Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
کمونیسم چیست وچگونه بورژواهابا آن مبارزه میکنند

 

 

کمونیسم چیست وچگونه بورژواها به آن اهانت میکنند

 

صحبتی با آقایان عبدالحنان روستائی ومحمد حیدراختر

 

 

نوشته :الینگار

 

 

بخش سوم

 

برای اینکه یک تصورابتدائی ازکمونیزم بدست آریم لازم است تاجهانی راتصورکنیم که درآن ثروتمندوفقیر،زوردار و کمزور، استخدام کننده واستخدام شونده، آلات واسباب اعمال زور وسیادت مانند پولیس، ارتش، دادگاه، زندان، اعدام وجود نداردند. جهانی که درآن زن ومرد، سیاه پوست وسفیدپوست،اروپائی وافریقائی، آسیائی ولاتینی با هم تنها برروی صفحه کاغذ مساوی نیستند بلکه درزندگی روزمره وبیشتر از آن درذهن تک تک افرادجامعه باهم مساوی اند. انسانها بطورعمومی تولیدمیکنندوبطورعمومی آنرابمصرف میرسانند. کمونیزم اینست. برای رسیدن به این جامعه انسان ها باید صدها سال راتحت یک دوره دیگر، دوره ماقبل آن یعنی دوره تاریخی سوسیالیزم بگذرانند.وتحت سوسیالیزم یک انسان کاملانوین که باامتیازانسان برانسان آشنانیست، به وجودآورندوانسان کهنه یعنی انسانی که در ذهنش تقسیم بودن افرادبه ستمگروستمکش، داراونادار، زن ومرد، سفید پوست وسیاه پوست، اروپائی وافریقائی و...غیره یک امرطبیعی است، درموزیم آثارعتیق درکنارآثارحفرشده دوران فراعنه سپرده شده باشد. جهان به یک جامعه ویک جامعه به جهان تبدیل گشته وتقسیم بودن جهان به جهان تولیدی عقبمانده وجهان پیشرفته امپریالیستی یک اهانت تاریخی به بشریت محسوب شود. سوسیالیزم باید چنین جامعه وانسانی را به وجود آورد تا بشریت به کمونیزم برسد. اکنون درهیچ گوشه یی ازجهان یک رژیم سوسیالیستی وازآن کمتریک رژیم دموکراتیک نوین وجود ندارد چه رسدبه یک رژیم کمونیستی. بعدازنابودی کمونیزم اولیه تاریخ، کمونیزم درهیچ جای جهان وجودنداشته وبطوریقین که تا چهار- پنج قرن آینده نیزبه وجود نخواهد آمد.

 

اماعوامل سرمایداری که به هیچ وجه قادرنیستندسفاهت اسف انگیزشانراپنهان سازند،هررژیمی راکه ازاراده امپریالیزم گردنکشی میکند،"رژیم کمونیستی"مینامند.آنهارژیم های مستبدوفاسدحاکم کنونی برچین،کوریای شمالی وکیوباراکه حتی رژیم های دموکرتیک نیستندچه رسدبه رژیم های سوسیالیستی،توطئه گرانه وتفتین آمیز"رژیم کمونیستی" میگویند. درحالیکه رژیم حاکم برچین رژیم کمپرادورهای فاشیست ملیت حان است که زندگی را بر تمام خلق چین وچین رابه زندان ایغورها،تبتی ها، سالارها، میائوها، فاهاو..غیره تبدیل ساخته اند. رژیم حاکم برکوریای شمالی یک رژیم دیکتاتوری سرمایداری دولتی است که درکیوبانسخه دیگرآنرامشاهده میکنیم. رژیم کوریای شمالی مردم کوریا را درمنگنه فقر وگرسنگی، اختناق ودیکتاتوری نظامی مشت قلیل تفنگدار و صاحب سرمایه مبدل ساخته است. بهمین قسم کیوبابیشترازشکنجه گاهیکه بدست چندخانواده اداره میشود، چیزدیگر نیست."کمونیست"خواندن چنین رژیم ها درعین اینکه توطئه گرانه،تفتین آمیزوشیطانی است،عقب ماندگی ترحم برانگیزعوامل سرمایداری رابه نمایش میگذارد. آنها درعین اینکه خودعقبمانده وبیچاره اند،ازپائین بودن سطح آگاهی سیاسی توده هاسواستفاده کرده وکمونیزم رابااینگونه مثال های نفرت انگیزدرذهن توده هامنفورمیسازند.این افرادطلایه داران وپاسبانان منافع سرمایداران ومرتجعین میباشند.آنهامیکوشندجهان کنونی یعنی جهانی راکه درآن 2% ازاهالی جهان مالک 98%کل ثروت جهان است،جهانی که درآن تنهادرنیویارک بیشتراز100000تن بیخانمان میباشند،جهانی که مشخصه آن جنگ، تجاوز واشغال، کشتاروقتلعام وتخریب محیط زیست است،جهانی که 2 نفراز7نفرازساکنین کره زمین 24 ساعت رابا یک دالرمی گذرانند، حفظ کنند. آنهاپیهره داران ستم،بیعدالتی واستبداددرذهن افرادمیباشند. اینهابیچاره هائی اندکه ازطریق فریب دادن ذهن خلق ودروغ گفتن به مقیاس جمعی زندگی شان راازلردهای امپریالیست میخرند.

