Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
درباره مخالفت "کمیته حقوق بشرفارو"با شعار فیدرالیزم

 

 

"فدرالیزم" و اعلام جهاد

"کمیته حقوق بشرفارو" علیه آن

 

نوشته : فولادگر

 

بجای مقدمه

 

این سری نوشته درماه فیبروری ازطریق مرکزانتشارات مائویست های افغانستان یکباربصورت غیرالکترونیکی نشر شده است. امابنابه اهمیئت افشاگرانه ودرپاسخ به سفسطه گوئی"فارو"ازیکطرف واهمیئت تئوریک آن ازطرف دیگر مجددامنتشرمیگردد.دراین نوشته نشان داده میشودکه "فارو"چگونه ازیکطرف باحیله گری ونیرنگ خودرایک تشکل غیرسیاسی میخواندوازجانب دیگرباروح وروان سیاست میکندوازشوئینیزم ملی فئودال-کمپرادورهای ملیئت پشتون دفاع بعمل می آرد. این دفاع باتحریف تاریخ ونفی وجودخلق های ملیئت های دیگرافغانستان ازاساس وانکارنقش عظیم آنهادرفراز وفرود تاریخ خونین این سرزمین صورت میگرد.

نوشته به مسایلی ازقبیل ملت،تاریخ نام افغانستان واینکه این نامن چگونه به وجودآمدوشعارفیدرالیزم بورژوا- فئودالهای ملیت های تحت ستم کشورمیپردازد.همین اهمیت است که ماباردیگرآنرا به نشر می سپاریم.

 

انتخابات درامریکا ومانوردرافغانستان

 

اکنون که انتخابات درامریکانزدیک میشود، احزاب سیاسی امریکا هرکدام به نوبه خودمیکوشند ازاشغال افغانستان در انتخابات سود ببرند. حزب دموکرات که همین حالاکارگردانی نمایش اوبامارابرعهده دارد، خروج ازافغانستان رادرسال 2014 تبلیغ میکندتاازاینطریق آرای ملیونهاافرادراکه با توده های مردم وبه ویژه سربازان وخانواده هایشان به شکلی ازاشکال ارتباط میگیرند گروگان بگیرد.این مانورفریب دهی دربطن یک بحران عمیق مالی اقتصادی که سراسرجهان غرب وبه خصوص امریکارافراگرفته،انجام می یابد. این بحران ادامه اشغال نظامی افغانستان رابشکل کنونی غیرقابل تحمل ساخته است.ازطرف دیگرانتخابات دوما درروسیه فضای دلخواه امپریالیستهای غربی رابه وجودنیاورد و امپریالیزم امریکا مجبور شدباردیگربیشتراز2ملیارددالربه پاکستان بپردازدتاراه اکمالات قوای اشغالگرراازطریق بندر کراچی بازبگذارد. احتمال داردکه انتخابات ریاست جمهوری درروسیه نیزنتیجه مطلوب غرب رادربرنداشته باشد که در آنصورت تغییرات غیرمطلوب برای امپریالیست های امریکا دررابطه با قرغیزستان واحتمالا گرجستان به وجود خواهد آمد.

