Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

11/9 بهانه ای برای تجاوزواشغالگری

 

 

نوشته از : س. آتش وع. خاوری

ترجمه نقل وقول ها از: ع. پیمان

 

یازده سال قبل حوالی ساعات 9 قبل ازالظهربه وقت نیویارک چندفروندهواپیمائی مسافربری مربوط به پروازهای داخلی امریکاربوده شده وسه فروندآن به حیث سلاح حمله مورداستفاده قرارگرفتند.ظاهرقضیه چنین نشان میدهدکه ربایندگان بادوفروندازآنهابربرج های دوگانه مرکزتجارت جهانی درنیویارک ویک فروندآن برعمارت وزارت دفاع امریکاحمله کرده اند. دولت اضلاع متحده امریکادرظرف کمتراز2ساعت اعلام کردکه سازمان اسلامی القاعده مسئول این حمله است.سازمانی که به دست متخصصین اطلاعات وسازماندهان نظامی اضلاع متحده تربیه گردیده وازجانب دستگاه اطلاعات مرکزی امریکا(CIA)باکد"سرمایه"، "سرمایه اطلاعات"وسلاح برنده مصاف درممالک اسلامی"خوانده میشد.اسامه بن لادن رهبراین سازمان ازجانب دولتمردان ایالات متحده دربین سالهای 1982-1994"مردتعویض ناپذیر"و"عامل بی مثال" نام شده بود. سازمانی که بدون سربازان مزدورآن ودستگاه اطلاعات نظامی پاکستان(ISI) تجزیه یوگوسلاویا وامتداد پایپ لاین انرژی سواحل دریای خزربه اروپاناممکن بود.همین سازمان بودکه درجنگ اول خلیج اطلاعات مربوط به دیپوهای زیر زمینی سلاح های سنگین عراق رابرای قوای امریکائی تهیه کردکه موردحمله بمب افگنهای امریکائی وبمب های باکلاهک یورانیوم دیپلت قرارگرفته ونابودشدند. سازمان القاعده محل وموقعیت تمام تانکهای پلاستیکی راکه رژیم عراق برای فریب دادن طیارات امریکائی وانگلیسی کارگذاشته بودبه نیروی های ائتلاف جنگ باعراق سپرد. القاعده باتمام امکانات آن مناطقی راکه پایپ لاین انرژی کنسرسیوم های امریکائی ازسواحل دریای خزربه شمالغرب یاغرب عبورمیکرد، بادامن زدن به تفاوت های مذهبی،ملیتی ومنطقوی بی ثبات ساخته و جنگ را درچچین، انگوشتیا،نگونو- قره باغ وغیره به نفع امپریالیستهای امریکائی واروپائی برافروخته ودرآن سهم گرفته بود.القاعده بر علاوه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان(ISI) وحزب اسلامی گلبدین وطالبان یکی ازعاملین شکنجه وعذاب مردم افغانستان به حساب میرود. القاعده بنیانگذارجنبش عقبگرای ابوسیاف درمینداناو(فلیپین) بوده وهم این سازمان بودکه یک حرکت عقب روانه رابه خاطربی ثبات کردن اندونیزیا(یکی ازعظیمترین منابع نفتی دنیا) درجنوب آسیاوجزایرهندوچین به وجودآوردتابین بحرهندواقیانوس آرام خط فاصل کشیده وکنترول اقیانوس آرام رابطورانحصاری دردست اضلاع متحده امریکابسپارد.هم این سازمان بودکه برای تحت فشارقراردادن هندوستان و راضی کردن آن به همکاری های هسته وی وتن دردادن به مقررات WB(World Bank)و(IMF)بکمک (ISI) دستورات(CIA)راعملی کرده و لشکرطیبه وجیش محمدراازاهالی کشمیرومردم شدیدتحت استثماروتحت ستم پاکستان به وجودآورد.القاعده موازی به (ISI) از(CIA) دستور میگرفت درحالیکه طالبان فقط عامل اجرائی دستورات القاعده و(ISI) بودند. کشتارجمعی هزاره هادرولایت بامیان وتخریب آثارتاریخی افغانستان بدست طالبان تبارزخصومت وهابیت بااهل تشیع وآبدات تاریخی میباشدنه خصومت شیعه وسنی یا پشتون وهزاره. دراین جابایدبه آستین (CIA)، (ISI) واسامه بن لادن نگاه کردودیدکه تاچه اندازه بخون وجنایت آلوده اندنه به آستین کسانی که دستورات رااجراکرده اند. دیدن به آستین قصاب وندانستن ضرورت او برای کشتن حیوان قضاوت طفلانه است. بدبختانه سطحی نگری مردم هزاره بامنافع خائنین ملی این خلق زحمتکش وشریف که مانندسگان هرزه سربرآستان امپریالیزم گذاشته اند، چنان درهم آمیخته که خلق آزادیخواه هزاره فقط دستان تامرفق به خون قصاب را می بینند.

