Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
با فرارسیدن هفتم اکتبرامسال دهمین سالگردتجاوزبرواشغال افغانستان تکمیل میشود

 

 

یک دهه اسارت، یک دهه سیه روزی و یک دهه حقارت

 

ده سال اشغال، اسارت وکشتارچه بود، چه کرد وچه درس هائی راباید آموخت؟

 

درهفت اکتبرامسال دهمین سالگرداشغال رسمی افغانستان تکمیل شد. امپریالیزم امریکابه سرکردگی امپریالیست های ناتودرفرداروز11ام سیپتامبرسال2001ماشین غول پیکرنظامی اش راکه قبلابرای حمله برافغانستان آرایش یافته بود، واردعمل نمود. دستگاه عظیم تبلیغاتی امپریالیست هاهیاهویی کرکننده یی رادرجهت ایجادنظریه وذهنیت توطئه گرانه وتمهیدآمیزامپریالیست به راه انداختند.روشنفکران تشنه "سخن"که الفاظ مدروزراکاپی میکنندبه این هیاهوپیوستند.دستگاه استخدام کننده اطلاعات درجهت استحکام این ذهنیت دروغین که "امپریالیزم امریکابرای جلوگیری ازفاجعه دیگردست به حمله پیشگیرانه میزند"واردعمل شدند. اکنون ده سال ازاین کارزاردورغپردازی وتوطئه میگذرد ولازم است نظری بربرخی ازجوانب سیاسی وحقوقی آن بیاندازیم ودرضمن ببینیم که درطی این ده سال درافغانستان چه واقع شده واین ده سال تجاوزواشغال چه اثراتی برزندگی مادی و معنوی مردم افغانستان داشته است.

 

11 سیپتامبر2001فقط بهانه یی بودبرای اشغال افغانستان .

 

هنوزچند ساعتی ازتصادم هواپیماها با برج های مرکزتجارت جهانی درنیویارک نگذشته بودکه اداره امریکاتحت جرج بوش اعلان کرد سازمان پان اسلامیست"القاعده"درعقب این دهشت افگنی قراردارد.به تعقیب آن دستگاه اطلاعات امریکانام های یکعده ازسرنشینان هوا پیماهای ربوده شده رابیرون دادکه عرب الاصل بودندوگفت که این هاعاملین این حمله میباشند. اکثراین افراداز"عربستان سعودی"بودندو با پولی که اززن شاهزاده ترکی الفیصل رئیس المخابرات(سازمان اطلاعات عربستان سعودی) دریافت میکردند، درآلمان وامریکابه تحصیل مشغول بودند. مضاف براین مطبوعات امریکائی اسنادی رابیرون دادندکه این افرادبادستگاه اطلاعات نظامی پاکستان ISI درارتباط قرار داشته اند. برطبق منابع خبررسانی امرکائی وازآن جمله واشنگتن پست ونیویارک تایمز، جنرال حمیدگل رئیس آن زمان ISI ،درآن روزها در واشنگتن بسرمیبرد. اوبخاطرمذاکره برروی طرح پیشنهادی شرکت انرژی روسی (گاز پروم)برای"امتدادپایپ لاین انرژی قزاقستان"به آسیای خاوری وجنوب شرق آسیاومسایل مربوط به ازبکستان، افغانستان وقرغیزستان بامقامات CIA صحبت میکرد. واشنگتن پست، ونیویارک تایمزدرهمان روزهااسنادی رانشرکردندکه نشان میدادندجنرال حمیدگل وسیله انتقال ده هاهزاردالربه افرادمتهم بوده است. اوهمچنان تاروز8 ام سیپتامبرازواشنگتن ازطریق تلیفون باافرادمظنون خوانده شده از جانب امریکائی ها، درارتباط بوده است. ازجانب دیگردرهمین زمان اسامه بن لادن رهبرسازمان القاعده درشفاخانه نظامی راولپندی تحت معالجه قرارداشت وCIA دستگاه اطلاعات امریکاازاین امرواقف بود. مراجعه شود به((CBS Evening News with Dan Rather;  CBS, 28 January 2002. اکنون وزیرخارجه طالبان وهم چنان سفیر طالبان درپاکستان درمصاحبه شان بابی بی سی BBC میگویندکه مابارهابه سفیرومشاورین اطلاعاتی امریکا دراسلام آبادگفتیم که اسامه بن لادن درافغانستان نیست، ولی امریکامصمم بودبرافغانستان به هرقیمتی حمله کند(مراجعه شود به مصاحبه ملا عبدالسام ضعیف با بی بی سی).

امپریالیست هانه برعربستان سعودی یعنی کشوریکه اکثریت متهمین ازآنجابودندحمله کردند ونه بر پاکستان، درحالیکه اسناد نقل وانتقال پول هانشان میدادکه خاندان حاکم برعربستان سعودی منبع تمویل آنهابوده است وپاکستان که نتنها گهواره ودایه جنبش اخوانی جهادی و طالبی افغانستان بودبلکه دستگاه اطلاعات نظامی آن پدرومادراین ها بشمار میرفت.