موازی به اینها،"بهارعربی"درشمال افریقاوشرق میانه یک سری سوالات جدی رامطرح ساخته که درصدرآنها ادامه سیطره بلامنازع امپریالیست هابرکانال سوئیز،هژمونی اسرائیل درمنطقه وبرسرقدرت نگه داشتن سران ارتجاع عرب قراردارند. برای تمام این سوالات امپریالیست هاومزدوران شان فقط یک پاسخ راآماده وتیاردارندکه عبارت ازآتش وخون است. اماده سال گذشته درافغانستان نشان داده که این"پاسخ"درمقابل اراده خلقها"پاسخ"درست نیست، زیرا ده سال اشغال نظامی افغانستان به اثبات رسانیده که این تسلیحات پیشرفته وسناچهای پول امپریالیست هانیست که مسایل راتعین میکنند. تمام کوشش های مالی وصنعتی، نظامی وتسلیحاتی بکه درافغانستان کاررفته به اضافه قوای نظامی نیرومندترین کشورهای جهان با یساول چی جهادیان وقمری خوانی تسلیم طلبان اثرات مطلوب امپریالیست هارا ببارنیاورده اند. باگذشت هرروزپای خرآنهابازهم عمیقتردرگل فرومیرود. شکست آنهادیگریک"مسئله مربوط به زمان "شده است.آن هیبت وصلابتی راکه ناتوازطریق تبلیغات وبه نمایش گذاشتن تسلیحات ویرانگرانه اش دردل مردم دنیا ایجاد کرده بودپایان یافته وبه افسانه میتولوژیک یونان باستان واژدهای چندسرتبدیل شده است.عربده کشی هاوتهدید های سران ناتووامپریالیستهای امریکایی بعدازدرب وداغان ساختن عراق ویوگوسلاویافرونشسته وهیولای متجاوزبه فکرآنست که باحیله ونیرنگ به مقاصدش دست یافته ونیروهایش راازافغانستان خارج کند.

حزب جمهوریخواهان که میکوشددربطن این اوضاع پاسخ خودرابه رای دهندگان امریکائی برساند،برخی از سناتور های خودرادرمعیئت عده ای ازسران نیو-کان ها(فاشیست های مسیحی) به ملاقات چمچه کش های جنایتکارجهادی مانندمحمدمحقق،عبدالرشیددوستم،احمدضیامسعود،عبدالله عبدالله،فیض الله ذکی وچندتای دیگرفرستادند. آنهادرهفته سوم ماه جنوری دربرلین باهمدیگرملاقات نموده ودیری نگذشت که دوشعاررا بالا کردند.

1-      حذف مقام رئیس جمهورازسیستم اداری وتعویض آن باصدراعظم.

2-      تبدیل نظام اداری متمرکزبه سیستم فدرالی وتقسیم افغانستان به واحد های فدراتیف.

اما هنوزهلهله وهیاهوی محقق ودوستم درهوابودکه عربده حامدکرزی درفضابلندشد، آقای کرزی به خشم آمده وگفت "میخواهم تأکیدکنم که افغانستان آزمایشگاه سیاسی بیگانگان نیست. در۴۰سال گذشته کشورماچندین نوع نظام سیاسی راتجربه کرد. مااجازه نمی دهیم که درکشورما یک تجربه جدیدسیاسی دیگرآزمایش شود."(ازسخنان کرزی- بی بی سی 22 ژانويه 2012 - 02 بهمن 1390).

عربده آقای کرزی محمدمحقق رابیشترازدیگران ترساند.اوفی الفورگفت که"آقای کرزی آزادی بیان رانقض میکند(بی بی سی)"یعنی اینکه ما"فیدرال میدرال نمیخواهیم، این ها را باداران بزرگ به دهن ما انداخته بودند".موازی به عربده آقای کرزی"فارو"نیززیرنام"کمیته حقوق بشرفارو"علیه فیدرالیزم محقق ودوستم واصحاب شان به پشتیبای از آقای کرزی جهاد اعلام کرد.

