Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
کمونیسم چیست وچگونه بورژواها با آن جهنم رامجسم میسازند

 

کمونیسم چیست وچگونه بورژواها به آن اهانت میکنند

 

صحبتی با آقایان عبدالحنان روستائی ومحمد حیدر اختر

 

نوشته : الینگار

 

 

بخش اول

 

وب سایت گفتمان دراین اواخرنوشته هایی راازداکترعبدالحنان روستائی وبه تعقیب آن ازمحمدحیدراختر به نشر سپرده است که درآنهاهردونویسنده رژیم جلادخلق وپرچم را حکومت ورژیم کمونیستی میخوانند.نوشته آقای روستائی ترجمه مختصری است ازیک گزارش مجله"فوکس آن لاین"ونوشته آقای محمدحیدراخترمحصول ذهن خودایشان میباشد. آقای حنان روستائی به اصطلاح"درترجمه امانتداری"واین اصل راتاتکراردروغ واتهام رعایت کرده است.آقای محمدحیدراختردراول نوشته اش صحیح ودرست بیان کرده ورژیم خلق وپرچم رایک رژیم وابسته به اتحادشوروی خوانده وازچسبانیدن لیبل دروغین کمونیزم وواژه سرخ به آن اباورزیده است، اما سرانجام او نیزقادرنشده ذهنش راازفرهنگ عامیانه ورواج یافته به واسطه امپریالیست هاومرتجعین جهادی رهاسازد ورژیم ضد کمونیستی وضد انسانی خلق وپرچم را رژیم کمونیستی نخواند.

هردونوشته درموردیک افغانستانی تبارآلمانی است که کماکان درهردوی آنهامجهول الهویه باقی میماند. گفته میشود که این فرد یک ژنرال خاد بوده ودرافغانستان مرتکب جنایات ضد بشریت یعنی شکنجه، توهین وقتل بسیاری ازانسانها شده است.اواکنون درشهر مونیخ مرکزایالت بایرن آلمان روزنامه فروشی میکند.

مطلب اصلی اینست که ده هاوحتی صدهاقاتل وجنایتکارخلقی،پرچمی،سیافی، وحدتی، جمعیتی وگلبدینی که دستان هر کدام شان تامرفق بخون افرادبیگناه رنگین انددرهالند،آلمان،فرانسه، بلجیم وانگلستان زندگی میکنند،پاسپورت تابعییت اینکشورهارادارند.دستگاه های اطلاعات این ممالک نیزازوجودآنها وسوانح وکارنامه های هرکدام شان باخبرمیباشند. افرادی مانندافضل لودین،حسام الدین حسام،اسدالله کشتمند،جفسر،عوض نبی زاده،وجاسوس هائی که جوازقتل داشتند مانندحسین اسحق زاده،سیدآغاحسین تلاش وده هاتای دیگربا همین نام هاخودرابه دستگاه مهاجرت و تابعیت این ممالک معرفی کرده وباهمین نام پناهندگی گرفته وبعداپاسپورت تابعیت دریافت داشته اند.این امرمحال بنظرمیرسد که پولیس مخفی انگلستان ندانداسدالله کشتمندکیست وبه اوپاسپورت تابعیت بدهد. یا پولیس خفیه هالند درموقع پناه دادن خبرنداشته که افضل لودین یا حسام الدین حسام و...غیره که ها بوده اند.

حقیقت اینست که احزاب پارلمانی راست وبه ویژه فاشیست های مسیحی اینکشورها درتدارک کارزارهای انتخاباتی شان یک چنین جلوه هائی رااز"انسان دوستی"به نمایش میگذارند، نبایدازاینگونه نمایشات این نتیجه راگرفت که دولت های هالندوآلمان و...یکباربرسر"عقل"آمده ومقام والای انسانیت رادرک کرده وجنایتکاران جنگی رامحاکمه میکنند.آنها بخاطرمنافع خودشان اینگونه درامای مسخره آمیزرابه نمایش میگذارندوخودرادادخواه میلیون هاانسان بیگناه افغانستانی که به دست این جنایتکاران به قتل رسیده اندخوانده وبرگورستان بی نام ونشان آنهااشک تمساح میریزند. مگرهمین هانیستندکه جنایتکارانی مانندسیاف،محقق،خلیلی، دوستم، فهیم و...غیره رابراریکه قدرت نشانده وازآنها حمایت میکنند؟

