Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

ازکوزه همان تراود که در اوست

 

فحاش وایدئولوژی فحاشی

بخش سوم

دربخش اول این سلسله برنقش تعین کننده ایدئولوژی درسیاست مکث کردیم. درآن بخش توضیح دادیم که چگونه پراگماتیزم به صورت اکونومیزم بورژوائی درسازمان جوانان مترقی رسوخ کردوآنراازبین برد. وبه تعقیب آن سازمان رهائی بااین سیاست به وجودآمدودرجریان رشدوانکشاف خودبه رویزیونیزم رسید.وهمچنان به این موضوع اشاره کردیم که چگونه آوانتوریزم دروجودهسته رهبری سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما)به استراتیژی سازش طبقات انکشاف یافته وسرانجام به تسلیم طلبی (کاپیتالاسیونیزم)وبقاگرائی(اگزیستانسیالیزم) استحاله شد.اگزیستانسیالیزم، کاپیتالاسیونیزم وآوانتوریزم اشکال گوناگون پراگماتیزم میباشند که تحت شرایط دشوارجنگی یک به دیگرتبدیل میشوند.

دربخش دوم این سری چند مثال از برآمدهای این اپورتونیزم را ارائه کردیم که یکی ازآنهاngo بازی سامابود، چیزیکه امروزسیدغلام علی میکوشدآنراخیانت ملی بنامد. ما شرح دادیم که چگونه ساماقبل ازآنکه بزرگترین"پارلمان بازجنبش چپ افغانستان"شود،بزرگترین ngoبازجنبش چپ افغانستان بود.اینکه امروزسیدغلام بر حزب کمونیست(مائویست)افغانستان و"پولاد"حمله میکند،تبارزی ازپرروئی و وقاحت لمپنانه اوست نه ازاحساس میهنپرستی.آدمی که ازطریق یک وبسایت ngo یی که باهدف انتفاعی(.com)کارمیکندوخودشهادت میدهدکه باپول ngoدرست شده وباپول ngo تمویل میشوددرراستای تبلیغات برای امپریالیستهاکارمیکند،دیگران رابخاطرکاردر ngoیاداشتن ngo ببادفحش وناسزا میگیرد.

دربخش حاضرماگفتگوراازقاچاقبری سیدغلام آغازمیکنیم.اودرجاهای دیگر می نویسدکه موادمخدرافغانستان راکه عازم ایران بود، آتش زده است وفکرمیکندکه جنبش چپ افغانستان اینگونه لاف وگزاف هارا قبول میکند.

5- اپورتونیزم منحط وانحطاط اخلاق تاحدقاچاقبری

اکنون ازکوچه حضرت به کبابیان می رویم. وقتی واردکبابیان شدیم دردست چپ کوچه به یکی ازآپارتمان هائیکه بالای دکان هاساخته شده اندواردمیشویم.دریکی ازاین 3اطاق سیدغلام علی مشرف، با سه تن سامائی دیگرزندگی میکند.برکلکین های آن پرده های لکس نصب کرده ودریک جانب اطاق تلویزیون بزرگ رنگه سانیو گذاشته شده ودرظرف دیگریخچال سفیدبزرگی قراردارد. این کوارتر سیدغلام علی مشرف است. اوعلیجان(شادروان محسن)وچندنفردیگررادرراه بازار "باره"، "دره آدم خیل" و"اعظم ورسک" وپشاوربه قاچاق ظروف چینی ووسایط الکترونیکی واسباب برقی واسلحه بکارگماشته است.این تلویزیون ویخچال وظروف لکس و...غیره مال قاچاق اند. اگرازسید غلام پرسان کنیم اوباافتخارقصه میکندکه افرادش باتمام مامورین پولیس ضدقاچاق آشناست وباآنها"هاب وناب" دوستانه ای دارند. درضمن اوتمام قاچاقچیان موادمخدروافسران کانستیبل های پلیس پشاوروباره، پشاورواسلام آباد،پشاورودره آدم خیل وپشاورومردان راخوب میشناسد. آقای مشرف مدلل میسازد که" این یکی ازروش های مبارزه درعقب جبهه است، ومیتوان ازاینطریق کار"رفقا"رایکروزحل کرد!".

