Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

تذکراز جانب مائویست های افغانستان

این پاسخنامه دردست نشربودکه نامه سوم رفیق هوادارجنبش دموکراتیک نوین به مارسید.ازلحن کلام این رفیق درنامه سوم معلوم میشود که ازدیرپاسخ دادن مابه نامه اش آزرده است ولی مابه دلیل مشکلات تخنیکی با"وب پروایدر"نمیتوانستیم پاسخ به نامه دوم رفقارانشرکنیم. امیدواریم که این رفیق مشکلاتی ازاین قبیل راکه کاربارسانه های الکترونیکی همیشه باخودهمراه دارند، درنظر بگیرد.

اگرچندمحتوای نامه سوم رفقا حتی این پاسخ را هم تغییر میدهد ولی ما پاسخ اولی به نامه دوم این رفقا را بدون تغییر به نشر می سپاریم.

 

پاسخ به نامه یکی ازهواداران جریان دموکراتیک نوین "شعله جاوید "

 

بتاریخ 8 سرطان رفیق هوادارجنبش دموکراتیک نوین"شعله جاوید" ورفیق کارگرمارفیق نبی که مریض است بازهم برای ما نامه نوشتند. آنها درضمن نامه رفیقانه شان از"انتقاد ازخود" ما قدردانی کرده ودرادامه میگویندکه "رفقای عزیزمارنج هاوحرفهای زیادی داریم که بااعتمادمتقابل درآینده باشماشریک ساخته وبه شکل درونی مطرح خواهیم نمود.اماقبل ازآن حرف هاوانتقادات دیگری نیزداریم که بطورسرکشاده در سطح کل جنبش باید مطرح نمائیم مسئله عمده واساسی که امروز در جنبش  کمونیستی کشورمطرح است مسئله مبارزه ایدئولوژیکی وسیاسی است که بایدبه آن عطف توجه نمود". درقدم اول ماتاحدممکن تلاش کرده وخواهیم کردکه مورداعتمادرفقای کارگر، رفقائی که ازجنبش انقلابی"شعله جاوید"بازمانده وسرانجام خلق افغانستان واقع شویم. امایقین داریم که بدون سوزاندن"اضافه های بورژوائی"ایکه ماازجامعه بورژوائی میگیریم درکوره های داغ انتقادوانتقاد ازخودوبکاربستن مارکسیزم- لنینیزم مائویزم به این اعتماد دست نخواهیم یافت.

 

رفقای ارجمند! شمابرچندنکته بسیاراساسی انگشت میگذارید.نخست اینکه میگوئید"اماقبل ازآن حرف هاوانتقادات دیگری نیزداریم که بطورسرکشاده درسطح کل جنبش بایدمطرح نمائیم مسئله عمده واساسی که امروزدرجنبش  کمونیستی کشورمطرح است مسئله مبارزه ایدئولوژیکی وسیاسی است که بایدبه آن عطف توجه نمود." این کاملا درست است، دفاع ازایدئولوژی مارکسیزم لنینیزم- مائویزم درحال حاضرکه جنبش جهانی کمونیستی درحالت جذرقرارداردوازیک ضربه قدراست نمیکندکه ضربه دوم برآن واردمیشود، یک مسئله حیاتی جنبش بحساب میرود.اماما فکر میکنیم که مبارزه سیاسی -ایدئولوژیک زمانی موثراست که درراستای یک نقشه استراتیژیک انجام گیرد. یک جنبش انقلابی کمونیستی زمانی ابتکارعمل رادردست داردکه برای فعالیت های تاکتیکی وایجاد ابزار استراتیژیک خودپلان بگذاردوگام بگام درصددعملی کردن آن برآید. دراینصورت است که به وضاحت درک میشود کدام تئوری را چگونه درعمل پیاده کرد وچگونه بایدفلان تئوری را تکامل داد و..غیره. ازجانب دیگر؛ درمبارزه براساس یک پلان استراتیژیک است که آدم تعین میکندکه بعدازپایان آن مرحله به فلان نتائیج قبل ازقبل تعین شده دست خواهد یافت. همچنین در مبارزه پلان شده است که آدم دقیقا پی میبردکه چه مقدارناکامی هاازمشکلاتی که پراتیک انقلابی با خود همراه داردمنشا گرفته وچه مقدارآن ثمره خرابکاری اپورتونیست ها، تسلیم طلبان، اجیران دستگاه اطلاعات امپریالیزم وغیره میباشد. چهره کائوتسکی وسایر اپورتونیست های انترناسیونال دوم فقط درآئینه کارپلان شده بلشویک ها میتوانست نمایان شود. به همینصورت درآئینه کارپلان شده است که بخوبی نادانی ها و ندانم کاریهای رفقای خودمارا مشاهده کرد ودید که آنها چطور هزاردفعه خیزمیزنند ولی بازهم درهمانجائی که هستند باقی میمانند.

