Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
اتحاد رهروان جنبش انقلابی

 

اتحاد رهروان جنبش انقلابی (م .ل.م) افغـــانســـتان6جدی 1390

 

 

تجاوز شش جدی 1358 خورشیدی (27دسامبر 1379میلادی) سوسیال- امپریالیزمشوروی به افغانستان را جداً تقبیح می نمائیم!

 

شش جدی1358 خورشیدی روزیست که سوسیال امپریالیزم "شوروی" با لشکرمتجاوزمجهزهوائی وزمینی اش با رهنمائی باندهای آدمکش وجنایت کار"حزب دموکراتیک خلق" افغانستان به سرپرستی ببرک شیاد ووطن فروش به کشورما تجاوز نمود .سوسیال امپریالیزم بخاطر نیل به آرمان امپریالیستی اش کشور مارا زیرنام "کمک انترناسیونالیستی" مورد حمله وحشیانه قرارداد ونامش را" مرحله دوم انقلاب برگشت ناپذیر7 ثور" گذاشت. شهرهارا به گلوله بست ، روستاها ودهات را زیرزنجیرتانک ها وبمباردمانهای وحشیانه به تل خاک مبدل نمود.نه باغ ،نه راغ،نه کهسارنه دشت ودمن هیچ یک از گزنداین تجاوزوحشیانه درامان نماند.از انسان تابه صدها نوع جنبنده وخزنده مزه سربهای گداخته،بمبهای نا پالم وانواع واقسام گوناگون بمها وسلاح های گوناگون را چشیدند.تا مردم افغانستان رابه تسلیمی وانقیاد مجبور سازند.بیش از دوملیون انسان را کشتند، حدود یک ونیم میلیون تن را معلول ساختند وبیش از شش ملیون مردم را به کشورهای همجوار ایران، پاکستان ودیگر کشورها آواره ودربدر ساختند.بیشتراز نصف مزارع ، نهرها ،جویها وکاریزها را نابود ساختند. کلبه های فقیرانه مردم را دردهات به خاک یکسان ساختند.سرک ها ،پل ها وپلچک ها،بیمارستان ها ومکاتب را به خاکستر تبدیل نمودند. شیرازه خانواده ها رادرشهرها وروستاهابرهم زدند .موزیم های کشوروداروندارش رابه تاراج بردند.موادخام از قبیل پخته ،گاز،سمنت و...رابه یغما بردند .هزاران نفرازروشنفکران وطن پرست وشعله ای رااعدام کردند وصدهاتن را درتبانی وزدوبند با احزاب جنایتکاراسلامی کشتند،ولی نتوانستند مقاومت دلیرانه ووطن پرستانه مردم افغانستان را ازبین ببرند .سرانجام مردم افغانستان با جانفشانی ها وجان نثاری های خویش سوسیال امپریالیزم شوروی را به زانو درآورده ومجبور به عقب نشینی نمودند وبه تعقیب آن دولت دست نشانده خلق وپرچم رانیز به سقوط مواجه ساختند. با تآسف که در نبود یک حزب انقلابی کارگری همه جانفشانی ها ودستاورهای مبارزاتی مردم به هدررفت ورهبری مبارزه وجنگ آزادیبخش مردم افغانستان به دست نیروهای ارتجاعی احزاب اسلامی افتاد وکشور دربحران دیگری سردچار گردید .احزاب اسلامی بخاطرقدرت دولتی و تاراج دارائی های دولتی ودارائی های مردم درگیر جنگهای میان گروهی گردیدند که به اثرآ ن سه بر چهار حصه کابل به خاک یکسان شد وده ها هزارنفر در زیر فیر بم ها،راکتها ومرمی هابه قتل رسیدند وبه مال وناموس عده ای از آنها تجاوزوبی حرمتی صورت گرفت. به تعقیب آن گروه وحشی طالبان با شعار مبارزه ضد شروفساد باحمایت مستقیم امپریالیزم امریکا وانگلستان ودولت پاکستا ن وارد افغانستان شدند وبعد ازفرار بزدلانه مجاهدین به اندک زمانی امارت اسلامی طالبان را بنیانگذاری نمودند .طالبان مکاتب دختران را تعطیل وکلاً تحصیل دختران را منع کردند زنان را ازرفتن به کار منع نمودند .پخش موسیقی وتلویزن را ممنوع ساختند .ماندن ریش را اجباری ساختند ومردم را در تاریکی وجهالت قراردادند وزمینه را برای تجاوز امپریالیزم امریکا وقوای ناتو مساعد ساختند. امپریالیزم امریکا وقوای ناتو که ازقبل پلان غارت وتجاوز به افغانستان را در سر میپرورانید.