Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

مصئونیت قانونی سربازان اشغالگرامریکائی،

یا جوازنامه کشتارمردم افغانستان

 

قبل ازآنکه حامدکرزی به امریکابرود،دفترمطبوعاتی قصرسفیداعلام کردکه درصورت عدم مصئونیت از تعقیب قانونی سربازان امریکائی، امریکاتمام نیروهایش راازافغانستان خارج خواهد کرد. وحامدکرزی که تصورمیکندخلق افغانستان وتاریخ اینسرزمین اورادرکنارشاه شجاع وببرک کارمل قرارنمیدهد،مسئله مصئونیت ازتعقیب قانونی سربازان امریکائی رابه لویه جرگه موکول کرد. اگرچنداین یک این فرصت کوجکی بودکه اومیتوانست پری بکلاهش بزندوبه امریکائی هابگوید"نه! برویدگورتان راگم کنید!خلق افغانستان خودسرنوشت خودراتعین میکند"امااوبه منافع امپریالیزم امریکا وفادارباقی مانده ونشاندادکه خلق افغانستان برایش مهم نیست.اوامضای معاهده"مصئونیت قانونی" سربازان امریکائی رابه عهده سران قبایل، خوانین، فئودال هاوقوماندانان مجاهدین گذاشت وسهمگینی خیانت را بر طبقه اش تقسیم کرد.

اماسران قبایل وعشایر،خوانین وفئودالهاباقوماندانهای مجاهدین وروشنفکران تسلیم طلب زمانی میتوانند دردرامای افسونگری جهادی وعوامفریبی امریکائی نقش بگیرندکه ذهنیت خلق برای پذیرش آن آماده شده باشد. امپریالیست هاومتحدین افغانستانی وخارجی شان ذهنیت مردم افغانستان راباترسیم صحنه های رعب انگیز و ترسناک برای پذیرش این موضوع آماده میسازند. اعلامیه قصرسفیددرهمین راستا بیرون داده شد. این اعلامیه بدون شک ذهن ناآرام آنهائی راکه درسایه تجاوزواشغالگری ناتو به سرکردگی اضلاع متحده امریکاصاحب نان ومقام شده اندبیشترازپیش ناراحت ساخت.

اقتصادکشورکه باهرخبری ازاخراج نیروهای اشغالگربیشترازروزپیش ماهیئت مصنوعی اش را برملا میسازد، بازاردادوگرفت راتنگترساخته ووهم هراس راازذهن به جیب وسفره طعام خانواده هاانتقال داد. بتعقیب آن مقامات بلندپایه دولتی انگلستان اعلام کردندکه درسال 2012 یکهزارویکصدسربازبه اصطلاح"اردوی ملی!" افغانستان کشته شده اند.یعنی اینکه رژیم کابل بدون عساکراشغالگرنمی توانددوام بیاورد. درهمین وقت امرالله صالح،آوازه انداخت که"ایرانی هاازطریق احزاب شیعه درامورداخلی افغانستان دست اندازی میکنند".درحالیکه خودش بامحمدمحقق یکی ازرهبران حزب وحدت اسلامی درزیر لحاف"جبهه ملی" به مغازله وقربان وصدقه رفتن همدیگرمشغول است.

آوازه اینکه "ملاهای ایرانی ازطریق احزاب اهل تشییع درامورافغانستان دست دارازی میکنند"جوک کارامروزیادیروزنسست که آدم به امرالله جان افتخاریک کشف جدیدرابدهد.مداخلات ملاهای ایرانی از سال 1357 شروع شده وهیچ زمانی خاتمه نیافته است ومعلوم نیست که امرالله جان تااین زمان چرا این دردراحس نمیکرد؟ اماآنچه امرالله جان رابه یک مسخره سیرک سیاسی بیک بازیگر ناشی ودرعین حال بیعرضه مبدل میسازد اینست که اوزمانی ازمداخلات آخندهای ایرانی درافغانستان حرف میزندکه افغانستان به واسطه 48 کشورمقتدردنیاوزنجیری های وابسته شان اشغال شده است.

