Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

گرد هم آئی نیروهای ارتجاعی درپاریس توطئه

دیگرامپریالیست ها وخائنین ملی است،

 

گزارشگران اولی متن : شفیع منصوروعلی هاتف ازدانشگاه سوربن- پاریس

بازنویس وسیاسی سازی : ح. دهقانپور

ترجمه متن انگلیسی : علی هاتف

 

این روزهاپاریس میزبان هیئات اعزامی اخوانی های جمعیتی، وحدتی، سیافی، طالبان وتسلیم طلبان غیراخوانی وخائنین ملی میباشند. اینباربجای ناروی که همیشه"مبتکرصلح!"ودرحقیقت سکوی پرتاب سیاست امپریالیست هابود، فرانسه پاپیش گذاشته وابتکارصلح بین متحدین مستقیم امپریالیزم وناراضییان ازامپریالیزم رادردومرحله روی دست گرفته است. مرحله اول عبارتست ازبررسی واندازه گیری فاصله هابین اخوانیهای جهادی، خائنین ملی وتسلیم طلبان ازیکطرف وطالبان از طرف دیگرمیباشدکه ازطریق دفترنیمه دولتی ونیمه اکادمیک(مطالعات استراتیژیک)صورت گرفت. این مرحله به روزجمعه 21 دسمبر 2012 پایان یافت. مرحله دوم دراوایل هفته آخر دسمبردرقصرشانتلی صورت میگیرد.دراین مرحله دولت فرانسه بطورمستقیم نقش دلال رابین"دارلینگ"های ناتووامپریایلزم امریکاو طالبان"سوگلی ازنظرافتاده آنها"بازی میکند.

امپریالیست هابطورعام ودولت فرانسه بطورخاص اکنون بایک بررسی خیلی دقیق باطالبان روبرومیشوند. بررسی ایکه ازنتائیج مذاکرات نیروهای مختلف اخوانی، خائینین ملی وتسلیم طلبان ازدفعات قبلی(نومبر2011 وجون 2012) بدست آمده بود،اکنون بابابررسی بنیاد مطالعات استراتیژیک فرانسه ونظرات طالبان که دراعلامیه 12 صفحه ای شان منعکس شده اند، نقطه عزیمت فرانسه را تشکیل خواهدداد. به همین دلیل است که تسلیم طلبان اروپا نشین سامائی وساووئی به رقص وپایکوبی پرداخته اند. آنهادرفرانسه،آلمان وهالنداز"صلح و امنیت!"بالهجه پوپولیزم حرف میزنند:"شایدمردم راحت شوند"،"تابه کی جنگ؟ تابه کی برادرکشی؟"وسپس باقیافه حق بجانب آدم رامخاطب قرارداده میگویند"اوبیادرمردم صلح میخواهندوازجنگ خسته شده اند". برخی ازآنهاماننددفعات گذشته بازهم پیشنهادمیکنندکه برای دفعه دیگراین مذاکرات بایدآمادگی های بیشترداشته باشیم وبرخی دیگربه پاریس آمده ودرسالون تشریفات هوتل ومیدان هاوخیابانهای نزدیک محل کنفرانس مثل ماه نومبر2011 وجون 2012پرسه میزنند. وامیدوارند که شایدبتوانندازطریق شناخت های قومی، محلی وخویشاوندی شان با افرادی مانندیونس قانونی احمدضیامسعود، محمدمحقق، فیض الله ذکی،حنیف اتمر، فرخنده زهرانادری، نیلوفرابراهیمی که دراین نشست شرکت دارند،چسپک شانرابچسپانندوتاراندازی کنند. روزچهارشنبه دونفرازآنهاشنیده بودندکه حنیف اتمرحوالی ساعت 2 بعدازظهر در نزدیکی آمفیون مشرف به "شاردن دولوکزامبورگ"باخبرنگاران صحبت دارد، آنهابمجردیکه ازترن در"گاردونور"پیاده شده بودنددرهمان هوای سردونیمه بارانی ازآنجاتاشاردن دولوکزامبورگ دویده آمده بودندوتازه درآنجادیده بودندکه نه حنیف اتمراست ونه خبرنگاران ونه کنفرانس مطبوعاتی.هردوی شان خیلی عصبانی بودندوبه زمین وزمان وبخت وطالع شان لعن میفرستادند. بدترازآن که آدرسی که داشتندنیز یک میخانه کوچک بودنه یک سالون کنفرانس. یکی ازآنها باانگلیسی شکسته ازماآدرس هوتل حنیف اتمرراپرسیدوماکه فهمیدیم آنها افغانستانی هستندسرصحبت راباایشان بازکردیم وبه رسم وطن آنهارابه چای دعوت نمودیم. وقتی آنهاازماشنیدندکه مامحصل هستیم ودر دانشگاه سوربن درس میخوانیم، باماگرم گرفتند.یکی ازآنها که از هالند می آمد ومیگفت سالهاست در آنجا زندگی میکندمسلسل حزب کمونیست(مائویست)افغانستان رافحش میدادوفرددومی که نیزحوالی 50-55سال داشت ودرآلمان زندگی میکردحرف های اورابااشارات سر تاکیدمیکرد. درجریان صحبت معلوم شدکه آقای آلمانی نشین بیشترازدودهه است که درآلمان بسرمیبرندوآقای که ازهالندمی آمدنزدیکی های 15 سال است که درهالندزندگی میکند. آقای آلمان نشین که کمتر حرف میزدمیگفت که مسئول"جبهه متحدملی افغانستان"دراروپااست و مهرو تاپه این جبهه درنزداوست. اواضافه میکردکه درسالهای قبل بخاطرکمک به مسئله پناه جوئی افغان ها(افغانستانی ها)به آنهاتصدیق میداده که عضوجبهه متحدملی افغانستان بوده وجهادکرده است تا کمک شان کرده باشد.مادرهمان میخانه که گویاادرس کنفرانس حنیف اتمر بودنشستیم وباهم زیادصحبت کردیم ووقتی آنهاازماشنیدندکه ماازهواداران"مائویست های افغانستان"هستیم،ازفحش هائیکه به حزب کمونیست(مائویست)افغانستان داده بود، خجیل شد. لحظه ای بعدهردوازجای شان برخاستندوازماخداحافظی کرده ورفتند.