به بهانه عدم تسلیمی اسامه بن لادن توسط امارت اسلامی طالبان به تاریخ 7 اکتبر 2001 به افغانستان لشکر کشی نمودند وبا بمبارمانهای وحشیانه که باعث قتل هزارا ن نفر گردید، طالبان رابه شکست مواجه ساختند ودولت دست نشانده کرزی را که متشکل ازتمام وطن فروشان وخائنین ملی اعم ازجهادی ،خلقی - پرچمی ، طالبی ،دموکرات وتسلیم طلب میباشند، به اریکه قدرت نشاندند. با بوجودآمدن دولت دست نشانده کرزی نه تنها روزوروزگار مردم خوب نشد، بلکه وضع مردم ازبدبدتر شد. بمباردمان ها ی وحشیانه امپریالیزم امریکا، قوای ناتو ودولت دست نشانده در دهات بویژه درمناطق پشتون نشین، تجاوز به ناموس مردم از طرف جنگ سالاران ودسته های ملیشه های لمپن، غصب وتصاحب زمینهای زراعتی واملاک مردم توسط زورمندان همه بلاهائی است که زندگی رابالای مردم جهنم ساخته است از طرف دیگر دردهات حاکمیت طالبانی بیداد میکند .اعدام های خودسرانه وگردن زدن وسنگسارزنان ومردان به بهانه های فساد اخلاقی یا همکاری با دولت دست نشانده کارد رابه استخوان مردم رسانده است .همه این ظلم وناروائی درحق مردم در عدم موجودیت یک حزب نیرومند انقلابی صورت گرفته ومیگیرد وتا زمانیکه چنین حزبی ایجاد نگردد ومردم افغانستان دراین حزب انقلابی بسیج نشوند ومبارزه مترقی راعلیه اشغالگران ودولت مزدورتحت رهبری آن آغازنکنند، وضع بدین منوال به پیش خواهد رفت .همین اکنون صدای اعتراض مردم درهرگوشه وکنار برضد امپریالیزم امریکا، قوای ناتو، دولت دست نشانده و طالبان بگوش میرسد. اما تا هنوز نیروهای انقلابی مردمی که بتوانند اعتراضات وحرکتهای خودجوش مردم رارهبری نمایند، درحالت سردرگمی، تشتت وپراگندگی به سرمیبرندو نتوانسته اند دریک حزب انقلابی پرولتری با خط مشی درست واصولی متحد و منسجم و متشکل گردند. جنبش انقلابی افغانستان در مجموع ازنبود یک حزب واقعاً انقلابی نیرومند رنج میبرد وبدون موجودیت آن هرگونه اعتراضات خود جوش مردم وافشاءگریهای روشنفکرانه سرانجام به شکست مواجه گردیده وباز،زمان بکام ارتجاع وامپریالیزم خواهد چرخید. بدون یک حزب انقلابی طبقه کارگر، مبارزه برضد ارتجاع وامپریالیزم بدان میماند که ما بصورت پراگنده ودست خالی به جنگ اژدها برویم .باید ازتاریخ درس گرفت .تا زمانیکه درسازمان جوانان مترقی وجریان دموکراتیک نوین (شعله جاوید) خط مشی درست اصولی وانقلابی مسلط بوده وازبرنامه فعالیت منضبط ایدئولوژیکی ،سیاسی وتشکیلاتی برخوردار بود.مؤفقیت های چشمگیری داشت وهزاران نفر روشنفکران،مامورین پائین رتبه ،کارگران وپیشه وران را به خود جذب نمود وبه اندک زمانی به یک جنبش فراگیر ملی وانقلابی مبدل گشت .اما زمانیکه رفیق اکرم یاری مریض شد ومشی غیر اصولی پاسفیستی ،التقاطی وسنتریستی درآن حاکم گردید وجای انتقاد وانتقاد ازخودرا لیبرالیزم وبی بندوباری گرفت وزمینه برای رشدونموی اندیشه های اکونومیستی ،اسلامیستی، دگماتیستی وسکتاریستی مهیا گردید. سرانجام سازمان به طرف انشعاب وانحلال رفت .جای کارمنضبط تشکیلاتی را گروهگرائی وسکتاریزم گرفت وزمینه برای رشد اندیشه های سکتاریستی ولمپنانه مهیا گردید که با اتهام بستن به افراد ،شخصیت کوبی ومحفل بازی روشنفکرانه زیان های جدی به پیکرجنبش وارد آمد وجنبش به فروکش و شکست مواجه گردید. این درست است که جنبش دموکراتیک نوین مورد تهاجم وضربات خرد کننده دولت خاین و نیروهای ارتجاعی "اخوان" قرارگرفت این هم درست است که این جنبش درحالت تشتت وپراگندگی قرارداشت ویک برنامه درست اصولی ومبارزاتی برای ایجا دحزب طبقه کارگر نداشت واز این نقطه ضعف آن نیروهای ارتجاعی بیشترین استفاده رانمودند وآن ها رامورد تهاجم قراردادند . ما باید واقعبین باشیم با چند نوشته ولاف وپتاق روشنفکرانه وسکتاریستی هیچ کاری انجام نخواهد یافت. .