Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

 

دیالکتیک تاریخ چنان است که پیروزی مارکسیزم دررشته تئوریک، دشمنان اورا وامیدارد به لباس مارکسیست در آیند لنین .

 

سازمان انقلابی افغانستان"رابشناسیم

مارکسیست یا رویزیونیست؟

 

فصل پنجم

 

2- رویزیونیزم سازمان رهائی وسازمان انقلابی -افغانستان

درجنبش چپ افغانستان وقتی ازرویزیونیزم صحبت میشود، معمولاباندهای خلق وپرچم را درنظر دارند. زیرامبارزه ای راکه سازمان جوانان مترقی برعلیه باندهای خلق وپرچم ازپیش برد، مفهوم رویزیونیزم رادروجود آنهاکاملابرجسته ساخت.مضاف براین،مبارزه ای راکه چین سرخ تحت رهبری مائوتسه دون برعلیه باندرویزیونیست خروشف درعرصه بین المللی انجام داد،این رویزیونیزم رابرجسته ترازهررویزیونیزم دیگردرتاریخ برملانمود.امروزوقتی ازرویزیونیزم حرف میزنیم اول درذهن مادکترین"همزیستی مسالمت آمیز"خروشف خطورمیکند.معنی رویزیونیزم بااین دکترین به نقش سنگ درذهن ماتبدیل شده است ومااغلب اوقات،انواع واقسام دیگررویزیونیزم رابه زودی متوجه نمیشویم وزمان لازم داریم تامشخصات آنهارادرکنارهم گذارده ودرموردآن به نتیجه گیری بنشینیم.مثلا:میدانیم که"سازمان رهائی"یک سازمان رویزیونیستی است ولی درمورد سازمان انقلابی افغانستان به زودی این نتیجه را نمیتوانیم بگیریم درحالیکه بگفته رفقای سازمان کارگران افغانستان، تفاوت آنهابیشترازتغیرنام"رهایی"به "انقلابی"چیزدیگرنیست.درهمین شعبده بازی تغییرنام است که"سازمان انقلابی افغانستان"مانوراجرامیکندوباذکرچند تفاوت سطحی خودباسازمان رهائی تمام اکونومیزم ورویزیونیزم سازمان رهائی راتحت نام دیگرغسل تعمیدمیدهد. کمونیست های افغانستان به اینگونه جلوه های میان خالی فریب نمیخورندووظیفه خودمیدانندکه رویزیونیزم "دینگ سیائوپینگ" وسازمان رهائی، سازمان انقلابی وساما(ادامه دهندگان)راهمانقدرافشاکنندکه سازمان جوانان مترقی رویزیونیزم خروشفی وخلق وپرچم راافشا کرد. زیرابدون اینکاربازهم"مرده ها(خلق وپرچم) درذهن احاد جنبش مائویستی افغانستان رویزیونیست باقی خواهندماند.

خدمات جنبش انقلابی بین المللی(جاا)درمبارزه علیه رویزیونیزم چینی

دراوایل دهه 80 قرن گذشته زمانیکه رویزیونیست های جدیدچینی قدرت سیاسی راغضب وبجان خلق کبیرچین ومشی مائوتسه دون افتادند،جنبش کمونیستی بین المللی مدتی گیج ماندتابلآخره درسال 1981بنابه پیشنهادرفیق سان موگاتاسان صدرحزب کمونیست سیلان،این جنبش بطورجدی شروع به مطالعه خیانت های بورژوازی چین تحت رهبری تینگ سیائوپینگ درچین کردند.این زمانی بودکه حزب کمونیست پیروتحت رهبری صدرگونزالواین مطالعات رابااعماق وگستره بیشتروعمیقترانجام داده ودرروشنائی آن یک جنبش وسیع کمونیستی رابه وجودآورده بود.همین مطالعات بودکه احزاب وسازمان های کمونیستی ممالک مختلف جهان رادرسال 1984به تشکیل"جنبش انقلابی بین المللی"(جاا)رسانیدوثبوت کردکه تکامل جنبش پرولتری فقط ازطریق مبارزه بااپورتونیزم،رویزیونیزم وآوانتوریزم ممکن است نه ازراه سازش ومسامحه با آنها.