این مانورهای بشردوستانه! نباید چهره روشنفکرافغانستانی راازخون شان سرخ ترسازدوآنچنان به وجدبیاورد که آنهازبان به تکراردروغی بازکندکه امپریالیستهاومرتجعین اسلامی بخاطرمنافع خودشان مروج ساخته اند.دراینگونه درامابدنام ساختن کمونیزم مسئله محوری است وانسان آگاه نباید دراین کارزاردروغگوئی، توطئه چینی وافترابندی شرکت جوید. اگربه اینگونه کارزارهاازدیدگاه علمی- سیاسی ببنیم مشاهده خواهیم کردکه این احزاب علیه طبقه کارگر وجنبش کمونیستی جهانی یک مبارزه طبقاتی راازپیش میبرندوتلاش میکنندکه باپیونددادن جنایت کاران خلق وپرچم به کمونیزم نفرت ازکمونیزم رادرذهن عامه برانگیزند. روشنفکران افغانستان که فرزندان خلق ستم دیده وآزادیخواهی افغانستان میباشندازگذرگاه احساسات حق دارندکه ازشنیدن یک چنین خبری به هیجان آیند، زیرا آنهابطورعموم یکی ازعزیزان شان راتحت رژیم ضدکمونیستی خلق وپرچم ازدست داده اند. اما روشنفکروتحصیل کرده قبل ازآنکه تحت تاثیراحساسات وهیجانش قلم بردارد، بنا به انگیزه های پیشرو وبالنده علمی وبیان حقایق قلم میبردارد.

حقیقت اینست که خلق وپرچم حتی ملی- دموکرات نبودندچه رسدبه کمونیست. تئوری های علمی حکم میکندکه عالم یعنی کسی که به حقیقت"اعلم"است "سیاه"را"سیاه"بگوید و"سفید"را"سفید". ازنظرعلمی وقتی کسی که"سیاه" را"سیاه"نمیگوید و"سفید"را"سفید"، به حقیقت دست نیافته است. این آدم رادرادبیات فارسی"مغرض" میگوید، زیرااوبا"غرض استتارحقیقت"حرف میزند. آیا به راستی آقایان محمد حیدراختر وعبدالحنان روستائی نمی دانندکه کمونیزم بریک سلسله تئوری های علمی اقتصادی،سیاسی وفلسفی استواراست وخلق وپرچم به هیچکدام آنهاپابند نبودند؟ ماازاین دانشمندان عزیزما نمیخواهیم که ازکمونیزم دفاع کنند،بلکه از آنها میخواهیم که ازنام وآگاهی، تحصیل ودانش خودشان دفاع کنند. زیرا تابع جریان"عامه" شدن یادرسمت جریان متداول شناکردن درک ودانش آنهارابه زیر سوال میبرد، خودآنهارابه افرادی مبدل میسازدکه نه به حقیقت احترام قایلند، نه آنرامیگویندونه ذهن شان رابرای بازتاب آن به مکث مجبورمیسازند. یکی ازاساسی ترین اصول کمونیزم که مارکس وانگلس پیشوایان کمونیزم دراولین سندکمونیستی یعنی مانیفست کمونیست برآن تکیه میکنند،مسئله قهردرانقلاب است.خلق وپرچم بمثابه دوجریان ستون پنجم اتحادشوروی سوسیال-امپریالیستی مخالفین سرسخت مسئله قهرانقلابی بودند.اگرآقای عبدالحنان روستائی وجناب محمدحیداخترازجزئیات تئوری های کمونیزم چیزی نمیدانندهردوازنسلی می آیندکه مخالفت ومعاندت خلق وپرچم رابا قهرانقلابی درسالهای 1347-48 بچشم خوددیده وتجربه کرده اند.معهذابازهم آنها را کمونیست میخوانند. اگرچندبراساس معیارهای"دموکراسی غربی"آنهاحق دارندکه"سیاه"را"سفید"بگویندوکسی به آنهانگوید که توراست نمیگوئی. منطق اندویدوآلیزم لیبرال نواین حق رابه این دوستان نتنها میدهد بلکه آنهارا تشویق میکند که چنین کاری رابکنند،امااگردانشمندان مابااین پندار،کردارشان راسمت وسوبدهدوای به حال حقیقت،علم ودانش.

من نمیخواهم بااین دوستان بر گلیم صحبت سیاسی بنشینم ولی لازم میدانم به آنها بطورمختصراشاره کنم که "دوستان گرامی! این جنایتکارخادی راکسانی محاکمه میکنندکه دستان خودشان کمترازآنهابخون مردم افغانستان رنگین نیستند.اگرچنین کسانی کسی را محاکمه کندآیاعدالت اجرامیشود؟

پایان فصل اول