درنشست موردبحث ما که این آقایان مانند زایرین تپه واتیکان درروم به زیارت آن شتافته بودند، ملاشهاب الدین دلاورومحمدنعیم وردک نیزبه حیث نماینده طالبان شرکت دارند. امپریالیست های امریکائی که درعقب این توطئه قراردارندنام این افرادرابطورموقت ازلیست سیاه "شان خارج کرده اند. مطبوعات ورسانه های غربی این کاررا"فراهم ساختن تسهیلات سفر"می گویند.امامیتوان حدس زدکه"تسهیلات سفر" برای کسانی که بحال امپریالیست هامفیدنباشندبه این آسانی هامیسرنمیشود. تازه این تسهیلات سفراگرباصدهامعامله، سازش،وعده ووعید تهیه نشده باشدبدون شک که مصارف راه، هوتل وغیره را شامل میشود.

آنچه رسانه های غربی بطورضمنی میرساننداینست که میگویندطالبان موضع امارت اسلامی رامطرح ساخته اند. آنهاازهمه اولتردولت کرزی رایک دولت غیرقانونی و"قانون اساسی "آنراسندی که تحت بمباردمان B52تهیه شده است، خوانده ومیگویندکه:

"Islamic Emirate, for the welfare of their courageous nation, need a constitution that is based on the principles of the holy religion of Islam, national interest, historical achievements, and social justice,"

ترجمه:

امارت اسلامی برای سعادت ملت شجاعش به قانون اساسی یی ضرورت داردکه براساسات دین مقدس اسلام،منافع ملی، دست آوردهای تاریخی وعدالت اجتماعی استوارباشد.

