Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

 

 

ازکوزه همان تراودکه در اوست

 

فحاش وایدئولوژی فحاشی

بخش دوم

 

دربخش گذشته برنقش تعین کننده ایدئولوژی درسیاست مکث کردیم. درآن بخش توضیح دادیم که چگونه پراگماتیزم به صورت اکونومیزم بورژوائی درسازمان جوانان مترقی رسوخ کردوآنراازبین برد. وبه تعقیب آن سازمان رهائی بااین سیاست به وجودآمدودرجریان رشدوانکشاف خودبه رویزیونیزم رسید.وهمچنان به این موضوع اشاره کردیم که چگونه آوانتوریزم دروجودهسته رهبری سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما)به استراتیژی سازش طبقات انکشاف یافته وسرانجام به تسلیم طلبی (کاپیتالاسیونیزم)وبقاگرائی(اگزیستانسیالیزم) استحاله شد.اگزیستانسیالیزم، کاپیتالاسیونیزم وآوانتوریزم اشکال گوناگون پراگماتیزم میباشند که تحت شرایط دشوارجنگی یک به دیگرتبدیل میشوند.حادثه چنداول تبارزمشخص قیام شهری ومردود حساب کردن استراتِیژی جنگ خلق وبویژه محاصره شهرهاازطریق روستابودوآوانتوریزم میباشد. این آوانتوریزم درطی کمتراز دو سال ازاین کاسه داغترازآش بودنش به کاپیتالاسیونیزم استحاله شدوبادولت خلق وپرچم پروتوکل امضاوبرای آن درهرات وشمالی به جاسوسی دست زد. درعین زمان درعقب اینهااستراتیژی سازش بافئودالیزم وامپریالیزم وجودداشت که همانا"اعلام مواضع"ساما بود.درچنین وضعی معجون هیچ حکیمی نمیتوانست ازاین جمعی که هویت ایدئولوژی انقلابی نداشت ولی باادبیات انقلابی حرف میزد، سازمان انقلابی یاحداقل بیطرف وعاری از نفوذ سوسیال- امپریالیزم شوروی و امپریالیزم امریکا بسازد. (درمورد یگانگی این دوتضاد بعدا حرف میزنیم).عبدالقیوم رهبربرای بقای فیزیکی آنها به بقاگرائی دست زدوکوشید که ازطریق جلب امکانات مادی ازاروپاوآخرالامرازخاقان های چین توته های شکسته این تشکل رادرپیوندبهم نگه دارد.

امروزدربقایای سامادوبخش بادوایدئولوژی منشعب ازپراگماتیزم بورژوازی مشاهده میشود،بخش اول بخش تازه اندیشان است که میتوان گفت افراد صادق به بینش شان بوده وباهمان بسم الله که ازاول کارمیکردندتاکنون کارمیکنندوگاه گاهی هم که چیزی رابیرون میدهندباادبیات بورژوا-دموکراتیک مینویسندوبه کمونیست ومارکسیست لنینیست مائوتسه دون اندیشه بودن  تظاهر نمی کنند. این بخش به خلق افغانستان تعلق داردومیتوان باانتقاد و ائتلاف با آنها کارکرد. بخش دوم بخش اپورتونیست عیارسامااست که تحت رهبری شیرآهنگروسیدغلام علی مشرف قرارداردوخود را ساما (ادامه دهندگان)مینامد. این بخش به انقلابی بودن تظاهر، باادبیات انقلابی کارونشریه عقاب رابیرون میکشد. این بخش ازجائیکه اپورتونیزم مسلکی است به کمونیست ومارکسیست-لنینیست مائوتسه دون اندیشه بودن تظاهرمیکند.این تظاهرنمادی است ازلیترو-انسترومینتالیزم وناشی گری اپورتونیزم عقبمانده (لیترو- انسترومینتالیزم عبارت است ازاستفاده ازواژه هاوترمینالوژی های طبقه کارگربمثابه سامان برای اغوای این طبقه. لیترو-انسترومینتالیزم برای اولین باربه واسطه برنشتین مورداستفاده قرارگرفت وبعداکائوتسکی که دراول باآن مخالف بود،به آن پیوست.درسالهای 1960-1970کوانتل پرونیزبااین ادبیات کارمیکرد).این اپورتونیزم به این دلیل عقبمانده است که نمیداندبازاراینگونه شعبده بازی هادیگرسالهاست که بکسادی گرائیده وبدون کیفیت انقلابی استفاده ازواژه هاوترمینالوژی های انقلابی طبقه کارگرجزآنکه شعبده بازرابه مسخره(clown) بداقبال تبدیل کند، کاری دیگری را ازپیش نمیبرد. درکتاب دموکراسی امریکائی شیرآهنگروسیدغلام علی برخلاف نشریه عقاب روح صداقت ورک وراستی آنهارانسبت به امپریالیزم به وضاحت میتوان دید. مادراین بخش وبخش سوم میکوشیم که تبارزات دیگرایدئولوژی این بخش ساما(ادامه دهندگان)را بصورت جزوارومستندبه گفتگوبگیریم.