یک نمونه ازضرورت این کارپلان شده رابطور مثال مدنظر میگیریم.

اوضاع بین المللی وملی کنونی را درنظربیگیرید. درشرایط کنونی غارت سرمایه داری بیشترازپیش جهانی شده وودرحدود 150 شرکت مالک 40 درصد تمام نیروی فینانس و انحصارات دنیامیباش. آنهابا ولع وآزفوق العاده بازارتولیدومبادله دنیا رادرتصرف خود در آورده واستثمارراجهانی ساخته اند. درچنین شرایطی بدون آنکه به مارکس وانگلس رجوع کنیم ازنظرابژکتیف می بینیم که جنبش پرولتری نیز جهانی است وبیشتر از هرزمان دیگربه وجودیک جنبش انترناسیونالیستی نیازمندمیباشد. زیرا همانگونه که استثمارجهانی است، مبارزه نیزبایدجهانی باشد. به ایندلیل جنبش انقلابی بین المللی بایدبه وجودبیایدوجنبش کمونیستی افغانستان درایجاداین جنبش بایدبطورفعالانه سهم بگیرد. این سهم گیری به سادگی مقاله نویسی نیست وبایدبرای آن نقشه طرح کرد، ونقشه نیزباید بخشی ازاستراتیژی عمومی مبارزه در این راستا باشد. همین مسئله است که اهمیت نوشته حزب کمونیست(مائویست)افغانستان تحت عنوان(ايراني سازي پسا ماركسيزم لنينيزم مائوئيزم امريكايي:)" راهم از نظر سیاسی وهم ازنظرتاریخی بالامیبردوتمام احزاب مائویستی دنیاوبه ویژه آنهائی راکه درک عمیقتر از اوضاع جهانی واهمیت جنبش انترناسیونالیستی دارندبه حرکت درمی آورد. این اهمیت استراتیژیک نوشته است که براهمیت ماهوی آن اضافه میشودوآن رابه گام بزرگی درراه قطع وبریدازرویزیونیزم پسا م.ل.م. مبدل میسازد. موازی به آن رفقای مائویست ایرانی مانوشته"سنتزنوین باب اواکیان،بضاعت حقیرانه یک حزب بعدازسی سال فعالیت تئوریک"رابه نشرمیسپارند وبه مبارزه علیه رویزیونیزم باب اواکیانی وجه بین المللی میدهند. همگام بااین نوشته رفقای هند، فرانسه، ایتالیا،ترکیه، اندونیزیا، کانادا وکلمبیاهرکدام به نوبه خودمبارزه وسیعی رادرظرفیت توان شان درسطح اینکشورهاسازمان دادندکه ازنظرسیاسی منجربه منزوی شدن جهانی رویزیونیزم پسام.ل.م گردید. همین تجربه کوچک نشان میدهدکه وقتی یک استراتیژی ازاوضاع ابژکتیف وبراساس درک ضرورت وتحلیل درست مناسبات حاکم صورت میگیرد وتبلیغاتی که درسمت وسوی واحد بااین استراتیژی انجام می یابد، نقش توپخانه سنگین رادرجنگ بازی میکند. وقتی ما آثارلنین ومائوتسه دون رابخوانیم می بینیم که چطورآنها این مسئله را درشرایط مشخص آنروزی روسیه وچین ازیکطرف وجهان ازطرف دیگر، بکارمی بستند.

