداندکه منبع تروریزم خود امپریالیست هاست وپاکستان وایران راه ورودآنهابه افغانستان . این امپریالیست هاست که درطی بیشترازسه دهه زندگی مردم افغانستان رابه جهنم سوزان روی زمین تبدیل کرده اند. همین هابودندکه موشک های زمین به زمین رادراختیارگلبدین ومولوی خالص قرارمیدادند تا کابل راویران سازند. همین هابودندکه به ویرانی کابل هم اکتفانکردندوطالبان رابرسرخلق شریف افغانستان مسلط ساختند. همین ها بودند که باردیگرطالبان را ازقدرت انداختند وجنایتکارترین مجاهدین رامانندسیاف، خلیلی، دوستم، محقق، ربانی، قانونی، فهیم وآدمکشان خلقی وپرچمی رابجای آنها نشاندند. آنها فساد،اختلاس، آدم ربائی، دزدی ورهزنی رابطوربی نظیری درافغانستان ایجادنموده اند. هیچ روزی نیست که آنها چندنفرافغانستانی بیدفاع رانکشند. تمام ویرانگری آنهازیرنام مبارزه با تروریزم صورت میگیرند. فقر، بیکاری واستبداد دمارازروزگار مردم آزادیخواه افغانستان درآورده اند. نیروی کارچه که حتی هزاران هزارطفل زیرسن افغانستان هرروزاین کشوررا به امیدآینده بهتر بسوی اروپا وامریکا ترک میگویند. آنها مانند دیگر آوراه گان افغانستانی با موهن ترین لهجه ها و رکیک ترین الفاظ توهین میشوند. یقینا تا زمانیکه افغانستان آزاد نشود، این وضع تحمل ناپذیر زندگی ادامه خواهد یافت.

اکنون که اسامه بن لادن کشته شده، امپریالیست هادیگرهیچ بهانه یی برای باقی ماندن درافغانستان ندارند.خلق افغانستان حضورنامیمون ورهزنانه آنهارابیشترازسه دهه تحمل کرده اند واکنون باهرزبان گویاوغیر گویا ازآنها می طلبند که باروبنه تان را ببندیدوگورتان راازاین سرزمین گم کنید. خلق افغانستان باکمال سخاوت دارلینگ های جهادی ومیرزا قلم های تسلیم طلب تان راهم بشما میدهندتاباشما رفته ودروطن تان به شما خدمت کنند.