مطالعه احزاب شامل در{جاا} ومعرفی کارمائویک جهش کیفی دردرک ازانقلاب پرولتری بود.{جاا}به نوبه خود علیه انواع مختلف اپورتونیزم ورویزیونیزم درآسیاوامریکای لاتین مبارزه کرد،امابنابه دلایل گوناگون نتوانست نقشی راکه برایش تعین کرده بودانجام دهد. مبارزه علیه رویزیونیزم تینگ سیائوپینگ یکی ازکارهائی است که جاانتوانست آنرابطوروسیع ازپیش ببرد. جاابدون هیچ شکی علیه رویزیونیزم تینگ مبارزه کردوازمشی مائویستی جیائو- چیانگ چینگ دفاع برحق وکمونیستی به عمل آوردولی نتوانست این موضع رابطوروسیع تبلیغ کندوبطورگسترده به فعالیت های سیاسی سازمانهاواحزاب شامل در{جاا} تبدیل نماید.بهمین صورت {جاا}نتوانست دردفاع ازمائویزم خدعه ونیرنگ بورژوازی چین رادرعقب اصطلاح"مائوتسه دون اندیشه"روشن سازد.{جاا}بایدبهنگام اعلام نتائیج مطالعاتشازاهمیت کارمائو به اصطلاح"مائوتسه دون اندیشه" برخورداساسی یاتقطیر(rectify) گونه انجام میداد. ومبرهن میساخت که چرا"مائویزم" درست وچرا"مائوتسه دون اندیشه"دیگرنادرست است. اماازجائیکه اصطلاح"مائوتسه دون اندیشه"بمثابه خط انقلاب برابر با "مائویزم" درذهن افراد ونهادسازمانهای انقلابی دنیا جا افتاده بود،{جاا} به نبردروبنده ورویاروی بااین اصطلاح نرفت.به این قسم"مائوتسه دون اندیشه"بمثابه وزنه مساوی به"مائویزم"برسرزبان های بسیاری ازسازمانهای چپ، انقلابی وحتی کمونیستی باقی ماند.اگرچنداین نوشته حوصله بحث کامل برروی مائوتسه دون اندیشه راندارد ولی بدلیل آنکه سازمان انقلابی افغانستان این اصطلاح رابکارمیبردوبرای آنکه روشن سازیم منظورآنهااز"مائوتسه دون اندیشه"کدام "مائوتسه دون اندیشه"است، برروی تاریخ ظهوراین اصطلاح اندکی مکث میکنیم.

 

دو مائوتسه دون اندیشه

وقتی بمبارزات بورژوازی علیه پرولتاریادرچین سرخ برگردیم می بینیم که دومائوتسه دون اندیشه وجودداشته است. یک مائوتسه دون اندیشه ای که کادرهاورهبران متوسط حزب درجریان جنگ مقاومت علیه جاپان وبه ویژه بعدازکنفرانس چون کینگ درسال 1947به اندیشه های رفیق مائوداده بودند. این اصطلاح درحقیقت امرتمجیدوقدردانی صادقانه توده هاوکادرهای حزب ازمهارت وتوانائی پیشوائی رفیق مائودرامررهبری کردن انقلاب بود.بطور مثال: مقابله ارتش خلق که به صدهزارتن میرسیدباارتش چیانکایشک که درحدودچهارونیم ملیون میرسیدوازجانب امپریالیزم امریکابامدرن ترین تسلیحات جنگی روزمجهزشده بود،برای رفقای حزب درحکم یک معجزه بود.هنگامیکه امپریالیست هاارتش چییانکایشک راباطیارات غول پیکرشان بشمال انتقال میدادند،دیگرهمگان فکرمیکردندکه کار مائووحزب کمونیست ساخته است. "هنری مارکانت"رزونامه نگارفرانسوی میگویدکه دراتحادشوروی آوازه بودکه"برای رهبران حزب کمونیست چین درروسیه خانه هارافرش کرده بودند".درهمین زمان انالوئیزسترانگ به مائوپیشنهادمیکندکه"به سازمان ملل مراجعه کند"ولی مائومیگوید"ارتش چیانکایشک یک غنیمت است. امریکائی هاآنهاراخوب مسلح کرده اند،این سلاح دردفاع ازانقلاب خلق چین درمقابل امپریالیزم امریکاومرتجعین چینی نقش خیلی مهمی رابازی خواهدکرد(خاطرات انالوئیز سترانگ)".سرانجام دیده شدکه همان صدهزارسربازدرطی دوسال بزرگترین ارتش تاریخ بشررابامجهزترین سلاح رزمی اش شکست دادوجمهوری توده ای خلق چین رابنیان گذاشت.