 

1-  اپورتونیزم"مستقل" وبرده های اپورتونیست

میگویندکه"اپورتونیزم تفسیربینش بورژوازی متوسط وکوچک درعمل(سیاست)است".امااین گفته خیلی عام ودرعین حال آبسترکت ومجرداست. بنظرمااین گفته نمیتواندسیمای اپورتونیزم افغانستان رابطورواقعی ترسیم کند. واپورتونیزم کریه المنظرافغانستان بااین تعریف کمافی السابق درلای تعریف عام وکهنه پیچیده باقی میماند. فرصت طلبی یااپورتونیزم بورژوائی درممالک امپریالیستی با خصلت سیاسی ایکه عندالضرورت جا عوض میکند،تعریف میشود. این درست است و اپورتونیزم بورژوازی این ممالک درهمان بالاوپائین رفتن های نبض اقتصاد وسیاست سرمایداری جایش را تعین میکندوبهمین دلیل اپورتونیزم یک"فضا"است. دراینکشورهامناسبات فئودالی ازبین رفته ومناسبات حاکم اقتصادی- سیاسی مناسبات سرمایداری است واپورتونیزم آن نیز مربوط به همین فضای ایدئولوژیک نظام سرمایداری میباشد که آنرااپورتونیزم"مستقل"،"یک محوری" و"پایدار"میگویند.

امااپورتونیزم درممالک نیمه مستعمره- نیمه فئودالی تنها دریک فضای ایدئولوژیک "جاعوض" نمیکند. اپورتونیزم نیزمانندهرسیاست دیگرتابع ساختاراقتصادی- تاریخی جامعه است وهمانطوریکه مناسبات تولیدی درممالک نیمه مستعمره- نیمه فئودالی عمدتامناسبات نو-مستعمراتی یاملاکی-کمپرادوری است(دوفضای ایدئولوژیک رامشترک دارد)،اپورتونیزم این ممالک نیزاپورتونیزم دوفضای ایدئولوژیک میباشد(فضای ایدئولوژیک فئودالیزم یعنی مذهب،قبیله پرستی وسنت گرائی وفضای ایدئولوژی بورژوازی یعنی سیکیولاریزم، بورژوا- دموکراسی وتجددگرائی). اپورتونیزم این جوامع دربطن این فضابه بالاوپائین،به چپ وراست وبه پیش وعقب حرکت میکند. موضع سیاسی این اپورتونیزم وابسته به مناسبات فئودالیزم، بورژوازی بیروکرات وامپریالیزم میباشد. مثلا:اپورتونیزم افغانستان رادرنظرمیگیریم:این اپورتونیزم درصورت غلبه جناح فئودالیزم جانب فئودالیزم وامپریالیزم را میگیردومذهبی میشود(ظاهرشاه طلبی سازمان رهائی؛تشکیل جبهه مبارزین مجاهدواعلام مواضع ساما).امادرصورتیکه کمپرادوریابورژوازی بیروکرات وسوسیال امپریالیزم یاامپریالیزم جنبه غالب داشته باشند،این اپورتونیزم جانب جناح امپریالیزم یاسوسیال امپریالیزم رامیگیرد. احزاب پارلمانی ساما وموجودیت ده هاعضوسازمان رهائی دردستگاه دولتی وهاب وناب سازمان رهائی با امپریالیست هاومدح دربدل"مدال"رادراین رابطه بایدجستجوکرد. ارزیابی متدیک این خصلت"رقصان ونوسان"بمامیگویدکه این اپورتونیزم"اپورتونیزم وابسته، ناپایدار و چند محوری"میباشد.