اگرازاوبپرسیم که آیا"عبدالقیوم رهبرازکارشماخبردارد؟"اوخندیده ومیگویدکه"بسیاری هارفته وبه حاجی صاحب شکایت کرده اندکه سازمان هم طبقاتی شده وبین سطح زندگی درکبابیان وجاهای دیگر اززمین تاآسمان فاصله به وجود آمده است. اماحاجی صاحب به آنهاگفته که آغا صاحب(منظورش خوداوست)کارمیکندوشماهم برویدمثل او کارکنید وبرای تان تلویزیون ویخچال بخرید".

به وضاحت دیده میشودکه عبدالقیوم رهبرنتنهاازفسادوانحطاط اخلاقی واجتماعی سیدغلام خبردارد بلکه دیگران رانیزتشویق میکندکه"شماهم بروید مثل اوکارکنید".

حمله کردن های سید غلام برحزب کمونیست(مائویست)افغانستان و"پولاد" به طاعت وعبادت فاحشه ای میماند که وقتی ازبازارمی افتد به آن رو می آورد. ژست های "moral high ground"(نقش بچه بااخلاق بازی کردن) بخاطراختفای اینگونه تبارزات بینشی سامادروجود اوست.

 

6-    مغازله با"سیا" Courtship with CIA

دربخش دوم گفتیم که درشعاع 300 متری خانه عبدالقیوم رهبر3انجو ngoساماقرارداشت.وشرح دادیم که این ngoهابه ابراهیم فتی،اعظم دادفرورسول رحیم تعلق داشتند.این یک جانب مسئله است ولی اینکه دراین ngoها چه میگذشت قابل مکث است.مابهترین آن هایعنی اسیستانت کمیته حاجی کربلائی(ابراهیم فتی)رامطالعه میکنیم."اسیستانت کمیته"ابراهیم فتی محل ملاقات"لوی دوپره" با عبدالقیوم رهبر بود. لوی دوپره متخصص امورافغانستان بودکه چندین کتاب وازآنجمله"افغانستان"رادرموردافغانستان نوشته است. نانسی دوپره خانم لوئی دوپره مولفت کتاب افغانستان دردهه 70 میباشد.دوپره سرپرست اکتشافات"آی خانم"وصاحب نظردرموردمدنیت"گریکو- باکتریان"افغانستان بود. اوونانسی دوپره خانم اوازسال 1979درپشاوردرهوتل دینز بسرمیبردند. دوپره رابطه وسیعی با مجاهدین داشت. کسی که میخواست دوپره را ملاقات کند حتمابا انورامین، حکیم تنیوال، داکترپشتونیاررئیس اتحادیه داکترهادرپشاوروچندنفرازسران وقوماندانهای مجاهدین روبرومیشد.

اماافرادی مانندعبدالقیوم رهبر، ابراهیم فتی،محمدهاشم زمانی، رادراسیستانت کمیته می دید.آقای دوپره وآقای رهبردراسیستانت کمیته "نان افغانی نوش جان میکردند"وبرخی ازاوقات داکتراستوارت "ازکوره ختک" نیزباآنهابودکه باهم درخانه احمدشیرزمانی پلوافغانی نوش جان میکردند.شادروان پادشاه یکی ازاعضای ساووویادش بخیرمعلم بدخشی عضودیگرساوومیگفتندکه CIA ازطریق لویزدوپره تمام جنبش چپ افغانستان راکنترول میکند. دراینجادیده میشودکه داشتن ngo تنهاظاهر مسئله بودولی اینکه درداخل ngo های ساماچه میگذشت جانب دیگرآن بود. درحقیقت امر"ظاهر" و"باطن" آن تبارزایدئولوژی سامااست. آدمی که اینچنین ازبطن کثافات جاسوسی و ngoبازی می برآیدکوچکترین حقی ندارد که بربد ترین ngoباز نقد بگیرد چه رسد به "پولاد"که برای زنده ماندنش نیروی کارش را فروخته است.