اینکه نبایدچماقی راکه امپریالیست هابدست آدم میدهدگرفت وباآن مردم خودرامانندجهادی هاوروشنفکران تسلیم طلب کوبید یک مسئله است ومخالفت بافیدرالیزم یک مسئله دیگر. مادرهمان سالهای 2001 نیزبه همین دوستان ماکه امروزتحت نام کمیته حقوق بشرفارومی نویسندوجلسه امپریالیست هاوچمچه کش های جهادی شان را"توطئه برلین" میخوانند وآنراببادلعن ونفرین گرفته اند،میگفتیم که اگرآدم نتواندانقلابی باشد،میتواندحداقل میهنپرست باشد، اگرمیهن پرست هم نمیتواندباشد،میتواندبرطبق مزه دهن روشنفکراروپائی هومانیست وبشردوست وضدخشونت وازاین قبیل چیز ها باشد وباقتلعام اطفال ومردم ملکی افغانستان ازاین مواضع مخالفت کند. اگراین هم"نفعی"نداردکم ازکم به پیروی از مردم کشورشهیم وبا"غیرت"باشدوباحملات شبانه سربازان ناتوبرخانه های افغانستانی هاوبی حرمتی به زنان ودختران هموطن شان مخالفت کند، واگراین"خطرناک"است،میتواندمانندهزاران خلقی وپرچمی دراروپا وامریکا سکوت کندووقتی که می بیندسربازان اشغالگرحتی برجنازه مرده شان می شاشند،"مردانه"بی تفاوت باقی بماند واگراین هم"سودی"نداردآن وقت نبایدآنقدر"فاحشه سیاسی"،"بی وفا"و"مطلب آشنا"شودکه یک سیاست بادار مپریالیستش راتائیدوسیاست دیگرآنرابه بادلعن ونفرین بگیرد.

اماآنروزهانیزاین دوستان طفل نبودندکه نفهمندامپریالیست ها در هرکارمنافع خودراجستجومیکنندنه منافع"اهل خرد" و"اهل انتلیجنسیا"وانتیلیکتول"هارا(این هاواژه هائی اندکه خوداین افرادبکارمیبرند). درطی این ده سال این افراد از صمیم قلب درراه استحکام دولت دست نشانده کابل فعالیت کرده وازسیاست های غارتگرانه امپریالیست ها وجهادیان پشتیبانی کرده اند.آنهابارهاکنفرانس های مطبوعاتی تشکیل وبه امپریالیست هاطروق مختلف سرکوب مردم افغانستان رامشوره داده اند. تجزیه افغانستان براساس خواست های امپریالیست هاویاممالک همسایه خواست هیچ افغانستانی وطن دوست نیست؛امامخالفت بافیدرالیزم- آن طورکه نویسنده فارومطرح میسازد- بکمک کرزی شتافتن وازشوئنیزم خوانین و فئودالهای پشتون دفاع کردن است. این ماجرا جوئی شوئنیستی درحالی مطرح میشودکه هیچ مدرکی دردست نیست که ارتجاع هزاره،ازبک، تاجک ودیگران حتی تمایل به پیگیری مسئله راازخودنشان داده باشدچه رسدبه گام های عملی. واردمیدان دفاع ازشوئینزم فئودال هاوکمپرادورهای ملیت پشتون یعنی به دفاع از ستمگری ملی ملیت پشتون برآمدن بدون شک دفاع ازامپریالیزم وارتجاع بی شباهت به جتجال ونق نق مزدور علیه ارباب نیست.

 

"فارو" چیست؟

 

"فارو"اسمی هست که چندعنصرتسلیم طلب ازبقیه السیف ساماوسازمان رهائی بکمک دوتن ازاعضای"افغان ملت" درهالندوآلمان،برای معامله بادونرهای دولتی وغیردولتی مورداستفاده قرارمیدهند. رهبراصلی فارویعنی کسی که در حقیقت یکی ازرهبران سازمان رهائی افغانستان است، درشبی که امپریالیست هاموشک های تاماهاک شان رابسوی افغانستان پرتاب کردند دریک مصاحبه تلویزیونی این حمله را تائید کرده واز تجاوزواشغال افغانستان دفاع کرد. او پیوسته ازاین تجاوز دفاع کرده و بطور مداوم تسلیم طلبان وخائنین ملی را به اروپا دعوت میکند. به همین دلیل یکی از رهبران"هجاما"یا"ساما"دراروپا،درجلسه موسس"جبهه متحدضدامپریالیزم وضدارتجاع(افغانستان)"ادعاکرد که فارو"فدراسیون بیشتراز70سازمان اروپائی میباشد"،اماحقیقت اینست که تمام اعضای فاروبه 70 تن وحتی به 10 تن نمیرسدچه رسدبه 70 سازمان یااتحادیه. سامائی ها فارورادرداخل کشوربخشی ازسازمان خودتبالیغ میکنند و می گویند که "رفقا" زیراین نام با "اتحادیه اروپا گفتگو" میکنند.