ازجائیکه امپریالیزم مانع رشدبورژوازی ملی بوده وموجدنظام نیمه فئودالی- نیمه مستعمراتی یامستعمراتی میباشد، این اپورتونیزم برده منش نمادی است ازبی ارادگی، بی شهامتی ووابسته گی که بامنطق, تعقل وگردن فرازی انقلابی بیگانه میباشد. نبایدتصورکردکه اپورتونیزم افغانستان بااپورتونیزم آلمان یاامریکایک گروپ خون دارند. نه، اپورتونیزم اروپائی وامریکائی بااپورتونیزم افغانستانی حتی پسرکاکاوپسردائی هم نیستند.رابطه آنهابا یکدیگر رابطه "برده"و"ارباب"میباشد و با یکدیگردرتضاد وتبانی قراردارند.

 

2-  انفعال اپورتونیستی درتیززبانی خیابانی

این پیکره رابایادآوری ازحملات سیدغلام علی مشرف برحزب کمونیست(مائویست)افغانستان به دلیل  ngo داشتن آن درسالهای 2004 و2003وهمچنین حمله اوبر"پولاد"به دلیل کارکردنش دریک ngo درسالهای 1360"آغازمیکنیم.سیدغلام حزب کمونیست(مائویست) افغانستان و "پولاد" راببادفحش وناسزامیگیردوباآنهابمثابه دشمن برخوردمیکندکه چراngo داشته ویاچرادریک ngoکار کرده اند.

قبل ازهمه چیزاین نکته رالازم به تذکرمیدانیم که تمام نعمات مادی ووسایل ووسایط زنده ماندن درجهان کنونی به امپریالیزم وسرمایداری مالی تعلق دارند.برای زنده ماندن،هرفردواجدشرایط کاروحتی اطفال برروی این کره خاکی بایدنیروی کارش(ودربرخی ازکشورهابایدبدن شانرا)بفروشندوزنده ماندن خودوخانواده شان راازامپریالیست هاوآنهائیکه بحساب مالکین جهان می آیند،بخرند. به این لحاظ غیرازدستگاه اطلاعاتی نظام حاکم،ماهرانسان دیگررا مجاز میدانیم که دریک جای کارکندولوآنجا یک ngoباشد.

اگرسیدغلام علی،این منتقدتهی مغزبتوانددرجامعه طبقاتی تحت سرمایداری غیرازاین طریق وسیله دیگرزنده ماندن رانشان بدهد،تمام آنهائیکه برای سرمایداری کارمیکنندوتحقیرمیشوند،کارشان رارهاوبه طریقی که سیدغلام پیشنهادکرده رجوع خواهندکرد. درغیرآن انتقادکردن ازفروش نیروی کار به سرمایداری وامپریالیزم جزآنکه حدنهائی بی منطق وسفله بودن اورابه نمایش بگذارد، کاردیگری را انجام نمیدهد.( یک ضرب المثل عامیانه است که میگوینداگرکل طبیب میبوداول غم سرخودش رامیخورد)واگرسیدغلام علی راه وچاره دیگررامیدانست خودش بخاطرزنده ماندنش رفته وبرای دستگاه اطلاعات امپریالیست درازای پول سوسیال کارنمیکرد.

منطق جهان کنونی چنین است که ملیاردهازحمتکش بایدنیروی کارشان رابه خریدارآن بفروشندتازندگی کنند.اگرکسی این منطق رانمیپذیردبایددرراه واژگون ساختن این جهان کمرهمت ببندد. خودسیدغلام جان نیزده هاسال تشناب های آلمانی هاراپاک میکرد،کارخانه هاوموسسات شان راپیهره داری وپاسبانی میکرد،سرک های شانراجاروب میزدوفضولات سگ های شانراازپارک هاجمع آوری نموده ودرسبدهای مخصوص می انداخت تانان زنده ماندنش راپیداکند."شیر" لالایش نیز روزگار بهتری ازان ندارد. اکنون درسالهای آخرعمرش بدترازاین هارابخاطرزنده ماندنش انجام میدهدکه عبارت ازگزارش دادن نام ونشان کمونیستهابه دستگاه اطلاعات امپریالیستهای کانادا واضلاع متحده امریکااست.