7-   تبارز ایدئولوژی اپورتونیزم دردروغگوئی ولاف زنی

رهبران کنونی ساما(ادامه دهندگان)یعنی شیرآهنگروسیدغلام علی مشرف به دروغگوئی ولاف زنی دربین جنبش چپ افغانستان شهرت بسزائی دارند.سیدغلام درشمالی"بچه سیدقاق وباق" در نیمروز "بچه سیدلافوک"ودرجاغوری"بچه سیدپف پتاق"نام دارد.بچه های ساوو وسامادرپشاوراورا "آغااستبرا"می گفتند.امالاف زنی وگزاف گوئی اودرداخل مرزهای افغانستان محدودنماند وجنبه بین المللی گرفت.

سیدغلام علی مشرف وشیرآهنگردردهه 90 قرن گذشته درجمع سازمان های که طبق یک ائتلافInternational league of People Struggle- ILPS) ) (وحدت مبارزه بین المللی خلق ها)راتشکیل دادند،به دروغ ادعاکردندکه آنها سازمانی دارندبنام"سازمان مارکسیت- لنینیست- مائوتسه دون اندیشه افغانستان"وبنام همین سازمان در ILPSشرکت کردند.آنهااین دروغ رادرنشریه شان تکرارکردندوگفتندکه این سازمان درسال 1357تشکیل شده بود.امانگفتندکه چرااین سازمان اکنون بعدازتقریبا35 سال خودراافشامیکند؟آنهانگفتندکه چرااین سازمان هجوم سوسیال- امپریالیزم شوروی برافغانستان رامحکوم نکرد؟چراسگ جنگی های احزاب اسلامی رانقدنکرد؟ چرا کشتار طالبان راموردنکوهش قرارندادوسرانجام چرا تجاوز ولشکرکشی امپریالیست هارادرسال 2001طی یک اعلامیه محکوم نکرد؟ و...غیره. واضح است که چنین سازمانی نه وجودداشت، نه وجوددارد ونه میتواند به وجود بیاید. ادعائی داشتن چنین سازمانی یک دروغ بزرگ میباشد. هنگامیکه مابارهبرانILPS آشناشدیم تاامسال این دونفرازشرم دروغ شان درهیچ جلسه این جبهه شرکت نکرده اند. ازاین به بعدنیزنخواهندکردزیرامادرهرجلسه آن میرویم وعمدابه این خاطرکه دروغ آنهاراافشا کنیم.

اماآنهاباسماجت براین دروغ شان ایستادگی واکنون بنام همین سازمان درجمع دیگری بنام ایکور شرکت ورزیده اند. اگرچندایکورازسازمان های اپورتونیستی وسه جهانی سابق مانندحزب رنجبران ایران، فردای سرخ هالند، وهمبل وشمبل های انقلابی نماتشکیل یافته ودرطی دوسه سال فقط نامی ازآن وجودداشته نه چیز دیگر ولی بازدروغ، دروغ است و فرقی نمیکند که درکجا گفته میشود.