برطبق اسنادی که درطی این ده سال ازمنابع امریکائی وکانادائی به نشرسپرده شده اند،امپریالیست هاخیلی قبل ازسال 2001 به فکرحمله بر افغانستان بوده اند. دراین رابطه دو نقشه وجود داشته است. یکی ازآنهاتحت اداره کلینتن طرح شده بودکه ازپرتاب چندین موشک تاماهاک به بهانه حمله برکمپ اسامه بن لادن درافغانستان پیشترنرفت ودیگری بعدازبقدرت رسیدن حزب جمهوریخواهان به واسطه دگ چینی ودونالد رامسفیلد تهیه شده بود. طرح کلینتن عبارت بودازحمله برافغانستان وآماده ساختن زمینه عبورپایپ لاین انرژی سواحل بحیره کاسپین به آسیای جنوبی بود. دراین طرح مسئله انتقال پایپ لاین انرژی موضوع محوری حساب میشدومحاصره چین، ایران و روسیه مطرح نبود. اماطرح دگ چینی ودونالدرامسفیلدحیلی وسیعترازاین هابود. درطرح آنهااشغال کامل افغانستان وایجادپایگاه های نظامی دایمی ومحاصره کردن روسیه درجنوب وحضورداشتن درغرب وجنوبغرب چین وشرق ایران مسئله محوری بود. آنها به همین دلیل اکنون برروی انعقاد پیمان استراتیژیک که عبارت ازنفس حمله واشغال افغانستان است، پافشاری میکنند. مسئله انتقال پایپ لاین انرژی برای دونالدرامسفیلد ودگ چنی یک مسئله جانبی وبخشی ازسیاست استراتیژیک جهانی امریکا بود نه نفس آن.

به این طریق امپریالیست های امریکائی به بهانه 11 سیپتامبربه افغانستان حمله کردند و نمیدانستند که دراینجا مانند گاو های وحشی در لای حلقه های آتش گیر می افتند.

 

حمله برافغانستان ازنظرتجاوزگرانه ترین معیارها نیزغیرقانونی است

 

امروزروشنفکرانی مانندرنگین دادفرسپنتااین موضوع راعلم میکنندکه حمله برافغانستان قانونی وبرطبق فیصله جامعه جهانی صورت گرفته وشورای امنیت سازمان ملل آنراتصویب کرده است. یک عده ازروشنفکران جوان ودرپهلوی آن هامشتی ازافراداستفاده جووفرصت طلب نیز این گفته راکاپی میکنند.آنهانمیگویندکه قانون کدام طبقه برسازمان ملل حاکم است ونیزنمیگویندکه این قانون امروزچماق سیاسی امپریالیست ها میباشد. آنهانام"قانون"رابطورعام برزبان می آورندوبرآن نمی افزایندکه ازقانونی صحبت میکنندکه نظم نوین جهانی امریکائی یعنی تجاوز، جنگ واشغالگری راحمایه وتداعی میکند. اما اگربرموازین همین قانون هم بااندکی درک وسوادسیاسی صحبت شود، دیده میشود که درمنشورسازمان ملل وهم چنین درچارترشورای امنیت این سازمان حرفی ازحمله نظامی واشغال یک کشورمستقل که خودعضوسازمان ملل است، وجودندارد. وقطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بیشترازتصویب یک قطعنامه به واسطه نماینده15کشورکه ،اکثریت آنهاازجانب امریکا، انگلستان، فرانسه وبعدازانعقادیک سلسله معاملات پشت پرده انتخاب میشوند، صورت گرفته، چیزی بیشترنیست. بارهادیده شده که چندین ماه قبل ازتصویب یک قطعنامه، نماینده امریکاباپرداختن رشوت های ملیونی ودادن امتیازات تجارتی، بستن قراردادپروژه های عمرانی ویاپائین آوردن تعرفه های گمرکی وغیره نماینده یک کشوردیگرراراضی ساخته ویک قطعنامه معینی راتصویب کرده است. زمانیکه اینگونه رشوت دادن هان تکافوی باخت اقتصادی ویاسیاسی اعضای دایمی این شورارانکرده، آن عضوخاص یارائی مخالفت داده(مخالفت فرانسه باحمله برعراق) ویاآنراوتوکرده است(وتوی چین وروسیه قطعنامه پیشنهادی فرانسه وانگلستان علیه سوریه رادرهمین هفته(اکتبر2011)). این گونه کارهای مملوازفساددرسازمان ملل بودکه بعد ازحمله امریکاوانگلیس برعراق آنرابه یک دستگاه مفتضح خالی ازاعتباروآبرومبدل ساخت وبرای اولین مرتبه دفترآن رادرعراق منفجرساختند. امروزحتی آخندهای جمهوری اسلامی ایران نیزاین سازمان رایک سازمان بدون حیثیت وآبرومی خوانند(یگانه حقیقتی که اززبان آخندها شنیده میشود).

امااین شورا درموردحمله برافغانستان هنوزحرفی هم نزده بودکه جرج بوش اعلام کرد"کسی که بامانیست علیه ماست". یعنی اینکه ما علیه خلق های مظلوم جهان به جنگ دست می زنیم وکسی که بامانیستندخلق هاراکمک میکنند. پای سازمان ملل زمانی پیش آمدکه قوای ویژه امریکاداخل افغانستان شده وبمب افگن های امریکائی ده هاتن بمب رابرخاک افغانستان ریخته بودند.

حقیقت غیرقابل انکاردیگراینست که آنچه خیلی پیشترازسازمان ملل به حرکت درآمدسازمان پیمان اتلانتیک شمالی(ناتو)بود.این سازمان بتاریخ 12 ام سیپتامبر2001دربروسل ترتیب جلسه داد وطی قطعنامه ای اعلام کرد("if it is determined that the [September 11, 2001] attackagainst the United States was directed from abroad [Afghanistan] against"The North Atlantic area",it shall be regarded as an action covered by Article5 of the WashingtonTreaty)(اگرمعلوم شودکه حمله(11 سیپتامبر2001) علیه اضلاع متحده ازخارج(افغانستان)رهبری شده باشد"علیه ساحه اتلانیک شمالی"، این بمثابه عملی که تحت ماده 5 ام معاهده واشنگتن آمده است، درنظر گرفته میشود." .