کاربرای سرمایداری زمانی خیانت است که کسی دردستگاه اطلاعات آنهاکارکندویابرای خدمت به امپریالیست ها"تشکیلات"به وجودبیاورد.چندمثال را ازساما نقل میکنیم:

1   عرضه خدمت ازطریق "جبهه متحدملی"

همه میدانندکه جبهه متحدملی(ساما)علی الرغم تلاشهای عبدالمجیدکلکانی شهیدنتوانست ازروی کاغذفراتررود.امازمانیکه پای جلب وجذب امکانات مالی مطرح شده عبدالقیوم رهبرنزدهلموت کول رهبرحزب مخالف آنزمان آلمان مدعی شدکه جبهه متحدملی وجودداردوخودبه پشاورآمده ومحمدهاشم زمانی،میاجان،داکتررسول رحیم،داکترربانی لهبان و...غیره رابنام رهبران جبهه متحدملی باخودبه آلمان برد.چون چیزی بنام جبهه متحدملی وجود نداشت، اظهار چنین چیزی درحکم دروغ گفتن است.عبدالقیوم رهبرهیچ مانعی نمیدیدکه اینکاررا بکند وبه هلموت کول وفرانسوامیتران بگویدکه یک جبهه ای وجود دارد که حاضر است بشما خدمت بکند. این نتنهادروغگوئی است بلکه تشکل ساختن بخاطرجلب کمک مالی میباشد.

2   ارتباط باISI ازطریق تنظیم" نسل نوهزاره مغول"،

با هجوم سوسیال- امپریالیزم شوروی برافغانستان روشن بودکهISI باتمام قوامیکوشدجناح های مقاومت رادرداخل تحت رهبری خودوسرانجام مرتجعین وامپریالیزم امریکاقراردهد.بنابه دستورISIسازمان نژادپرستان هزاره هادرکویته (تنظیم نسل نوهزاره مغول)مسئولیت افغانستان مرکزی را برعهده گرفته بود.سازمان رهائی حسن(معروف به حاجی نعیم برادرمحسن شهیدکه درحادثه بالاحصاردستگیروبقتل رسید)رادراین گرهگاه کارگذاشته بودوساماآقای شاه جی را. شاه جی به دلیل سیدبودنش موردتنفرنژادپرستان هزاره بودونمیتوانست یک میل اسلحه هم بگیرد.سیدغلام علی که آن روزهادربین مابنام"سیداستبرا"مشهوربودتوصیه میکردکه"... خو بگوئین که ماتشکیلات منظم داریم،ماصدهاتن مسلح داریم، تمام نقاط استراتیژیک هزاره جات دردست ماست" و...ولاف های دیگری ازاین قبیل.اماحاجی نعیم طروق دیگررابلدبود. وراهکارهای حاجی نعیم سید غلام جان رااحساساتی میکردوبه شاه جی میگفت"خوشماهم مانند حاجی نعیم به مقصودی تلویزیون وویدئوی پورن ببرید".

هنگامیکه کلونل حاجی برکت علی عضوارشدISI به هزاره جات می آمد،توصیه غلام علی جان این بودکه مابایدنشان بدهیم"یک تشکیلات منظم داریم وقوی هستیم، درغیرآن پاکستان وISI به ماتوجه نمیکنند". درکنفرانس دوم بخش غرجستان ساما،انجنیرقادرکه اولین مسئول سامادرکویته بود واین تاکتیک هارامخالف بامعیارفکری وشخصی اش میدانست(علیرغم انتقادات عبدالقیوم رهبرواعظم دادفر)ازاجرای آن ابامی ورزید، رسمامسئولیتش راکنارگذاشته وازسامابرآمد.اماشاه جی که درهمین راستا صاحب نظربودوارتباط گیری باISI را ضرور میدانست درزمستان همان سال شخصاازجانب عبدالقیوم رهبربه حیث عضوکمیته مرکزی ساماانتصاب شدوبه مقام یکی ازصحابه هاوندیمان خاص آقای رهبردرردیف معلم موسی وسیدغلام جان ارتقایافت. به این میگویندنوع دیگری ازngo بازی یعنی ngo ساختن برای وسایل نظامی باباغ بالاوآسیاب پائین نشان دادن ودروغ گفتن که "ماتشکیلات منظم داریم، ماافرادنظامی داریم وتمام نقاط استراتیژیک هزاره جات دردست ماست و...غیره".از همه جالب تراینست که عبدالقیوم رهبرشاه جی وافراددیگرش راتوصیه میکردکه چگونه باتنظیمی هاوآقای مقصودی رفتارکنندتاسلاح وامکانات بگیرند.

