Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

چارشنبه 9 سنبله 1391

 

پاسخ به نامه آقای "خارکش"

آقای خارکش سلام.

نامه دوم تان رادریافت داشتیم. مافکرمیکنیم که بهنگام نوشتن نامه مقدارشکرخون تان آنقدرپایئن بوده که بعدازنوشتن نامه حتی یکباربرای کنترول املاوپریدگی های تایپی آن هم بخودزحمت نداده اید. در نامه دوم تان ازسیدغلام علی مشرف یادمیکنیدواورا"جاسوس امنیت ظاهرخان"میخوانید.واژه های های رکیک وفحاشی های رذیلانه آن موجودمفلوک راکاپی کرده واورابا"بچه سیدلافوک"،"بچه
پف پتاق" وسرانجام"،"خس دزد"و"دیتولی"یادمیکنید،وبااین وصف بازهم ازمامیخواهیدکه نامه تان رادروب سایت شورش نشرکنیم. مامتاسفانه نامه شمارانمیتوانیم نشرکنیم ولواینکه آماج نفرین ها وفحاشی های تان یک جاسوس مفلوک ویک خائین میهنفروش مانندسیدغلام علی مشرف باشد. واضح است که پاسخ به نامه های که درحال صحت مزاج نوشته نمیشوندضرورنیست ولی ازجائیکه ماشماراازسالهای دورمی شناسیم اینباربشماپاسخ میدهیم.

 

درنامه تان خطاب به "پولاد"مینویسیدکه"جناب شان بجای افشای بچه سیدلافوک بااوبحث سیاسی میکند، مثلی که میخواهدازاوبرائت بگیرد.آدمی که ازپدرتاپدرجاسوس وخبرچین بوده ارزش جروبحث را دارد؟..."

 

آقای خارکش عزیز!

چرانامه تان رامستقیمابه آدرس وب سایت"پیام آزادی"وشخص"پولاد"نمی فرستیدکه مارا"قاصد"جور میکنید؟ شماحتماوب سایت پیام آزادی رامی شناسیدودرهمین وب سایت نوشته پولادعلیه سیدغلام جاسوس راخوانده اید، ما تعجب میکنیم که شماکه میکوئیداشعارداودسرمدشهیدرا"قسمااصلاح" میکردید، نمیدانیدکه ارگان مرکزی نشراتی یک تشکل سیاسی کمونیستی" پسته خانه" نیست.

 

هنگامیکه مانامه شماراخواندیم به حیرت افتادیم که شماچطورمتوجه نشده ایدکه وب سایت "شورش" شیشه شرافت انقلاب پرولتری افغانستان رادربغل داردوبنگاه فحاشی وبیهوده گوئی مانند"گفتمان" و"افغانستان آزاد"نیست که شماازآن طریق حالت روانی ومزاج کسی راموردتجزیه وتحلیل وبگفته خود تان"انالیز(منظورتان انالیزیس است)" قرابدهید. برای فحاشی ونشان دادن بیسوادومریض بودن بهترین جای"وب سایت افغانستان آزاد"،"گفتمان"،"افغان- جرمن آن لاین"اند.

 

ازما گیله میکنید که درنامه اول تان پاسخ نداده ایم. نامه اول تان تنهابه مافرستاده نشده بود،بلکه به حزب کمونیست(مائویست)افغانستان نیزارسال شده بود.مادرآن نامه مخاطب اصلی شمانبودیم که بشما پاسخ میدادیم. اماازجائیکه گیله کرده اید، اینکه به برخی از آن نکات نامه تان که تااندازه ای " صحتمند" وبگفته آلمانی ها"ganze Zahl" است پاسخ میدهیم.

پاسخ مارا ازاینجاشروع میکنیم که میگوئید"بعدازشهادت آن رادمردبزرگ نتوانستم به افراددیگر اعتماد کنم (منظورشان داودسرمدشهیداست).سالهاست که درآلمان زندگی میکنم وافرادی مانندداکترسمیع، باقر، معلم یوسف(روحش شادباد)وغیره رامیشناسم....." واقعاجای تاسف است که شمامانندپرندگان تک زوج که بعدازمرگ همسرشان حتی به جنسیت پرنده دیگرشک می آورند،به هیچکس نتوانسته ایداعتمادکنید. وقتی به کسی نتوانستیداعتمادکنیدبه تنهائی چکارکردید؟نمیگوئیم باشهیدسرمددرتماس نبوده ایدولی فکرنمیکنیم که رفیق داودسرمدشهیدبشمانگفته باشدکه یک انقلابی تحت هیچ شرایطی حق آرام نشستن ونظاره کردن سیه روزی خلق رانداردوتحت هرشرایط --اگربارفقاباشدچه بساخوشبختی ورنه به تنهائی-- موظف است که درراه رهائی خلق مبارزه کند. آیا شما این وصیئت سرمد شهید را بکار بسته اید؟