طالبان اعلام کرده اندکه بادولت دست نشانده کرزی برای صلح گفتگونمیکنند.این بدان معنی است که این رژیم حتی نزدطالبان یک بازیچه نمایشی امپریالیستهاست که برای فریب مردم افغانستان واغوای اذهان خلق بنمایش گذاشته شده است.ازجانب دیگرطالبان می گویندکه قانون اساسی افغانستان براساسات دین اسلام استوارنبوده وحامی منافع ملی مردم افغانستان نیست. این قانون حافظ دست آوردهای تاریخی مردم افغانستان وتامین کننده عدالت اجتماعی نمیباشد."ملت شجاع"طالبان به یک قانون اساسی دیگرکه این صفات راداشته باشند، نیازمندمیباشدیعنی قانونی که ازاین هم ضدانسانی ترباشد". آنهابه این گونه مرتجعیبن اخوانی، تسلیم طلبان وخائنین ملی رابطورغیرمستقیم به افرادمزدور،وابسته ومخالف منافع ملی ودست آوردهای تاریخی افغانستان خوانده ومیگویند:

"The invaders and their friends don't have a clear roadmap for peace,"

ترجمه:

"متجاوزین ودستیارانش برای صلح نقشه ای ندارند".

این جلسه که روزجمعه 21 دسمبر2012خاتمه یافت دومسئله راکاملاروشن کرد. نخست اینکه حزب اسلامی گلبدین حکمتیاردراین میان اصلابه حساب کسی نیست وچنان ازنظرامپریالیست هاافتاده که دوملای بی نام ونشان طالب حضورآقای غیرت بهیرخلیفه وئاماد گلبیدین حکمتیاررامیتواندکاملابه سیاهی لشکروتماشاچی ساده مبدل سازد. دراین جلسه دیده شدکه رسانه هادرقبال خلیفه گلبدین حکمتیاربطورکامل بی تفاوت ماندندوصحبت بااونیزازموضع سیاهی لشکرطالبان صورت گرفت.این نشان میدهدکه روزگار"اخوانی های سیدقطبی"هم در طرف دولت"بد"است وهم در"مقابل"آن.

ثانیا؛ موضع طالبان نشان میدهد که برای آنهااستبدادتئوکراتیک وفاشیزم مذهبی احزاب اخوانی شیعه وسنی(جمعیت،وحدت، اتحادسیاف،حرکت محسنی)که مضمون قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان راتشکیل میدهد- کافی نیست. قانون اساسی کنونی افغانستان که برمبنای آن وحشیانه ترین ستم ها برزنان رواداشته شده وزن درآن جزآله اطفائی غرایض شهوانی مردتعریف دیگرندارد،برای طالبان بقدرکافی اسلامی حساب نمیشود.

بااین وصف مختصرازرویدادپاریس میپردازیم به تحلیل وارزیابی سخنان رهبر جبهه متحدملی ساامادراروپا :

1-    نخست به این گفت میپردازیم که:"شایدمردم راحت شوند"،

درک این مسئله حل یک معادله دیفرانسیال درجه چهارریاضییات عالی نیست که اگرطالبان بااخوانی های جهادی وخائنین ملی سازش کنند ملاعمریعنی وحشت طالبی برجمع ملامحسنی،ملامحقق،سیاف وده هاوصدهاجنایتکاروآدمکش، آدم رباوقاچاقچی موادمخدرد یگراضافه میشود. حکومت اسلامی ولواینکه صلح وامنیت راهم برقرارسازد"مردم راحت نمیشوند". تازه اگرجنایتکاران جنگی وقاچاقچیان موادمخدرهم به جمع ملاهااضافه شوند، آنوقت مردم به هیچصورتی راخت ترنخواهندشد. بگفتاردیگر؛ درصلحی که درآن وحشیانه ترین شیوه زندگی قرون اوسطائی برجامعه تحمیل گردد،"مردم آن جامعه به هیچ صورتی راحت نمیشوند".

خلق افغانستان ازسال 1994 تا2001حکومت طالبان راتجربه کرده ومیدانندکه حتی اگرنصف آن توحش وبربریت طالبی ازمیان رفته وفقط نصف دیگرآن باقیمانده باشدوقتی بااشتهای یونس قانونی درغضب زمین ودارای مردم ،آدم ربائی فهیم وسیاف، حلیه گری ودزدی خلیلی، جنایت وحماقت دوستم، قاچاق بری وتولیدموادمخدرخانواده کرزی درهم بیامیزد،زندگی مردم کشوربه زندگی درجهنم به توان دومبدل میشود. دراین معادله هیچ"شاید"ی وجودنداردوبکاربردن واژه"شاید"فقط برای فریب دادن مردم است.