هنوزاین موج رعب وهراس افزائی پایان نیافته بودکه طالبان ودستگاه اطلاعات پاکستان به حمله آغاز کردند، آنهادرمدت کوتاهی درکندوز، کابل وکندهاربابمب گذاری جان ده هانفرراگرفتند.

به این قسم امپریالیستهادراین رابطه بین متحدین بین المللی ومزدوران افغانستانی اشن تقسیم وظیفه دقیقی راطرح ریزی کرده وآنهارادراجرای تاکتیک"ایجادرعب وهراس درذهن مردم افغانستان"وارد کارزارساخته اند.این ها درکل تلاش میکنندکه این ذهنیت رابه وجودآورندکه"بدون سربازان امریکائی همه آفات وبلاهای عالم برسرشماخواهدآمد، بهتراست به سربازان ما"مصئونیت قانونی بدهید"تادراینجا باقی بمانیم وشماراازآفات وبلایای ملاهای ایران وطالبان ودسته حقانی وگلبدین و...غیره حفظ کنیم"!

دراین معرکه مردم افغانستان بایدبین دو"بد"یکی راانتخاب کنند. یاطالبان واخوانیهای گلبدینی یاحضور سربازان امریکائی راکه جوازقانونی دارندآنهارا بکشند.

 

"لویه جرگه" ماشین مشروع سازی خیانت به مردم است

اگرشرایط یک کشورتحت اشغال راموردارزیابی قراربدهیم،میبینیم که مردم آن کشوربیشترازهمه تحت فشارقرارمیگیرند.اگرچندطبقات استثمارگروهیئت حاکمه آنکشورنیزبحساب"فتح شدگان وفرمان برداران"نزداشغالگران بحساب می آیندولی آنهابنابه سهمگیری شان درغارت خلق وداشتن منافع مشترک طبقاتی بااشغالگران کمترتحت ستم قرارداشته وتحقیرمیشوند.اگربه افغانستان نگاه کنیم می بینیم که خلق آزادیخواه مابمراتب بیشترازسران قبایل، فئودال ها، خوانین وقوماندانان مجاهدین و روشنفکران تسلیم شده موردآزار،اذیت وشکنجه قراردارند.مضاف برآن خلق کشوراست که کشته میدهد وفرزندان هرروزبرگلیم ماتم می نشیند.برطبق گزارش سازمان ملل مردم ملکی وبیدفاع افغانستان دراین 12سال بیشترازطالبان وعساکرناتوبقتل رسیده اند.درتلاشیهای شبانه اشغالگران ناتواطفال،زنان وپیرمردان ناراحت کننده ترین اذیت وآزارهای ضدانسانی رامتحمل میشوند.آنهامانندرهگیران وقطاع الطریقان عراده جات ومسافرین رادرمسیرراه هاایستادکرده وموردتلاشی قرارمیدهند.اماتاهنوزنشنیده ایم که طفل خردسال آقای فهیم،محقق،سیاف، دوستم،ربانی،انورالحق،اشرف غنی احمدزی، سپنتا، محسنی وامثالهم دربمباردمان قوای اشغالگرکه اینهادرصدداندبه آنهاجوازکشتارقانونی بدهند،کشته شده باشد."نورچشمی های آنهادر"خارجه"یامشغول تحصیل اندویاسرمایه گذاری های میلیونی "بابا"رااداره میکنند.هم چنین نشنیده ایم که نیمه شبان نیروهای مسلح امریکائی دروازه یکی ازاینهارابالگدشکستانده و واردخانه شده باشند. کسی نگفته که آنها نیمه شبان زن سیاف یامحسنی رابرهنه وعریان ازبسترخواب شان بلند کرده و به گوشه اطاق رانده باشندتااطاق راتلاشی کنند.اینهاده هاکلیشینکوف دارتربیه دیده اروپا وامریکارابرای حفاظت "حرم های رنگین شان"پیش روی قصرهای شان گماشته اند.هیچکس نمی تواند نشان بدهدکه زنان سران قبایل ودختران جوان قوماندانهای مجاهدین رادرحین جمع آوری خاشاک امربکائی ها به راکت بسته و بقتل رسانیده باشند. این زنان ودختران پابرهنگان وداغ لعنت خورده های مظلوم افغانستان اندکه دراین بیدادگاه بقتل میرسند. بااین وصف سران قبایل وفئودالها، سرمایداران وفرماندهان مجهاهدین که ازخون مردم شریف ماهمه گونه راحتی مافوق تصورمارا برای شان فراهم ساخته اند، چه حق دارند که به قاتلین وجنایتکاران امریکائی"جوازخط کشتن"بدهند؟

