Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
قرآن سوزی و بی تفاوتی جهادی های دولتی

 

 

"قرآن سوزی

ستمگری امپریالیستی وبزدلی اجیرانه خائینین ملی وتسلیم طلبان

 

درهفته ای که گذشت مردم افغانستان با خشم فزاینده ای بمیدان آمده وعلیه سوزاندن قرآن بدست سربازان امریکائی درزندان بزرگ امریکائی درفرودگاه نظامی بگرام دست به تظاهرات زدند. تظاهرات اعتراضی مردم با خشونت وشلیک مرمی های پلاستیکی پاسخ داده شد. درروزهای بعدی دامنه اعتراضات مردم گسترش یافته وشهرهای مهم افغانستان را فراگرفت. نیروهای امنیتی کشوربجای آنکه بامردم آزادیخواه افغانستان همراهی کنند،به سرکوب مردم دست زدند. جای آن بودکه پولیس ونیروهای ضدشورش نیزبه مردم بیوندند واگر نمیتوانستندهمانگونه که درقبال اشغال کشور شان و قلدری اشغالگران بی تفاوت اند، درقبال اعتراض برحق خلق نیزبی تفاوت باقی بمانند. اما متاسفانه واقعیت طوردیگراست، این نیروها بجان مردم افتاده وآنچنانکه رسما رژیم اعتراف میکند 40 نفررا کشته وتعداد کثیری ازمظاهره چیان را دستگیروبه بهانه"دامن زدن به خشونت"به زندان انداخته اند. یقینا که تعداد کشته شدگان به مراتب بیشترازآماررسمی دولتی و رسانه ها میباشد. آنها به مردم افغانستان نشان دادند که دردبستان امپریالیست ها تعلیم دیده اند ومربیان اجیرآنهاراطوری مغز شوئی کرده وتعلیم داده اندکه حتی وقتی به آنها دستورداده شود، آنها پدر،مادر،خواهر، برادروهموطن شان را به آتش می بندند. یعنی نتنها سگ اند بلکه سگان مغزشسته ای اندکه"ازخود" و"بیگانه" را نمیتوانند ازهم تمیز بدهند.

اماسوختاندن قرآن، تنها سوختاندن کتاب آسمانی مسلمانان نیست. برای درک این مسئله یک لحظه ازسناریوی عمومی خارج می شویم واینرا که یک نیروی متجاوزکه افغانستان رااشغال کرده وبه هیچ چیزآن جزبه موقعیت استراتیژیک وثروت های زیرزمینی آن توجه ندارد بکنارمیگذاریم وفقط به همین مسئله سوزاندن قرآن ودلایل جان الن فرمانده ناتودرافغانستان مکث می کنیم. جان الن میگویدکه این عمل آگاهانه صورت نگرفته است.این مسئله ممکن است درست باشد،اماچیزهای که آگاهانه صورت گرفته کاررابه این جا رسانیده است زیرا"آن تعداد قرآن درزندان بگرام چه میکردند؟" "چراآن تعدادقرآن درسبدزباله دانی انداخته شده بودندکه بعداسوزانده شوند؟". پاسخ درست اینست که این قرآن هااززندانیانی که دربگرام زندانی میباشندگرفته شده بودند. آنچه جان الن وسردمداران اضلاع متحده امریکا باید معذرت میخواست این بود که چرادرافغانستان یک زندان خاص خودراساخته واتباع افغانستان وغیرافغانستان رابه غل وزنجیر کشیده ودر آنجا شکنجه میکنند؟ این چه آزادی است که یک نیروی خارجی درداخل یک کشورشکنجه گاه ویژه خودراداشته وجداازقانون حاکم برآن مملکت اتباع آن کشوررا زندانی سازد؟ آنچه جان الن وبارک اوباماازآن باید معذرت میخواستند حضور شان درافغانستان بود.آنچه آنهابایدپوزش می طلبیدنداین بود که آنهااین دروغ بزرگ را"آرادی ودموکراسی" نام کرده وذهن مردم مارابا توهم نادرست آلوده اند. آنچه آنها باید معذرت میخواستند این بود که آنها این زندانیان رابدون هیچگونه"اعلام جرم قانونی"به زندان انداخته ونتنهاابتدائی ترین مفادقانون بشرراازآنها سلب کرده بلکه حتی اجازه تلاوت قرآن رانیزازآنها گرفته اند. زیراغیرممکن است که آن همه قرآن بدون این چنین سیاست سرکوبگرانه یک مرتبه درزباله دانی وسپس آتش زده شوند. به اینطریق سوزاندن قرآن یک مسئله سیاسی است ولازم است تا ابعادسیاسی وعکس العمل نیروهاوافرادرادراین مورد بطور مختصر به بررسی گرفت.