درسطح اندکی بالاتر؛ وقتی کسی ماهیئت ایدئولوژیک- طبقاتی یک نیروی سیاسی رادرنظرنمیگیردولغت"شاید"رادرجمله استعمال میکند، نشان میدهدکه ازنظرسیاسی نا آگاه،ازنظرعلمی بیسواد، ازنظراجتماعی عقبمانده وازنظرفلسفی یک آیده آلیست اقبال گرامیباشد.اینگونه بیسوادهای تسلیم طلب که ازراه"چالاکی"و"زرنگی"، "بازارتیزی" و"زبان بازی"نان میخورندحتی همان معلومات ابتدائی سیاسی راهم ندارند. زیرادرآن صورت میدانستندکه"درعقب هرموضعگیری سیاسی منافع اقتصادی یک طبقه نهفته است"وتغییرآن موضعگیری ایدئولوژیک- سیاسی درحکم نابودی آن نیروی سیاسی ایدئولوژیک میباشد(ولواینکه آن نیروتشکیلاتش راحفظ کرده وخیلی هم قوی شود).

اتحادشوروی سوسیال- امپریالیستی بعداز مرگ رفیق استالین فقط موضع ایدئولوژیک- سیاسی اش راتغییردادوتشکیلاتش کاملاپا برجا باقی ماندولی آدم هائیکه مغرض نیستندوازعلوم اجتماعی سررشته دارندمیدانندکه اتحادشوروی ازآن ببعد به مفهوم "اتحادشوروی سوسیالیستی" دیگروجود نداشت. اگرچین امروزی راببینیم نقش ایدئولوژی وسیاست راخوبتردرک میکنیم. درچین کنونی هم حزب کمونیست وجود دارد،هم ارتش خلق وهم سازمان های دیگراجتماعی ایکه درزمان صدرمائووجودداشت(به استثنای کمون های کشاورزی) ولی همه آنها تحت ایدئولوژی وسیاست بورژوائی قراردارندوبهمین دلیل هیچ آدم باهوش وباوجدان آگاه چین کنونی راسوسیالیستی نمیخواند. درحالیکه چین کنونی امروزارتش بزرگترومجهزتراززمان مائوداردوچین دومین نیروی اقتصادی دنیاراتمثیل میکندولی این چین دیگربه خلق چین تعلق ندارد،زیراسیاستی که اقتصادآنرامیچرخاندبرایدئولوژی توده ای استوارنیست.اشتباهی که عبدالقیوم رهبردرآن غرق بودو امروز رهبران سامادرآن غرقندنیزهمین است که آنهابدنبال حفظ کمیئت میروندوبقای کمیئت راباقربانی کیفیت انقلابی تامین میکنند.وقتی موضع ایدئولوژیک- سیاسی سامابابیرون کشیدن اعلام مواضع آن تغییرکرد،سامانیزازبین رفت ومردوفقط جمعیئت آن باقی ماند.رهبرورهبران این جمعیئت بجای احیای ماهیئت ومضمون انقلابی ساماکوشیدندتاازطریق برقرارساختن تماسهای خادمانه باامپریالیست های اروپائی،عریضه خدمت بردن به دربار"دینگ"های چینی"، تسلیم شدن به روس هاوجاسوسی کردن برای آنها"بقا"ی کمیئت ساماراحفظ کنند. کمیئت بدون جوهرانقلابی که ازطریق واژه درجمله استعمال کردن واصطلاح بعاریت گرفتن برایش هویت انقلابی می تراشید.این راهی بودبه ترکستان وبدبختانه که رهبران ساماتاکنون درهمین راه روان اند.وقتی دراین"جاده"راه می روی اگرهزارتشکیلات داشته باشی، مانند بالون پندیده وبی محتوامیباشی. اکنون؛ بگذار ساما تشکیلات هزاران بارقوی ترازآن روزهای اولی بسازدوده هزارفحاش وبددهن را واردکارزار ضد کمونیستی کند، بجای سید غلام علی مشرف 20 هزارتن رابه جاسوسی وگزارش دهی ازکمونیست های مائویست بگماردوبجای یک وب سایت دوسره20هزار"وب سایت چهارسره"بسازدو30 هزار"عقاب"چوبی رابه نمایش بگذارد،ساما مرده وهرگزنمیتوان آنرادوباره زنده ساخت. فقط یک چیزمیتواندنقش دم روح الامین رابازی وبه مومیائی سامادوباره جان بدهدکه همانااعتراف به خیانت های تسلیم طلبانه رهبری ساماوانتقادصادقانه ازتمام اشتباهات اپورتونیستی، آوانتوریستی ومزدورمنشی آنست. درآنصورت سامای کنونی خواهدمردو از خاکسترآن یک تشکل انقلابی پیکارجوکه باخلق ومبارزه انقلابی تعهدمحددبسته پدیدارخواهدگشت.بدبختانه یاخوشبختانه درطبیعت که جامعه جزئی آنست، مناسبات طبقاتی اینطورکارمیکندنه بنابخواهش وخواست افراد.این کارکرددرموردطالبان نیزصدق میکند، اگر طالبان خصایل توحش وبربریت فئودالی شان راکه باوابستگی های مزدورانه عجین شده است، به زمین بگذارند، دیگرچیزی بنام طالبان وجودنداردوطالبان نابودشده است.مادرآنصورت ازیک نیروی سیاسی-ایدئولوژیک دیگرصحبت میکنیم که ولو نام طالبان را حمل کنند، طالبان نیستند.