"لویه جرگه" ازچه کسانی وچطوربه وجودخواهد آمد؟

اینکه "لویه جرگه"یی وجود دارد ویا به وجودخواهدآمدیانه، موضوعی است که به حدرشد تضادهای داخل کمپ ارتجاع یعنی هیئت حاکمه افغانستان ربط میگیرد.درصورتیکه این"جرگه"به وجودآید، واضح است که کسانی درآن دعوت خواهندشدکه ازدوامتیاززیرین برخوردارباشند.

-      نخست اینکه ازنظرمادی به طبقات حاکمه افغانستان متعلق باشندیعنی ارباب،خان ملای بانفوذو زمینداریاسرمایداربزرگ باشند.اینهادرپناه طیاره وراکت آدمکشان امریکائی ثروت اندوخته وقدرت کسب کرده اند. دارائی وقدرت شان مدیون تجاوزواشغالگری امریکا وناتو بوده ووفا داری آنهابه جنایتکاران امریکائی تضمین شده است.

باسوادان پایدوآزمایش شده ولفاظانی که دسترسی به شهرت وقدرت برای شان به عقده تبدیل گردیده است. ایندسته بهوای نام ونان تاحدارزان ترین اجناس بازارفحشای سیاسی افغانستان تنزل یافته وحتی درازای یک وعده پلوچاشت"بلی"میگویند.اینهابی "خرچ"اندوبی قیمت بودن شان امتیاز شان بحساب میرود.امپریالیست هاومقاماتوابسته دولتی هردودسته رامی شناسندومیدانندکه درکجازندگی میکنندوچطور میتوانندبه انهابرسند.آنهااگرتاهنوزماموران وایلچی های مخفی وعلنی رژیم راملاقات نکرده باشند،بدون شک حدس زده اندکه پیشنهاد"لویه جرگه"کرزی چه وظیفه ای رابرعهده آنهاگذاشته است.

به این قسم مشاهده میشودکه خلق افغانستان یعنی صاحبان اصلی کشوردرمعادلات ومعاملات امپریالیست هاومرتجعین افغانستانی عملامطرح نبوده وحق تعین سرنوشت مملکت وسرزمین شان را ندارند. این موضوع برای هرافغاننستانی شریف که به خلق افغانستان ومردم شجاع این سرزمین تعلق داردبی نهایت دردناک است. زیرامی بینندکه چگونه دشمنان خلق افغانستان توطئه میچینندکه به سربازان امریکائی"جوازنامه قانونی"بدهند تا بکشند و جنایت کنند.

 

نبود رهبری انقلابی، کمبود اساسی خلق افغانستان است

واقعات 12 سال تحت اشغال نشان داده که امپریالیست ها ببهانه مبارزه با تروریزم وارد افغانستان گردیده ودرحقیقت هیچ نیئتی مبارزه با تروریزم رادرسرنداشتند. آنها درگام اول با معهده بن استقلال سیاسی وتوامیئت ارضی افغانستان را نقض کردند، درگام دوم مشت جنایتکاررا براریکه قدرت نصب کردند وازطریق آنها معدنیات افغانستان رابه حراج گذاشتند. آنها پیش روی افغانستانی های وابسته ومزدورثروت های تاریخی- معنوی وآبدات هزاران ساله افغانستان رابرطیارات شان بارزده وازکشور بردند و...غیره. طوریکه دیده میشوداین برای آنهاکافی نبود.آنهااکنون میکوشندکه حتی زندگی ومرگ مردم مارانیز"قانونا"در اختیارخودداشته باشند.

حقیقت اینست که بعدازامضای"سندمصئونیت قانونی سربازان امریکائی درافغانستان"زندگی مردم تحت ستم آن به رحم ولطف سربازان امریکائی وابسته است. زیراهیئت حاکمه افغانستان به آنها رسما اجازه میدهندکه جنایت کنند،بکشندوبدزدندوبدون پرس وجواب سوارهواپیماهای شان شده ازافغانستان بروند.