کارهای مائونزدبسیاری ازچینی هابه معجزه میماند، زمانیکه مائو"مسایل استراتیژی درجنگ انقلابی چین"رانوشت. لی ته(اتوبراون- نماینده کمینترن)به اوگفت"این درس دادن دشمن است"امامائوبه او و رفقای دیگرکه این مسئله راانتقادمیکردندگفت"دشمن ایدئولوژی ماراندارد، لذادرس های مابه دردآنها نمیخورد". مائو؛ دامی راکه امپریالیست های امریکائی برای انقلاب چین ازطریق کنفرانس چونک کینگ گذاشته بودبه حلقه طناب داربرای حلقوم امپریالیزم وگماشتگانش مبدل ساخت. خلق چین، صفوف وکادرهای میانه حزب بابسیارسادگی میگفتندبه"به کارهائیکه مائومیکنداعتمادکنید"،به افکارمائواعتمادکنید"،"دستورات مائو راعملی کنید".بعدهاکارهای خارق العاده ومعجزه آمیزرابه "کارصدرمائو"تشبیه میکردند(خاطرات لین کیائو). به این قسم درسالهای 1950-1951"اندیشه رفیق مائو"دربین حزب رواج یافت. امابنابه قول لنین که"بورژوازی ازهمه چیزکالامیسازد"این اصطلاح به دست نمایندگان بورژوازی درداخل حزب افتاده وبه سلاح سیاسی مبدل شد.چوئن لای نماینده افکارناسیونالیزم چینی اولین کسی بودکه ازآن درمصاف داخل حزبی علیه لئوشائوچی استفاده کرد. بعدازمصاف بزرگ علیه لیوشائوچی وپیروزی مشی مائو، فراکسیون لین بیائو این اصطلاح رابیشتر شعارمیدادند زیرالین بیائو وپینگ ته هوای میدیدندکه چگونه مردم چین"مائوتسه دون چینی را"دوست میدارندوچگونه چوئن لای با هوشیاری ازاین موضوع استفاده کرده است.(این همان مارشال پینگ ته هوای است که رییس ستادارتش  ویکی ازبزرگترین جنرالان ارتش سرخ بعدازجنرال چوته بحساب میرفت.اودرسال 1952 بهنگام تصویب انقلاب ارضی برمائوتسه دون حمله کرده وگفت:ارتش راازاینگونه ماجراجوئی هابه دورنگه دارید. ولی مائوگفت:ارتش زمانی بخلق تعلق داردکه ازانقلاب حمایه کند،درغیرآن در مقابل خلق وانقلاب قرارداردوچنین ارتشی رابایددرب وداغان کرد. من ازدهقانان وکارگران ارتش جدیدی به وجودآورده واین ارتش رانابودمیسازم.این پینگ ته هوای درسال 1953مائورامجبور ساخت که فرزندبزرگش مائوآن ینگ رابه کوریابفرستد.پینگ ته هوای به دسته اش سپرده بودکه پسر مائورادرست درجائی مستقرسازندکه بدست امریکائی هااسیرشود،امااودرجریان حملات امریکائیها کشته شد.پینگ ته هوای درانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی به واسطه گاردسرخ انقلاب دستگیرو زندانی شد.اودرزندان مردوهنگامیکه میمردبرمائو،کمونیزم ومارکسیزم نفرین میفرستاد.ازکتاب- مائوخدانبود- خاطرات لین کیائو.چاپ پکن 1986). لین بیائوکتاب سرخ (نقل وقول های ازآثار) مائورابیرون کشیدودرنطق هایش درمجالس سیاسی ازمائوتسه دون اندیشه به عنوان انیشه ای که درآن هیچ نادرستی واشتباه وجودندارد، سخن میگفت. مائوبارهامیگفت که"هیچ اندیشه ای نیست که درآن اشتباه وجودنداشته باشد،چیزی که بطورمطلق صحیح باشدوجودندارد."