اما تمام سخن دراینجا تمام نمیشود. ما دربالاگفتیم که جنبش انقلابی بین المللی بایدایجادشودوجنبش کمونیستی افغانستان باید درآن سهم فعال بگیرد، ماروی "باید"تکیه کردیم تادوباربگوئیم که"آری این خیلی خیلی مهم است". امامامیدانیم که جنبش کمونیستی افغانستان پارچه پارچه است وتازمانیکه یک حزب کمونیست واحدبه وجودنیاید، حزب کمونیست(مائویست)افغانستان نمیتواند به تنهائی دراین مبارزه سهم موثری ادا کند. اگراهمیت ایدئولوژیک- سیاسی حزب کمونیست واحدافغانستان رایک لحظه کناربگذاریم وفقط اهمیت استراتیژیک آنرادررابطه باجنبش جهانی پرولتری مطالعه کنیم می بینیم که تاسیس حزب کمونیست افغانستان درحال حاضرنتنهاضرورت مبارزه پرولتاریادرافغانستان است بلکه یکی ازضرورت های عاجل مبارزه کمونیست های دنیامیباشد. بنابه این دلیل بایدبرای تاسیس حزب کمونیست انقلابی افغانستان نقشه طرح کرد، برای آن تبلیغ نمودواهمیت آنراچه ازنظرتاریخی، چه ازنظرسیاسی- ایدئولوژیک مبرهن ساخت.

به این دلیل بود که چندی قبل ماپیشنهاد کردیم که بایدمبارزه عام سیاسی- ایدئولوژیک کمونیستی راشکل خاص بدهیم وآن را مطابق آن شکلی ازپیش ببریم که اوضاع کنونی جنبش کمونیستی جهانی وجنبش کمونیستی افغانستان ازمامیطلبد. مائوتسه دون بمامی آموزدکه"بعلت تنوع اشیاوپدیده هاوخصلت نا محدود تکامل آنها،آنچه دریک موردمشخص عام است درموردمشخص دیگرخاص میشودوبالعکس آنچه دریک مورد مشخص خاص است درمورددیگرعام میشود"(درباره تضاد). درشرایط کنونی جهان وافغانستان همانگونه که دربالاگفتیم شکل خاص مبارزه سیاسی- ایدئولوژیک عمده است. این شکل خاص مبارزه، مبارزه برای ایجادحزب کمونیست انقلابی افغانستان است که برخاکستراپورتونیزم وبه ویژه اپورتونیزم ساما، بایدبناشود. بسیاراند افرادی که میگویندامروز روزی است که ما بایدبرعلیه اشغال امپریالیستی افغانستان مبارزه کنیم، امروزروزبحث های تئوریک نیست. این افراد متوجه نمیشوند که اپورتونیزم ازامپریالیزم ومبارزه علیه اپورتونیزم ازمبارزه علیه امپریالیزم جدا نیست. آدم بایدبسیارنفهم واحساساتی باشدتانفهمدکه خرابکاری هاوجاسوسی های سیدغلام جاسوس بااشغال امپریالیست هارابطه مستقیم دارد. به همینصورت آدم بایدخیلی نادان باشدکه تفاوت بین مبارزه کمونیستی وافشاگری های انقلابی را باجاسوسی ومستهجن سرائی یک جاسوس امپریالیست دریک پله قراردهدوبگویدکه اینهاهردودرشرایط اشغال امپریالیستی کشوربرضدامپریالیست کارنمی کنند.این نادانی زمانی خنده آور میشودکه چنین افرادی خودرا کمونیست هم میگویند.

رفقای ارجمند!