اماجالب اینجاست که وقتی دسته یانیروئی این مسایل راکه بمثابه اکسیوم(اکسیوم= حقیقتی که وجودآن نیازبه ثبوت نداشته باشد. مثلا:آفتاب منبع نورنظام شمس ماست) درعلوم اجتماعی قبول شده، درعمل وگفتارنفی کندخودازنظرمتدولوژی، اپستمولوژی وایدئولوژی تاحدطالبان سقوط میکند. کسی که اینگونه "شاید"هارادرجمله استعمال میکندهمانقدرکودن است که میگوید"اگردرخت بیدراازکابل به شمالی ببریم"شاید" سیب شود".

2-  ثانیااین شعار"تابه کی جنگ، تابه کی برادرکشی؟"رابه ارزیابی میگیریم.این افراددرحالیکه همین جنگ اشغالگران ناتوبرای تحمیل اراده شان برمردم افغانستان درنظر دارندبه جنگ مانندرویزیونیست های خلق وپرچم به معنی ومضمون ,ام آن برخورد میکنند. این برخورد یک برخورد بیسوادانه وروزیونیستی بوده وسزاوار مکث است. از نظر علمی؛جنگ سیاستی است که توام باخونریزی صورت میگیرد وتا زمانیکه طبقات درجامعه وجودداشته باشد، جنگ همیشه بمثابه راه حل نهائی تضادهابین ملتها،احزاب، دولت هاوطبقات گوناگون جامعه بروزخواهدکرد. به این لحاظ کسی که خودراضدجنگ میخواندبایددرگام اول برضدوجودطبقات درجامعه باشد.کسی که جنگ ومظالم ،ویرانی وکشتارآنرانمی خواهدبایدازنظرسیاسی ضدامپریالیست باشد. وکسی که نه ضدجامعه طبقاتی است ونه برعلیه امپریالیزم وجنگ افروزی های قلدرمنشانه آن مبارزه میکنددرحقیقت برضدجنگ نیست. ازآن گذشته کدام جنگ؟ ازکدام جنگ حرف میزنیم؟ صرفنظرازماهیئت کاملاارتجاعی وضد مردمی طالبان وارتجاع منطقه، جنگ طالبان باامپریالیستهایک جنبه دیگرنیزداردکه عبارت ازاثرات غیرمستقیم بین المللی آنست. این اثرات ازعهده کنترول ارتجاع منطقه وخودطالبان خارج میباشد. اگرپای امپریالیست هادرافغانستان باطالبان بندنمیماند، امپریالیست هاامروزحتمابرایران یاکره شمالی، سومالی یایمن، ونزویلایا سودان، کنگو یا ساحل عاج حمله میکردند. اگرسازمان مهاجم ومتجاوزناتودرکوهسارافغانستان بی آبروومفتضح نمیشد،آخندهای ایرانی بااین شدومدجرائت نمیکردندرجزخوانی کنند. اگریک مقدارازتوان مالی امپریالیست هادرافغانستان حیف ومیل نمیشدودرقصرهای مرمرین مرتجعین افغانستان وسناچ های هالی برتن،کارلایل، باکتیل، آی ایم ایف، بانک جهانی وغیره سرازیرنمیگشت، شدت بحران اقتصادی آنهابه این اندازه قوی نمیبود. به این لحاظ منفی انگاشتن تمام جنگ طالبان باامپریالیست ها از نظر فلسفی مطلق گرائی وایده آلیزم است.به همینصورت پرسش"جنگ تابکی" یک پرسش تسلیم طلبانه ویک سوال مغرضانه میباشد.