امابعداز11سیپتمبرالقاعده علیرغم این همه خدمات صادقانه وبی ریاکه برای تامین منافع ارباب درسراسرجهان انجام داده بودبه"بدعت" و "خطاکاری"متهم میشد. بتاریخ 10 سیپتمبر2001 بنابه گزارش دان راترخبرنگار CBSنیوز،اسامه بن لادن درشفاخانه نظامی پاکستان درراولپندی بستری میشود.هنگامیکه اوازحمله بربرج های مرکزتجارت جهانی وعمارت وزارت دفاع امریکااطلاع می یابد، تحت ماشین دیالیزقراردارد. اواین حمله رابه دلیل کشتارمردم بیدفاع محکوم میکند. بااین همه نیئت پاک ومنزه نسبت به ارباب،ارباب ناشکر وقدر ناشناس اووسازمانش رابه مرگ محکوم میکند. درحقیقت امراووسازمانش دیگربرای ارباب پرطمع وحریص ارزش ندارندزیرامپراطوری اتحادشوروی سقوط کرده، جنگ درافغانستان به نفع ارباب خاتمه یافته، یوگوسلاویاتجزیه شده، پایپ لاین انرژی به بازاراروپای غربی وجنوبی رسیده ووپایپ لاین انرژی ترکمنستان وآذربایجان راباتجاوزواشغال افغانستان میتوان امتداد داد.

ازجانب دیگراسامه باایمن الظواهری رهبرجنبش اخوان الشیاطین مصروحدت کرده بود.اکنون برالقاعده بجای نظرات وهابیت خاندان السعودنظریات جنبش سلفی اخوان الشیاطین وازهمه مهمترموضع سیاسی اخوانی درموردکانال سوئیزوصلح بااسرائیل حاکم بود.این وحدت امنیت کانال سوئیزواسرائیل رابزیرسوال میبردوالقاعده راازموضع دوست قابل اعتماددرردیف برده های سرکش که قابل مجازات اند، قرارمیداد. اسامه بن لادن نیزخطایش رادرک کرده بودولی دنیای اودنیای فریب وحیله شرعی، ازپشت خنجرزدن وزهردرغذاانداختن است واواین وادی رازمانی شناخت که دیگردیرشده وارباب دستور قتل اورا صادرکرده بود.

اعلامیه ایراکه دولتمردان امریکائی درموردحادثه 11 سیپتمبرصادرودرآن القاعده رامتهم ساختند، بیشتریک اعلامیه عجولانه بودکه دست وپاچه بودن رژیم رانشان میداد. توگوئی که رژیم میترسیدقبل ازآنکه نسخه حقیقی مسئله براذهان عامه جانشین گردد، آنها بایدنسخه خودرابه دهن رسانه هابیاندازندتا تردید آن به یک کارپردردسرمبدل شود. هیچکسی نمیتواندقبول کندکه دستگاه پولیس امریکایاانگلستان یاآلمان وفرانسه درظرف دوساعت قادرباشدکه هم شواهدجمع آوری کند،هم آنهاراتحلیل وهم ازآنهانتائیج منطقی ودرست رااستخراج کند.مضاف بر این؛ مقامات دولتی یک کشوراگربه حقیقت احترام قایل باشندبه هیچ وجهی گزارشی راکه دستگاه امینت آن درظرف دوساعت تهیه کرده، قابل اعتمادحساب نمیکنند، مگراینکه نیئت وقصدسواستفاده ازحادثه راپیش ازپیش درسرپرورانیده باشند.

مایکل شوسودوفسکی(Miche Chossudvsky) پروفیسربازنشسته دانشگاه اتاوا-کانادا درموردحادثه 11 سیپتمبرکتابی نوشته که بااستنادبه وقوع حوادث تاریخ به تاریخ جریان بهره برداری هیئت حاکمه راازاین حادثه بیان میکند. این کتاب که Americas War onTerrorism (جنگ امریکا باتروریزم)نام داردشرح میدهدکه آنهاچگونه حادثه 11سیپتمبررابه القاعده نسبت دادند وچطورالقاعده راباطالبان مربوط ساختندوپای دستگاه اطلاعات نظامی(ISI) پاکستان راازدوسیه حذف کردندتابرافغانستان حمله کنند. دراین نوشته مابرقسمت هائی ازاین کتاب درموازات مراجعه به اسناددیگراستنادمی جوئیم. درمقدمه این کتاب درمورداعلامیه دولتمردان امریکائی میخوانیم:

At eleven oclock on the morning of September 11 the Bush administration had announced that Al Qaeda was responsible for the attacks on the World Trade Center and the Pentagon .This assertion was made prior to the conduct of an indepth police investigation.

حوالی ساعات 11 صبح روز11 ام سیپتمبراداره بوش اعلام کردکه القاعده مسئول حمله برمرکزتجارت جهانی وپنتاگون میباشد.این اعلامیه برمبنای تحقیقات سرسری پولیس تهیه شده بود.

دیده میشودکه صدوراعلامیه ایکه در آن درظرف کمتراز2 ساعت مجرم مشخص میگرددباعث تعجب دانشمندان غربی نیزشده است وآنهابه نوبه خودبه این حقیقت اشاره میکنندکه این اعلامیه برمبنای گزارشات سرسری پولیس تهیه شده است. اگرچنداین حرف درست است ولی امپریالیست های کاخ سفیددرعمل ونظرپیوسته درراستای همین اعلامیه پیش رفتندوهزاران انسان بیگناه رابجرم ارتباط باتروریزم دستگیر، شکنجه و زندانی ساخته وهزاران دیگررادرپاکستان، افغانستان، یمن وسومالی ازآسمان وزمین به آتش بستند.آنهابرای آنکه بتوانندبه اهداف قبل ازقبل تعین شده شان دست یابند، با دست وپاچگی برای تسخیرذهنیت عامه این اعلامیه رابیرون دادندوبرای امریکایک دشمن خارجی تراشیدندتابه بهانه آن ازمینداناودرفلیپین تاشاخ افریقاجنگ های تجاوزی رابراه بیاندازند. شکل دادن نظرات مردم ازیکطرف وسمت وسو بخشیدن به آن درجهت مقاصد معین کارساده ای نیست،هیئت حاکمه اضلاع متحده امریکابرای آماده ساختن ذهنیت عامه وواردجنگ شدن بااسپانیادرسال 1898در سواحل کیوباکشتی جنگی اشرابا300 تن سرنشین آن منفجرساخت وسپس آنرابهانه قرارداده بااسپانیا داخل جنگ شد.اکنون آنهانیزچنان میکردندکه بلدبودند. واین به این معنی که عوام امریکا باید فکر میکردند که امریکاموردحمله تروریزم اسلامی واقع شده وسربازان وجنگ ابزارهای مهیب نیروهای هوائی،زمینی وتفنگدارامریکائی بخاطردفاع ازامریکاافغانستان رابه آتش میکشندوزندگی را برمردم وزیرستان به جهنم تبدیل میکنند، چوپان پابرهنه وشتربان بیسوادیمنی وسومالی رابا راکت می بندند که تاامریکارابی ثبات نسازند. پروفیسرشوسودوفسکی ادامه میدهد:

That same evening at 9:30 pm, a War Cabinet was formed integrated by a selected number of top intelligence and military advisor. And at 11:00 pm, at the end of that historic meeting t the White House, the War on Terrorism was officially launched.

ساعت 9:30 شام همان روز"کابینه جنگ"متشکل ازیکتعدادمتخصص اطلاعات وامورنظامی عالیرتبه به وجود آمد. ودرپایان این جلسه تاریخی درقصر سفید، ساعت11:00 شب "جنگ علیه تروریزم"رسما اعلام گردید"(همانجا)

آنهادرظرف کمتراز12 ساعت هم مجرم راشناسائی کردند،هم کابینه جنگ راتشکیل دادندوهم جنگ علیه طالبان والقاعده راتحت عنوان "جنگ علیه تروریزم"اعلان کردند.قبل ازآنکه به مطلب دیگربپردازیم،لازم میدانیم خطاب به آقایان"ضدحشونت وجنگ"بگوئیم که بیبنید جنگ افروزان امپریالیست به چه سادگی به جنگ درازمدت علیه خلق های دنیاتصمیم میگیرندوباچه راحتی آنرابتصویب رسانیده وبه آن دست میزنند. آیاضد خشونت بودن از ضد امپریالیست بودن شروع نمیشود؟

بحث مارادنبال میکنیم: آیادرصورتی که جنگ قبل ازقبل آماده وطراحی شده نباشند، درصورتیکه همگان برروی مسایل کوچک وبزرگ آن توافق نداشته باشند، میتوان درظرف یکنیم ساعت تصمیم به جنگ بلندمدت درسطح کل جهان راگرفت؟ درظرف 90 دقیقه چه چه کارهارا میتوان انجام داد؟ اگر30 نفردراین جلسه شرکت ورزیده باشندوبیاینه آغازجلسه نیزفقط 5 دقیقه رادربرگرفته باشد،هرفردکمتراز3 دقیقه وقت داشته تا نظراتش راابرازکندکه درنهایت امروقت برای رای گیری واعلام تصمیم هم نمیماند.این نشان میدهدکه قلدرهای امپریالیست نقشه جنگ علیه خلق های جهان راپیش ازپیش برروی میزشان داشته وبارهاجزئیات آنرابحث وبرروی آن به توافق رسیده بودند. وشام 11 سیپتمبرفقط گردهم آمده وبعدازصرف یک گیلاس شامپانی بسرسلامتی همدیگرشان طرح رارسما اعلام کردند. چنانچه لری ایورست ژورنالیست معروف امریکائی درکتاب مشهورش بنام"نفت، قدرت وامپراطوری" نیز به این مسئله اشاره میکند:

More than eigt months earlier, half of Bush Jrs national security meeting was spent on Iraq and the Persian Golf(Oil, Power and Empier .p.6)

ازهشت ماه به اینطرف بیشترازنصف جلسات شورای امنیت ملی جرج بوش دوم برروی عراق وخلیج فارس میچرخید(نفت،قدرت وامپراطوری ص.6)"

 