 

3-   ngoبازی اپورتونیزم واپورتونیزمngo باز

برای درک ماهیئت ngoهالازم است به سرنوشت گرجستان،آذربایجان،لیبی،ایل سالوادر،هندوراس، پیرو،فلیپین و...غیره نگاه کنید.برای معلومات ابتدائی خوداگرخواستیدبه این نوشته نظری بیافگنید. این هادرمجموع تصویری ازانجوهارا برای آدم ترسیم میکنند. درتحقیقاتی که دانشمندان چپ و متمال به چپ درمورداثراتngo هابرجامعه کرده آنهارا"مسکن معتادآفرین" نامیده اند.اماازنظر ما  ngo هامسکن ساده اعتیادآورنیست بلکه افیون مسموم کننده ای است که امپریالیست هاازآنطریق درجوامع عقبمانده تخم های ملاریائی شانرادرشاهرگ جامعه میگذارندویک نیروی وسیع وابسته وخائین بخلق،خائین به کشور،خائین به تاریخ ومزدورمیهنفروش رابه وجودمی آورند.

هرافغانستانی وطنپرست وآینده نگر،هرافغانستانی ایکه خواهان سرفرازی اولاداین سرزمین باشد وهرافغانستانی ایکه به شرافت ملی واستقلال میهن احترام بگذارد،باتمام انواع ngo های امپریالیستی مخالفت میکند.امروزدرافغانستان سه کته گوری  ngoوجوددارند. Ngoعمرانی و انکشافی  ngo  اجتماعی وامورزنان وngoفرهنگی- تبلیغاتی.این آخری(ngoفرهنگی- تبلیغاتی)به دلیل ارتباط وسیعی که ازطریق وب سایت ها،روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، موسیقی، سپورت، تئاتر،سینمابامردم داردخطرناک ترین نوع این موادمخدراست. توجه کنید:امپریالیست ها آقای"نیک پا" تکواندوکارافغانستانی رابه المپیک دعوت میکنندواوبرنده مدال دررشته سپورتش میشودوهزاران وب سایت، روزنامه ومجله ngoیی اورا"پیامبر صلح" مینامند. هنگامیکه بااپورتونیستهاازارتباط سپورت باسیاست حرف بزنیم بابرافروختگی حمله ورشده میگویندکه"سپورت رادرسیاست دخیل نسازید" ولی وقتی که امپریالیستهاورسانه های فرمایشی سپورت را"روغن مالی کرده"واردسیاست میسازند،هیچ یک ازاپورتونیست هابرافروخته نمیشوندوچیزی نمیگویند. همین قسم درموسیقی، رادیوتلویزیون کوریاعبدالحمیدسخی زاده موسیقی نوازهزاره رابه کوریادعوت میکندوبه اومیگویندکه بعدازآنکه خواندنش تمام شداز"صلح"صحبت کند.خوب مگرهزاردفعه نشنیده ایم که گفته اند"هنروموسیقی راداخل سیاست نکنید!"دیده میشودکه منظور آنهااینست که از طریق هنر،موسیقی، سپورت، تئاتر...وغیره سیاست انقلابی را تبلیغ نکنید.

امپریالیست هاازطریق ngo هابااین روشهای نامحسوس(روغن مالی شده)پروسه تربیه ذهنی مردم افغانستان یا"تغییرافکاروذهنیت"مردم افغانستان را از پیش میبرند وفرهنگ اصیل یعنی روحیه رزم آزمائی ومقاومت جوئی را تحت نام" نقض صلح وآرامش" مردود ومحکوم میسازندوروحیه اطاعت پذیری ووابستگی رادرذهن آنهاترزیق میکنند.مادرسالهای گذشته ناظربوده ایم که یکی ازصاحبان ngoهای رسانه ای یعنی بدترین نوع ngoحزب کمونیست (مائویست)افغانستان رابه دلیل فعالیتngo یی آن موردانتقادقرارداده بود. چنین انتقاداتی بدون شک به این ضرب المثل میماندکه دیگ به دیگچه بگوید"چراسیاه" شده ای؟همین ضرب المثل درموردسیدغلام علی نیزصادق است.اوکه خوددربطن ngo بازی پرورش یافته ودرمتن ngo بازی افکارش جهت گرفته نیز بر"پولاد"حمله میکندکه چرادریک ngo کارکرده ای وبهمین صورت یکهزار فحش وناسزارا نثار حزب کمونیست(مائویست)افغانستان میکندکه چرافعالیت ngo  داشته است. بیائیدیک دفعه ببینیم که ساماوعبدالقیوم رهبرباngo چه میانه ای داشتند.