به تعقیب این قطعنامه، تمام اعضای سازمان ناتومتحدانه برروی این فیصله تکیه کردندکه" حمله علیه یکی ازآنهابه معنی حمله علیه کل آنها میباشد. آنهاحق دارندکه بطوردسته جمعی ویافردی به دفاع ازخوداقدام نمایندوبرطبق ماده 51 ام چارترسازمان ملل متحدبایدیکدیگرشان را مورد حمایه وپشتیبانی قراردهند. این حمایه میتواندکه حمایه نظامی ومسلحانه هم باشد تا نظم وامنیت رابرساحه اتلاتیک شمالی بازگردانند." اما این یک بهانه بودزیرا در سال 2003 دیدیم که آنها مشترکابرعراق تجاوز کرده و بصورت دسته جمعی آنرااشغال نمودند.

به این صورت می بینیم که دادفرسپنتاوامثالهم پای سازمان ملل وقانونی بودن حمله برافغانستان راهمانطورمطرح میکنندکه سران کشورهای عضو ناتومطرح میکنند. تفاوت آنهابااسپنتاوامثالهم دراینست که آنهامنطق خودشان رابکارمیبرندواینهامنطق آنهارا.این مسئله آنهارا اشغالگر ومتجاوزمیسازدولی اسپنتاوامثالهم رامزدوران تهی مغزی که وجدان وآگاهی شان رانیزمزدوری سمت وسومیدهد.

ماده پنجم معاهده واشنگتن واضیحا میگوید که:

1- اگرمعلوم شود که علیه یکی ازاعضای پیمان اتلاتیک حمله نظامی صورت گرفته، درآنصورت تمام آنهامجبوربه دفاع ازآن میباشد.درحالیکه هیچ سندومدرکی وجودنداردکه بااستنادبرآن "معلوم"کردکه سرنشینان عرب الاصل طیارات امریکائی عاملین حمله 11 سیپتامبربوده اند. هرکس کهآنهارا متهم میکند دربهترین صورت باظن وگمان کارمیکندنه بامدرک وسندعینی وابژکتیف. امریکادرآن روزها نیزنتوانست مدرکی راارائه کند.

2- ثانیاماده پنجم معاهده واشنگتن برروی حمله نظامی تکیه میکنددرحالیکه حملات تروریستی رانمیتوان حملات نظامی خواند. زیراحملات نظامی بخشی ازیک جنگ اعلان شده است که درآن خواست های جنگ روشن میباشد. حملات نظامی بعدازاعلام متارکه مرفوع میگردد ودرآن گرهگاه هائی مانندمذاکره، آتش بس وغیره وجوددارند. مضاف براینهاحملات نظامی بعدازاعلام پایان جنگ خاتمه می یابد درحالیکه هیچ یک ازاین شرایط برای حملات تروریستی وجودندارند. به اینصورت حمله برافغانستان نمی تواندبا استناد بر ماده پنجم معاهده واشنگتن مبتنی گردد. اگرچندمعاهده واشنگنتن خودیک معاهده تهاجمی وتجاوزگرانه است ولی حمله برافغانستان حتی براساس همین معیار های تهاجمی نیزنامشروع وغیرقانونی میباشد.

 

آنها با چه وعده هائی دروغین مردم افغانستان را فریب دادند؟

الف: آنها وعده دادند که ما زنان افغانستان راازستم قرون اوسطائی نجات میدهیم.

بیاد می آوریم که جرج بوش باچه حرارتی میگفت"فکرآزادساختن زنان، بقدرت رسانیدن زنان، تشویق زنان، تعلیم وتربیه زنان درافغانستان تمام بخش های اساسی یک صلح پایدارراتشکیل میدهد.(درمصاحبه با Fox News)". این حقیقت داردکه زنان درزمان طالبان تحت شرایط غیرانسانی وغیرقابل قبول زندگی میکردند، اماتجاوزواشغال افغانستان این شرایط رانتنها تغییر نداد بلکه آنرا بدتر ساخت. اگرخواری وخفت زنان افغانستان رابه دست سربازان امریکائی یک لحظه فراموش کنیم، می بینیم که اشغال کشور شرایط جدیداستثماررابرای زنان به وجودآورده است. وضعییت زنان افغانستان درحال حاضربنابه حاکمیت فقر،آواره گی وحقارت بهتراززمان طالبان نیست. تحت اشغال امپریالیزم امریکاواروپاحکومت نمایشی کابل قانون وحشیانه اسلامی ضدزن را به تصویب رسانید(قانون احوال شخصیه اهل تشییع). این قانون زنان افغانستان راوامیداردکه درمقابل خوراک،پوشاک وسرپناه بدن شان رادر اختیارمردان قراردهند. اگرآنهااین کاررانکنند، شوهران(مردان)حق دارندآنهارامجازات نموده ازغذا محروم واخرالامرازخانه بیرون بیاندازند. به این قسم آنها نه فقط زنان افغانستان راآزادنکردند بلکه سارت آنهاراقانونی ساختند. آنها اگر دیروز به دلیل سنت های عقبمانده وزن ستیز بدن شان راوسیله خوراک، پوشاک وسرپناه میساختند،اکنون قانون مدنی دولت سلامی- امریکائی کرزی آنرابر زنان تحمیل میکند.

ب: آنها وعده دادند که افغانستان رامجددااعمارمیکنند.

