Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
دشنام دان وفحاشی کردن زیر پرچم ماکسیزم- لیننیزم واندیشه مائوتسه دون

 

 

دشنام دادن وفحاشی کردن زیر پرچم مارکسیزم- لیننیزم واندیشه مائوتسه دون

 

 

یکی از هواداران جنبش دموکراتیک نوین افغانستان۲۲حوت ۱۳۹۰

 

ازمدتی به این سو نوشته های لمپنانه وفحش گونه ای درپاسخ باصطلاح شبنامه نویس یا (شبنامه نویسان ) در پورتال از هر چمن سمنی " افغانستال آزاد -آزادافغانستان "به نشر میرسد. دراین نوشته ها گذشته از شبنامه نویس زن ،مادر، خواهر وحتی دور دستر خوانش نیز مورد توهین ،تحقیر،فحش ودشنام قرار گرفته است . قبل از اینکه در مورد فحش نامه نویس یا فحش نامه نویسان صحبت نمایم .نخست اعمال لمپنانه شبنامه نویس ویا شبنامه نویسان را مغایراندیشه های (م .ل .ا) دانسته وآنرا محکوم مینمایم. زیرا شبنامه نویسان وفحش نامه نویسان دوروی یک سکه راتشکیل داده واز یک منبع فکری تغذیه مینمایند وجنگ زرگری آنها تفریحی بیش نیست . یکی ازاین فحش نامه نویسان آقای موسوی است که بسیاری ازنویسندگان "پورتال افغانستان آزاد - آزاد افغانستان " به آن القاب افتخاری: دانشمند، شخصیت مبارز ، استاد و...راارزانی میفرمایند ومرتبه آنرا از زمین تا آسمان بالا میکشند وآن قدر درحقش مبالغه مینمایند که شعر:" نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پا - تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان نهد" هم در پیش توصیف وتعریف آنهارنگ میبازد. بیائید از زبان این استاد معظم ؟!بشنویم که در نوشته هایش که در سایت افغانستان آزاد- آزادافغانستان "به نشر میرساند چه در فشانی مینماید وآیا لازم است که به آن استاد ومبارزخطاب نمائیم .جناب عالیقدر شان ؟! درسایت "افغانستان آزاد-آزاد افغانستان"از زبان شبنامه نویس یاشبنامه نویسان مینویسد:" لودادن ۲۶تن سامائی رشید به تنظیم های اخوانی وقتل همه آنها درکوه صافی" جناب موسوی که در بعضی جاها خودراپیرو اندیشه مائوتسه دون معرفی مینماید وشاید در روززن به دفاع ازحقوق زنان نیز پرداخته باشد،با عالمی از غرور وتکبردر پاسخ شبنامه نویس یا شبنامه نویسان مینویسد:"توکه راست میگی ،زن ،خواهر ، مادر و دور دسترخوان تهمتگر دروغگو را خلق عالم ..." ،"کوه موش زائید"خوانندگان عزیز اگر گیریم که شبنامه نویس در حق جناب موسوی تهمت هم نموده باشد .پس زن ،خواهر ، مادر ودور دسترخوان شبنامه نویس که شامل سر سفیدان ،ریش سفیدان واطفال نیز میشوند چه گناهی را مر تکب شده اند که جناب استاد دانشمند؟!وپیرواندیشه مائوتسه دون؟! خلق عالم را ... به ایشان حواله مینماید. آیا این برخورد جناب استاد ؟!یک برخورد علمی مارکسیستی- لیننستی و اندیشه مائوتسه دون است. یا یک برخورد فئودالی وبورژوازی .آیا این عمل آقای موسوی زن ستیزی وتعرض وتوهین به مادران ،خواهر ان وزنان نیست .اگراستاد؟! از ایدئولوژی مترقی آگاهی ندارد شاید این پند واندرز ،روزی به گوشش رسیده باشدکه میگوید :"چیزی را که به خود نمی پسندی به دیگران نیز نپسند" عجب زمانه ایست که اشخاصی باا ین سطح آگاهی وبا این کرکتر اخلاقی داداز مبارزه واندیشه مائوتسه دون میزنند وبا اعلامیه های ستبر پوست ومیان تهی ،سیرک وار با دف وچنگ ودُلک ودنبک چون لشکریان ابابیل شعار" داگز اودامیدان "را به صدا در می آورند.