واقعه 11 سیپتمبرفرارنافرجام ازگرداب بحران اقتصادی

حادثه 11سیپتمبرنتنهابه نفع امپریالیزم امریکابودوهست بلکه بنفع تمام امپریالیستهاومتحدین سیاسی شان درسراسرجهان میباشد.محوراصلی این حادثه برخلاف نظرات عامه مسئله فلسطین وسیاست خارجی امپریالیزم امریکادرشرق میانه نیست، بلکه درمنافع داخلی امپریالیستها ریشه داردو از تضاد های داخلی نظام منشامیگیرد.این حادثه راباید در مناسبات تولیدی نظام امپریالیستی وازجمله بحران اقتصادی کنونی که آنروزهادرراه بودمطالعه کرد. زیرابحران در حقیقت امر با بحران مالی در آسیا وبه ویژه جاپان در سال 1997 آغاز شده ومعلوم بودکه با حدت وشدن قوی تردروازه های غرب رادق الباب میکند. متخصصین اقتصادوایکونومیتریست های اروپائی وامریکائی ازرکودسهمگین در تولید، خبرمیدادند. روشن بودکه دردهه اول قرن بیست ویکم رکودبه بحران فراگیرمالی مبدل خواهدشدوچیزدیگری برای امپریالیست ها باقی نخواهدماندمگراینکه راه هاوشاهراه های شان را ترمیم کنندوپول های شان رابه دوران انداخته ورمقی به حیات تولیدداخلی شان بدمند. آنهابادرک این حقیقنت که مناسبات تولیدسرمایداری برانارشی استواراست واین انارشی بنابه عدم پلان وهم آهنگی(که پلان مشترک وهم آهنگی درتولیدومبادله فقط درنظام سوسیالیستی ممکن است)موجب ظهوررکودوسرانجام بحران میگرددکه به انقباض بازارانجامیده وموج جدیدبحران راشدیدترازقبل واردمیسازد.ایکونومیتریست ها،ریاضی دانان، پلانگذاران وفینانسیست های غربی به اولیای امپریالیست شان توصیه میکردندکه بحرانی که درراه است، نیازبه انباشت عظیم داردوحیات رژیم جزباتحمیل ریاضت های گسترده ترازهرزمان دیگرممکن نیست.ازجانب دیگرآنهامیگفتندکه: "متوجه باشیدواحتیاط کنیدکه بحران، انقباض بازاروتحمیل ریاضت های که ازآن صحبت میکنیم، ده ها میلیون کارگروزحمتکش رابیکارخواهدکرد.احزاب جدیدسیاسی برزمینه این اوضاع بمیدان خواهندآمدوتغییراوضاع اجتماعی بشعار روز مبدل خواهدشد. احزاب سوسیالیست وکمونیست امروزی امریکاواروپاکه به احزاب پارلمانی ونواله خواران بورژوازی بزرگ مبدل شده اند،راه بی وفائی را گرفته وجاخالی خواهند کرد.شرایط جدیدیعنی شرایطیکه درآن فقط سرنگونی رژیم سیاسی مسئله راحل میکند، اینشعار را بلند خواهد کرد. این مسئله اگرعامل اصلی حادثه 11سیپتمبر2001نباشد، بلادرنگ این شک وتردیدرادرقلب هزاران انسانی که بانظام سرمایداری ازنزدیک آشنااند ایجادمیکندکه "نظام بخاطرنجات خودازنابودی دست به این کارزده است".حادثه 11سیپتمبراهرم نجات نظام سرمایداری ازظهوراوضاع کاملاانقلابی که درآن پیدایش احزاب انقلابی پرولتری یک امری اجتناب ناپذیربود،گردید. زیرا بعداز 11سیپتمبربودکه امپریالیست های امریکائی واروپائی به بهانه 11 سیپتمبرومقابله باتروریزم به جان مردم خودافتادند، قانون"پیتریات"رابه تصویب رسانیدند، قانون"توقیف بدون موعدمعینه"رابه قانون تبدیل کردند، تیلیفون هاوایمیل های مردم رازیرکنترول گرفتند،"بایومیتریک بانک"راایحادکردندوارتباطات مردم راتحت مراقبت شدیددرآوردند.باتحمیل نظام پولیسی واجرای سیاست های عیارفاشیستی مخالفین رااز نظرروانی تحت فشارقرارداده وآنهارابه عناصرپسیف وگوشه گیرمبدل ساختند.

ازجانب دیگرآنهابا به راه انداختن جنگ درافغانستان وبه تعقیب آن درعراق به تولیدات داخلی شان خون تازه دمیدند، تکنالوژی نظامی شان را تجدیدآرایش دادند، فابریکه هاوکمپنی های تولیدغیرنظامی رابه تولیدجنگ ابزارهای مدرن تجدیدویرایش دادند. به یکی ازگزارشات مختصر پروفیسر شوسودوفسکی مراجعه میکنیم:

The big five defense contractors(Lockheed Martin, Northrop Grumman, General Dynamics, Boeing and Ray-theon) have been shifting staff and resources from civilian into military productions. Lockheed Martin, Americas largest defense contractor- has shifted resources out from troubled commercial/civilian into lucrative production of advanced weapon system including the F22 Raptor-high tech fighter-jets. Each of the F-22 Raptors will cost $85millions. 3000 direct jobs will be created at modest cost of $20 million a job.

Boeing which is bidding for the $200 billion dollar contract with Defense Department for the production of the Joint Strike Fighter(JSF) confirmed that while some 3000 jobs would be created.(page 15).

پنج شرکت بزرگ تولیدکننده جنگ ابزار(لاک هیدمارتین، نرتروپ گرومن،جنرال داینمیکس، بوئینگ وری تیون)کارمندان واسباب وابزارکارشان راازتولیداقلام"ملکی" به تولیدجنگ ابزارتغییرداده اند.لاک هیدمارتین که بزرگترین تولیدکننده جنگ ابزارامریکامیباشد، کارمندان وابزارکارتولیدات تجارتی/"ملکی" اشراکه کماکان با مشکلات مواجه بود درجهت تولید سیستم جنگ ابزارهای بزرگ وپیشرفته بشمول جت های هایتک F22 Raptor تغییرویرایش داده است. هرفروند F22 Raptorبیشتراز85 میلیون دالرخرج برمیدارد.تولیداین جت ها 3000 کرسی جدیدکارمندرابامصرف 20 میلیوندالرباخود همراه دارد.