این"رفقا" وقتی میخواهنددرسطح یک شهرپول بیگیرند، نام اتحادیه ایراکه بنام همان شهرساخته اندمورداستفاده قرارمیدهندمثلا:نام اتحادیه کلتوری فلان شهر". آنهابنام فعالیت کلتوری ازشهرداری همان شهرپول میگیرندکه فلان فعالیت کلتوری راانجام میدهند. اماوقتی میخواهنددرسطح کل هالندازدولت یایک دونرپول بگیرند"رفقا" نام"فافون" رامورداستفاده قرارمیدهند(مخفف "فیدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان درهالندمیباشد).ووقتی مسائل کلانی درسطح اروپامطرح است "رفق"زیرنام"فارو"بمیدان می آیند.مثلا؛ درکنفرانس بن دوم "رفقا"ازیرنام"فارو"به کمک دولت دست نشانده کابل شتافته بودند.این افرادیک زن بیطرف وازلحاظ سیاسی بیسوادرابه حیث رئیس "فارو"مقرر کرده اند.این خانم اگرچندیک مقام سمبولیک دارداماوقتی باآنهاازاین زن صحبت میشودآنهابانیشخندتمسخرآمیزی اورابباداستهزا گرفته ومیگویند "...جان رئیس ماست".

این افرادزیرهمین نام ها کارهای بسیارتکان دهنده راانجام میدهند. مثلاآنها درسال 2001به نمایندگی از"افغان های مقیم هالندوآلمان و72 سازمان افغانی دراروپایک زن ویکی ازرهبران سامارابه پابوسی ظاهرشاه درروم فرستادند. یامثلاآنها خودرانماینده افغان های مقیم هالند وآلمان خوانده با مقامات دولتی افغانستان وکمیته های حقوق بشرو عفوبین المللی وغیره رفته صحبت میکنند. میانه آنها بنا به همین دلایل بامقامات دولتی وسازمانهای انجوئی خیلی "خودمانی"است. آنها دررزوهای تظاهرات دعوت میشوندکه بروندومیزاوراق یکی ازاحزاب پارلمانی هالندراپاسبانی کنند. پروژه هائی راکه آنهاطرح میکنندبنابه ارتباطاتی که بامقامات دولتی دارند"سخاوتمندانه"تمویل میشوند. مثلا: آنها درسال 2011 طوریکه یکی ازاعضای شان در"گفتمان"گزارش میدهد،ده هاتن شاعرراازممالک مختلف بشمول افغانستان دعوت ودرهالندیک جلسه شعرخوانی راتشکیل دادند.آنهاهرگاهی یکبارجلسه دایرمیکنندویک هوتل حداقل 3ستاره رابایک سالون بزرگ کنفرانس ووسایط مدرن برای مدعوین به کرایه میگیرند. سامائی هاهمیشه بااطفال زیرسن وزن وبچه شان می آیند،زیراغذای مفصل شب وموسیقی زنده رایگان دردسترس شان میباشد.آنها چند ساعت ازروزرا تحت رهنمودوهدایت یک متخصص هالندی یاآلمانی بگفتگومیگذرانندوشب رادراطاقهای لوکس استراحت میکنندوفردایش بعدازصرف صبحانه مفصل عازم خانه های شان میشوند.دراینگونه مجالس همه بخاطر غذای مفصل،هوتل لوکس موسیقی زنده وشراب مفت شرکت میکنند.آنهاازتمام مدعوین که تقریباًهمه بخاطرمقصد وهدف خاص خوددرآنجامی آیندعکس میگیرندوسپس آنرامانندعکس هائیکه دروب سایت گفتمان ازبن به نشر سپرده شده بود،به نشرمیسپارند. درکنفرانس لاهه،آنهاسالونی رادرهوتلی که سپنتاوکرزی ودیگران میخوابیدندبرای3ساعت به مبلغ 85000افغانی بکرایه گرفته بودند(بقول کسی که آنراکرایه کرده بود).دراین سالون بیشتراز50 نفرآمده بودند. آنهائیکه آدم رانمی شناختندبامهربانی دست میدادندوبدون ضیاع وقت میگفتند:

-    فلانی هستم،زبان انگلیسی رابلدم، کورس های مدیریت رادراینجابپایان رسانیده ام، آدم سخت کوش هستم.

وقتی آدم به اومیگفت"فلانی هستم وپناهنده میباشم ودریک شرکت خواربارفروشی کارگرم"بدون خداحافظی راه شان راگرفته ومیرفتند. بسیاری ازاین افرادبخاطرآنکه سپنتایایک کسی دیگرراملاقات کند، تاشام دیردرسالون همان هوتل پرسه میزدند.

درروزهای قبل ازکنفرانس لاهه بافردی که یکی ازرهبران سازمان رهائی مبباشدودرحقیقت مغزمتفکراین تسلیم طلب هانیزاواست،پیشنهادشدکه آنهاحداقل درتظاهرات شرکت کنند،اودرپاسخ گفت که"قانون هالندخیلی سخت گیر است"ورفیق سامائی اش گفت"ما میترسیم مانندسیسیون درزندان برویم".درکنفرانس لاهه به فردسازمان رهائی گفته شدکه حداقل اشغال افغانستان رامحکوم کنید.اودرپاسخ گفت"ماحزب سیاسی نیستیم که سیاست کنیم".درهمان کنفرانس ازیکی ازسامائی هاکه یکی ازدونفرگردانندگان کنفرانس بودپرسیده شدکه"آیاافغانستان آزاداست یاتحت اشغال؟" اوبرگشت وپاسخ داد"این سوال راازمانکنید".یکی ازمحصلین افغانستانی درهالنددرهمان کنفرانس لاهه از فرد مربوط به سازمان رهائی که سمت سخنگوئی فارورابرعهده داشت دربیانیه تسلیم طلبانه اش ازاشغالگران میخواست که"نهربکشندوبندبسازندوزراعت وآبیاری راانکشاف بدهندو..."پرسید:"شمامیگوئیدکه سیاست نمیکنید وحزب سیاسی نیستید،آیااین چیزهائی راکه میگوئیدسیاست نیست؟". بد بختانه که "دهن ماهی همیشه پرازآب است" وهیچ اپورتونیستی برای سوالات درست پاسخ ندارد، اونیزمانندهمیشه بی جواب بود.اکنون نیزاین سوال مطرح میشودکه "فارو"یک سازمان سیاسی است یانه؟ اگرسازمان سیاسی نیست چرادرموردفدرالیزم که یک مسئله سیاسی است به کمک آقای کرزی می شتابد؟اگرسازمان سیاسی است چرازیرنام حقوق بشربه بحث درباره یک مسئله سیاسی میپردازد؟ بطورخلص این فارو"مرغ است یا شتر؟"

 

فدرالیزم:

 