 

1-   ستمگری ملی امپریالیستی

 

امپریالیزم تنها به غارت وچپاول ثروت های مادی ومعنوی خلق های تحت ستم جهان بسنده نمیکند، بلکه با توحش سبعانه ستمگری ملی امپریالیستی را اعمال میکند. برترشمردن فرهنگ وزبان اروپاوامریکابرفرهنگ خلق های عقبمانده آسیا،افریقاوامریکای لاتین بخشی ازاین ستمگری است. درطی ده ونیم سالی که آنهاافغانستان رااشغال کرده اندازهیچگونه تحقیر،اهانت،تمسخروازبالامانند ازدماغ فیل افتادگان به مردم افغانستان دیدن و..غیره دریغ نکرده اند. بدون هیچگونه مقدمه ودلیل زنان ودختران جوان راایستادکرده وموردتلاشی قرارداده اند. بارهاشنیده ایم که خردهقان بیچاره رابه خاطرتفریح به رگبار مسلسل بسته وسپس گفته اند" که آن خرانفجاری بود". همین چند هفته پیش بودکه آوازه افتادسربازان انگلیسی یک دخترویک پسرزیرسن رابه زورمورد تجاوزجنسی قرارداده اند. مردم مادرنظرآنها چنان بی ارزش وبی اهمیت اند که سربازان شان با مرده های مازشت ترین کارهاراانجام میدهند، انگشتان شان را قطع میکنند وبرجنازه آنها می شاشند و..غیره. درچنین شرایطی خائنین ملی وتسلیم طلبان با هروسیله وواسطه ای که بتوانند، میکوشند برخشم طوفان زائی مردم باتبلیغات دروغین ازطریق رسانه ها وبکارگرفتن سنت ها وعنعنات قبایلی وسرانجام به واسطه نیروهای سرکوب گرآرام نگه دارند. چنانچه تاکنون دیده ایم که رژیم فقط درگفتارقرآن سوزی رامحکوم کرده ولی درعمل خلق آزادیخواه ماراببهانه توسل جستن به"خشونت" بطور وحشیانه سرکوب کرده است. حامد کرزی رئیس جمهورنمایشی افغانستان مردم رابه دلیل توسل جستن به خشونت نکوهش میکند. اما آیا این ذره ای از حقیقت است؟ حقیقت اینست که این نیروهای دولت پوشالی که تادندان با وسایل خشونت مسلح ومجهزاند درمقابل مردم خشونت سبعانه ای را بکار برده ومیبرند. آنهاهستند که مردم بیدفاع رابا سلاح امریکائی بخون شان غسل میدهند. بدترین خشونتی راکه مردم میتوانندانجام بدهندفریاد کشیدن ودربدترین صورت سنگ انداختن است، درحالیکه کمترین و"دلسوزانه" ترین خشونت پولیس ونیروهای سرکوبگررژیم دست نشانده باتوم،گاز اشک آور، توپ آبی ومرمی پلاستیکی است."دروغگو دروغ میگوید وقیاس گر قیاس میکند"وبا یک قیاس بیطرفانه دیده میشود که چه کسانی میتوانند به خشونت توسل جویند، مردم یا نیروهای رژیم مزدوراین سگان بی عرضه که به دفاع ازامپریالیست های قرآن سوزبرادران وخواهران شان را به آشت می بندند.