بوینگ که برنده مناقشه 200 ملیارددالری ازوزارت دفاع امریکابرای تولیدنوعی ازجنگنده هابنام(JSF)میباشد، تائیدکردکه تولیداین طیارات 3000کرسی جدیدکارمندرادربردارد.(ص.15)

اماطبقات حاکمه خصیص اروپانتنهااینکارهارابی سروصداانجام دادند، بلکه به سراغ جیب اهالی شان نیزرفتند.مثلابیمه صحی رادرنظر بگیرید؛ قبل از11 سیپتمبروقتی دریک خانواده پدریامادرکارمیکرد وپول بیمه میپرداخت، تمام خانواده اوباهمان پول، بیمه بود. دراواخر دهه90 واوایل سال2001 یک پدرومادرودوطفل بالای سن 18که محصل بودند،حدود220گیلدن(پول هالندی معادل با مارک آلمانی) ماهانه پول بیمه میپرداختند.بعداز11 سیپتمبرواوایل 2002همین خانواده بایدحداقل مبلغ 900 گیلدن اجبار اپول بیمه میپرداخت.قبل از11 سیپتمبر پول"بیمه علیه حمله تروریستی"وجودنداشت وبعداز11 سیپتمبرهرفردبایدمبلغ 4.5 یوروپول بیمه ضدتروریزم بپردازد.آلمان که اندکی بیشتراز60 میلیون بالای سن 18 داردسالانه (108000000) یک ملیاردو هشتصدهزاریوروراازاینطریق ازمردمش ربوده وبصندوق انباشت سرازیرمیسازد.اگرشماجوانب دیگر مناسبات تولیدومبادله امپریالیزم را دررابطه با رکود و بحران مطالعه کنیدمی بینیدکه نیازمنفجرساختن برج های مرکزتجارت جهانی درنیویارک درمناسبات تولیدی امپریالیستی درکل وامپریالیزم امریکابطورخاص میباشد،نه درجای دیگر. به همین دلیل است وقتی که جرج بوش تهدیدکنان میگوید"یابامایاعلیه ما"هیچ یک ازامپریالیست هااعتراض نمیکند.

درهفته بعداز11 ام سیپتمبردولت اضلاع متحده امریکا"حمله پیشگیرانه"راشامل استراتیژی دفاع ملی امریکاساخت.برطبق این قانون دولت امریکابدون اجازه سنا حق داردکه برهرکشوری که خواسته باشدحمله کند. بعداز11 سیپتمبرامپریالیزم اضلاع متحده نیروهای ویژه"دهشت افگنی وترور"ش رابه افغانستان فرستاد. رهبران مجاهدین وقوماندان های شان که درطی دودهه قبل ازآن در"فروختن خودومیهن"و"جابدل کردن درجنایت ومعامله" تجربه کافی اندوخته بودندبامشاهده سناچ های پرازدالرورویای چوروچپاول وسرکوب مردم افغانستان درسایه سر نیزه امریکاواروپا، به استقبال شان شتافتند. وروشنفکران تسلیم طلب خارج نشین که ازمدت هاقبل "فریاد"میکشیدندکه بیائیدوافغانستان رااشغال کنیدبه رقص وپایکوبی پرداختند. روشنفکران تسلیم طلب درداخل که متاسفانه به جنبش چپ افغانستان ریشه می رساندندوازتسلیم شدن به اتحادشوروی- متجاوزقبلی- تجربه اندوخته بودند شعار"حق مردم ماراپایمال نکنید"رابلندکردندومانندسگان بی صاحب که بعدازیک دوره سرگردانی ودربدری به آبادی میرسدوبخاطرجلب رضایت ارباب جدیدسربه خاک میگذارد احزاب پارلمانی تشکیل داده ودرجهت استحکام رژیم مزدوردست به فعالیت شدند.این عوامل درکل باچنان سرعتی زمینه تجاوزامریکاوانگلستان رافراهم کردندکه آنهادرظرف کمترازیک ماه بیشتراز12000نیروی های ویژه شان رادرمناطق تحت نفوذجمعیت اسلامی پیاده کرده وشب 7 اکتبرشهرهای مهم افغانستان تحت طالبان رابزیرآتش گرفتند.

 

زمینه چینی جنگ های تجاوزی به بهانه 11 سیپتمبر

افرادی که دراداره جرج بوش دوم کارمیکردند،هرکدام بشمول خوداویانماینده کورپوراسیون های فراملی انرژی فوسیلی(زلمی خلیل زاد، کاندولیزارایس، جرج بوش...) بودند یا برگزیدگان تولیدات جنگ ابزارهای سنگین وسبک(کولین پاول، دونالدرامسفیلد، پاول ولفوویتزجرج بوش و..) ویاازمنافع کورپوراسیون های عظیم ساختمانی نمایندگی میکردند(دیگ چینی وغیره). آنهاهرکدام به نوبه خودنقشه های استراتیژی تبدیل"امریکابه یک امپراطوری جهانی واستخراج انرژی فوسیلی آسیای میانه وصدورآن به بازارآسیای جنوبی را"تهیه دیده بودند، ببینیدکه اینهاکی هاهستند:دیویدلیبی، دونالدرامسفیلد، دگ چنی،کندولیزارایس،پاول ولفویتز، استیفن کامبون،ریچاردپیرل، کولین پاول وسرانجام زلمی خلیلزاد.اینهاهرکدام درحلقه های سیاسی جهان به حیث"بزرگترین جنگ طلبان"کنونی" معروفند. درسال 2001 مجموعا حدود اندکی بیشتراز300تن ازاینگونه افراددرهیئت حاکمه امریکا شامل بودند. اینها نه فقط اوقات رسمی شان رادرگفتگو مباحثه برری جنگ درخلیج فارس، افغانستان،سواحل دریای خزر،گرهگاه های استراتیژیک اقتصادی و ترانسپورتی ونفت می گذراندند بلکه گفتگوهای اوقات وساعات فراغت ودیدارهای خصوصی شان نیزبرروی اینگونه مطالب میچرخید.