فدرالیزم نوعی ازاداره بورژوازی است. دراین سیستم اداری بورژوازی بیروکرات ودرممالک عقب مانده خوانین، رحانیون، سران طایفه هاوکمپرادورهاقدرت رابراساس ملیت،زبان منطقه زیست وغیره بین خودتقسیم میکنند. درممالک عقب مانده طبقات حاکمه برای حفظ نظام اقتصادی- سیاسی حاکم وفرونشاندن عطش آزادی طلبی ملیت های تحت ستم به خدعه ونیرنگ فدرالیزم توسل میجویند. ازجائیکه دررهبری جنبش های ملیت گرائی ممالک عقب مانده همیشه بورژوازی قراردارد، بورژواهاسران قبایل وروسای عشایردرمعیئت خوانین وفئودال کمپرادورها(درکل تحت حمایه امپریالیزم)برواحدهای فدرال یک کشورحکومت میکنند. دریک کلام؛ سیستم اداری فدرالی به معنی آزادی ملیت هاواقلیت های ملی یک کشورنیست.

ازطرف دیگر،شعارجمهوری فدرال درمحدوده یک کشوربی دلیل وپادرهوا هم به وجودنمی آید. درممالک عقب مانده وبه ویژه کشورهای که ازنظرزیرساخت مستعمره- نیمه فئودالی یانیمه مستعمره- نیمه فئودالی اند بلااستثنا یک ملیت درترکیب آنهاملیت ممتازیاملیت ستمگرمیباشد.ستمگری ملی ملیت ممتاز یابالادست عبارت است از:

1- دادن امتیازبه زبان خوددرآموزش وپرورش، رسانه ها، تحصیلات عالی، مجلس مؤسسان وسرانجام تولیدو مبادله

2- دادن امتیازبه منطقه زیست خوددرامرعمرانی وانکشافات صنعتی وکشاورزی،تعلیم وتربیه وتسهیلات ترانسپورتی

3- دادن امتیاز به خوی وخاصیتتاریخی- روانی ملیت خودکه درجریان فرازوفرود حوادث انکشاف یافته است.

4 - دادن امتیازبه ملیت خوددربازارتولیدومبادله، زمین، چراگاه،عبورگاه ها،بنادرومنابع آب وغیره.

ستمگری ملی یاشوینیزم ملی معنی دیگرغیرازدادن این امتیازات به ملیت خودچیزدیگری نیست. بطورمثال افغانستان رادرنظربگیریم : دراین کشوردوزبان(پشتووفارسی)زبان های رسمی اند. تاچنددهه قبل آموزش زبان پشتو برتمام مامورین غیرپشتو زبان اجباری بود. ماموریامعلم غیرپشتوزبان اگردرکورس زبان پشتوشرکت نمیکردیک فیصدی ازحقوق ماهانه اش راجریمه میپرداخت. تمام اوامروفرمان ها، رتبه ها ومناصب نظامی ارتش وپولیس بشمول نام مکتب نظامی ودانشگاه نظامی به زبان پشتواست و...غیره.زبان هائیکه ریشه آلتائی دارند(ازبکی وترکمنی) بشمول بلوچی، پشه ای ونورستانی نه دردانشگاه سهیم اند،نه درآموزش وپرورش ونه هم درتولید و مبادله. ملیتهای مختلف افغانستان دارای خوی وخواص تاریخی مختص بخودمیباشندکه به تنهائی بایکدیگرنه آنقدر زیاد خوانائی دارندونه ازهمدیگرچندان دوراند ،زیراآنهابنابه موجودیت موانع طبیعی ازیکطرف وعقب ماندگی جامعه ازطرف دیگرهرکدام فرهنگ ملی خودراحفظ کرده اند. امامنطقه زیست پشتون هانظربه منطقه زیست ملیت های دیگر بیشتر انکشاف یافته است.سدهای هایدروالکتریک مانند: بغرا،کجکی، دهله، نغلو،سرده، چک وردک وغیره که هرکدام پروژه های بزرگ پلانهای پنجساله دولت بوده همه وهمه درمناطق پشتون هاآبادگردیده اند. پروژه های عظیم زراعتی مانندفارم های هده،غازی آبادونهرهاوکانالهای آبیاری وزمینهای زراعتی درجه اول وجلگه های سرسبز افغانستان نیزبه ملیت پشتون تعلق دارند. دولت های خوانین وفئودال های پشتون، زمین های ازبک،تاجک وترکمن رادرشمال کشوربه اهالی ملیت خودتقسیم کرده وبه کوچی های ملیت خوددرامرتاخت وتازبه چراگاه های هزاره ها دست بازداده اند. 7شرکت از10شرکت بزرگ تولیدی،ترانسپورت وتجارتی به کمپرادورهای ملیت پشتون تعلق دارند. بنابه این دلایل؛ درحال حاضرملیت پشتون درافغانستان ملیت ستمگراست. امروزگازشبرغان وذغال سنگ وسمنت بغلان بجای آنکه درانکشاف منطقه زیست ازبک هاوترکمن ها مورداستفاده قراربگیرند، از طریق دولت مرکزی بفروش رسیده وحتی نصف عایدازفروش آنهاهم برای بهبودزندگی وانکشاف منطقه زیست ازبک، تاجک وترکمن ها مصرف نمیشود. بدون شک که مس عینک سرنوشت بهترازاین راندارد.همین سرنوشت سردچارآهن حاجی گگ نیز خواهدشد.تازمانیکه یک دموکراسی واقعی (دموکراسی نوین)درافغانستان به وجودنیاید،زبان،فرهنگ وخوی وخواص این ملیت هاراخطرنابودی تهدید میکند، زیراستمگری ملی پشتون هاآنهارافرصت انکشاف وتکامل نمیدهد. ثروت های طبیعی ایکه درمناطق زیست این ملیت ها وجود دارند از طرف امپریالیست ها به حراج گذاشته شده وآنهاازاین ثروت ها فقط محیط زیست ویران شده، کوهسارخشک وجلگه های لم یزرع وبی آب رامیراث خواهند برد.آنچه آقایان سامائی وسازمان رهائی ماازآن دفاع میکنندنیزهمین سیاست است.