 

درمدت بیشتراز20 سال که شمادرآلمان تشریف دارید، تشکیلات ساختن چه که درکدام تظاهرات شرکت کرده اید؟ماشمارانه دریک اکسیون، نه دریک تظاهرات، نه دریک کارزارتدارکاتی،نه دریک گردهم آئی اعتراضی برضداشغال افغانستان دیده ایم ونه کدام نوشته ومقاله ویاشعری ازشما برضد اشغالگران،مرتجعین وخائنین ملی،تسلیم طلبان وجاسوسان ارتجاع وامپریالیزم دیده وخوانده ایم. نمیدانیم اکنون چه چیزی موجب شده که خلقهای مظلوم وتحت ستم جهان بطورعام وخلق آزادیخواه کشوربطورخاص درذهن تان خطورکرده است ؟لابدشمانیزبه فکر"هجرت"به کاناداهستیدومیخواهید از همین حالا آمادگی بگیریدومانندسیدغلام جاسوس وبگفته شما(بچه سیدلافوک)فحاشی ونفرین "خاندادن دادن"را تمرین کنید؟

 

شمامی نویسید که" آدم می بیند که چگونه امریکا، انگلستان وآلمان بطورمستقیم یاغیرمستقیم به واسطه پاکستان اوضاع افغانستان راگل آلودمیکنند. وقتی پس به آلمان آمدم تصمیم گرفتم که دیگربیطرف نمانم ووقتی مقاله ستزمان(سازمان) کارگران افغانستان را درمورد حادثه غزنی خواندم تاسف کردم. به سازمان کراگران(کارگران)افغانستان خط روان کردم وبه اشتباه شان بطورضمنی اشاره کردم، لاکن آنها با روش فرمالیستی برای خود شان بینی خمیری ساختند."

ازاینکه تصمیم گرفته ایدکه دیگربیطرف نمانید، نمیدانیم که خوشحال شویم یاغمگین،زیراشماتاکنون هم بیطرف نبوده اید.اکنون آن طرفداری منفی منفعل وغیرفعال تان رامتاسفانه باحمله برحزب کمونیست (مائویست)افغانستان انکشاف داده وبه طرفداری فعال ازامپریالیزم وارتجاع تکامل بخشیده اید. ازاین طرفدارشدن همان بیطرف ماندن تان بهتر بود.

 

می نویسید که"درزبان آلمانی یک ضرب المثل است که میگویدمیوه درخت محصول درخت است. لاکن حزب کمونیست افغانستان حتی به نامه بنده هم جواب نداد. آدم واقعا ازافرادی که حرف های بلند بالای شان دهن سوز است ولی حتی آداب معاشرت افغانی را هم فراموش کرده وخود پسندی شان دل آدم را سیاه میکند، نفرت پیدا میکند. میخواستم که دیگربا این قسم حزب ها وسازمان ها هیچ رابطه نداشته باشم . دیروز ویب سایت حزب کمونیست شعله جاوید رابازکردم دیدم که آثارمنتخب مائوتسه تنگ جلدپنجم را ترجمه کرده ودروب سایت شان گذاشته اند اما درپشت هرخط نام حزب شان راهم زده اند.فکرکردم که ورق تبلیغات اکسانوبل، یا دلتالوید را می بینم که برای جلب مشتری تبلیغ میکند. تاسف است ".

دوست محترم!

چراوازکجااین اشتیاق"شناسائی ابی میل گوزمان مشهوربه صدرگونزالو"برسرتان افتاده است؟چرااز حزب کمونیست(مائویست)افغانستان وازما(مائویست های افغانستان)میخواهیدکه برای تان درموردابی میل گوزمان بنویسیم؟مگرما"خدا" هستیم یاعلی شاه مردان که شماازما"مدد"میطلبیدوامور تان را بما محول میکنید؟ فکر میکنید که یک سازمان سیاسی یک انسایکلوپیدیا(دایرت المعارف)است؟ تنبلی هم حدی دارد!ازاین گذشته اگرحزب کمونیست(مائویست)افغانستان بنامه تان پاسخ میدادبازهم شما بر انتشارات این حزب خرده میگرفتید؟ ازجانب دیگرشماهیچ وقت بایک حزب یایک سازمان ارتباط نداشته ایدکه حالا"نمیخواهید دیگربا این قسم حزب ها و سازمان هاهیچ رابطه نداشته باشید" شما"حرف های بلندبالا"رادرجمله استعمال میکنید.چه حرف هائی بنظرشما"کوتاه بالا"است که"کمونیزم"،"حزب کمونیست" وغیره بلندبالاجلوه میکنند؟ درتمام این 12 سال که مرتجعین میهنفروش واژه های مانند "آزادی"، "حقو زنان"،"حقوق بشر"،" دموکراسی"وغیره رادرموردافغانستان استعمال کردند، شمایکمرتبه هم صفت"بلندبالا"و"کوتاه بالا"رادرجمله استعمال نکردیدولی درموردکمونیست هامانند سیدغلام جاسوس بیهوده واژه پرانی میکنید.