آنهابهنگام تاسیس ILPS بارفیق جوماسیسون بنیان گذارحزب کمونیست فلیپین ومسئول عمومی ILPS دروغ هائی راگفته اندکه هرافغانستانی ازشنیدن آنها خجالت میکشد. مثلا: یکی ازاین دروغ هااینست که آن افرادی که باسخی قوماندان سامادرشمالی (که به روسهاتسلیم شده وبرای خادرژیم خلق وپرچم کارمیکرد)که درسقوط هلی کپترشورای نظارازبین رفت اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست افغانستان بودند.آنهاگفته اندکه سامادارای ارتش منظم و ارتش چریکی بوده وپایگاه های وسیع توده ای درافغانستان دارد.امااکنون وقتی که ماباافرادی ازجنبش بین المللی حقایق جاری افغانستان ومشکلات جنبش کمونیستی رادرمیان میگذاریم، آنهاباحیرت و چهره ناامیدبمانگاه میکنند. برخی ازآنهاکه لاف وگزاف های این دونفرراتااین زمان باورکرده بودند با بی باوری برگشته میگویند"جنبش کمونیستی افغانستان درزمان مقاومت علیه اتحادشوروی قوی ترازجنبش درپیرو،فلیپین،نیپال،مالیزی وهندوستان بودولی حالاشماچیزهائی رامیگوئیدکه ماراناامیدمیسازند". درجریان صحبت های مابارفقای فلیپینی رفیق مسئول دفتراین حزب درخارجه که قدواندام وجستک وخیزک سیدغلام علی خوب بیادش مانده است میگویدکه"همانی که قدکوتوله داشت وبااداواطوارمصنوعی حرف میزد، بیشتر اغراق میکرد.ازحرف هایش معلوم میشدکه لاف میزند.من حرف اوراباورنمیکردم وشدیداشک داشتم که جنبش کمونیستی افغانستان تااندازه قوی باشد که ارتش منظم وارتش چریکی داشته وپایگاه های سرخ ایجادکرده باشد". دراین صورت آدم جزآنکه ازدروغ گفتن اینهاخجالت بکشدوعرق سردراازپیشانی اش پاک کندکاری دیگری کرده نمیتواند. دراینگونه مواقع است که آدم می بیندتنها خلق وپرچم نبودندکه آبرووعزت مردم افغانستان رابه زمین زدندبلکه آقایان"آهنگر"و"مشرف" دست خلق وپرچم راازپشت بسته اند. آنها به روسها دروغ گفتند واینها به کمونیست ها.

درائتلاف جبهه وی ایکه سازمانهائی چپ انقلابی بیشتراز100کشوردنیاوجودداشته باشد وکسی چنین دروغی بگوید،واقعاآبروی خلق، آبروی جنبش انقلابی وآبروی تاریخ شورشگری خلق کبیرافغانستان رابه زباله دان می اندازد. دراینجاست که آدم مجبورمیشودبگوید"رفقاهرکشوردروغگوولافوک دارد وافغانستان نیزازاین قاعده مستثنی نیست.درهرکشورافرادی هستندکه واژه هاواصطلاحات انقلابی رابخاطراغواوفریب مردم یادمیگیرندو افغانستان نیزنمیتواند ازاین قاعده مستثنی باشد. مانیزاینگونه دروغگویان فاسدرادرجنبش انقلابی افغانستان داریم که واژه های سیاسی رایادگرفته و اصطلاحات علمی- انقلابی رااز سینه حفظ کرده اند. لطفا دروغگوئی آنهارابه پای مردم افغانستان حساب نکنید."

اماشرم وخجالت ازدروغ های این دوتن رهبران عالیقدرساما(ادامه دهندگان)زمانی یک افغانستان رابخاک می نشاندکه درجلساتی عمومی که چندتاخلقی وپرچمی واخوانی هم درآن باشند،گفته شود. تصورکنید که به شمابه حیث یک افغانستانی چه حالتی رخ میدهداگریک خلقی یایک پرچمی میهنفروش به آدم بادیده تمسخرآمیزونیشخندزهرآلودنگاه کرده وبپرسدکه "راستی شماشعله ای هادرکجای افغانستان پایگاه های سرخ داشتید؟ راستی ارتش منظم تان چندنفربودوارتش چریکی تان درکجابود؟". دراینجاست که آدم میخواهدزمین دهن بازکندوآدم راببلعد، زیرامیتوان حدس زدکه اگر آنجا باقی بماندآن خلقی یاپرچمی سربالاانداخته میگویدکه"وطنداراگرسامارامیگوئیدکه آنهادرخدمت مابودند.ماازسال 1359 ببعدهم درهرات وهم درشمالی آنهارابخدمت گرفته بودیم. به آنهاسلاح ومهماتی میدادیم، وآنهابا"کاکه گی وغیرت بی نظیر"آلات واسباب ترصدوجاسوسی مارابرای کنترول راه هاوقریه جات ازقره باغ تاکاپیسا مورداستفاده قرارمیدادند.چراآنهارابه خلق نسبت میدهید؟