ما دراساس برضد همه چیزهائیکه بورژوائی ونادرست وبااغراض ارتجاعی به وجودآمده اندمیباشیم،اما به هرپدیده به مثابه یک عامل مادی می بینیم که آن پدیده چه تاثیراتی برجامعه داردوچه چیزراتقویه یا نابود میکند. به فیدرالیزم نیزازهمین زاویه می بینیم.مابمثابه انقلابیون راستین افغانستان هیچزمانی شعارفدرالیزم رابلند نمیکنیم زیرا باداشتن سلاحی"حق تعین سرنوشت ملل بدست خویش"به فدرالیزم نیازی نیست.برای انقلابیون فدرالیزم بیشترازاهانت به دموکراسی توده ای وخیانت به استراتیژی مبارزه درراه سوسیالیزم چیزدیگری نمیباشد. وبه هموطنان سامائی وسازمان رهائی وافغان ملتی مانیزاطمینان میدهیم که وارخطانشوید"هیاهوی جهادی هاشوینیزم ملیت پشتون راخدشه دارنمیسازد. محقق،دوستم،احمدضیامسعود ودیگران دربلندکردن این شعارپیگیرنیستند" .آنها همانگونه که درهیچ موردجزبه معاملات شان بایکدیگربرسرسرنوشت خلق،صادق نیستند،درموردفدرالیزم نیزصادق نمیباشند. زیراستمگری ملی پشتون هابرای آنها مخفی گاه خیلی عالی ومطمئن بحساب میرود. اگرخوب توجه کنیم می بینیم که درحال حاضرنفرت خلقهای ازبک،ترکمن،هزاره وتاجک ازاین مرتجعین بمراتب کمترازسیاف، گلبدین وملاعمراست. این هانزدقبیله های شان خائینن جنایتکاردرجه اول حساب نمیشوندزیراخیانت وجنایت گلبدین،ملاعمر وسیاف خیانت وجنایت آنهارازیرمیگیرد. آنهازمانی به جنایت کاران وخائنین عمده مبدل میشوندکه خوداموراداری ملیت های شان را بدست بگیرندومردم آنهارادرحالیکه ساطورخونچکان دردست داشته وبادستان تامرفق بخون خلق آلوده شان درمقابل خلق ظاهرشوند ببینند. به گفتاردیگر:درحال حاضرستمگری ملی خوانین وفئودال های ملیت پشتون توجه ازبک ها،تاجک ها، ترکمن هاوهزاره هاراازمبارزه برای رهائی کامل به مبارزه علیه شوینیزم ملی پشتون هامعطوف میدارد. آن هادرعین حال که وحشتناکترین خیانت هارابه ملییت های شان میکنند، به آنهامیگویندکه اگرامپریالیست ها بروندبازهم پشتون ها می آیند ودمارازروزگارشما درمی آورند. به این طریق آنهادر تاریکی جنایات هولناک ملاعمر، گلبدین، سیاف وحقانی هم امپریالیزم را بر ملیت های شان تحمیل میکنند وهم خود شان را. به همین دلیل است که آدم به راحتی میتواندبگوید که تاآنجائیکه شوینیزم خوانین وفئودالهای ملیت پشتون مانندآقای کرزی ادامه داردوروشنفکران"سامائی وسازمان رهائی "نیزبااینگونه حملات"متکبرانه"ازستمگری ملی پشتون ها دفاع میکنند، افرادی مانند خلیلی، دوستم وامثالهم بااحساس آرامش بر کرسی های خیانت لمیده ولذت میبرند. زیرا تا آنزمانیکه ستمگری ادامه داردوحتی به اشکال استبدادظاهرمیشود،ملیت های تحت ستم افغانستان همیشه مرتجعین خائن خودرا ناجی خود می دانند.