لین بیائویکی ازفرماندهان عالیرتبه جنگ خلق،بزرگترین تئوریسین جنگ متحرک وتاکتیسین جنگ گریلائی بود.اوبعدازجنرال لیوپوشینگ که درتاریخ جنگ خلق چین بنام"اژدهای یک چشم"و"ببریک چشم کوهستان حنگنگ شان"شهرت داردبزرگترین مغزمتفکراستراتیژی نظامی محاصره شهرهااز طریق دهات بحساب میرود.اودردهه 60 وزیردفاع،معاون صدرکمیته مرکزی بود.بعدازشکست باند لیوشائوچی،اوتوانست طرفداران خودرادرپست های مهم دولتی،ولشکری که خالی شده بودند،مقررکند. اودرسالهای اخردهه 60 ازچنان قدرتی برخورداربودکه دیگرهمه تصورمیکردنداوجانشین مائو است. لین بیائوبعدازشکست لیوشائوچی باباندچوئین لای روبروبود.اوکتاب سرخ مائورانیزبرای مقابله باباند چوئن لای بچاپ رسانیدوشعار"تکیه کن برسکانداردرآب- تکیه کن براندیشه مائوتسه دون درانقلاب" رابلندودرزیراین شعاربه جنگ باندچوئین لای رفت. اووطرفدارانش دراین مصاف دفاع ازمائوتسه دون رادرحددفاع ازخدای که هیچ وقت اشتباه نمیکند، رسانیده بودند.اومائوراتاحدچندش آوروحتی نفرت انگیزستایش میکرد.اماازاین ستایش هاحیله گرانه به سوی اهداف خائینانه اش میخزید. در سال1969درپیش نویس گزارش سیاسی به کنگره نهم حزب اونوشت"انقلاب فرهنگی به اهداف خود دست یافته واکنون زمان آن فرارسیده که بکارهای اقتصادی توجه کرد".دراین جابودکه مائواورا شدیدا موردانتقادقرارداد.

مائوتسه دون اندیشه ایراکه تاسالهای 1984-1990 دراسنادومدارک سازمانهاواحزاب مائویست دنیامی بینیم،همین مائوتسه دون اندیشه ای است که لین بیائووچوئن لای آنرابه یک حربه سیاسی برای رقابت های داخل حزب ودولت تبدیل کرده بودند. این مائوتسه دون اندیشه،میگویدکه اندیشه های مائوتسه دون عبارتست ازبکاربست خلاق مارکسیزم- لنینیزم درشرایط چین. تا سال 1966 مارکسیزم لنینیزم بایاعلامت هایفین(-)که ازدواصطلاح یک واژه میسازدنوشته میشدو"اندیشه مائوتسه دون" از مارکسیزم-لنینیزم بایک کامه(،)جدامیشد.چینی هااندیشه مائوراباواژه های"افتخارآفرین"،"ماندگار" ظفرنمون" وغیره توصیف میکردندولی آنرا درمحدوده چین نگه میداشتند. این همان چیزی است که اپورتونیست های روسی درموردلنینیزم میکردند واندیشه های اورا"مارکسیزم انقلابی" میخواندند. رفیق استالین درمورداین بیخردی سفیهانه بورژوازی میگوید"بعضی هامیگویندکه لنینیزم همان تطبیق مارکسیزم باشرایط مختص اوضاع روسیه است.این تعریف سهمی ازحقیقت رادربرداردولی ابداحاوی کلیه حقایق نیست"(راجع به اصول لنینیزم).میتوان عین جملات رفیق استالین رادرمورد مائو گفت که اصطلاح مائوتسه دون اندیشه یک قسمت ازحقیقت رادرموردمائویزم میگوید،نه کل آنرا. درست است که مائومارکسیزم لنینیزم رابااستادی درشرایط چین بکاربست ولی خیلی پیشترازآن رفت. ندیدن این حقیقت ومحدودکردن کارمائوبه شرایط چین بمعنی اره کردن سروپای مائویزم است. مائوتئوری های علمی وگنجینه فلسفی مارکسیزم لنینیزم رابه اندازه مارکس ولنین غنابخشیدوتکامل داد. انکاراین خدمات بزرگ و"درچین نگه داشتن آن"به معنی نفی خائینانه"جهانشمول بودن کار مائو است"ولین بیائودرعین ستایش مائوتاحد"خدا"این اساسی ترین وذاتی ترین خصلت مائویزم رانفی میکرد.