آنچه تااین زمان جلواین جنگ طلبان(جنگویست)رااز اعلام جنگ برای تصرف سرزمین دیگران گرفته بود، عدم بهانه قانونی بود که براساس آن بتوان ذهنیت عامه را فریب داد(مانیوپولت کرد). برای آنکه ببینیم چگونه این دسته کفتارهای وحشی این بهانه رادروجودحادثه 11 سیپتمبر2001 یافتند، گام بگام شکل گیری حوادث رابنابه گزارشات روزنامه های امریکائی تعقیب میکنیم.

بتاریخ 3 اکتبر واشنگتن پست گزارش دادکه:

The board met behind closed door, for 19 hours to discuss the ramifications of the attacks of Sep.11. The members of the group agreed on the need to turn to Iraq as soon as the initial phase of the war against Afghanistan and Mr. Bin Laden and his organization is over

شورای جنگ برای 19ساعت درعقب درهای بسته تشکیل جلسه دادتانتائیج حادثه 11سیپتمبررابحث کنند. شورا متفق الرائی تصویب کردندکه بعدازآنکه مرحله اولیه جنگ علیه افغانستان وآقای بن لادن وسازمانش راانجام دادند، برعراق حمله کنند"

متعاقباجیمزولسی رئیس سیابه لندن توصیه کردکه کوشش کننداسنادومدارکی راتهیه نمایندکه براساس آنهابتوان حمله کنندگان برج های تجارت جهانی نیویارک وپنتاگون راباصدام حسین پیوند بدهند.

Try to get evidence linking Hussein to September 11, like the Iraqi agents met with Mohammad Atta, the alleged ring leader- of the September.11 attacks, that Iraq provided fake passport for all the 19 hijackers, that an Al-Qaeda member traveled to Baghdadthat Iraq trained Al-Qaeda members and Iraq was linked to anthrax mailed to US(New Yourk Times

کوشش کنیداسنادی راتهیه کنیدکه بتوانندحسین(منظورصدام حسین است- مترجم)رابا11 سیپتمبر مرتبط سازدماننداینکه محمدعطا(رهبر دسته حمله کننده ها)باپولیس مخفی عراق درارتباط بوده،یا اینکه عراق برای تمام 19نفرحمله کننده پاسپورت های جعلی درست کرده بودیاکه یک عضوالقاعده به بغدادرفته بودویاکه عراق اعضای القاعده راتربیه کرده است ویااینکه عراق میکروب سیاه زخم(anthrax)رابه امریکاپست کرده است"

به اینطریق دیده میشودکه آنها نخست القاعده رابه مثابه عامل حمله درذهن جهانیان ته نشین ساختندووقنی که متیقین شدندرسانه هااین اتهام را به"پاسخ"مردم مبدل ساخته اند،کوشیدندکه ازآن سودببرندوالقاعده رابه صدام حسین ربط بدهند.درحالیکه اگرقبول کنیم آن 19 تن عربی عامل 11 سیپتمبر بوده اند، بیشترازیکسوم آنهاازعربستان سعودی می آمدندوخانواده های شان صاحبان کرسی های قدرت دردستگاه حاکمیت عربستان سعودی بودند. مضاف براینها زن ترکی الفیصل رئیس سازمان اطلاعات عربستان سعود فقط چند روز قبل ازحادثه 11 سیپتمبرمبلغ 200000دالررابه محمدعطارئیس آن 19 نفررسماازطریق ویسترن یونین فرستاده بود. چراآقای چنی وپاول ولفو ویتز بهلندن دستور میدهند که القاعده را بخ شکلی از اشکال با صدام حسین مرتبط سازند؟ مضاف برتمام اینهاچراالقاعده؟ وبه همین ترتیب چراطالبان وافغانستان؟

 

چراافغانستان ؟

باسقوط امپراطوری سوسیال- امپریالیستی اتحادشوروی شرایط جدیددرمراودات اقتصادی وکنش وواکنش سیاسی جهانی به وجودآمد. انرژی فوسیلی واستیلای انحصاری برمنابع وانتقال وترانسپورت آن نیزدرمقیاس های کوچک وبزرگ سطوح مختلف شرایط جدیدمطرح گردید. دربطن اوضاع جدیدافغانستان موقف جئو- استراتیژیک جدیدی پیداکردکه باگذشته هاکاملافرق داشت. درگذشته هاهمواره استعمارآزمندیاازطریق جنوب درپی تسخیرآسیای وسطی بودوعناصرمزدورووطنفروش مانندشاه شجاع،امیرمحمدیعقوب خان وامیرعبدالرحمن وسرانجام سلاطین آل یحیی رابرمسندقدرت نشانده وخلق آزادیخواه اینسرزمین رادرحمام خون غسل میداد. ویاازطریق آسیای وسطی درپی تسخیرهندبوده وبرافغانستان چشم دوخته وعناصربی ارداه، مزدورووطنفروش ماننداحزاب خلق وپرچم رابر اریکه قدرت نصب کرده ومیلیون هاانسان اینسرزمین رادرغم دلبندان شان بخون می نشاند. امادراوضاع جدیداستعمارنه ازشمال بسوی افغانستان می آمدوبه جنوب میرفت ونه ازجنوب بسوی شمال درحرکت بودوازافغانستان میگذشت، بلکه میخواست افغانستان را تسخیروازآنجا کارزاراستیلابرآسیای مرکزی راآغازوکنترول آسیای جنوبی راازسربگیرد. این موضوع را اندکی بازنموده وباقاصرترین جملات موردارزیابی قرارمیدهیم:

1-  بعدازسقوط امپراطوری سوسیال- امپریالیستی اتحادشوروی، جمهوریت های سابق آسیای مرکزی به اصطلاح"آزاد"شدند.امپریالیست های امریکائی واروپائی میدیدندکه دراوضاع جدیدممکن است که روابط تجاری این جمهوریت هاراباایران، هندوستان،پاکستان وچین تحت کنترول درآورده ورژیم های سیاسی شان راباصدوربحران های اقتصادی وبالاوپائین بردن نرخ تورم به نفع استراتیژی منطقه ای وجهانی خودسمت وسووعندالضرورت تغییر داد. افغانستان که با تعدادی ازاین جمهوریت هاودرعین زمان باپاکستان وایران هم مرزاست، نقش کلیدی رابازی میکند. با دراختیارداشتن افغانستان به راحتی میتوان صادرات وواردات امارات متحده عرب راکه ازطریق ایران بااینسرزمین هاصورت میگیردکنترول کردومال التجاره آسیای جنوبی راکه ازراه افغانستان به آسیای مرکزی صادرمیشوند میزان نمود ویا تحت تحریم قرارداد. وسرانجام اهمیت بندرعباس را درایران وبندرکراچی رادرپاکستان رقم زده ونرخ بحران اقتصادی رادربازارتولیدومبادله آسیای مرکزی وجنوبی بالاوپائین برد.ازجانب دیگرمرزهای روسیه رادرجنوب کاملا کنترول کرده واین کشوررادربین یخ های قطب شمال وجمهوریت های آسیای وسطی وکوه هائی قفقازمحدود ساخت. وچین را درمرزهای قرغیزستان وپامیربه زنجیرکشیدوصادرات چین را به اسیای وسطی کنترول وواردات انرژی آنرا درقبضه خودگرفت.

2-  رویای سلطه برآسیارا ذخایرانرژی فوسیلی سواحل دریای خزرشیرین ترمیکرد.چیزیکه تادهه 90 برای امپریالیست های امریکائی وانکلیسی یک رویای شیرین حساب میشداکنون به کالای قابل خریدوفروش ازجانب صاحبان فقیرومحتاج پول وقدرت دربازارعرضه میشد.امپریالیست هامیدیدندکه میتوان این کالارابه قیمت ارزان خریدوبه بهای خیلی بالادربازاروسیع آسیای جنوبی بفروش رسانیدو هزاران ملیارددالررادریک پروژه سرمایه گذاری درازمدت کمائی کرد. امااین رویاهافقط بااستیلابرافغانستان میتوانست به"بیزنس ملیاردی"مبدل شود.زیراانرژی سواحل دریای خزربایداز طریق پایپ لاین ازافغانستان گذشته وبه هندوسایرمناطق آسیائی میرسید. بنابه این دلیل فتح افغانستان کلیدصندوق هزاران ملیارددالربود.(تصورکنیدکه صدور1.7 ملیاردتن متری گازدربازاریکه 1.2 ملیاردنفردرهندو180 ملیون نفردربنگلدیش مصرف کننده دارددرطی کم ازکم ده سال چقدرسودرا نصیب سرمایه گذاران میکند؟ برای قیاس حجم ازخوئد بپرسید که آیا کدام کالائی دیگر در دنیامیتوانداینقدربازاروسیع داشته باشد؟)

3-  استراتیژیست های امریکائی این مسئله راخیلی خوب درک ومحاسبه کرده بودندکه درشرایطی که"برادران مسلمان"مجاهدخانه های مردم بیگناه راباراکت هائیکه آنهاداده اندبه آتش می بندند، برفرق انسان برحسب سن شان میخ میکوبند، زنان ودختران یکدیگرراموردتجاوز و هتک حرمت قرارمیدهند، دختران جوان وزنان بی سرپرست رااختطاف ودربازارهای کنیزفروشی عرب هابه فروش میرسانند،هزاران هزارافغانستانی وطن شان راترک گفته وباتف انداختن ولعنت فرستادن براخوان الشیاطین ومجاهدین بسوی سرنوشت نامعلوم به ایران و پاکستان میروند، بهترین فرصت ایجادیک گروه مزدورومیهنفروش جبارمانندطالبان است.آنهامیدانستندکه ISIوالقاعده یک چنین گروهی را همانگونه که درظرف یک ماه دربوزنیا هرسی گویناایجادکرده بودنددرمدت خیلی کمترازآن درافغانستان به وجودبیاورند.

به این قسم امپریالیستها تحت قیادت امپریالیزم امریکابه دستیاری مرتجعین عرب وپاکستان تلاش برای استیلابرافغانستان راازطریق سازماندهی وکمک مالی وتسلیحاتی مجاهدین درشکل"مداخله"آغازکردند. وپس ازخروج نیروهای سوسیال- امپریالیزم شوروی ازافغانستان وتشکیل باندطالبان این مداخله رابه تجاوزغیرمستقیم انکشاف دادند.آنهابعداز11 سیپتمبرتجاوزغیرمستقیم شان درلباس طالبان راکنار گذاشته وبالشکرکشی مستقیم شان برافغانستان براین کشورمسلط شدند. درتمام این پروسه که درمدت سه دهه از تمهیدآغازمیشودوتااشغال استعماری کشورمیرسد، احزاب جهادی وطالبی آله دست استعمار امپریالیستی بوده وبرچهارمیخ محکومیت تاریخ اینسرزمین آویزان میباشند.