 

2-   چرا نمایندگاه آسمان درروی زمین امروزدرکنارقرآن سوزان قراردارند؟

 

اگرزن هنرمندی با لباسی که دلش میخواهد برروی صفحه تلویزیون ظاهرشود ویا حجابش اندکی اسلامی نباشد، ازآیت الله محسنی گرفته تا سیاف ودیگر نمایندگان آسمان درروی زمین، اورامحکوم میکنندوکارش را مخالف احکام قرآن میخوانند.اگررژیمی که اقتدارملاهارابنابه دلایل درست یا نادرست محدود بسازد، آنها آن رژیم را مردود خوانده وعلیه آن"جهاد" اعلام میکنند. ازآیت الله محسنی شروع میکنیم، اوکه خودرابیشترازهمه کس"دانای متن ومحتوای قرآن" میداندوآنراآیه آیه درمحکومیت زنان تفسیرکرده والفاظش رابه حلقه های سنگین زنجیر"احوال شخصیه "تعبیرمیکند، امروزفقط برای تشفی قلب خون آلودمردم افغانستان با نیئت فریبکارانه سوختاندن قرآن را محکوم میکند ولی سرکوب مردم دردفاع از قرآن سوزی را با سکوت عوامفریبانه تائید. او دیروزعلیه متجاوزین سوسیال- امپریالیزم شوروی که موقف وموقعیت طبقاتی اش را بنا به منافع نظام سرمایه داری دولتی اتحادشوروی درخطرمیدید در حالیکه کسی قرآن راهم نسوزانده بود، شب وروزمانند قمری"وقاتلووجاهدوفی سبیل الله"میگفت وامروزحتی اگرمعلمین، شاگردان واداره چیان یک مکتب به تیپ دل حضرت آیت الله رفتارنکند حضرت آیت الله علیه آنهافتوای جهادصادرمیکند وآنها را کافر و ملعون و مباح الدم میخواند. اماوقتی سربازان اشغالگر امپریالیزم امریکا قرآن را میسوزانند، حضرت آیت الله مانندموش مرده بی زبان باقی مانده وسرکوب گری وحشیانه دستگاه امنیتی رژیم پوشالی رابا سکوت دغلکارانه عمروعاص مانندش تائید میکند. اگردرهمین روزها اندکی به گزارشات رسانه ها توجه کنیم می بینیم که بزرگترین مدعیان دفاع ازقرآن یعنی جمهوری اسلامی ایران، پاسداران خانه خدایعنی شاهان وامیران عرب ودست پروردگان افغانستانی این ها درقبال سوزاندن قرآن دربگرام، فقط به محکوم کردن های"دیپلوماتیک"بسنده کرده اند. جمهوری اسلامی ایران ازسازمان ملل خواسته که سوختاندن قرآن رامحکوم کند!اماامرای عرب حتی همان مانور عوامفریبانه راهم اجرانکرده اند. سیاف که بخاطرفریب مردم همیشه دستهایش راصلیب ساخته ومی نشیند، سوزاندن قرآن رابابیروح ترین کلمات محکوم کردتا پل پشت سرش رابرای انتخابات آینده تخریب نکرده باشد. حجت الاسلام محمدمحقق،حجت الاسلام محمدکریم خلیلی وده ها وصدها آخندوملادراین روزهابیشترازدیگران میکوشندازمردم دورباشند، تاجاسوس های امپریالیست هاآنهارادرجمع مردمی که ازاهانت رذیلانه به اعتقادات شان به خشم آمده اند، نبینند. کیست که ازدهان این ها هزاران بارنشنیده باشدکه گفته اندازجان تان در برابر ناموس وازناموس تان دربرابردین تان بگذرید. اماامروزآنهاازجان وناموس چه که ازدالروکرسی های شان هم درقبال دین وقرآن نمیگذرندوالفاظ شان درمحکومیئت قرآن سوزی عوامفریبی مزورانه ای است که بخاطر فرونشاندن خشم مردم ادا میشود تا موقف وموقعیت شان به خطر نیفتد.

 

3-   تسلیم طلبان در کجا اند؟

 

