Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
دراین اواخریک پیوند الکترونی یو- تیوب ازسخنرانی یک نفرایرانی بنام دکتر فرشید اریائی از آدرس الکترونیکی شخصی به نام"برهان عظیمی"به وب سایت هاوآدرس های خصوصی افرادارسال میگردد

 

کارزار"ایجاد جوسردرگمی" درخشش

مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم راهدف قرارمیدهد

 

 

دراین اواخریک پیوندالکترونی یو- تیوب ازسخنرانی یک نفرایرانی بنام فرشیدفریدونی ازآدرس الکترونیکی "برهان عظیمی"به وب سایت هاوآدرس های خصوصی افرادارسال شده ووب سایت بابا هم این پیوندرابه نشرسپرده است. دراین پیوند سخنران بایک زن ایرانی پشت یک میزنشسته ومیکروفونی پیش روی آنهاقراردارد. بعدازچندثانیه اول زن ازپشت میزمیرود.اگرچندچنین نشان داده میشودکه گوینده بایک جمع صحبت میکند، ولی هیچ دلیل عینی این تصورراتصدیق نمیکند. زیرادرفیلم اثری ازسامع یاسامعین دیده نمیشود. وقتی به صفحه یو-تیوب نگاه میکنیم دیده می شودکه این اولین سخنرانی این آقانیست. بنظرمیرسدکه اودرحال پیشبرد یک کارزار ضدتئوری های انقلاب پرولتری که به دست لنین ومائوتسه دون انکشاف یافته اند، میباشد.

 

اودرموردآموزه های مارکس حرف میزندوبه زعم خود دیدگاه فلسفی اورا"تفسیر"میکند، واژه هایی را بکارمیبردکه نه مارکس آنهارامورداستفاده قرارداده ونه درادبیات فارسی ماقبل جمهوری اسلامی رائیج بوده اند. او میگویدکه ازترجمه های فارسی آثارمارکس استفاده نمیکندوازمتن آلمانی آنهاکارمیگیرد. به همین دلیل واژه های ابداعی خودوجمهوری اسلامی مانند"شی واره گی"،"بت واره گی"،"جامعه آشتی شده"و...غیره رامورداستفاده قرارمیدهد. او دراین سحنرانی اش، مارکس راتاحدیک فیلسفوف ودانشمندبیغرض پائین میکشدکه کارش تعبیروتفسیرجهان بوده است. حدودا، نیم ساعت اول به این قسم میگذرد،ودراین نیم ساعت هیچ عکس العملی از"سامعین" شنیده نمیشود.اوسرانجام به دوران بعدازمارکس وانگلس میرسد ومیگوید که درآغازقرن بیستم دوجریان سیاسی ایده های مارکس رابه کاریکاتورمبدل ساختندکه اولی هماناانترناسیونال دوم است ودومی هم حزب کمونیست روسیه تحت رهبری لنین. ازنظراو انترناسیونال دوم وحزب بلشویک روسیه هردوپشت وروی یک سکه اند. درحالیکه چنددقیقه قبل اوبابوالهوسی تمام تئوری های مارکس را تفسیر میکرد، اما دراینجا نه ناسیونالیزم خائینانه احزاب انترناسیونال دوم را می بیندونه سازش وآشتی طبقاتی آنها ونه پراتیک خیانت آمیزشان رابه انقلاب پرولتری ونه...غیره.

 

عمده ترین خصلت آموزش مارکس انقلابی بودن آنست.بعبارات دیگرتمام آموزش مارکس درخدمت تغییرجهان میباشد. به همین دلیل دانشمندان بورژوازی درطی بیشترازیکنیم سده باآن جهاد میکنند.اگر چند برای دانشمندان آگاه بورژوازی، بورژوازی این نبردرادرتمام ابعادآن باخته است اما تازه ازراه رسیده های متکبروپوزه به هواآنراازسرمیگیرندتامزه شکست وناامیدی راخود تجربه کنند. ایرانی های تعلیم یافته درغرب نیزبرای کشف نسخه ایرانی چرخ وارداین جهادمیشوندوماننداسلاف غربی شان ازبازتولیدایده های به بن بست رسیده دانشمندان بورژوازی آغازمیکنند. بعدازسقوط امپراطوری اتحادشوروی اینها درمجموع، یک رخنه دیگری رابرای حمله شان یافته اند. این رخنه عبارتست ازتعریف وتمجیدایده های فلسفی وتئوری های اقتصادی مارکس وانگلس تاعرش اعلی ومحکوم ساختن لنین، استالین ومائوتسه دون به پیروی نکردن ازآنهامیباشد. آنها به اینطریق لنین ومائوتسه دون راازمارکس جدامیسازندوجنبش های پرولتری راازاساس تخریب میکنند. ازنظرسیاسی آنها خیلی محیلانه کارمیکنند وآن به این معنی که بر نظرات فلسفی واقتصادی مارکس تکیه بیشترمیکنند تا خصلت جنبه غالب انقلابی آنرا زایل سازند. روشن است که اگر خصلت انقلابی بودن راازآموزش مارکس بگیریم، مارکس به یک فیلسوف واقتصاددان معمولی مبدل میشود. آنها ازاین رخنه حمله میکنند ومیکوشندکه مارکس راازجایگاه آن درتاریخ پائین کشیده ودرردیف روسو، مونتسکیوودیگران قراردهند.