باید دست هارا باهم گره بزنیم وبرضدهرگونه نظروعمل اپورتونیستی ورویزیونیستی،سکتاریستی ،سنتریستی، دگماتیستی ولمپنانه که نفاق وشقاق رادرجنبش د امن میزنند به مبارزه برخیزیم .با سلاح انتقاد وانتقاد ازخود به طرف وحدت وایجاد حزب انقلابی پرولتری برویم .بی اعتمادی ،اتهام وحرکات لمپنانه درون جنبش را محکوم نمائیم وبا انتقاد وانتقاد ازخود به طرف وحدت ،مبارزه ،وحدت به پیش برویم .محفل بازی وگروهیگری را به دور اندازیم وبا روش علمی ،مارکسیستی ودیالکتیکی به قضایا برخورد نمائیم قدرت مارکسیزم-لیننیزم - مائوئیزم در تشکل آن است نه درحرافی روشنفکرانه."مارکسیزم ،بدون تشکل رفرمیزم ساده لوحانه ای بیش نیست" .همین کفایت میکند که بعد از انحلال سازمان جوانان مترقی هزاران روشنفکر شعله ای بدون یک تشکل منضبط انقلابی به مبارزه پرداختند وسرانجام بکام اژدهای دوسر"سرخ" وسیاه رفتند.تا زمانیکه ماصادقانه از خود واز یکدیگر انتقاد نکنیم واز طریق مبارز ه ایدئولوژیکی وسیاسی واصل انتقاد وانتقاد به وحدت نرسیم ؛ راه بجائی نخوائیم برد.رفیق مائوتسه دوم میگوید:" صفت مشخصۀ که حزب مارا ازسایراحزاب سیاسی متمایز میسازد .انتقاد صادقانه از خود است .همانطور که ماقبلاًگفتیم .اگر اتاق رامرتب تمیز نکنیم ،گردوخاک انباشته خواهد شد؛ اگر صورت خودرا مرتب نشوئیم ،کثیف خواهدشد.ممکن است ذهن رفقای ماوکار حزب مارانیز گردوخاک بگیرد ،وازاین رواحتیاج به روئیدن وشستشودارد.ضرب المثل "آب جاری ممکن نیست بگندد وپاشنه درهرگز موریانه نمیزند"به این معنی است که حرکت دائم مانع تأثیرفاسدکننده میکروب هاوطفیلی ها میگردد.بررسی مداوم کارخودمان ودراین پروسه توسعه سبک دموکراتیک کار ،نهراسیدن از انتقاد وانتقادازخود وپیروی کردن ازاین پندهای آموزنده رهبر خلق چین :"درباره آنچه که میدانی سکوت اختیارمکن ،آنچه گفتنی داری برای خودت نگه مدار "،"هیچ کسی را بخاطر حرفی که زده است گناهکار ندان،بلکه از گفته های آن پندبگیر"،اگرعیبی داری ،آنرا اصلاح کن واگرنداری،مراقب باش"اینست یگانه وسیله مؤثربرای حفظ رفقاوارگانیزم حزب ما ازسرایت گردوخاک ومیکروب های سیاسی.(در باره دولت ائتلافی 24 اپریل 1945).جای تأسف است که بعدازسی سال هنوز هم بخشی از جنبش چپ ما،درگیر نظریات لمپنانه وفحش گونه وغیراخلاقی میباشند وشخصیت افراد ویکدیگر راخورد وخمیر نموده ومیخواهند باشبنم طوفان بر پا نمایند. ما بادرک مسئولیت تاریخی وانقلابی خویش ازتمام بخش های اصولی ویا نسبتاًاصولی جنبش (م .ل.م) افغانستان رفیقانه آرزومندیم که خرده کاری ،محفل بازی وگروهیگری راکناربگذارند وباتقویت روحیه انتقاد پذیری وگسست ازانحرافات اپورتونیستی ورویزیونیستی،با مبارزات ایدئولوژیک سیاسی خویش وباطرد نظریات اپورتونیستی ولمپنانه باپذیرش اصل کمونیستی" انتقاد وانتقاد ازخود" به پروسه وحدت اصولی ودیالکتیکی ایجاد حزب کمونیست انقلابی( م ل م) افغانستان بپیوندند.منافع خلق رابرمنافع گروهی خویش ترجیح دهند. وصادقانه درراه منافع مردم که درشرایط فعلی همانا ایجاد حزب کمونیست انقلابی وپیشبرد مبارزه ملی وطبقاتی به اشکال مختلف آن علیه امپریالیستهای امریکائی واعضای ناتو یاری رسانند.درغیرآن همان آش وهمان کاسه خواهدبود ومقدرات وسرنوشت سیاسی مردم سالهای سال بدست نیروهای ارتجاعی بورژوازی وفئودالی وامپریالیسم گره خواهد خورد.وما بطورنمایشی صرف درالفاظ ادا واطوارانقلابی درخواهیم آورد ودر قطره کشتی رانی خواهیم نمود.امید واریم رفقا بانظریات انتقادی، رفیقانه وتکمیلی خویش این پروسه رایاری رسانند.