دوستان! مقاله نویسی وواژه استعمال کردن درجمله وخودنمائی ولاف وپتاق کار آسان است. ولی دفاع از حق وحقیقت وانتخاب کردن خط مشی درست واصولی ومبارزه با انواع واقسام اپورتونیزم ، اندیشه های فئودالی وبورژوازی تفکرودرایت انقلابی میخواهد.راستی باید واقعبین باشیم واز حق نگذریم که آقای موسوی در فحاشی ودشنام دادن استادی چه که حتی به مقام پروفیسوری دست یافته است وازهمین خاطر است که ماشا الله روزبه روز بازارش گرم شده میرود وبه صفوفش افزود ه میگردد. به این دشنام نامه اش نظر اندازید تا صحت گفتار مارا تأئید نموده و به عمق فهم ، دانش وکرکتر اخلاقی جناب شان خوبتر آشنائی حاصل نمائید.:"یاد داشت : بعدازاین درختم هر بخشی چند دشنام آبدارزن،خواهر ومادر نثار شبنامه نویس ویارانش می نمایم تا اگر بادامن بالامورچه جنگی نکرده اند، ازخود عکس العمل نشان دهند..."به به ؟!این رامیگویند دانش انقلابی؟! بویژه این جمله زیبا وپر مفهوم "با دامن بالا مورچه جنگی ؟!" که از طرف جناب شان کشف گردیده و گنجینه های اندیشه های مارکسیستی - لیننستی واندیشه مائوتسه دون را غنی ساخته وآنرا تکامل داده است.خوانندگا ن عزیز! شما خود قضاوت نمائید که با این سطح دانش وکرکتر اخلاقی میشود به جناب شان استاد خطاب نمودوبالاتر ازآن میتوان وی را یک مبارزومائوتسه دون اندیشه خطاب نمود.دوستان !در اول ما فکر میکردیم که جناب استاد!؟ تنها با مائوئیست ها کینه ودشمنی دارد وبه آنها فحش ودشنام میدهد وهزار بهتان وتهمت در حق آنها روامیدارد ولی از نوشته های آن معلوم میشود ، هرکس که جرآت کند وآن رامورد انتقاد قرار داده وبگوید که بالای چشمت ابروست ،مورد غضب آن قرارمیگیرد ودیوانه وار یا هویت آنرا به بهانه جاسوس ،خائن و...زیرنام مستعار"احمدبرومند"افشأ میکند و به امپریالیزم مدد میرساند ویا هزارردوودشنام به زن ،مادر ،خواهر ودوردسترخوانش حواله میکندوبدینوسیله میخواهد به دهانش مهر سکوت حک نماید .به هرصورت ظلم وستم امپریالیزم وارتجاع طالبی وجهادی بالای مردم کم بود که حال جناب استاد ؟! خلق عالم را به زن ،خواهر ومادرمردم حواله مینماید. نقد بیشترنظریات جناب عالی ؟!را میگذاریم به فرصت دیگر.گرچه در سراسر نوشته مذکور جزءچرندیات ،فحش ودشنام چیز دیگری به نظر نمیرسدکه قابل نقد باشد.در اخیر جادارد برای شان به عرض برسانم که آنها با این نوع شبنامه نویسی وفحش نامه نویسی به خود لطمه میزنند.شاید قصد ایشان این باشدکه با این نوشته ها میخواهند مخالفین ومنتقدین خویش را بتر سانند تادر مقابل نوشته های شان سکوت نمایند .اماجانب دیگر آن را نباید فراموش نمایند که آنها با این نوع شبنامه نویسی وفحش نامه نویسی بحیث یک لمپن وفحاش عرض وجود مینمایندوشاخ را از زیر پای شان بدست خودشان قطع مینمایند.این اعمال آنها آدم را به یاد این شعرفردوسی میاندازد.

 

یکی بر سر شاخ وبن می برید خداوند بســـــتان نگاه کردودید

بگفتـــا که این مرد بد میـکنــد نه باکس که با جان خود میکند