به اینطریق می بینیم که این دوتن بادروغ های شاخدارشان نتنهاآبروی خودشان را(که هردوی شان هیچ زمانی نداشتند)چنان برده اندکه تاامروزاز ILPSفرارکرده ودرهیچ یک ازجلسات شان ازشرم آمده نمیتوانند، بلکه آبروی مردم افغانستان رانیزبرده اند.(درنوشته دیگردروغگوئی سیدغلام راباجنبش انقلابی بین المللی و"جهانی برای فتح" گزارش خواهیم داد)

8-   فحاشی ولومپنی اپورتونیزم

مابارهااین حرف راگفته ایم که هرطبقه ایدئولوژی خودوهرایدئولوژی اخلاقیات خاص خودرا دارد. لمپنیزم یازبان لات هاگوشه ای از فرهنگ طبقات ورشکست شده بورژوازی است که با فحاشی و بد زبانی متبارز میگردد. فحاشی وبد زبانی افراد نشان میدهد که بطبقه ای تعلق دارد که از نظر ایدئولوژی باورشکستگی تاریخ روبرو شده اند. این فرهنگ تنهانارضایتی وبیزاری عناصرگوناگون این طبقات راازنظام اجتماعی میرساند،بلکه از در ماندگی ذهنی ومحدودیت فکری شان نیزداستان های طولانی رابازگومیکند.Lumpenبه معنی" بی تربیه،بی ادب، بدزبان، فحاش"میباشدکه درسال 1846ازجانب مارکس درموردآن قشرازطبقه کارگرمورداستفاده قرارگرفت که"هیچ زمانی به آگاهی سیاسی- طبقاتی نمیرسد". مارکس این قشر رابمثابه قشری که به دردانقلاب نمیخوردودرراه دست یافتن به کمونیزم کمکی ازآن سرنمیزند، تعریف کرد.

امااین حقیقت یکنیم سده پیشترازامروزبود، حقیقت زمان بورژوازی کالائی. لمپن هادرعصر امپریالیزم بنابه اوضاع وشرایط حاداستثماروغارت امپریالیزم وبورژوازی کمپرادورتحت شرایط انقلابی به انقلاب می پیوندندوبه شکلی ازاشکال به تجدیدتربیت شان گردن میگذارند. با درک همین حقیقت بودکه عبدالمجیدکلکانی شهیدمی کوشیدکه سیدغلام رااصلاح کند.امامجیدکلکانی شهیدنمی دانست که این خصلت طبیعی وطبقاتی بورژوازی بزازوبازاری ورشکست شده است که با لعن ونفرین برزمین وزمان درددل آخته شده اش راتسکین میدهد.مجیدشهیدهمچنین نمیدانست که این موجودمفلوک روزی به مثابه پیرواواین فحش هارابرزبان می راند واورا عمیقترمدفون میسازد.

"باشدافرادفرومايه ای ازقماش پنيربويناک ھالندی که خودرا "پولاد می داند،مزۀ دشنام راچشيده درآينده به عوض بحث، لتۀ حيض خواھرومادروزن ودخترشان رابرروی کسی پرتاب ننمايند. "

   لومپن خودت، لومپن پدرت، لومپن پدر کلانت، توله سگ دھن و دامن دريدۀ فحاش.

وقتی تو انسان احمق وخودمرکزبين ظرفيت آن رانداری تابه کنه معنای تربيتی آن داستان پی ببری، حد اقل میتوانی اين شرافت ر داشته باشی که درمورداگرنمی انديشی به جای دھن

   حرفت راازنشيمنگاھت بيرون نيندازی که ھم خودرارسوانمائی وھم ديگران را اذيت.