این بیچاره گی وحقارت خلق آزادیخواه افغانستان درگام اول ازنبودرهبری رزمنده وپیکارجوئی که خلق رافرمان نبردبااشغالگران وارتجاع بدهدمنشامیگیرد.احزاب اخوانی شیعه وسنی افغانستان که ایجاد گراین شرایط اهانت آمیزهستند، ازطبقات فئودال وکمپرادورهای میهنفروش نمایندگی میکنتد.آنهابنابه خصلت ذاتی واقتضای ماهیئت ایدئولوژیک شان متحدین امپریالیزم میباشند.نبایدازآنها تقاضا کرد که خصلت سوای آنچه که درذات وماهیئت شان هستند،راتبارزندهند.جای آنهادرمقابل خلق ودر کنارامپریالیست هاوغارتگران جهان میباشند. امانیروهای انقلابی که بایددر"ماتم وطرب خلق"سهیم باشندنبایدکارشانرابه تحلیل واقعات وارائه تئوری های انقلابی محدودکنند.آنهابایدباانتقادصریح از اپورتونیزم وتسلیم طلبی زمینه برای ایجاد رهبری واقعی خلق یعنی حزب کمونیست آماده سازند.

 

ماسلاح منطق کمونیستی وتئوری های علمی مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم رادراختیارداریم. هیچ جادوگری وافسون، فحاشی ولچکی نمیتواندبااین سلاح رودررو بیایستد.این سلاح، سلاح استراتیژیک است وبایدآنرادردرب وداغان کردن دژاهریمنان جاسوس بادقت بکارببریم وحزب کمونیست افغانستان رابرویرانه های جاسوسی، فحاشی، لچکی اپورتونیزم به وجود آوریم.

سیه روزی وبیچاره گی امروزی خلق آزاده افغانستان اگرازیکطرف محصول خیانت احزاب اسلامی وطبقات واقشارارتجاعی افغانستان است،ازجانب دیگرمحصول ارتداد، ازپشت خنجرزدن وتسلیم شدن های اپورتونیست ها ورویزیونیست میباشد. اگرسازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما) درهرات وشمالی به روس هاتسلیم نمیشدودرخدمت خادرژیم خلق وپرچم فعالیت نمیکرد،اگرساما وسازمان رهائی سازش باارتجاع فئودالی وسرانجام امپریالیزم رابه حیث استراتیژی سیاسی خویش اعلام نمیکردند، اگرساماوسازمان رهائی اصول اساسی انقلاب رادرممالک نیمه ممستعمره نیمه فئودالی عملابه زیرپانمی گذاشتندواستراتیژی محاصره شهرهاازطریق روستارانقض نمیکردند،اگرساما و سازمان رهائی بزرگترین انجوداران وعاملین استراتیژی درازمدت امپریالیست هانمیشدند،اگرساما برای ستون پنجم شدن خاقانهای چینی ازطریق ISI باپکن رابطه برقرارنمیکردوسازمان رهائی باحزب اسلامی برسر"مقام سوگلی خاقان های چینی"رقابت نمیورزید، اگرسامابرای بوسه زدن بررکاب اشغالگران امپریالیست رهبرانش رابه مدح"دموکراسی امریکائی"به کارنمیگذاشت،وبرای رژیم پوشالی وزیرورئیس، مشاورومدیرتهیه نمیکرد، اگرساما احزاب پارلمانی نمیساخت ودرپارلمان رژیم پوشالی کابل شرکت نمی جست ...وغیره ایجاد حزب کمونیست وجاانداختن آن دراذهان خلق شریف افغانستان تا این حد مشکل نمیبود. اینهابودندکه تب قدرت طلبی شان به مرض واگیرمبدل شد وآنهاراتا حد پابوسی ظاهرشاه به روم فرستاد، این سامابودکه بتائیدمعاهده ننگین بن با"افغان ملتی"هامظاهره میکرد. بهمین قسم سازمان رهائی بودکه باتصفیه فیزیکی وکشتارمافیوزی اعضاوکادرهای شان جنبش انقلابی افغانستان رادرنظرعوام به مثابه یک باندمافیامعرفی کرده وازآبرووحیثیت انقلابی انداخت.این سازمان رهائی بود که با"اعلیحضرت"خواهی اش نفرت وانزجار انسان مظلوم رامتوجه جنبش چپ افغانستان ساخت. اینهابودندوهستندکه درهرکنفرانس امپریالیستهاومرتجعین افغانستان ولو اینکه درجهنم باشدظاهرمیشوندوبه پشتیبانی ازاشغال وتجاوزموضع میگیرند.اینهابودندوهستندکه همین حالادر کنار جاسوسان"سوسیالی"امپریالیستهاایستاده وعلیه مائویزم مبارزه میکنند.اینهابودندوهستندکه درهرجا برای "انجو"ساختن سرمیکشندوچشمان شان به جعبه های مخمل بنفشی رنگ"مدال های"اروپائی وامریکائی تیزترازچشمان معتادان به بسته های هیروئین دوخته شده اند. اگراخوان الشیاطین وارتجاع مسئول مستقیم سیه روزی وبدبختی،حقارت وبیچاره گی واسارت وفقرمردم افغانستان اند، اینهابه اینصورت ده بارازپشت بخلق کبیرافغانستان خنجرزده اند.همین حالاده هارئیس، مشاورومدیردردولت پوشالی کابل دارندومستقیمابرای دستگاه اطلاعات امپریالیست هاشهرت کمونیست هاراگزارش میدهندوجاسوسی میکنند،برای بدنام ساختن جنبش واژه پرانی کرده وازانقلاب پرولتری ومارکسیزم و...غیره حرف میزنند با بیهوده گوئی های شان کمونیزم وانقلاب را بد نام میکنند. بدون مبارزه برعلیه این هاهیچ مبارزه ای علیه امپریالیزم وجودنداردوتاریخ مبارزات خلق افغانستان نقش هرانقلابی صدیق رادرمقدار مبارزه اش علیه اینها علیه اینهاموردارزیابی قرارخواهدداد، زیرا حزب کمونیست افغانستان برویرانه های اینها بنا میشود نه درکنار آنها.