بیائیدیکبارباهمدیگربه سال 2001 برگردیم وببنیم که چه چیز"دل آدم رابیشترسیاه میکند".اگریادتان باشدمادرسال 2001باهم قرارملاقات داشتیم.شماآن روزنیزمیگفتیدکه"آماده مبارزه وپیکارهستید"و"بچه سیدلافوک وشیرآهنگرسامارابه فلان وبهمان شان زده اند،من درجستجوی یک نیروی انقلابی هستم. میخواهم باحزب کمونیست افغانستان تماس بگیرم.برنامه واساسنامه رابرایم روان کنیدو...غیره" و اصرارمیکردیدکه"بایدیک کسی بیایدوشماراحلقه کند".مارفیق ماراازیک کشوردیگرخدمت شمافرستادیم.اوبعدازطی تقریبا 1000کیلومتر،ساعت10:30 شب ماه دسمبردرشهرک شمارسیده بود.اوبعدازآنکه یکنیم ساعت درهوای سردشب ماه دسمبرآلمان به خانه شمازنگ زد،شماازتلیفون خانه تان گفتیدکه سرکارهستیدوشبکارمی باشیدوبه رفیق ماتوصیه کردیدکه دریک هوتل برود.رفیق مابه هوتل رفت زیراشماقول دادیدکه فردای آن بااوملاقات میکنید.فردای آن مادرزن تان تکلیف پیداکردو بستری شد، شمابه شفاخانه مشغول شدید. روزدوم"خیلی خسته ومانده بودید"وقول دادیدکه فردایش بارفیق مامی بینید.وفردایش خانم تان مریض شدوبه رفیق ماگفتیدکه"حالابرویدویک وقت دیگرمن تلیفون میکنیم".رفیق مابرگشت وشماتاامروزیکبارهم به پاس زحمات رفیق ماباماتماس نگرفتید. آیااین بیشتر"دل آدم راسیاه میکند"یا پاسخ ندادن به یک نامه؟

 

آقای خارکش!

مودب، بااخلاق،متواضع، مقید به معیار های ادب وقلم بودن ازایدئولوژی آدم منشامیگیرد. نباید از سیدغلام علی مشرف(ازیک جاسوس هرزه) تقاضا داشت که حرمت قلم واخلاق بحث وگفتگو رارهایت کند.ازیک جاسوس حقیریا یک پادو استعمارنبایدامیدوار بود که مقید به حدوحدود اخلاق اجتماعی و شرافت سیاسی انقلابی باشد. تشبیه کردن خودبه اوانتهائی بیچاره گی وضعف ایدئولوژیب یک انسان رامیرساند. اووظیفه داردجو منفی ایجادکند.اواززمینه سازی وکشانیدن انقلابیومن به مرداب کثافاتی که خودش درتمام عمرش در آن غرق بوده ، پول میگیرد اما شما چرا؟

شماچرا پستی و دنائت این موجود حقیر رابایدتمرین کنید؟ نظربه تعریف های شمادرسال 2001، ازاو اودرخانواده ای تربیه شده که کاکادزددیپوی وزارت صحت عامه بود، برادرچاقوکش وپدرجاسوس زیرگوش سیداسمعیل بلخی وچشم وگوش سیدسرورواعظ وامنیت ملی ظاهرشاه، درچنین خانواده ای روشن است که عنصرسالم بااخلاق وکرکترعادی بارنمی آید، اماچراشما باید اخلاق منحط این موجود مفلوک را کاپی کنید؟ ما از شما دوستانه میخواهیم که یا همانطوریکه "بیطرف" بودید "بیطرف" باقی بمانیدویااگر"طرف خلق هاوانقلاب"رااختیارمیکنید، اخلاق انقلابی رانیزبرآن بیفزائید. پیروزباشید.

مدیروب سایت شورش