اینگونه هتاکی وفحاشی نشان میدهدکه اداکننده آن ازکدام قشرجامعه می آید،دردامان چه مادروپدری بزرگ شده ودرچه خانواده ای تربیه یافته وبه سن بلوغ رسیده است. مضاف براین اینگونه هتاکی وفحاشی وآنهم درسیاست حکایت ازآن داردکه اداکننده آنهادرطول زندگی اش باچه افرادی درتماس بوده وچگونه ازجانب آنهادریافت شده وچه برخوردهائی"دردناک"وخردکننده راازسرگذرانیده است که اینگونه دهن کثیفی وبی ادبی برایش کاملاعادی بنظرمیرسد. ازهمه مهمتروازهمه عمده تراین هتاکی لمپنی ولچکی سینمابهزادی ازایدئولوژی اومنشامیگیرد.این ایدئولوژی اوست که دررویاروئی با افراد دیگراینگونه به"سیاست" تعبیرمیشود و"اخلاق سیاسی"خودرابنمایش میگذارد. بیادداریم که مائوتسه دون میگفت روش شرافتمندانه در سیاست نشانه توانمندی وحقانیت است ولی روش غیرشرافتمندانه نشانه ای است ازضعف وانحراف ایدئولوژیک. اگربرذهن این هتاک ایدئولوژی انسانی حاکم میبود هرگزدستمال حیض زن، دختر،مادروخواهرکسی راواردبیان سیاسی نمیکرد.اگردرذهن این هتاک یک ایدئولوژی حداقل مدرن بورژوائی قرن 19 حاکم میبودمیدانست که همان دستمال حیض یک مسئله طبیعی نصف ازنسل انسان برروی کره زمین است وفقط ازجانب اذهان مریض وعقبمانده مجهزبه نظام فکری نیمه فئودال- نیمه بردگی بنابه روحیه رذیلانه مردسالاری وتبعیض جنسی بمثابه نفرین وناسزابسوی افراددیگرپرتاب میشود.اگربرذهن این هتاک مفلوک یک ایدئولوژی پیشرفته ترازفئودالیزم حاکم میبوداومیدانست که زن، خواهر، مادرودختریکفردحتی درقانون فاشیزم بورژوائی هم شامل جرم رئیس خانواده نمیشود. وسعت دیداین فحاش بیعرضه حتی برابراخوانی هاهم نیست زیراحتی یک اخوانی زن وفرزندکسی رافحش نمیدهد.

این هتاک فحاشی هایش رازیرنام احمدبرومند، محک باستانی،خالقدادپغمانی وجاویدانجام میدهدومیکوشداین توهم را القا کندکه اوتنهافحاش،کثافت دهن وهتاک این کثافت دانی که"افغانستان آزاد- آزادافغانستان"نام داردنیست. اومیکوشدبگویدکه )دبستان هتاکی ساما (ادامه دهندگان)افراد دیگری نیزماننداوراپرورانیده است.مگرفرق میکندکه تعدادفحاش وهتاک چندجمجمه است؟ درآخرین تحلیل یک نفردرچندین جمجمه میباشد. چه این هتاک مفلوک تنها باشد وچه هزاران نفرماننداووجودداشته باشند مافقط باهمان یک ایدئولوژی طرفیم وباآن ایدئولوژی بامنطق پرولتری مبارزه خواهیم کرد. وجود موجودمفلوکی مانندسیدغلام که درازای پول سوسیال جاسوسی میکند- چه دریک سازمان باشدوچه دریک حزب خیلی توانا وباقدرت، چه یکنفر باشد وچه هزاران نفر،هیچ زمانی مایه تشویش مانیست. ماهیچ زمانی وبه هیچصورتی بااین موجودواقعابیچاره ومفلوک بحث سیاسی نخواهیم داشت، اورا فحش خواهرومادر،زن ودخترنخواهیم دادزیرامادرش مادرما،زن، خواهرودخترانش خواهران مامیباشندکه مابرای رهائی آنهاازچنگال سنت وفرهنگ - عقبمانده ایکه نظیرآنرادرذهن سیدغلام می بینیم- باستم مردسالاری وستمگری امپریالیستی تعهدمرگ وزندگی سپرده ایم. مابحال زن، خواهر دخترومادراین موجودبی فرهنگ وزن ستیزافسوس میخوریم که باچنین انسان زن ستیز وحقیرتحت یک سقف بسربرده وبااوارتباط خونی دارند.