امااین پرسش رافقط درهمین حیطه نبایددیدوبایددیدکه این آقایان ازنظرتاریخی درموردجنگ چه نظرات عملی داشته اند.آقایانی که امروزاین حرف رامیزننددرسگ جنگی هائیکه بعدازسالهائی 1992 بین احزاب اخوان الشیاطین افغانستانی درگرفت،سهم داشتند. آنروزهااین آقایان شجاعان وجنگ آورانی بودندکه دررکاب احمدشاه مسعودشمشیرمی زدند(یک دفعه حساب کنیدکه چندسامائی وساووئی درکناراحمدشاه مسعودجهادمیکردند، فقط افرادی مانندسخی راکه با20 تن دیگردرسقوط هلی کپترنابودشدندوداکترعبدالرحمن راکه زیرپای مجاهیدن به دیارعدم شتافت، بشمارید).آنهابرهلی کپترهای شورای نظارسوارمیشدندومیرفتندخانه های طرفداران مخالفین شانرابه راکت وآتش می بستندویکبارهم نمیگفتندکه"جنگ وبرادرکشی تابه کی"واین شعارحتی درذهن شان خطورنمیکرد. امااکنون که درازترین جنگ امریکاوناتوبی ثمرمیماندوآنهاباگذشت هرروزبازهم عمیقتردرگل ولای افغانستان فرومیروندو"صلح" راشعارمیدهند، اینهاهمصداباآنهاصلح را"فریاد"می زنندووازگارددونور تا شاردن دولوکزامبورگ پیاده میدوندوباقیافه حق بجانب میپرسند"جنگ تابه کی". ولی بخت برگشتگی راببینیدکه برادران طالبی شان بادرک ماهیت لرزان وکاغذی باداران آنهاصلح طلبی همه شانراپشت پامی زند. ازتمام اینهاخنده آورتراینست که آقایان تسلیم طلب واژه"برادرکشی"رادرجمله استعمال میکنند.این حیلی مسخره است!یک دهه قبل وقتی که امپریالیست های ناتوبه بهانه مبارزه باتروریزم مانندرهزنان برسروطن ماریختند،طالبان را"نروریست"خواندندو"آنهارا در لیست سیاه"شان جای دادنداینهاهمزبان وهمزمان باآنها طالبان رادشمنان افغانستان و"تروریست"میگفتند. واکنون یک مرتبه همان "تروریست ها" و" دشمنان افغانستان"برادران شان شده اند! بااین وصف نیزاگرواقعااین آقایان باجنگ امپریالیست ها درافغانستان مخالفندبیایند درهرجای دنیاکه میخواهندماهم باآنهایکجامیشویم وشعار"گورتان رابی قیدوشرط ازافغانستان گم کنید!" بالا میکنیم.امانه، آنهاهرگزتا این حدانقلابی نخواهندشد که خارج شدن اشغالگران راشعار بدهند.