 

4- ngo بازی ساماولات منشی سیدغلام

موضعگیری درست هرافغانستانی علیه ngo های امپریالیستی ومخالفت اوبااین ngoهایک موقف سیاسی مثبت ووطنپرستانه است. ماباتمام توانائی ما ازاین مخالفت پشتیبانی میکنیم ولی این مخالفت بایدصادقانه وشریفانه باشدنه به قصداینکه مانندپشکهای مبتلابه مرض برروی"چتلی"خودخاک بیاندازد. برای اینکه ببینیم سیدغلام به راستی برضد ngo بازی است ویامیکوشد"چتلی"های ساماراباتیززبانی زیرخاک کرده ومانندفاحشه های مسلمان خودوسامارامعصوم نشان دهد،به سه دهه قبل برمیگیردیم.

درسالهای 1360به پشاوردرجهانگیرآباد- شاهین تاون- کوچه حضرت می رویم. درانتهای سمت راست کوچه دردست راست آن"اسیستانت کمیته" ابراهیم فتی(معروف به حاجی علی احمدیاحاجی کربلائی) قراردارد.حاجی کربلائی، مانندنادرعلی پویا، انجنیرمحمد علی وعزیزطغیان ازجمله بنیان گذاران ساماوعضوکمیته مرکزی آن میباشد.اوngo متوسطی راباپول کمیته سویدن می چرخاند. دراین ngo اعضای کمته مرکزی ساماوکادرهای دست یکم آن زندگی میکنند.اینngo تمام هواداران سامارادرپشاورازطریق کورس انگلیسی بهم پیوندمیدهد. هفته یکبارعبدالقیوم رهبردر این  ngo تشریف می آوردوباسامائی های که دراین کمیته میبرند صحبت میکند.

دودروازه پیشترازاسیستانت کمیته حاجی کربلائی ngo بزرگ داکتراعظم دادفرقراردارد. اوngo  ثروتمندی رامیچرخاند. اعظم دادفرنیزیکی ازبنیانگذاران ساماوعضوبیروی سیاسی آن بوده و مسئولیت تمام آلتایی زبان های شمال افغانستان رادرکمیته مرکزی سامابرعهده دارد. ngoآقای دادفر نقطه تلاقی تمام ازبکهاوترکمنهای هوادارسامااست.دراین ngoچندین کادرسامائی برای آقایان"منفریت وگت فریت"کارمیکنند.

ازاین کوچه می برآئیم وبه طرف دست راست بسوی قبرستانی هامی رویم.درشروع قبرستانی ها ngo  دیگر وجودداردکه داکتررسول رحیم وداکترربانی لهبان مسئولین آن هستند. دراینngo نیزعده ای از روشنفکران هوادارسامازندگی میکنند. به اینقسم درشعاع 300مترسه ngo راازسازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) می بینیم.

درمقابل اسیستانت کمیته درجانب دیگرکوچه دوخانه قرارداردکه یکی آنهامتعلق به عبدالقیوم رهبراست که باپول ngo ابراهیم فتی تمویل میشود. او خود ماهانه مبلغ معینی ازاین ngo ها برای زندگی خودوخانواده اش اخذمیکند. اما این کافی نیست، واوباهرسه  ngoداربزرگ سامادعواداردکه مسایل ngo های شان راازطریق مرکزیت سامایعنی خوداوسازماندهی کنند.این به آن معنی که آنهاپولهایngoهایشانرادراختیار رهبرسامابگذارند.

بااین وصف، بازهم سیدغلام مابه جان حزب کمونیست(مائویست)افغانستان و"پولاد"حمله ورمیشود.این عمل بیشتربه عمل حیوانی که به خلل عصب مبتلااند، شباهت دارد. ادامه دارد

 

20 ام عقرب 1391 مطابق 10 نوامبر 2012

 

تکثیر از مائویست های افغانستا