امااین هم یک دروغ بود، آنها فقط به ترمیم نیم بندآنجاهائی دست زدندو"کلوخ مانده ازآب گذشتند"که خودشان ضرورت داشتند. بطورمثال ترمیم سرک کابل کندهارراآنها فی کیلومتر440هزاردالرحساب کردندوبه شرکت های هندی سپردند.این مبلغ قیمت احداث یک تراجکت جدید(دوخط رفت ودوخط آمد) میباشدوبشمول مصارف سروی هوائی وزمینی،محاسبات ومصارفCut and Fill ، ساختمان پل وپلچک، ایجادآب روها، ساختمان Anchorهابرای جلوگیری ازریزش بدنه تپه یاکوه،25 سانتی مترتهداب و20سانتی متراسفالت 15% خالیگاه دار، خط اندازی باترموپلاست بشمول ریل آهنین جلوگیری کننده ازخارج شدن عراده ازخط میباشد. درحالیکه سرک کابل- کندهارنه سروی هوای ضرورت داشت، نه مصارف Cut and Fill ، نه تهداب 25 سانتی متره، نه ساختمان تدابیر محافظتی ونه ایجادآب روها، ونه ...وغیره. آنچه آنهاانجام دادند 10 سانتی متراسفالت گرم رابرروی تهداب"والس" نشده انداختندومضافات آنراکه برای محیط زیست بمثابه زهریات حساب میشوددرهرجائیکه دل شان شدانداختند وراه شان را گرفته ورفتند. شاید هم درآخرین روزهابه سادگی وساده دلی مردم آزادیخواه افغانستان نیشخندزده باشند.

حقیقت این است که هیچ استعمارچی وهیچ رژیم مزدورنه میتواندونه قادراست که افغانستان رامجددا اعمارکند. بطورمثال نظام بدر رفت کابل را درنظربگیرید. نفوس کابل درحال حاضرحداقل 4 ملیون میباشد. این تعداد در24 ساعت کم ازکم دومیلیون کیلوگرام مواداضافی تولیدمیکند. نظام بدررفت این شهربرطبق نورم مدنی یک کشوردرحال رشدبایدکم ازکم ظرفیت ترانسپورت وتجزیه 2000تن مواداضافی را در24 ساعت (5000تن با آب ماشین کالا شوئی، وآشپزخانه)داشته باشد. مصارف ساختمان لوله های ترانسپورت، پمپ های انتقال دهنده، مصرف برق،ایجادایستگاه های تجزیه وترانسپورت، وانتقال آب برطبق نورم های تخنیکی (ضروری) درگام اول درحدود 50 میلیارددالراست. وسالانه دوملیارددالرضرورت است تاآنرا فعال نگه دارد. این بودجه راهیچ رژیم غیرتوده ای نمیتواندتهیه کند. به همین دلیل است که باقاطعییت میتوان گفت که هیچ رژیم غیرمردمی قادربه بازسازی افغانستان نیست. بازسازی افغانستان فقط یک لاف دروغین امپریالیست هابودکه انسان آگاه وحقیقت پذیررا به خنده طولانی وامیداشت. هرکسی که از"بازسازی افغانستان"صحبت میکندولی آنرا با رژیم دموکراتیک نوین مربوط ومنوط نمیسازد یا ازبیهوده گوئی نمی شرمد ویا خودهم نمیداند چقدربیهوده میگوید.

ج: آنها گفتندکه صلح ودموکراسی را به افغانستان می آورند

اوضاع کنونی افغانستان خودنشان میدهدکه آنهادروغی چه اندازه کلانی راگفته اند. اگرکسی آنقدرساده دل باشدکه آنهارا"امپریالیست های صلح طلب"بسازدبازهم این دروغ رانیمتواندپنهان سازد.امپریالیزم ایدئولوژی صلح آفرینی نداردبه این دلیل به هیچ صورتی قادرنیست سیاست صلح آمیز داشته باشد. اگربه آمارحوادث نظرمختصری بیاندازیم این حقیقت راخوبترمشاهده میکنیم. ازسال 2001تاسال 2003 تعداد نیروهای اشغالگردرافغانستان کمتراز50000 سربازبود. دراین زمان آنها بطوراوسط درهرهفته 4 بارموردحمله قرارمیگرفتند. ازسال 2003 تاسال 2006 تعداد نیروهای ناتو بین 50000تا 100000هزار میرسدو فریکونسی حملات نیز درهفته از4 به 10میرسد.ازسال2008 تاسال 2010 تعدادسربازان ناتودرافغانستان بین 100000تا 150000تخمین میشودوفریکونسی حملات برنیروهای ناتودرهرهفته به طوراوسط در حدود 40بارمیباشد. درسال 2011 تعدادسربازان ناتو درافغانستان بیشتراز1500000نفراست وفریکونسی حمله برآنها نیزاضافه تراز70میباشد. این حقایق نشان میدهدکه امپریالیست ها گام به گام به خشونت وجنگ افزایش داده اندوامنیت رابطورفزاینده نابودکرده اند. دراینجابه این دلیل تنها "امپریالیست ها"میگوئیم که آنها کوشیده اندازطریق سرکوب وکشتارامنیت ایجادکننددرحالیکه بااین منطق طبیعت آگاه هستندکه هرعمل با عکس العمل مساوی ومخالف الجهت همراه است.هرقدرامپریالیست هادرجهت بی ثبات سازی آسیای وسطی درافغانستان خشونت بخرچ داده، به همان اندازه خود دروغ" صلح وامنیت" شان را تکذیب کرده اند.این حقیقت دیگر به اندازه ای چشمگیرشده که حتی حامدکرزی رئیس جمهورنمایشی افغانستان روزجمعه 07 اکتبر2011 - 15 مهر 1390 درمصاحبه اش بابی بی سی فارسی گفت که" ده سال پس ازسقوط حکومت طالبان دولت ونیروهای بین المللی نتوانسته اند امنیت رابرای مردم این کشورفراهم کنند."