3-  "بیادرمردم صلح میخواهندوازجنگ خسته شده اند"مسخره گی خیلی جالبی است که اینهاتازه کشف کرده اند.آنهاشعارمردم رابالا کرده ومیگویند"مردم صلح میخواهند". راست میگویند،مردم صلح میخواهندولی کدام صلح را؟ صلحی راکه آنهادرآن اسیرباشند؟ فساد، ارتشا، ستمگری ملی،ستم برزن،غارت وچپاول دمارازروزگارشان درآورند؟ یاصلحی راکه درآن مردوزن وملیت هاباهم برابربوده و درعالم عدالت ،الفت ومحبت بسرببرند؟ صلحی راکه درآن زن خودراازدست بیچاره گی وستم آتش بزندودختران خودکشی کنند، سنن عقبمانده قبایلی وبربریت قومی تعین کننده سرنوشت انسان وجامعه باشدیاصلحی راکه درآن انسان هادرپناه قانون انسانی ودولت دموکراتیک مردمی زندگی کند؟ به نظرمامردم صلح آخری رامیخواهندنه هرصلح را. مردم ازصلح تصورات راحتی، بهبودی، بهداشت،امنیت اجتماعي، برابری انسان،احترام به انتخاب یکدیگرولطف، محبت، شفقت ودوستی رادارندواین صلح فقط ازطریق جنگ انقلابی خلق به وجودخواهدآمدنه ازسازش اخوانی های جهادی و طالبی به ابتکارامپریالیزم فرانسه وتوطئه امپریالیزم امریکا. برای افرادی که سمت رهبری "جبهه متحدملی"سامارادراروپابرعهده دارندوسن شان هم از50 سال گذشته ننگ است که خواسته های مردم رابا خواسته های امپریالیست هایکی بخواند، صلحی راکه امپریالیست هامیخواهندهمان صلح بخواندکه مردم میخواهند وبالاتر از آن خیانت است اگرخواست خلق رادرگروسازش مرتجعین اخوانی، طالبی وباداران امپریالیست شان قلمداد کنیم.

امانیروهای کمونیست باتمام توانائی شان به مردم میگویندکه مردم ببینیدکه این هاچقدردروغگواند.12سال قبل اینهاماننددزدان دریائی آمدند وطن شمارااشغال ونصف آنرابایورانیوم دیپلت فرش کردند،مشتی ازجنایتکاران وخائنین ملی رابرکرسی قدرت نشاندندوگفتندکه ماآمده ایم تاشرتروریزم، موادمخدر، ستمگری وبی امنیتی راازسرشماکم کنیم.آنها نتنها هیچکدام آنهارانکردند، بلکه تروریزم را تقویه ، فساد را ترویج وفاسد ترین رژیم رابرشمامستولی ساختند. نفاق ملی رابین شما تاحدانفجاربالاآوردند، زنان شماراقانونا به برده های قرن 21 ام مبدل ساختند، دارائی وطن تان رابه حراج گذاشتندواخلاق اجتماعی تان رابه"سگ، سگ رامیخورد"تبدیل کردند، مروت، لطف، محبت وبرادری وطنی تان راازبین بردندوبه جای آن شقاوت، به جان زدن،ربودن، دزدیدن، وهزاران نوع سقوط اخلاقی رارواج دادندواکنون باهمان کسانیکه دیروزآنهاراتروریست ودشمن مدنیت وانسانیت میخواندندبرسرمیزمذاکره نشسته ودرمذاکرات شان همه چیزمطرح میشودبغیراز نقش شما. شماخلق قهرمان دراین مذاکرات هیچ سهمی نداریدوشمابه مرتجعین قوم تان مانندیونس قانونی،احمدضیامسعود،محمدمحقق، حنیف اتمر، دوستم وامثالهم دل بسته ایدوفکرمیکنیدکه کارآنهابه نفع شماست. نه کارآنهابه نفع امپریالیست هاوجیب های خودشان است. به تاجک، هزارهريال پشتون و ازبک بودن این خائنین بازی نخورید، آنها دراولین گام شمارا قربانی منافع وقدرت خویش میکندچنانچه محقق با جمع کردن سلاح مردم هزاره به دارلینگ امپریالیست ها تبدیل شد. نشست آنها برسر تقسیم دارائی عظیم افغانستان است نه بخاطربهبودی و بهروزی شما. شمامردم افغانستان مالک این سرزمین هستیدوشما درحکومت کنونی هیچ نفعی ندارید.ماکمونیست ها یگانه دوست شما هستیم و همیشه با شما رک وراست حرف زده ایم. مادرهمان سال2001 باصراحت میگفتیم که امپریالیست هاآمده اندتاافغانستان رااشغال و ثروت های زیرزمینی آنراغارت کنند. شماامروزمی بینیدکه آنهاباچه حرص وولعی به غارت مس،آهن ونفت وگازافغانستان پرداخته اند، درحالیکه شمابرای بدست آوردن یک لقمه نان درپاکستان وایران هزاران گونه حقارت و اهانت را متحمل می شوید. بیائید با همدیگر ناراضی بودن مارا به اعتراض، اعتراضات مارا به تظاهرات و تظاهرات مارا به شورش های مسلحانه وشورش های مارا به جنگ کبیر خلق مبدل کنیم.