Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
ازسوزاندن قرآن دربگرام تا جنایت درقندهار،

 

 

ازسوزاندن قرآن دربگرام تاجنایت درقندهار،

بازی با نظرات مردم برای کنترول اوضاع

 

نوشته : الینگار

 

 

بعدازقرآن سوزی درپایگاه هوائی بگرام احساسات مردم افغانستان وسایرمسلمانان دنیابه جوش آمده ودرشهرهای مختلف افغانستان وممالک دیگرازجمله مصر،پاکستان،ایران، مالیزیا،اندونیزیاو...غیره تظاهرات اعتراضی صورت گرفتند. درافغانستان دامنه تظاهرات گسترش یافته وبه شهرهای مختلف سرکشید. پولیس ونیروهای ضدشورش تربیه یافته نیروهای غربی باخشونت سبعانه تلاش کردندکه این تظاهرات راخاموش سازند. درجریان تظاهرات در شهرهای مختلف افغانستان ده هاتن کشته وصدهاتن دیگرزخمی گردیدند،اماعلیرغم نمایش وحشت وسبعییت نیروهای ضدشورش وپولیس سرکوبگردولت دست نشانده، مردم کمافی السابق به تظاهرات ادامه دادند. تداوم این اوضاع درافغانستان احساسات مردم ممالک دیگردینارانیزبتحریک درآورده وجوضدامریکائی رابیشترازپیش انکشاف داد. تداوم تظاهرات درافغانستان وممالک دیگراسلامی میتوانست مخالفت ایدئولوژیک وباالقوه ضدامریکائی مسلمانان رابه مخالفت های باالفعل یعنی مبارزه سیاسی فعال ارتقادهد.

 

برای کنترول اوضاع وجلوگیری ازگسترش احساسات ضدامریکائی دربین مردم افغانستان وسایرمسلمانان یک ضد حمله ضروربود. یک ضدحمله که نظرات مردم راجابه جاکند یعنی یک"shifting focal point". این یعنی این که سوختاندن قرآن(یک حرکت ستمگرانه ایدئولوژیک)رامی بایست بایک حرکت تکان دهنده ولی قابل کنترول عوض کند. زیراقرآن سوزی میتوانست احساس مبارزه رادرقلب هزاران تن ازصدهامیلیون مسلمان(ازمراکش تابنگلدیش و ازقزاقستان تااندونیزیا)دامن بزند.باshifting focal point بایدتوجه مردم ازسوختاندن قرآن واهانت به مقدسات مذهبی مردم برگرفته وبه جای دیگرمعطوف میشد، برای خبرنگاران سوژه جدیدتبلیغات به وجودمی آمد و توجه رسانه ها ووسایط ارتباط جمعی بریک نقطه دیگرمتمرکزمیگشت .

درمسئله قرآن سوزی فقط یک امکان مانوروجودداشت که آنهم مفیدواقع نشدکه عبارت بودازپوزش طلبی فرمانده نیروهای امریکائی درافغانستان وهمزمان باآن رئیس جمهورووزیرخارجه امریکا. زیرابنابه اعتقادات مسلمانان که اکثرآنان مسلمانان سنتی اند،تحت هیچ شرایطی نبایدبه قرآن بی احترامی صورت بگیردچه رسدبه اینکه آنرادرزباله دانی بیاندازندوبدترازآن،بسوزانند.این اهانت چندلایه ای به قرآن باعث گسترش تظاهرات میشدودرصورتی که تظاهرات ادامه وگسترش می یافت همانطوریکه صدای"جهادعمومی"به میدان آمده بود،ناچارمسایل انکشاف می یافت وکنترول اوضاع برای امریکائی هاوگماشتگان آنهاکه برممالک اسلامی حکومت میکنند، خیلی مشکل میشد.

 

دراینجاست که میتوان حدس زدآنهابه متخصصین جامعه شناسی،روان شناسی وخصلت شناسی ایکه دردستگاه اطلاعات امریکاواروپااستخدام شده وهرکدام وظیفه مشاورفلان وبهمان رئیس ومدیررابرعهده دارنددستورداده میشودتانقشه مهارصدمه یا"damage control"راتهیه کنند. به این صورت نقشه قتلعام 17 تن ازهموطنان شهید ما درولسوالی پنجوائی برروی میزقراارمیگیرد.