درموردبخش دوم حرف شماکه میگوئید"ضربه زدن و تخریب جنبش مائوئیستی کشورتحت پوشش مبارزه ایدئولوژیکی  که به نظرما در این مورد همه نیروهای (م - ل - م ) کشور تا جائی مقصر بوده ودچاراشتباه شده اند به نظر ما اختلافات ایدئولوژیکی وسیاسی بین بخش های مختلف جنبش انقلابی و ما ئوئیستی  باید از طریق انتقاد وانتقاد ازخود وبه شکل درونی ورفیقانه  پیش برده شود نه به شکل انترنتی ،علنی وسرکشاده . مبارزات ایدئولوژیکی بین مائوئیستها اگر مشکل جنبش را حل نکند وبه افتراق دامن بزند به پشیزی ارزش ندارد  تنها انتقادکردن ،تحلیل کردن ویا تفسیرکردن مسایل وقراردادن آن روی انترنت عمل مائوئیستی نیست بلکه حل کردن اختلافات درون جنبش وفراهم ساختن فضای مناسب برای ایجاد یک حزب رزمنده انقلابی  یک عمل انقلابی ومائوئیستی است با ید متوجه باشیم که انتقادکردن بخاطر علاج کردن واصلاح کردن است درغیرآن چه فرقی بین تخریب وانتقاد وجود دارد.مائوئیزم تنها اندیشه های تحلیلی وتفسیری نیست  که صرف با انتشار چند نوشته ومقاله گل کند وبه ثمر برسد بلکه مائوئیزم اندیشه خلاق  وسازنده  است که مرزهای اندیشه های تحلیلی وتفسیری را در نوردیده وبه نظریات ترکیبی وپویائی رسیده است  که   بایست آن را بخاطر حل مشکلات جنبش ودر نهایت بخاطرتغییر جهان  مورداستفاده قراردهیم .ماباید  این هنر مبارزه را بیاموزیم .تا جائیکه ما از طریق انترنت به انتشارات بخشهای مختلف حلقات وگروهای مائوئیستی کشوررآشنائی حاصل نموده ایم .آنهابجای آنکه مبارزه ایدئولوژیکی بین مائوئیست هارا بصورت درونی وبه شکل انتقادوانتقادازخودپیش ببرندونقص ونواقص یکدیگررااصلاح نمایندازکاه کوه میسازند وبصورت نامه های انترنتی وسرکشاده آنرابه اطلاح دوست ودشمن میرسانند وحتی دربعضی مواقع دست به تخریب وتوطئه برعلیه یکدیگر میزنند. چطور امکان دارد که اصل انتقادوانتقادازخودراکه یک مسئله ایدئولوژیکی وسیاسی درون جنبش  کمونیستی است درحضور دشمنان مردم بصورت نامه های سرکشاده وانترنتی طرح  نمائیم . به نظرمااین سبک کار نادرست است وجنبه تخریبی دارد". ما بازهم با شما همنظریم. ماتاآنجاکه ممکن بوده نواقص رفقاودوستان ماراازطریق نامه های دوستانه ورعایت مخفی کاری باآنهادرمیان گذاشته ایم. دلیل آن هم این بوده که دشمنان طبقاتی ما را خوشحال نسازیم وبرای شان دلیلی جورنکنیم که علیه تمام جنبش تبلیغ کنند، آنها درعین اینکه هرکدام مارامیشناسند، ولی منطق مبارزه طبقاتی شان اقتضامیکند که درجهت تجریدوانزوای کل ماحرکت کرده وفریادبکشند که " آهای مردم ببنید! شعله ای ها چه میکنند وچطورماننداطفال برسروروی یکدیگرشان می زنند". وازاینطریق توده هاراازیگانه نیروی انقلابی ناامیدکنندوبه آنها بگویند که:به این ها دل نبندید، اینها افراد بی عرضه، بی جاغورومریض اندکه تحمل یکدیگرشان را ندارند، چه رسدبه