اگروب سایت گفتمان،افغانستان آزاد، افغان- جرمن آن لاین ودیگروب سایت هائی را که به نیروهای تسلیم طلب تعلق دارند، بازکنید می بینید که عناصرتسلیم طلب سامایی وسازمان رهائی وبقیه السیف ساوومقاله های کشاله داری راباعکس های شان در موردشکنجه گران خلق وپرچم، حقوق بشروغیره به نشر سپرده اند. درکناراین مقاله ها مشاهده میکنیم که تسلیم طلبان دیگرکه آنهارامطابق مزه دهن شان یافته موردستایش وتمجید قرارداده اند." کلاغ بالهای سیاه زاغجه راتمجید میکند"! امادراین روزهانه این بازیگران"نقش انقلابیون" دربین مردم دیده میشوندونه خبری ازمداحان شان میباشد."روضه خوان"یا "آغاستبرا"ی ساماکه دیگربطورعلنی وبیشرمانه برای امپریالیست هاوطالبان جاسوسی میکندنیزساکت است وانگارکه این تسلیم طلب جاسوس مانندماکیان نازافقط باریختن پرهایش به قاق وباق می نشیند.این جاسوس میهنفروش که درگام اول جبهه نیمروزیاجبهه"کل محمدخان شهید"راباارتباطاتش با جمهوری آدمکش اسلامی به زیر ضربات گلبدین خائین انداخت، چگونه میتواندامروزبه دوست مردم افغانستان مبدل شود؟ اودیروزبرای نابودساختن جبهه کوه صافی، رزمندگان وطنپرست سامارابه زیرساطور رژیم مزدور خلق وپرچم انداخت وسپس بابیشرمی یک میهنفروش خائین عضورابط" غندسنگین"وداکتر "بها" معاون"خاد"شدوامروزهویت کمونیست های افغانستان رابه باداران متجاوزواشغالگرامپریالیستش گزارش میدهد، چطورنباید امیدواربود که اودرقبال اهانت به معتقدات مردم افغانستان ازجانب رهزنان امپریالیست مانندخواجه های حرامسرایان سلاطین بی زبان جبون باقی نماند؟ توگوئی که زبان این لات سرچار راهی سیاست فقط به فحاشی، دروغگوئی، پف وچوف، لاف وگزاف قادربه قاق وباق است. خلق افغانستان بدون شک ازکسی که آنقدراز شرف ایدئولوژی وننگ وعارسیاسی محروم باشد که برای"سپاه پاسداران"روضه خوانی کند، هیچ تقاضای غیرازاین ندارد. فردیکه آنقدردورو، محیل وبی شخصیت باشد که به آدمشکان سپاه پاسداران توضیح المسایل خمینی رادرمورد"استبرا"تفسیرکندوکسی که آنقدرخائین به خلق باشدکه رفتن بپابوسی خاقان های نوین چین را برایش عارنداند، بدون شک که ستمگری امپریالیستس واهابه معتقدات خلق افغانستان برایش هیچ مسئله ای نیست. مردم افغانستان ازخائنین خلق وپرچم واینگونه میهفروشان جاسوس تقاضای یشترازاین راندارند.

 

خلق افغانستان بکجاباید برود؟

 

خلق آزادیخواه افغانستان درطی 4 دهه ازرژیم سلطنتی آل یحیی گرفته تارژیم جمهوری آل یحیی وازآنجا تا رژیم خلق وپرچم ورژیم اسلامی مجاهدین و طالبان وسپس رژیم دست نشانده کنونی راتجربه کرده اند. آنها در تمام این رژیم هاسهمی بغیرازگرسنگی وفقر، ستمکشی واهانت، آواره گی ودربدری، تحت ستم ملی سوسیال- امپریالیستی وامپریالیستی بودن، چیزدیگرنداشته اند. ازسربازان وافسران روسی گرفته تا بابوهای پاکستانی ازشکم گنده های عرب گرفته تا ملاهای ایرانی ازقلدرهای فاشیست غرب گرفته تاپولیس سرحدی اندونیزیا، مالیزیا ویونان آنهارابه شلاق بسته ودرزندان انداخته ومورداهانت وتحقیرغیر انسانی قرارداده اند. در سال 2001 هنگامیکه متجاوزین اشغالگرمانندرهزنان واردافغانستان گردیدند، ما گفتیم که این باررهزنانی وارد کشورما شده که به هیچ کس که به آنها سودآور نباشد رحم نکرده وهیچ چیزی را که به غارت گری وچپاول شان کمک مستقیم نکند احترام نخواهندکرد. درک ما از خصلت ذاتی امپریالیزم وانحصارات مالی سرمایداری منشا میگرفت. تاریخ جهانگشائی سرمایه چه درعصراستعمارکهن وچه درعصر امپریالیزم ودرجریان جنگ سرد به این حکم شهادت میدهد. خونریزی هاوکشتارهای مستقیم وغیرمستقیم امپریالیست های امریکائی درویتنام، کمبودیا، لاوس، نیکاراگوا، شیلی، پانامه،افریقا، شرق میانه، فلیپین، کوریاوده های تای دیگرمدارک ثبوت ادعای مابود، اما باوربه آنچه ما میگفتیم برای خلق تحت ستم افغانستان به آسانی ممکن نبود زیرا این ادعا لازمه معلومات تاریخی وآگاهی سیاسی میباشد. مردم فکرمیکردندکه دیگرازعقبگرائی اعراب وطالبان رهائی یافته اند.آنها مانند سالهای 1978-79دسته جمعی برضدمتجاوزین ناتوتحت قیادت امریکا بقیام مسلحانه دست نزدند. اما دیری نگذشت که آنچه دردیگ بود درچمچه امپریالیست هابرآمد. مردم افغانستان دریافتندکه"کفن کش جدیدکفن رابا پوست ازبدن مرده می کند".