 

مبارزه علیه امپریالیزم ازمبارزه علیه اپورتونیزم شروع میشود

اگرچندقانون اساسی افغانستان به واسطه مزدوران امریکائی طرح ریزی وبه اجازه امپریالیست ها تصویب گردیده ودرآن قیوداتی درموردکشتارافغانستانی هابدست متجاوزین واشغالگران وجودندارد، ولی امپریالیست هاازمزدوران شان میخواهندکه باتصویب وامضای چنین لایحه ای موانعی راکه مناسبات بین المللی برسرراه شان میگذارند، رفع سازند. بگفتاردیگر؛ درقانون اساسی افغانستان چیزی بعنوان مانع درراه کشتارافغانستانی هابه دست خارجیان وجودنداردوامریکائی هابه این دلیل بر مصئونیت قانونی سربازان شان پافشاری میکنندکه درتئاتربین المللی وبحث مناسبات"جنایت"و"حقوق بشر"، "دادگاه بین المللی"و"انترپول"دست آزادداشته باشد. طبقات حاکمه افغانستان چنین حقی رابه ولینعمت های امریکائی شان یاازطریق"لویه جرگه"ویاازراه معامله بازی دیگرخواهندداد، زیرا در اینجا پای منافع هیئت حاکمه افغانستان ومنافع استراتیژیک امپریاایزم امریکادرآسیامطرح است.بدون حزب کمونیست، خلق افغانستان کمافی السابق بدون رهبری باقی مانده وقادرنخواهندبود که برای تعین سرنوشت مستقل خویش بمیدان بیایند.لذااحتمال اینکه درحال حاضرمردم افغانستان بپابخیزند وبگویند که اینکشوربه آنهاتعلق داردوهیچ بیگانه حق"ارتکاب به غلطی رادراین سرزمین ندارد"خیلی کم است. به این دلیل وظیفه هرافغانستانی وطندوست وانقلابی اینست که بکمونیست هاکمک کنند تادرگام اول پوتنسیال های رهبری مردم شجاع افغانستان راازوجودجاسوسان" سوسیالی"ورویزیونیست های بزرگ وکوچک پاک وخیانتهاوجاسوسی های آنهاراافشانمایند.بدبختانه راه تشکیل حزب کمونیست درافغانستان ازاین ورطه میگذرد.سکوت برخی ازسازمانهاواحزاب درمقابل جاسوسان ساما(ادامه دهندگان)و رویزیونیزم سازمان رهائی وطفل ناقص الخلقه آن جزاینکه به پروسه تشکیل حزب کمونیست ضربه بزند، کاردیگری راانجام نمیدهد.ازنظرماکنارگذاشتن مبارزه علیه جاسوسان ورویزیونیزم چوچه ومادر،بمعنی کنارگذاشتن مبارزه علیه امپریالیزم است، زیرابدون مبارزه علیه اپورتونیزم مبارزه علیه امپریالیزم ممکن نمیباشد.