مائوتسه دون اندیشه دوم،مائوتسه دون اندیشه تینگ سیائوپینگ است.این مائوتسه دون اندیشه عبارت ازصحیح بودن کارمائوتاسال1949 میباشدو"گام بزرگ"،"انقلاب کبیرفرهنگی"و"مبارزه درراه ایجاد مالکیت همگانی ازطریق مدیریت طبقه کارگربرتولیدوکمون های دهقانی"وغیره را "اشتباهات دوران پیری مائو"میداند.تینگ سیائوپینگ انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی راازجمله "خطاهای نابخشودنی مائوکه به واسطه آن انقلاب چین راضربه زده وخلق چین رافقیرنگه داشته، میداند.اوبعدازآنکه اندکی آرام میگیردحرف هایش رااصلاح کرده ومائورامورد"عفو"قرارداده میگوید"مائودراواخرعمرش قادربه فکرکردن نبود!".این مائوتسه دون اندیشه بدون هیچ"تبعیضی" موردپسندتمام اپورتونیست هابشمول اپورتونیست های اروپائی امریکائی میباشد.منظورسازمان رهائی وسازمان انقلابی افغانستان از"مائوتسه دون اندیشه"نیزهمین مائوتسه دون اندیشه تینگ سیائوپینگ می باشد.

درسال 1978هنگامیکه تینگ سیائوپینگ درمورد"مائوتسه دون اندیشه"حرف میزندمیگوید: "ماچگونه بایدشعارمائوتسه دون اندیشه راافراشته نگه داریم؟ این واقعاسوال بزرگی است.افرادزیادی درداخل وخارج ازچین می طلبندکه این شعاربرافراشته نگه داشته شود. معنی این خواست چیست؟وماباید چگونه آنراانجام بدهیم؟ شمامیدانیدکه دکترین"دوچیزکی"- (منظورتینگ مبارزه دوخط یا Two line struggle درداخل حزب میباشدکه عبارت ازبکاربست قانون تضاددرهمه اشیاوپدیده هابشمول حزب می باشدوتینگ بااین"چیزک"خطاب کردن به آن،آنرامسخره میکندازماست)وجودداردکه مشهور هم شده است!مطابق به این دکترین همه چیزی هائی راکه رفیق مائوتسه دون تصویب کرده بایدبدون هیچگونه انحراف ازآن تعین کننده خط حرکی مابرای همیشه باشد."(بخش اول آثارمنتخب تینگ سیائوپینگ- 1975-1978 درباره مائوتسه دون ومائوتسه دون اندیشه). تینگ سیائوپینگ درمصاحبه اش با اوریانافلاچی ژورنالیست ایتالوی، درپاسخ به اینسوال که"صدرمائوتاکجادرکنگره بعدی خلق چین مورد گفتگو قرارخواهد گرفت؟"،میگویدکه:" ماازکارهای مائویک بررسی عینی انجام خواهیم داد، کارهای خوب واشتباهات اورانشانی خواهیم کرد. ماکارهای خوب اورا نقش تعین کننده واشتباهاتش رانقش ثانوی خواهیم داد. مابه اشتباهات اوکه دراواخرعمرش انجام داد(منظورتینگ انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریائی است-ازماست) برخوردواقعگرایانه( اوواژه realisticرابکارمیبرد-ازماست)خواهیم کرد.ماهمیشه مائوتسه دون اندیشه را که همانا بیان کننده بخش کارهای صحیح صدرمائو است، بکار خواهیم برد.مائوتسه دون اندیشه نتنهامارادرانقلاب به پیروزی رسانید، بلکه بمثابه یک حزینه ملی متعلق بخلق چین وحزب کمونیست چین باقی خواهدماند.بهمین دلیل ماعکس مائورادرمیدان تیان مین نگه داشته ایم. ماهمیشه اورابحیث بنیانگذارحزب ودولت چین بیادخواهیم داشت.ماکاری راکه خروشف درحق استالین انجام داد،درحق مائوانجام نخواهیم داد(بنقل ازکتابMao Zedong, Biography, Assessment reminiscences با isbnno.8351-1886-X صفحه 93ترجمه مطالب بواسطه مائویست های افغانستان صورت گرفته است).