اکنون بعدازده سال خلق افغانستان بخوبی تجربه کرده اند که تجاوزامپریالیست ها نه بخاطرمبارزه با تروریزم بوده، نه برای آزادی ساختن زنان ازاسارت مردسالاری قرون اوسطائی، نه برای بازسازی افغانستان ونه ایجادصلح وامنیت وسرانجام نه برای مبارزه با تولیدمواد مخدر. زیراهرچیزی راکه آنها وعده داده بودند، دروغ محض بوده است. درمقابل آنها تمام معدنیات وذخایرزیرزمین کشوررابه حراج گذاشته اند، خلق آزادیخواه افغانستان را به خاکستر سیه نشانده وکشوررابه زباله دان مواد رادیو- اکتیف وکثافات شیمیائی تبدیل کرده اند. اکنون ما بازهم میگوئیم که آنها تمام ثروت های زیر زمینی افغانستان را غارت میکنندوآنچه برای خلق افغانستان باقی میماندافغانستان ویران،محیط زیست خراب شده، ملیونها معتاد ومیلیون های دیگرمبتلا به تکالیف روانی خواهد بود. شهرهای کشوربدون پلان وضرورت های ابتدائی شهرسازی گسترش یافته، حاشیه نشینی، فقر، بیکاری، فحشا؛ ایدزوامراض دیگربر آنها حاکم خواهندشد. روستاها بنا به تخریب محیط زیست وبی آبی ویاسیلاب به ویرانه مبدل شده وخلق ما جزترک روستا وروآوردن بسوی شهرهاویاممالک خارج هیچ راه دیگرندارند. این سرنوشتی است که مخالف بالفعل نبودن درقبال اشغال افغانستان بطورحتم درپی دارد. خلق افغانستان فقط دوانتخاب دارند. یادرقبال بازی امپریالیست هاوارتجاع طالبی وجهادی بی تفاوت باقی مانده ولعنت نسل های آینده رابرگورستان شان درپروازببینندویا دست ازآستین بالاکرده وسلطه امپریالیزم راسرنگون ولحاف گنده ارتجاع طالبی وجهادی رادرموزیم تاریخ باستان بگذارند وافغانستان نوین، آزاد، مستقل وسربلند راازکوره آتش جنگ خلق به وجود آورند. انتخاب آخری بدون تاسیس حزب کمونیست انقلابی افغانستان وهژمونی بلاسوال طبقه کارگرممکن نیست. حزب کمونیست انقلابی افغانستان ازطریق کارخستگی ناپذیروتبلیغ، ترویج وسازماندهی نیروهای جوان انقلابی به وجودمی آید نه از راه جروبحث های روشنفکرانه. مایکباردیگربرتاسیس حزب کمونیست انقلابی افغانستان ازراه تربیه نسل نوین وجوان کشوردرکوره های فوران آتش وخون وبالا کشیدن آنها تا سطح کمونیست های عیاروحرفوی تکیه کرده وخلق آزادیخواه افغانستان را به گرم نگه داشتن کوره داغ قیام کنونی دعوت میکنیم. امپریالیست ها باد کاشته اند وبدون شک طوفان دروخواهند کرد، طوفانی که کشتی آنهارانه بساحل نجات نه بلکه درگرداب هلاکت فروخواهدبرد. بگذارجنگی که چنان آغاز شده، چنین خاتمه یابد.

مائویست های افغانستان