اما ازنظرتاریخی؛ اگرمراحل تکاملی آموزه های مارکس یعنی بخشی را که لنین ومائوتسه دون به این آموزه ها افزوده اند،ازآن بگیریم، آموزه های مارکس به معرفت انقلابی پرولتاریادراواخرقرن 19مبدل میشود. زمانیکه بایددیالکتیک جای میتافیزیک رابگیردوماتریالیزم ازپوسته ایده آلیستی اش بیرون آید. اقتصادانگلیس وسیاست فرانسه نقدشود...وقس علیهذا. برای بورژوازی وخدام آن چه فرح انگیزاست که مارکسیزم یک معرفت کلاسیک قرن 19باشد. معرفتی که درنیمه راه ازتکامل بازمانده ودرقرن 19درجازده ومتوقف شده است! به این ترتیب آنهادرمقابل مارکس مانندشمایل سجده میکنندتاآموزه های اورادرحیطه ایده های فلسفی وتئوری های اقتصادی بشر درقرن 19 زندانی سازند. آیاتئوری اقتصادی مارکس بدون "امپریالیزم به مثابه بالاترین مرحله سرمایه داری" لنین میتواندبه دردانقلاب پرولتری درعصرامپریالیزم بخورد؟ واقعیت اینست که مارکس امپریالیزم رانمی شناخت ودرموردخصلت سیاسی سرمایداری درمرحله امپریالیزم بسیارکم می دانست. اونه پیغمبروغیبگوبودونه با رمل اصطرلاب کارمیکرد. درست است که ثروت سرمایداری تاهنوزبرهمان تولیدارزش اضافی نیروی کاراستواراست وتضاد اساسی جامعه نیزدرهمین مناسبات نهفته میباشدولی امپریالیزم همانگونه که وسایط استثماروستمگری کاملاجدیدی رابه وجودآورده،جغرافیای تولیدارزش اضافی رانیز تغیرداده است. مضاف براین ها؛ امپریالیزم ازنظرسیاسی چنان تضادهای پیچیده ای رادرصحنه جهانی ایجاد کرده که مارکس فقط میتوانست تصورش رابکنددرحالیکه لنین ومائوتسه دون دربطن این طوفان هاشناکرده، اناتومی اقتصادی وسیاسی آنهاراشگافته وجنبش پرولتاریاراازفرازوفرودآنهارهبری کرده اند. دیدن عظمت مارکس وندیدن لنین ومائوتسه دون برقله های همسان وهمپایه بامارکس یامحصول بیسوادی است یادرعناد ضدانقلاب پرولتری ریشه دارد. زیرالنین ومائوبودندکه آموزه مارکس راازمعرفت قرن 19 پرولتاریابه دانش رزم آزمای عصرامپریالیزم وانقلابات پرولتری مبدل ساختند. این حقایق نیز برای دانشمندان واقعا آگاه بورژوازی در غرب هویداست وآنهابه راحتی جرائت نمیکنند لنین ومائوتسه دون را جدا ازمارکس به صلیب بکشند. اما خدام بورژوازی ایران الاصل آلمانی شده یاایرانی الاصل امریکائی شده این مسئله را نیزسالها بعد ترازتحصیل کردگان خرده بورژوای غرب کشف می کنند وباکوشش برای جدا ساختن لنین ومائوتسه دون از مارکس خودرا به دست افتضاح میسپارند. آنها متوجه نیستند که کشف های بکرنسخه ایرانی"چرخ"یک برنامه عادی کارزارضدکمونیستی کانال"دیسکوری"است. توگوئی که آقا دکتر های کاشف الاسراربااصحاب کحف درغار بخواب بوده وبرای ظهورمهدی آخرالزمان انتظارمیکشیده اندکه متوجه نشده منصور حکمت 30 سال پیشترازآنهامبارزه علیه لنینیزم را وارد بازارسیاسی ایران ساخته بود. حزب کمونیست ایران(م.ل.م)که آن روزهاانقلابی بودبه همین دلیل مبارزه جانانه ایراعلیه منصورحکمت واصحابش ازپیش میبرد ولی امروزنسخه یو تیوبی کارزارضدلنین ومائوتسه دون راازطریق برهان عظیمی شان تبلیغ میکند.