اگردرتابلوی خونین جهان بسراغ افغانستان برآئیم،آنراخونین ترازسایرنقاط گیتی درمی یابیم.گفتیم که"2 نفراز7 نفر از ساکنین کره زمین 24 ساعت رابایک دالرمیگذرانند"اما درافغانستان 8نفرازده نفربا کمترازیک دالر24 ساعت شان راسپری میکنند. کوچه وخیابانهای کابل، مزارشریف، هرات، کندهار، جلال آبادوسایرشهرهای کشورازگداوفقیر، بیوه ویتیم،معیوب وازپاافتاده، معتاد و مریض بدترین تصویری راازخلق یک کشورستم دیده وویران ترسیم میکنند. مردم شهیم وسلحشورکشورباآن تاریخ مملوازعظمت آزادی طلبی ورزم آزمائی نمیتوانندشب ها درخانه های شان به راحتی بخوابند. کفتارهای وحشی ناتودرحالیکه چوچه روباه های"اطلاعاتی"افغانستانی راپیش انداخته اندنیمه شب هابرخانه های مردم مایورش میبرند. عروسی ها وجشن های مردم ازآسمان به زیر آتش گرفته شده وخوشی مردم ما به ماتم داری مبدل میشوند. ده ودیارمابا یورانیوم دیپلت فرش گردیده واززنان ودختران گرفته تااطفاب وپیرمردان به بهانه های مختلف موردبازجوئی رهزنان ناتوقرارمیگیرند.ازچوپانان وشبانان گرفته تاشتروخرافغانستان به دلیل مشکوک بودن به تروریزم موردتلاشی قرارمیگیرند. آنهانتنهامیکشند ولی وقتی کشتندمی آیند وانگشت مقتول راقطع میکنند وبا خود "تحفه" میبرند. اکنون خودآنها میگویند که ما سربازان ماراکه برجنازه مقتتولین افغانستانی شلش کرده اند مورد بازپرسی قرارمیدهیم( به بی بی سی فارسی مورخه 12 جنوری 2012 مراجعه کنید)

درچنین جوی که رهزنان ناتوزندگی مردم مارابه برحوت ناامیدی وجهنم شکنجه وعذاب تبدیل کرده اند، سردی زمستان، گرسنگی،فقرموادغذائی،برهنگی وناامیدی ناشی ازنداشتن دورنمای زندگی به اضافه خشک سالی باآنها همراهی میکنند.قوماندانان وفرماندهان احزاب اسلامی، ملاهای حراف، فئودالها، دزدان وقاچاقچیان موادمخدر، مافیای زمین وجنایتکاران اطفال ربا درفضای این"دموکراسی"برخانه هاوملکیت های مردم بی بضاعت حمله میکنند،زمین های شان راتصرف وآنهاراباخانواده های شان بدست سرما،گرسنگی وتقدیرمیسپارند. این دموکراسی که بااشک وخون خلق ماسیاه ترین هیکل استبدادمردسالاری وزن ستیزی، قوم گرائی وملیت پرستی را تجسم میکندبه واسطه هیچ نویسنده وروشنفکر"دموکرا!مترقی!عدالت طلب!ومردم دوست!"افغانستانی تبارآلمان یا امریکانشین ما مجسم نمیگردد.هزاران واژه وراندازوده هابارغیاث اللغات ورق زده میشودتادوصفحه سیاه شودوتوجه مردم ازاسارت واشغال کشور، سیه روزی وفقرمنحرف گشته وبه جسد گندیده وپوسیده میهنفروشان خلقی وپرچمی معطوف گردد.

آنهائیکه خلق وپرچم رابه دلیل وابستگی ومزدوربودن شان محکوم میکنند، متوجه نمیشوندکه خودعین کاررابرای یک متجاوزواشغالگردیگرانجام میدهند. شماسراپای وب سایت های"گفتمان"،"رهروان"،"افغان-جرمن آن لاین" و امثالهم راجستجوکنید،هرگزنوشته ای راازاین افرادبه اصطلاح وطندوست وضدخلق وپرچم پیدا نمیکنید که برضد ناتوی اشغالگروامپریالیست های استعمارچی نوشته شده باشد. این افرادمیکوشند مردم را قانع سازند که مزدوری فقط به سوسیال-امپریالیزم شوروی خیانت به منافع ملی کشور وضد خلق افغانستان بودولی مزدوری به امپریالیست ها اینطور نیست. آنها مجری عدالت هستند! ودادخلق افغانستان ار از دشمنان آنها می ستانند!. خوب توجه کنید که کمونیزم چیست واینهاچه کسانی رابه چه دلایلی به آن منسوب میسازند؟

خوشبختانه جنبش کمونیستی افغانستان ازنظرکمی وکیفی دیگربه حدی نیست که چنین سمپاشی هامجاری تنفس آنرا مسموم سازد. اماروشنفکر غیرکمونیست وتحصیل کرده افغانستانی که به سرشت تاریخی خلق افغانستان وگذشته عظمت آفرین این مردم اشنااست،باید متوجه شودکه چه افرادی میکوشند برفقروسیه روزی،رنج وعذابی که مردم سلحشورما تحت این "دموکراسی" یک رژیم پوشالی مستعمراتی متحمل میشوند، پرده بیاندازند. آنها با چه نیرنگ هائی تلاش میکنند که توجه مردم را به سراب میان تهی معطوف سازند.

پایان