9-    پایگاه انترنتی ساختن اپورتونیست ها بخاطرجاسوسی وفحاشی

هنگامیکه وب سایت"افغانستان آزاد- آزادافغانستان"تاسیس شد، ماواقعاخوشحال شدیم. این خوشحالی دلیل داشت وآن دلیل این بودکه ماتصورمیکردیم یک سنگردیگرمبارزه درکنارمابازشده ویک قلم دیگربه کمک خلق اسیرافغانستان آمده است.به همین دلیل وقتی اعلام مواضع این وب سایت نشرشد ماآنرانقدکردیم وانحرافات دیدگاهی وخطاهای لیبرال- اپورتونیستی آنراتوضیح دادیم تاموثریت این وب سایت رابیشتربسازیم.این اعلام مواضع که تبارزمستقیم تسلیم طلبی وتردیددشمنانه مبارزه طبقاتی بود، برآمد استحاله شده"شورای دموکراسی"بود. ماآنروزهاتصورمیکردیم که این امر به دلیل وجودخانم وآقای"معروفی"دراین وب سایت هستند.بعدهاشنیدم که کسی بنام عبدالرحیم زی پیش برنده این"ایدئولوژی"است.میگفتندعبدالرحیم زی داکتراست ولی دراین گفته سوالاتی زیادی وجود داشت.زیرا اطرافیان سیدغلام اگرمیخانیک باشدانجنیر،اگرپرستارباشدداکتر،اگرزمین شوی باشد "متخصص محیط زیست"واگرتشناب پاک گرباشد"مدیرامورنظافت عامه"میشوندوماامیدوار بودیم که عبدالرحیم زی ازداکترهای چوچه کشی خلق وپرچم نباشد. زیراضعف دانش مسلکی به اضافه ضعف دانش سیاسی یک "سید غلام" دیگرخواهد بودکه مانند مارشال چملک ازمردم بخواهد اورا"فاتح کابل" بخوانند.تاجائیکه تجربه ماازاین افرادبیادداشت،اینهاآنقدرخودراتحقیرشده وبدبخت احساس میکنندکه یکی بکمک دیگری رفته وبکدیگرشانرا"داکتر"،"دیپلوم انجنیر"،"استاد"، "ادیب"، "مورخ"و...غیره می نامندوبه این قسم میکوشند حقارت شانرامانندمارشال چملک درمان کنند.

دیری نگذشت که این موجودات تهی مغزوبی اندازه حدناشناس وفضول حمله برکمونیست هاراشروع کردند.اول حزب کمونیست(مائویست)افغانستان راببادفحش گرفتندوموازی به آنهامانندسگان دیوانه به پاچه"مائویست های افغانستان"افتادند.برزنان ماتهمت های ناروازدندوچیزهائی راکه ذهن مریض شان ازخانوادگی خودوپدرشان بیاددارندبرزنان مانسبت دادند. مارابانام هاوالقابی که شایسته خودشان اندمسمی ساختند. مابادرک اینکه شیشه شرافت وعظمت جنبش کمونیستی افغانستان رادربغل داریم لاجرم سکوت اختیارکردیم. اماسکوت شرافتمندانه مانزداین موجودات انسان نمابه معنی"ضعف ما تعبیر" شد.