 

اگرقتلعام کندهاررامطالعه کنیم وفاکتورهاوصریب های سوبژکتیف رادرآن دخل ندهیم،می بینیم که خردضابط Bale قصاب 17 تن ازمردم بیگناه پنجوائی فقط دستوررااجراکرده است. اونه مریض است ونه مشکل روانی داردونه عضو "فاشیست های کوکوس کلان"،"سازمان قدرت سفیدها"ویا"ریدنیک ها"میباشد. اویک آدم سالم العقل، یک سربازدستورپذیرواحتمالایک عنصرضدحضورسربازان امریکائی درافغانستان میباشد. این آخری احتمال خیلی زیاد داردوهمین موضوع ممکنست دلیل انتخاب اوبرای این وظیفه بوده است تاشرش رارفع کنند.

 

اکنون رسانه های جمعی گزارش میدهندکه اوتنهانبوده وشاهدان عینی افغانستانی نیزاین حقیقت راتائیدمیکنند. طوری که آهسته آهسته حقیقت کشتارکندهارروشن میشود،رسانه هاگزارش میدهندکه خردضابط بیل بعدازاولین دور قتلعام برمیگرددوبه اطاقش درپایگاه نظامی می آیدوباردیگردرهمان قریه میرودویک عده دیگرراازتیغ میگذراند. چرا؟ چرا دراول همه رانکشت؟آدم میتواندحدس بزندکه اوبعدازدوراول قتلعام برمیگرددوگزارش قتلعام رابه مقامات بالامیدهدواحتمالامیگویدکه"فقط اطفال وزنان ومردان موسفیدرانکشته است".امااین درست همان چیزی است که اوبایدانجام میداد. به ایندلیل اوازمقام بالاترمیشنودکه میگوید"ماموریتت راتکمیل نکرده ای"وباردوم به قتلگاه برمی گردد واینبارهرکسی را که پیدا میکند به قتل می رساند.

 

روشن است که هرقدراطفال وزنان ومردان سالخورده کشته شوند،به همان اندازه احساس رقت ودلسوزی افغانستانی هاومردم روف وباشهامت جهان برانگیخته میشود، ولی این احساسات احساسات بشردوستانه وهمنوع پرستانه است وتعدادافرادی که به آن ازدیدگاه ایدئولوژیک- سیاسی می بینندخیلی کم بوده وتفسیرآن به یک مسئله عملی یعنی یک سیاست مقاومت جویانه ورزمخواهانه سطح اتکا خیلی کم دارد.احساس دلسوزی بامقتولین را میتوان درداخل سه دایره گنجانید. دردایره اول وکوچک افرادی قراردارندکه بامقتولین خویشی وقومی داشته وازجمله اقارب آنها بشمارمیروند. دردایره دوم قبیله وعشیره آنها می باشند ودردایره سوم انسان های نوع دوست وضدجنایت واشغال قراردارند. به اینصورت می بینیم که نیروی انسانی( سطح اتکا بالفعل)قابل استفاده مقاومت فقط دردایره اول ودوم قرارداردکه دربهترین صورت ازچندهزارنفرفراترنمیرود. درحالیکه سوختاندن قرآن تمام مسلمانان رادریک دایره قرارمیدهدکه هیچ امپریالیستی ازعهده مقابله با آنها بر نمی آید.

 

امریکائی هاازقتلعامMy Lai درویتنام وقتلعام Haditha درعراق وده هاتای دیگرآموخته اندکه چگونه باهریک از دایره های نامبرده بالاکاروآنهاراکنترول وسمت دهی کنند؛ درحالیکه احساسات سوختاندن قرآن به این آسانی قابل کنترول نبود.اکنون به وضاحت دیده میشودکه امپریالیست هاچگونه ازطریق جامعه مدنی، موسسات حقوق بشر، دموکراسی وانتخابات، دامن زدن به افتراق قومی وملیتی وسرانجام باصحنه آفرینی وجوسازی مانندقتلعام هموطنان ما، محراق توجه مارا جابجا میکنند. ماتازمانی اسیراین گونه جوسازی ها و صحنه آفرینی هاباقی خواهیم ماندکه اجازه بدهیم آنهابانظرات مااینطوربازی کنندوگاهی توجه مارابه یک نقطه وگاهی به نقطه دیگرمعطوف سازند.تا زمانیکه مانفهمیم این همه مانورهابرای آنست که خلق به ماهیئت اصلی آنهاپی نبرندوآنهارافقط جنایتکار،اشغالگر، زورگووستمگاروعیره بخوانندولی پی نبرندکه آنهارامیتوان سرنگون کردومیتوان درقفس انداخت وجهان بدون آنهارابه وجودآورد و نفهمند که جهان بدون آنها جهان زیبا ودنیای رنگین بیرنگی هاست.