دراینجالازم به تذکراست اشاره کنیم که برخلاف گفته جنرال مشرف وسایرمزدوران امپریالیزم، گرگ های امپریالیست هیچ زمانی افغانستان راترک نگفته ودرطی این تقریبا4 دهه حتی فشارپنجال های شان راازگلوی خلق آزادیخواه ما برنداشته اند.آنهادراین مدت یک لحظه هم ازموضع تهاجم عقب نشینی نکرده وبالعکس مداخلات شانرابه تجاوزات غیرمستقیم وتجاوزات غیرمستقم شانرابه لشکر کشی عریان استعماری واشغال مستقیم کشورانکشاف داده اند.

اما اشغال افغانستان مرحله آخری این خط است که امپریالیست هاواحزاب اسلامی درحق مردم افغانستان رواداشته اند. این حرکت امکان انکشاف بیشترازاین رانداردوازهمین نقطه سقوط میکند.

 

چرااین آخرین فاز تجاوزات امپریالیست های برافغانستان است؟

گفته مشهورلنین است که"آنهائی که جنگ راآغازکرده اند،الزاماخاتمه دهندگان آن نمی باشند". تاریخ صدق گفتارداهیانه لنین راثابت کرده است ونشان داده که این گفتار برقانونمندی حرکت جامعه استواراست.فاشیست های آلمان جنگ راآغازکردنداماخلق کبیراتحادشوروی تحت رهبری حزب کمونیست شوروی ورفیق استالین آنراپایان دادند،امپریالیزم امریکاجنگ رادردلتای میکانگ آغاز کرداماخلق رزمنده ویتنام به آن پایان بخشیدند.امپریالیست هاواحزاب اسلامی مزدورجنگ را در افغانستان شروع کرده اند، ولی آنها هرگزقادربه پایان دادن آن نیستند.این فقط خلق افغانستان است که میتوانداین جنگ راخاتمه بخشند.

امپریالیستهابدون شک بادم های آویزان دربین پاهای شان چونگ چونگ کنان، ازاین سرزمین خواهندرفت، امانه به دست طالب وچلی یاملاوخان، بلکه خلق افغانستان سرانجام پیشانی آنهارابزمین خواهندمالید. زیرااین خلق افغانستان هستندکه فشارستم راتحمل میکنند، خلق افغانستان اندکه باحقارت اسارت سربرزمین میگذارندومیخوابندوباسرزدن آفتاب بار دیگرخودرادرهمان زنجیراسارت وحقارت بازمی یابند. خلق افغانستان اندکه وقتی آبادی نسبی ممالک دیگر رامی بینندبایاس وحرمان به ویرانی مطلق سرزمین خویش اشک حسرت می ریزند.خلق افغانستان اندکه دلبندان شان رابه امیدآنکه مانندآنهازجرنکشندوتنگدستی وعذاب راتحمل نکنند با تقبل هزاران خطرراهی دیار بیگانه میکنند. وآخرالامراین خلق افغانستان اندکه ازحقارتی که شوئنیزم فارس وجمهوری اسلامی برآنهاروامیدارندرنج میبرندوستم بابو های پاکستانی را تحمل میکنند.این خلق آزادیخواه درپیکار شان برای آزادی واستقلال دیگرجزتحت ستم بودن امپریالیستی ودربند استثمار بودن سرمایه جهانی دیگرچیزی ندارندکه ازدست بدهند. مرتجعین اسلامی آنهارابه شیعه وسنی،هزاره وپشتون، تاجک وترکمن، ازبک وبلوچ تقسیم کرده ودیوارهای ضخیم وبلندی رادربین شان بالاآورده اند.به این دلیل هیچ نیروی ملیتی،مذهبی وغیره نمیتوانداین خلق را دیگرمتحدساخته وبرای تحصیل استقلال ملی، صلح وثبات به نبرد مارش بدهدجزطبقه کارگر.

اماطبقه کارگرجزآنکه به اطراف محورخواست های طبقاتی خویش که به واسطه حزب پیش آهنگ آن تهیه میشودهرگزنمیتواندبصورت یک طبقه متشکل گردیده ووظیفه تاریخی خودرا به سرانجام برساند. تاآن زمانی که حزب طبقه کارگریعنی حزب کمونیست انقلابی افغانستان تاسیس نشودوخلق رابه انقلاب کردن رهنمون نگردد، امپریالیست هاومزدوران بومی شان به اشکال مختلف وزیر نام های مختلف درافغانستان باقی مانده واین سرزمین راغارت خواهندکرد.

آنهائیکه درامررهائی خلق ومبارزه طبقه کارگرصادق اند، به همین دلیل مبارزه برای تاسیس حزب کمونیست افغانستان رااولویت مبارزاتی شان میدانند.ومبارزه درراه برآورده ساختن این مامول راباافشای اپورتونیزم وجاسوس های خائین امپریالیست که دربدل پول سوسیال برای دستگاه اطلاعات امپریالیست هاخبرچینی وچغلی میکنند، درهم می آمیزند. زیرا"بدون مبارزه علیه اپورتونیزم،مبارزه علیه امپریالیزم ممکن نیست(لنین)".مبارزه علیه اپورتونیست های ساماوسازمان رهائی وافشای خیانت های آن هایک تاکتیک مبازاتی نیست که کمونیست ها انتخاب کنندآنراانجام میدهندیانمیدهند،این امریک حکم ایدئولوژیک ویکی ازمسایل انصراف ناپذیراستراتیژی تدارک برای جنگ خلق است وصداقت کمونیست بودن یک کمونیست افغانستانی رادراین ورطه بایدآزمودنه درواژه پرانی های بلند بالای او.

مائویست های افغانستان

20 سنبله 1391مطابق 10سیپتمبر 2012