این ده سال برای ضدکمونیست ترین افرادهم این گفته لنین کبیررابه اثبات میرساندکه"امپریالیزم ازنظرسیاسی یعنی سرمایداری جنگ افروزومتجاوزاست"وهیچ زمانی نمیتواندمخالف خواص ذاتی اش عمل کند. به این دلیل امیدوارصلح بودن ازامپریالیزم کارانسان معقول وآگاه نیست.

امادموکراسی،چیزی بودکه درروزهای اول حتی رهبران سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)رانیزبه وجدآورده بود، چه رسد به خوانین وفئودالهای روستاوبورژوازی بیروکرات درشهرها. درکنارمدح خوانی دموکراسی امریکائی ازطرف تکنوکرات های ظاهرخانی وایادی فرمایش نویس آنهارهبران سامانیزمدح نامه ای راتحت عنوان"افغانستان الگوی دموکراسی امریکائی"نوشتندوبمثابه یک کتاب بیرون دادند. آنها حتی ازبیروکرات هاکهنه پیخ دربارفراتررفتند و به تقبیح جنگ خلق دست زدندوآنرا"خودکشی" نامیدند. اگرچند همان شکل ظاهری دموکراسی امریکائی که افرادی مانند کرزی، سیاف، فهیم، خلیلی، دوستم، محسنی وسایرجنگ سالاران جنایتکاررامجری آن ساخته بود، نشان میدادکه این راه به هیچ کعبه ای نمی رود، امااین وجنات وعلایم ظاهری"دموکراسی"هیچ خدشه ای به آهنگ ثناخوانی آنهاوارد نساخت.

خلق آزادیخواه افغانستان که ازچندین دهه به اینطرف قربانی توطئه های گوناگون به نام ها وعنوان های مختلف میباشند، درهمان روزهای اول که میدیدند جنایتکاران وقاتلین فرزندان رشیدآنها، آنهائیکه دختران وزنان شان رااختطاف وبه فروش رسانیده بودند، اکنون از جانب نیروهای غربی که خودرادوست(!)آنهامیخوانند، براریکه قدرت نشانده شده اند. این امربه آنهااین حقیقت رابه اثبات میرسانید که امپریالیست های غربی حامیان کسانی اندکه ده ودیارشان راویران ساخته وبرزنان ودختران شریف آنهاتجاوزوهتک حرمت روا داشته اند.

اکنون دیده میشود که دولت افغانستان یکی ازسه فاسدترین دول گیتی میباشد. دموکراسی افغانستان عالیترین دموکراسی تولید تریاک دنیا بشمار میرود. برطبق آماری که امروزدردست است 123میلیون متربع تحت این دموکراسی زیرکشت خشخاش قراردارد.عایدی که ازاین بابت بطور غیرقانونی واردکشورمیگردد حدود25 ملیارد دالر میباشد.

دربطن این دموکراسی فاسدترین عناصرزمام قدرت رادردست دارند.این دموکراسی درممالک غربی"کلیپتوکراسی"یعنی "حکومت دزدی واختلاس" نام گرفته است(مراجعه شودبه گلوبال ریسرچ). ازمدت تقریبا دوسال به اینطرف جنجال وکشمکش بین فاسدترین وخاین ترین عناصرجامعه که خودرابرای پارلمان این کلیپتوکراسی کاندیدکرده بودند، درگیراست.این ها که برسرمشروع ساختن غارت افغانستان واسارت مردم آن به واسطه امپریالیست هابایکدگیرشان درافتاده اند،اکنون ازجانب کرزی ومقامات دیگردولتی به مثابه سگان گرسنه ایکه برسرلاشه جنگ افتاده اند، دیده میشوند. به همین دلیل کرزی میگویدکه برای امضای معاهده استراتیژیک(بخوان قرارتعهداسارت افغانستان،معاهده نقض حاکمیت ملی وتوامیت ارضی افغانستان)با امپریالیست ها"لویه جرگه را فرامیخواند.

 

د: آنها گفتند که افغانستان جدید را به وجود می آورند ووحدت خلق های ملیت های مختلف افغانستان راتامین میکنند

 

آنها واقعا به این تعهد شان وفا کردند وافغانستان جدیدی را به وجود آوردند. اما دراین افغانستان جدید برخلاف امیدواری خلق های ملیت های مختلف افغانستان نفاق به سطوح مختلف و به ابعاد گوناگون ملیت های مختلف کشوررا ازهمدیگر جداساخته است. اولین چیزی که میتوان آنراکرکترمشخصه افغانستان امروزی خواندنفرت وانزجاری است که به دست امپریالیست هاوخائنین ملی بین پشتون وتاجک، هزاره وازبک وترکمن ونورستانی تاحد انفجاردامن زده شده است. درافغانستان جدیدامریکائی هزاره ازدکان پشتون خریدنمیکندوتاجک دررستورانت پشتون نان نمیخوردوازبک سوارتاکسی غیرازازبک نمیشودو...قس علیهذا. شهرهای افغانستانی که امریکاوعده داده بودبین باندهای آدم ربائی و اختطاف اطفال تقسیم است. دزدان ورهزنان برشاهرگ های اتصال روستاها برطبق روال عادی کارشان به"بیزنس"مشغول اند. هرگردنه به دزدان یک حزب ویایک حرکت"اسلامی" تعلق داردکه هم حاکم وولسوال قانونی منطقه اندوهم دزدان ورهرنان غیر قانونی آن.