چرامبارزه علیه جاسوسان ورویزیونیست ها درست ترین منطق مبارزه علیه امپریالیزم وارتجاع است؟

هرکس حق داردحریف جنگ ومیدان جنگش راخودتعین کندولی کسانیکه میگویندبرای رهائی خلق میجنگند، نمیتوانندحریف جنگ ومیدان جنگ شان رامغایربامعیارهای ایدئولوژیک واستانداردهای کلی مبارزه پرولتری تعین کنند.مسایل استراتیژی مبارزه پرولتری رده بندی شده اولی، وسطی وآخری دارد وآن به این معنی که بدون حزب پرولتاریاممکن نیست جبهه متحدونیروی مسلح پرولتری رابه وجود آورد. واگرهم نیروی مسلحی رابتوان به وجودآوردسرنوشت بهتری از"غندسنگین"درانتظارآن نیست. کسانیکه برعلیه انارشیزم واپورتونیزم هستند، ناگزیرند بطور سیستماتیک مبارزه ورده بندی مبارزه پرولتاریاراتعقیب کنند.اگرچندبحث برروی"سیستم تئوری"،"سیستم دینامیک"و"غلبه سیستماتیک یک جانب تضادبرجناح دیگر"و"سیستم وانکشاف تضادها"مسایلی اندکه دانشمندان بورژوازی بیشتراز مارکسیستهابه آن پرداخته اندوده ها کتاب دراین مواردنوشته اند،ولی رفقای مابایدبدانندکه"مجبور"اند برعلیه نظام حاکم بطورسیستماتیک وپله به پله مبارزه کننددرغیرآن دچارانارشیزم عملی میشوند. برای درک مقام هرمرحله مبارزه به"آزادی خلق"توجه کنید،"آزادی خلق"ازنظررده بندی مبارزه پرولتری در آخرصف قراردارد، یعنی نخست حزب پرولتاریابایدتاسیس شود،سپس جنگ خلق آغازگرددوبدنبال آن مناطق تحت قدرت سرخ به وجودبیایدواین مناطق انکشاف یابدوسراسرکشورفتح ودولت دموکراتیک نوین افغانستان تاسیس شود.ازاین ببعدخلق آزادمیشود.اگرماازآزادی خلق حرف بزنیم ولی برای مرحله اولی و ضروری که این امربدون آن ممکن نیست،کارنکنیم یاباذهن خودمشکل داریم ویافکرمیکنیم مردم نمی فهمند که ماباواژه ها بازی میکنیم.

لذاوقتی ازآزادی خلق افغانستان حرف میزنیم بایدبدانیم که اولین پله دراین راه تاسیس حزب کمونیست افغانستان است. بهمین لحاظ کسی که درراه ایجادحزب کمونیست انقلابی افغانستان مبارزه نمیکند عملا براولویت مسایل استراتیژیک مبارزه پرولتری درافغانستان پامیگذارد. وکسی که برعلیه جاسوسان سوسیالی ساما(ادامه دهندگان) مبارزه نمیکندوچوچه رویزیونیست های بیرون افتاده ازسازمان رهائی رافراموش میکنند،به مبارزه برای تاسیس حزب کمونیست افغانستان وسرانجام رهائی خلق علاقه ندارد.

مائویست های افغانستان

6 دلو 1391