 

باری ببنیم که برهان عظیمی واعظ این ویدیوی ضد لنینیزم خودچقدردراین جهان است وچقدردرجهان ازخودرفتگی وبگفته رفیقش فرشیدفریدونی"درجهان شی واره گی"ها سیر میکند. برهان عظیمی نخست باآب وتاب پیوندوعظ ضد لنینی هموطن عزیزش رابه افرادووب سایت های افغانستانی وایرانی میفرستد(ازخودبپرسیدکه کسی که خودرا کمونیست میخواندچرادریک کارزارارتجاعی ضدلنییزم شرکت میکند؟). وسپس یک روزبعدباردیگردرضمن فرستادن مجدد پیوند تبلیغات ضدانقلابی، فرشید فریدونی رامی نویسد: (بازهم ازخود بپرسید که چرا؟)

 رفیق فرشید فریدونی در صحبت تقریبا یک ساعته خویش بحث بسیار پرمحتوائی را ارائه می دهد. اما در دقیقه نودودریک"تهاجم"غافلگیرانه دربخش جمعبندی اش، مارکسیسم- لنینیسم راقویاوبطور متناقضی ردمیکند! در طول جمعبندی دقیقه نودیش فقط به انقلاب شوروی برخوردی سطحی، اجمالی و متناقضی میکند و انقلاب و ساختمان سوسیالیسم درچین راموردسانسور قرار میدهد! گویا از دیدسخنور نکته سنج مادرچین انقلابی رخ نداده است!

تاآنجاکه به جمعبندی ایشان از انقلاب سوسیالیستی در شوروی مربوط می شود، از 2 حال خارج نیست یا فرشید فریدونی لنینیسم را انحرافی از مارکسیسم میداند، یا ایشان سنتزی نوین در برخورد به دستاوردها و کمبود های موج انقلابات سوسیالیستی قرن 20 ام(مرحله انتقالی سوسیالیستی درشوروی وچین قبل ازاحیای سرمایه داری درآن دوکشور)دارد.بنابراین نیازاست که ایشان بعنوان یک وظیفه عاجل نظرات خویش بطور شفافی دراین زمینه راانتشارعلنی داده ودردسترس جنبش کمونیستی ایران قرار دهند.من به رفقا قویاپیشنهاد میکنم که نقادانه بحث این رفیق را گوش دهند.

                                                                                                             برهان عظیمی

منبع: وب سایت بابا

توجه کنیدکسی یاکسانی که تحت نام برهان عظیمی این نامه رامی نویسد، چقدربه واژه هاوترمینالوژی های کمونیستی متعهداند؟ نویسنده نامه فرشیدفریدونی ضدلنینزم را"رفیق"خطاب میکندوسپس مینویسدکه:رفیق فرشیدفریدونی درصحبت تقریبایک ساعته خویش بحث بسیارپرمحتوائی راارائه میدهد.امادردقیقه نودودریک "تهاجم" غافلگیرانه دربخش جمعبندی اش،مارکسیسم- لنینیسم راقویاوبطور متناقضی ردمیکند!

دست تان دردنکندآقا یا آقایانی که زیرنام برهان عظیمی می نویسید که سرانجام متوجه حمله این هموطن عزیزتان به لنینیزم شده اید، اماماچندان یقین نداریم که این عطف توجه شمابه حمله غافلگیرانه هموطن تان نتیجه آگاهی تان باشد، زیراشمادردنیای دیگربسر میبریدونمیدانیدکه ساعت تاهنوزهم 60 دقیقه است ودقیقه"نودو یکمین" دریک ساعت وجودندارد.(آیابهترنیست که آدم نخست به عالم هوشیاری بیاید و سپس سیاست کند؟). ثانیااگرشماتازه بعدازچندساعت ازارسال اولین پیوندیوتیوبی واعظ ضد لنینیزم به"هوش آمده اید"ودریافته ایدکه واعظ ضدلنینیزم"دربخش جمعبندی اش،مارکسیسم- لنینیسم راقویاوبطور متناقضی ردمیکند!"پس کجای آن"پرمحتوا"بوده ویاهست؟ ثالثا،آقایان عزیز! چطورکسی که"مارکسیسم- لنینیسم راقویاوبطورمتناقضی ردمیکند!"میتواند"رفیق"شماباشدکه شمااورا"رفیق"خطاب میکنید؟ سرانجام،اگر"رفیق" گفتن اول تان برمبنای آداب اجتماعی بوده باشد، پس چرابعدازشرح یکنیم پیکره نواقص دیدگاهی ضد لنینی او، بازهم اورا"رفیق"خطاب میکنید؟ ووقتی شماخوددرک میکنیدکه اوعلیه لنینیزم وعظ میکند،چطوراورابه دیگران توصیه میکنید؟سرانجام، فرشیدفریدونی به لنینیزم بعنوان یک کاریکاتورمارکسیزم اهانت می ورزد، این اهانت، اهانت به تمام ایدئولوژی انقلابی پرولتاریای جهان است وتمام کارگران جهان وکمونیست های گیتی حق دارندازاودرقبال وعظ های ضد کمونیستی اش بپرسند، اماچه احساسی شمارا وامیداردکه فقط "کمونیست های ایرانی؟"راحق میدهیدازاوبازخواست کنند؟؟حمایه ازتوابع ایرانی؟پشتیبانی ازایرانی الاصل ها؟ مصئونیت ایرانی ازمحاکمه کمونیستی کمونیست های دیگر جهان؟...چه؟ وسرانجام چرا این ناسیونالیزم را به کمونیزم ربط میدهید؟

نتیجه گیری این برخوردراکه ازطریق ایمیل برهان عظیمی صورت میگیردوسراپاضد و نقیض، مغرضانه ضد کمونیستی است به خواننده عزیزمیگذاریم.