افغانستان بطورعینی قبرستان اتومبیل های کهنه غرب وجاپان شده است. موادزهری ایکه ازاین اتومبیل ها تولید میشود محیط زیست مریض ودرحالت نزع افغانستان رابسرعت به مرگ نزدیک میکند. خشکسالی به زراعت ومالداری اهالی کشورخاتمه داده وآنهارادربه دربسوی ممالک دیگرروان میکند.

امپریالیست ها اقتصادافغانستان رابطورمصنوعی بالابردند. ازجائیکه ارزکشورپشتوانه تولیدملی ندارد، آنهاآنرا به گونه ای وابسته ساختندکه باقطع رابطه بابانک جهانی وصندوق پول بین المللی این کشور در ظرف یک سال کاملا ورشکست شود. هجوم پناهنده هاازممالک همجواربه افغانستان به توسعه شهرها منجرشد. این امربطور مصنوعی قیمت زمین را بالا برد وبه ثروت مافیای زمین افزود.اما ثروت که بطورعمده دردست 10 % ازنفوس کشورمتمرکزمیباشد افزایش یافته ومابقی جامعه بنابه قوه کشش پول بسوی پول باگذشت هرروز با فقروسیه روزی روبرو میشوند.

 

چه کسانی ازاول با تجاوزاستعمارگرانه امپریالیست ها به مبارزه برخاستند وچه کسانی باآنها به مبارزه برخاستند؟

 

درافغانستان تنهاوتنهاکمونیست هابودندکه ازهمان 7 ام اکتبرسال 2001 علیه این تجاوزرهزنانه به مبارزه دست زدندکه تاامروزنتنها ادامه دارد، بلکه رشدوتکامل یافته وواردمرحله پیشرفته جهانی شده وبه سطوح عالی ای ازتئوری وپراتیک انقلابی رسیده است، امابنابه دلایل مختلف وازجمله تخریب نیروهای اپورتونیست تسلیم طلب وسنتریست ضدانقلابی، این مبارزه نتوانست بصورت یک جبهه وسیعی که درآن توده های مردم شرکت داشته باشند، ارتقا یابد.

هنگامیکه سناچ های دالربازشدروشنفکرفرصت طلب وانقیادگرای افغانستانی نیزبه حرکت درآمد. وب سایت ها،روزنامه ها، جرایدومجله های گوناگون تاسیس وایجادگردیدند. حمله تجاوزگرانه امپریالیزم امریکابرحریم ملی یک کشورمستقل دراین سرزمین به عنوان یک"حق قانونی"معرفی شد. درنوشته ایکه ازجانب بقیه السیف ساماتحت عنوان"حق تعین سرنوشت مردم راپامال نکنید"که بتاریخ 2 نوامبرسال 2001انتشاریافته چنین میخوانیم"این حق هرملت است که برضدتروریزم ودفاع ازخوددرداخل خاک خودویا درخارج ازآن مبارزه کند.امااین مبارزه نبایدشایسته سالاری وخدمت به مردم وخون بهای شهدای رشیدملت افغان رابه زیرپابگذاردوروشنفکران خدمتگذاروطن ومردم را فراموش کند..."به این قسم بقیه السیف سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)تجاوزرا حق قانونی امپریالیست شناختندوازآنها خواستند که "شایستگی"انهارافراموش نکنندو"خون بهای شهیدان"شان رابه آنهابدهند. آنهابه امپریالیست هاحق دادندکه ببهانه امنیت ملی شان کشورهای مستقل جهان راموردتجاوزقرارداده و اشغال کنند، درآنهاحکومت های دلخواه ومطیع شان رابه وجودآورند.

دراین بحبوحه دراروپابرخی ازعناصرکمونیست بانیروهای متمایل به چپ دست به تشکیل یک جبهه متحدضدامپریالیزم وضدارتجاع زدند. درجلسه تاسیس کمیته تدارک این جببه بعدازخواندن بیانیه نماینده حزب کمونیست افغانستان دراروپا، نماینده سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) برافشای میهنفروشی های"شورای دموکراسی افغانستان"که درحقیقت امرلانه تسلیم طلبی و مزدوری روشنفکران افغانستان درآلمان بود، اعتراض نموده وجلسه تدارک این جبهه راترک گفت. درحالیکه این جبهه ازافرادی ماننددادفرسپنتا، رسول رحیم،جلیل شمس وامثالهم تشکیل شده بودکه هریک از آنها با ده ها بهانه امپریالیست هارابه حمله برافغانستان دعوت میکرد. هنگامی که جلسه ننگین بن جریان داشت،کمیته تدارک این جبهه دست به تظاهرات علیه آن زد. نماینده سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)درکنارافغان ملت به پشتیبانی ازآن درمظاهره شرکت کرده بود. وقتی ازبقیه السیف این سازمان دعوت شدکه درجبهه شرکت کنند،آنهاگفتند" درجائی که حزب کمونیست افغانستان حضورداشته باشد، ماشرکت نمیکنیم". برخی ازافرادمیگفتندکه آیااین درست است که"آدم ازحزب کمونیست افغانستان بیشتراز رهزنان امپریالیزم متنفرباشد؟" وبرخی دیگرمیگفتندکه"این دوستان امپریالیست هارابیشترازخلق های مظلوم گیتی دوست دارند". واقعات وکارهای بعدی آنهانیزاین گفتارراتصدیق کرد. زیراآنهاتمام امکانات قابل دسترس وتصورشان رابکارگرفتند تا به امپریالیزم وارتجاع بپیوندند. درماه نوامبرسال 2001هنگامیکه امپریالیست هاظاهرشاه خادم فرتوت شان رابه افغانستان بازمیگرداندند، آنهابه روم به پابوسی ظاهر شاه شتافتندتا ازبرکت قدوم او به چوکی ای برسند ولی متاسفانه نا امید برگشتند.