مادرنوشته های قبلی مان به آقایان معروفی وعبدالرحیم زی وخانم معروفی اشارتاگفتیم که ماگزارش های مفصلی ازلابالیگری های شمادرافغانستان، در کانادا ودربرلین وبه خصوص دراطراف "مینزا"ی برلین داریم ومیتوانیم هرفحش وناسزای تان راباده فاکت مسلم ازسرگذشت های زندگی شما پاسخ بدهیم،اماآنهاگوشزددوستانه مارانادیده گرفتندوگذاشتندکه فحاشی های سیدغلام دروب سایت شان نشرشود.ماباردیگربه آقای عبدالرحیم زی وخانم وآقای معروفی گوش زد میکنیم که نگذاریدسیدغلام این جاسوس پست فطرت امپریالیزم وخبرچین رذیل اخوان الشیاطین وب سایت شمارابه سکوی فحاشی علیه مائویست های افغانستان تبدیل کند.نگذاریدکه اوازطریق شماتوطئه های "کوانتل پرو"ی امپریالیزم راازپیش ببرد.این موجود مریض روانی شمارادرمقابل حزب کمونیست(مائویست)افغانستان،مائویستهای افغانستان،"گروه پیکاربرای نجات مردم افغانستان(م.ل.م)"،"کمیته وحدت...(م.ل.م)"افغانستان"، شعله ای های پراگنده وحتی بسیاری ازسامائی های انقلابی قرارداده است.اوکه خودرامنزوی ومنفورساخته، نگذاریدکه شمارانیزنزدمردم بدنام سازد.زمانیکه مافحاشی های تان راتحمل میکردیم گذشته زیراشماخودنیزمی بینیدکه تمام جنبش انقلابی افغانستان علیه این موجود جاسوس موضع گرفته اندوشماباهوشیاری تان این موقعیت خطیر را درک کنید.

چراخودرابخاطر یک موجودمنفورازجامعه ومنزوی ازمردم باجنبش انقلابی افغانستان روبرومیسازید؟ چرااخلاق وشرافت تاکنون حفظ شده خودرابه قمارمیگیرید؟ شمابایدمتوجه باشیدکه فحاشی ودشنام دهی ایکه ازطریق وب سایت شماصورت میگیردنه درفرهنگ سیاسی افغانستان وایران مرسوم است ونه درفرهنگ سیاسی مردم دیگردنیا. یک دفعه متوجه شوید وببنیدکه جریان دموکراتیک نوین افغانستان که بیشتراز30هزارفرزندگرانقدرش در مذبحگاه مبارزه درراه آزادی ودموکراسی نوین قربانی داده، هیچ زمانی بااین لچکی ولمپنی،دهن پاره گی وفاحشه صفتی به خلق وپرچم دشنام نداده است که این موجود انسان نما میدهد.به همینصورت هیچ وب سایتی رانمی شناسیم(بشمول وب سایت های خلقی ها، پرچمی هاوافغان ملتی هاوخائنین ملی)که به اندازه وب سایت شماآله دست امپریالیزم وارتجاع شده باشد. ماتاهنوزهیچ پایگاه انترنتی رانمی شناسیم که فرهنگ لات هاوکیسه بران اطراف سینمابهزاد، سرچوک ومندوی راواردسیاست ساخته باشد. وهیچ ناشر را ندیده ایم که اینگونه فحاشی هارا نشر کند.

مابنابحکم تاریخ وایدئولوژی ماعلیه این هتاک تسلیم طلب وجاسوس تاآخریعنی تا شکست کامل او مبارزه خواهیم کردواگرشمانیزدرکناراوبایستید موضعگیری شما نزد انتخاب آگاهانه وعامدانه شماحساب میشود.مادرطی 10 تا20 سال آینده تمام اسنادسامارااز"الف"تا"ی" ورق به ورق به نقد میگیریم وبخصوص نوشته های عبدالقیوم رهبررا. ماتمام اسنادکمیته تحقیق تسلیم طلبی سامارایک بیک نشروخط به خط تحلیل میکنیم.ببینیم که چه کسی دراین میان برنده است وچه کسی بازنده. شماهیچ سلاحی جزفحاشی نداریدوآزادیدکه هرقدرمیتوانیدمارافحش خواهر ومادرخانواده ودور دسترخوان وغیره بدهید. پایان

22ام عقرب 1391

مطابق 12 نومبر 2012

 

تکثیرازمائویست های افغانستان