اگرسامائی هاوسازمان رهائی گردآمده دروجود"فارو"اندکی سوادسیاسی میداشتندمی دیدند که تحت یک نظام فیدرالی قضیه طوری تغییرمیکندکه بنفع این خائنین نیست.بطورمثال هزاره جات رابه حیث یک واحداداری فدرالی درنظر بگیرید:روشنست که خلیلی ومحقق وسایرملاها،خوانین،بیگ هاومیرهابرآن حکومت خواهندکرد، دراینجادیگر حرف ازستمگری مستقیم خوانین وکمپرادورهای ملیت پشتون درمیان نیست.بازارتولیدومبادله هزاره جات نیزبراساس قوانین فدرال درتصرف فئودال کمپرادورهزاره میباشد.اقشارمختلف خلق بشمول خرده بورژوازی شهری وروستائی بادشمنی روبرومیباشندکه اونیزهزاره است. دشمنی که تادیروزماهیئت خون آشامی اش بنابه عمده بودن ستمگری ملی ملیت پشتون به وضاحت دیده نمیشد، اکنون مانند هیولای آدمخواردرمقابل خلق ایستاده میشود. همان هزاره ایکه دیروز جنایتکارخودرا"بابه"می نامید،اکنون می بینندکه نصف نانی راکه داشت به چارک نان تبدیل شده است زیرا "کفن کش های جدیدکفن راباپوست ازتن میکشند".اکنون بایددونوع مالیه بپردازدومضاف برآن صادرات و وارداتش نیزتابع آن چنان قیودوحشتناک می بیندکه خطرازدست دادن همان چارک نانش نیزمانندکابوس سهمگینی ذهنش رادرهم می فشارد. خلق هزاره می بیندکه بابقدرت رسیدن فئودال وبورژوازی کمپرادورملیت خودش مشکل شان بالاگرفته است. به اینطریق محقق ودوستم،ذکی وعبدالله بمراتب درسیاست داناتروآگاه ترازآقایان سامائی وسازمان رهائی اند، آنها هرگز"شیشه خود شان را به سنگ نخواهند بست"

 

پایان فصل اول