"سازمان رهائی افغانستان"دراول باافشای جنایات زن ستیزی طالبان(که یک حقیقت انکارناپذیربودوهست) وپخش کاست های اعدام زنان و به واسطه آنها دراروپاوامریکاآب وسیع درآسیاب امپریالیست هاریخت. آنهاکه ازطریق جمعیت زنان حرف میزنند، زن ستیزی امپریالیزم راکه هم ازنظرتاریخی وهم ازنظرمحتواوگستردگی آن حداعلی زن ستیزی وتبعیض جنسی است مسکوت گذاشتندوکاسبکارانه برروی زن ستیزی قرون اوسطائی طالبان تکیه کردند. مخالفت این سازمان بااشغال نظامی افغانستان واسارت خلق آن پیشترازجنجال ونق ونق برضد چند جنایتکارجنگی مانندسیاف،خلیلی، محسنی، دوستم، فهیم وربانی و...غیره دردستگاه قدرت نیست. آنهانمیدانندکه بین اعظم دادفر،یارنگین دادفرسپنتا با سیاف ویا دوستم ویا یک جنایتکاردیگرمانند محسنی درسرکوب خلق و اشغال کشور درچیست؟

این سازمان درفکرجسدبرچارمیخ کشیده شده مسیح نیست وفقط بامیخ هائیکه برکف دستش فرورفته مخالفت میکند. درکنار اینها روشنفکران"مطیع"دیگرسربلندکردندوازطریق انترنت ومجله، روزنامه واخبار،رادیووتلویزیون به مدح وثنای"دموکراسی امپریالیست ها"پرداختند. به این قسم این ده سال نتنهاسرشت واقعی وسرنوشت بسیاری ازتشکل ها، روشتفکران ومدرسه رفته های افغانستان راروشن ساخت، بلکه نشان دادکه وقتی سناچ های دالربازمیشوندوکرسی های قدرت دراداره یک کشورولوتحت استعمارواشغال قابل حصول به نظرمیرسند، بسیاری ازاین روشنفکران ومدرسه رفته هانمیتوانند- درقبال وسوسه ایکه خریطه شیرینی دروجودمگس ها ایجاد میکنند-- طاقت بیاورند. آنها"مردانه" برآزادی،حاکمیت ملی وآزادیخواهی خلق های کشورپامیگذارندوازهرخالیگاهی که بتوانندبه خریطه شیرینی برسند، داخل میشوند. این ده سال نشان داد آنهائیکه روزی خودبرضد پارلمان فرمایشی ارتجاع وامپریالیزم حرف میزدندوثبوت میکردندکه چگونه این پارلمان ها وسیله مشروع سازی حاکمیت ارتجاع است وچطورخیانت کارترین عناصرقبیله وی، فئودالی ومذهبی ازطریق این پارلمان ها استثماروستم امپریالیزم ووسایردشمنان خلق رامشروع میسازند،به مجردیکه خودشان توانستنددراین انتخابات شرکت کنند، رفتندونام شان رادرلیست"کاندیدای انتخابات"فرمایشی نوشتند. بقیه السیف سامابرای اجرای سیستماتیک این خیانت وازپشت خنجرزدن به خلق حتی رفتند و"حزب"ساختند.

 

هنگامیکه چشم اندازخدمت به امپریالیزم رنگ می بازدو...

 

اکنون دیده میشود که جهاد ده ساله اشغالگری امپریالیست ها ومجاهدین کرام علیه مردم افغانستان بی ثمربوده است. آنها خود اعتراف میکنند که کاری رانتوانسته اند انجام دهند. متخصصین اقتصادی وکارآگاهان سیاسی شان به اشکال مختلف آنهاراتوصیه میکنند که کوشش کنند وزوربزنندتاپای شان راازمردابی که درافغانستان ایجاد کرده اندبیرون بکشند. نیروهای متمایل به چپ شان با خانواده های سربازان دست به abul-2تظاهرات میزنند. ازجانب دیگرحالت شوق زدگی مردم افغانستان ازسرنگونی طالبان به بی تفاوتی وازآنجا به نفرت ازحضورمتجاوزین در افغانستان واکنون به مبارزه علیه آنهاتبدیل شده است. مردم به تعدادصدهاوهزارهابه خیابان هامی آیندوشعارمیدهند "مرگ براشغالگران وچاکران افغانش". زنان قهرمان افغانستان که بارحقارت،اسارت واشغال استعمارکشورشان را حمل میکنند، دراین راه پیشتازاند.آنهاکه تجربه کرده اند امپریالیزم نتنهاخودمحورتاریخی زن ستیزترین نظام اجتماعی است، بلکه زن ستیزی فئودالی- اسلامی رانیزحمایه میکند، باخشم بیشتر آنها را بمبارزه می طلبند. این اوضاع چشم اندازخیانت به خلق وهمکاری بااستعمارگران رابمرگ تهدیدمیکند. به همین دلیل بقیه السیف سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)که درسال 2001عریضه"شایسته سالاری"به "پشگاه"امپریالیست هامی نوشتند، ازآنهامیخواستندکه به آبروی"خون شهدای شان"روشنفکرانی چون آنهارافراموش نکنند، برای شرکت درپارلمان رژیم پوشالی واستحکام دیوارهای استعماراحزاب پارلمانی میساختند،با تبخترمیگفتندکه ما"مبارزه پارلمانی میکنیم"وحتی تاهمین سال 2010 امپریالیست هاراکمک میکردندکه نیروهای کمونیست راضربه بزنندوازطریق وب سایت شان شهرت مکمله یکعده افرادرابه دستگاه اطلاعات امپریالیست هاگزارش میدادند(مراجعه شودبه مقالات احمد برومند(سیدغلام علی مشرف که بنام مستعارسیدحسین موسوی معروف است) دروب سایت افغانستان آزاد)یکباره گی "انقلابی"میشوند.(زمانی که شرایط عوض میشودکائوتسکی هم انقلابی میشود- لنین). اماانقلابی بودن آنهاتاکجامیرود؟ به اینسوال زمانی می توان پاسخ درست تهیه کردکه به تاریخ ساما نظری انداخت. سامائی گری یعنی التقاط ، ناسیونالیزم ولومپن- کاکه گری میان تهی دربهترین شکل آن سرانجام به تاسیس"غند سنگین"، سوارهلی کپترروسی شدن وباسازائی ها به بمباردمان خانه های مردم رفتن، انجامید( ادامه دادن) آن که ازجاسوسی برای دستگاه اطلاعات امپریالیست ها درمقابل پول سوسیال شروع شده به کجاخواهد رفت؟