اینکه انتقاد وعیب گیری شما را تحخمل کنند". ازجانب دیگر ما همیشه اینطور فکر کرده ایم که درمیان گذاشتن مشکل ویااشتباه رفقا ودوستان اهانت به آنها نه بلکه رفاقت است زیراهیچکسی وهیچ تشکلی دردنیا نیست که بی عیب و کامل باشد. ما باید رفقای ماراانتقادکنیم زیراماتمام درجامعه نیمه فئودالی- مستعمراتی ویا جامعه کاملا بورژوازی زندگی میکنیم ومناسبات چند جانبه حاکم اجتماعی دربرخی مواقع درست هسته و عصاره ایدئولوژی کمونیستی رادرذهن ماموردحمله قرارمیدهند. این حملات بطورنامرئی درزندگی روزمره هرکدام ما درکمین نشسته اند. اگررفقاوانتقاد سازنده شان نباشند،آدم ازدست میرود. دربرخی مواقع انحرافات راباواژه ها وترمینالوژی های که ذهن مادرقبال آنهاعکس العمل نشان نمیدهدبه سوی ماپرتاب میشوند، اگربازهم رفقاوانتقاد اصولی شان نباشدما ازدست میرویم. به اینصورت؛ رفقای کمونیست ماوانتقادسازنده شان کشتی نجات ما هستند وما نیز بایدبه حیث کمونیست این انتقادات رابخوداهانت تلقی نکنیم، خودبینی واحساسات گرائی فردی خودراکنار نگذاریم درمرداب سکتاریزم، خودبزرگ بینی وپرتوقعی فرومی رویم. ازجانب دیگر؛ نبایدنواقص واشتباهات سیاسی یک تشکل یایک رفیق رابه مثابه"نواقص واشتباه مطلق وغیرقابل اصلاح"رنگ آمیزی کرد،عقده گرفت وعلیه آن ازهرفرصتی که میسرشد استفاده کرده ودست به تخریب سووغیر رفیقانه علیه آن تشکل ویا آن فرد زد. اینگونه حرکات نتنها کمونیستی نیست، نتنها وحدت طلبانه نیست بلکه ارتجاعی، ضدکمونیستی وضد انقلابی میباشد. اینگونه افرادببون مونث( یک نوع بوزینه مونث) هستند.ببون هاحیوان اجتماعی می باشندوهنگامیکه یک ببون مذکرزخمی میشود، ببون های مونث برای آینکه ضعف اورانشان بدهندوببون های مونث دیگرراازجفت شدن بااوبرحذردارند،نزدیک اوآمده وزخم اوراچنان لمس میکنند که انگشتش خونین شودوسپس انگشت خونینش رابه دیگران نشان میدهند. دیری نمیگذرد که ببون زخمی میمیرد زیرا هیچ فرصت علاج یافتن رانمی یابد. به این لحاظ اگررفیقی هم اشتباه کرده باشد، ما فکرمیکنیم که روش درست اینست که"انگشت مارادرزخمش فرونبریم"بلکه زخمش رامرهم بگذاریم وبرایش فرصت بدهیم تا شفا یابد. البته این مسئله فقط درمورداشتباه سیاسی صادق است نه درمورداشتباه ایدئولوژیک. درمورداشتباه ایدئولوژیک ماننداشتباه ساما، ساوو که انحراف از ایدئولوژی ومیلان درجهت متضاد آن میباشد هیچگونه سکوت وتاملی جائیز نیست. دراینصورت آدم گفته نمیتواندکه انتقاد براین اشتباهات مربوط بماست. تسلیم شدن به دشمن ملی وطبقاتی تنها یک مسئله سیاسی نه بلکه یک مسئله سیاسی- ایدئولوژیک است وهیچ کمونیستی در این رابطه آزادی ندارد که بگوید"این به من مربطو است که علیه اپورتونیزم مبارذزه یمکینم یانه". ما در آینده دراین مورد بطور مفصل حرف خواهیم زد وفعلا امیدواریم که پاسخ شما رفقارا داده باشیم.