 

چشم انداز ده سال آینده چگونه میباشد؟

 

درحال حاضرامپریالیزم اضلاع متحده درظرف هرساعت 12ملیون دالرمصرف جنگ تجاوزی اش درافغانستان میکند. دولت اضلاع متحده امریکاکه سازمانده جنگ های تجاوزی است 14 تریلیون دالرقرضدار میباشد. یک سوم ازتمام دارائی های امریکا به جاپان وآلمان تعلق دارد. سنگینی مصارف اقتصادی ای به وزنه 12 ملیون درهرساعت به زودی کمرآنراخم نموده وبه زانوزدن وادارش میکند. امپریالیست های اروپائی بدون امریکا نه ازنظرذهنیت مردم اروپاقادربه ادامه اشغال افغانستان میباشندونه ازنظراقتصادی توان آنرادارند. امپریالیزم روسیه وکمپرادورهای چینی ازگیرافتادن کفتارهای امریکائی ولاشخوارهای اروپائی درمنجلاب افغانستان حداعلی استفاده رامیبرند. مدرک مصرف عظیم جنگی برمشکلات اقتصادی- اجتماعی ایکه ازبحران اقتصادی منشاگرفته تا5 سال دیگراینهارامجبورمیسازندکه باسازش ومعامله باارتجاع طالبی وجهادی، بادم های خمیده میان پاهای عقبی شان افغانستان راترک کنند.

این چشم اندازخیلی امیدوارکننده است، زیرابرای اولین بارارتجاع فئودلی- اسلامی و کمپرادورهای لاشخواربدون حمایه نظامی باداران امپریالیست شان درمقابل خلق قرارمیگیرند. سرانجام دل ظمت جنگ، ویرانی و سیه روزی را غریو زنجیرشکن خلق کبیرافغانستان تحت رهبری حزب کمونیست انقلابی افغانستان وگردان پیش آهنگ بین المللی پرولتاریاخواهددرید. به این قسم چشم اندازده سال آینده افغانستان چشم اندازی است که باده سال گذشته ازهرنگاه یکصد وهشتاد درجه تفاوت دارد. جنگی که با کودتای ننگین ثورآغازشده وبه اینجارسیده، بعدازنیم قرن فقط میتواندبه این شکل به دست خلق کبیرافغانستان برای همیشه پایان یابد. ده سال اینده، ده سال سرنوشت سازخواهدبود، کمونیست های افغانستان وظیفه دارندکه ازاین فرصت استفاده کنندزیرادوببری که تاکنون برسرلاشه، یکدیگرراباچنگ ودندان پاره میکردند، یکی مریض وزخمی شده وتوان جنگ رانداردودیگری تنها مانده است. این دوره وظیفه سنگین وعظیمی را بردوش ما کمونیست ها میگذارد. دوران کارهای شاقه، متدواو وعلمی. دوران برافراشتن درفش سرخ مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم. دوران دفاع عملی و قاطعانه ازکمونیزم. دورانیکه باید به اثبات رسانید قرن بیست ویکم قرن کمونیزم انقلابی است نه قرن دموکراسی بورژوائی. برای اینکه دراین ده سال نقش داشت بایدشایستگی آنرادرخود ایجادکنیم. این شایستگی ازتواضع، حوصله وازخودگذری کمونیستی آغاز میشود. تاخودرادروجودطبقه ومنافع تاریخی- انقلابی آن فراموش نکنیم وتازمانیکه دماغ ماراظن وگمان های ذهنی مابه خارش درمی آوردیک مقاله نویس منزوی که واژه های انقلابی رابه عاریت میگیردخواهیم بود، نه چیزی بیشترازآن.

 

به پیش درراه سازماندهی جنگ خلق درافغانستان

نابود بادامپریالیزم، فئودالیزم وبورژوازی بیروکرات

مائویست های افغانستان

7 ام اکتبر 2011

 

 

درهمین رابطه بخوانید:

7اکتبرهشت سال اشغال، بمباردمان وکشتار

 

خلق افغانستان درمحراق آتش دودشمن تاریخی