جملات بالاکه برگ کاهی است ازکوه رویزیونیزم تینگ سیائوپینگ(مائوتسه دون اندیشه تینگ)چند مطلب خیلی اساسی وعمده رابمابیان میکند.نخست اینکه مائوتسه دون اندیشه تینگ سیائوپینگ برطبق آئین باستانی رویزیونیزم که کارمارکس رابه بخش انقلابی(لنینیزم)وبخش کمترانقلابی(کائوتسکیزم یاسوسیال شونیزم انترناسیونال دوم )تقسیم میکردکارمائوراباوقاحت اشئمزازانگیزی به"بخش درست" وبخش نادرست"تقسیم میکند.یعنی اینکه جنگ خلق درست ولی انقلاب کبیرفرهنگی پرلتاریائی نادرست است.ثانیا؛این مائوتسه دون اندیشه به کارهای مائوتسه دون"واقع گرایانه" برخوردمیکند.این به آن معنی که رئالیزم بورژوائی معیارارزیابی خوبی وبدی کارمائومیشود. برطبق این ریالیزم بورژوائی کارهای مائومربوط به داخل چین وخلق چین است وباخلق هاوپرولتاریای جهان دخل وغرضی ندارد.آنکارهائیراکه نمیتوان طوردیگرتعریف کردلاجرم می پذیریم، مانندتاسیس دولت دموکراتیک نوین ولی آنچه جنبه جهانشمولی داردمانندخدمات عظیم مائوبه فلسفه مارکسیزم، خدمات مائودرجمعبندی تجارب جنگ خلق وتدوین قوانین جنگ تحت رهبری پرولتاریا،تاسیس جبهه متحدملی،کشف دست یابی به سوسیالیزم ازطریق استراتیژی استقراردموکراسی طرازنوین بمثابه عبورگاه اجتناب ناپذیرجوامع عقبمانده، تحلیل طبقاتی جوامع عقبمانده وکشف روابط دیالکتیکی میان اقتصاداین جوامع وجنگ خلق وانکشاف وگسترش آن و...غیره را"ریالستیک"ندانسته وبدورخواهیم انداخت. انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی یعنی تئوری نوین کمونیزم درمبارزه علیه بورژوازی شکست خورده وادامه انقلاب تحت دیکتاتوری پرولتاریارابمثابه اشتباهات آخرعمراوحساب کرده وازارزش میاندازیم.زیرا اینها برطبق رئالیزم بورژوائی هیچکدام به نفع"جامعه جهانی" نیست.

"مائوتسه دون اندیشه"ایکه تینگ سیائوپینگ ورویزیونیست های دیگرمانندحزب رنجبران درایران، سازمان رهائی وچکیده آن سازمان انقلابی درافغانستان واپورتونیست هائی مانندساماازآن حرف میزنند عبارت ازاین"مائوتسه دون اندیشه"است. آنهاازهمین موضع بامائویزم مبارزه میکنند.همانگونه که تینگ سیائوپینگ بانگه داشتن عکس مائودرمیدان تیان مین برآتش سوزان قلب خلق کبیرچین آب سردمی آندازد،این رویزیونیست هانیزبایدک کشیدن نام مائوتسه دون ونثارواژه های ستایشی و تعارفات بورژوائی حیله گرانه مائویزم راازمحتوای عظیم پرولتاریائی آن تهی میسازند.این همان چیزی هست که سازمان رهائی رادرقلب تمام رویزیونیست های امریکائی واروپائی محبوب ساخته و دروازه سناچ های شانرامیگشاید. تینگ سیائوپینگ میگویدکه ماکاری راکه خروشف بااستالین کردبا مائوتسه دون نمی کنیم ولی نمیگویدکه بورژوازی درروسیه درهتک حرمت رذیلانه رفیق استالین نفع داشت ودرچین دربرخوردریاکارانه نگه داشتن حیله گرانه عکس مائو درمیدن تین آن مین .اوبه آن دلیل عکس مائو راازمیدان تیان مین برنمیداردکه وجودآنعکس پوشش خوبی برای خیانت های بورژوازی چین میباشد. مائوتسه دون اندیشه تینگ سیائوپینگ، پادرهواوبدون پایه سیاسی اقتصادی نبود.بورژوازی چین بااین شعارخیانتهای نابخشودنی ایرادرحق خلق چین وسوسیالیزم انجام دادند.از سال 1978تاسال 1982آنهابطورمتعرضانه ومهاجمانه ازنظراقتصادی،سیاسی وفرهنگی درپی پس گرفتن دست آورد های انقلاب ازطبقه کارگروخلق کبیرچین برآمدند.درسال 1978اولین حمله این باندبر"مدیریت کار گران برکارخانه ها"،"صنایع سنگین وازآنجمله ذوب آهن"،"حمل ونقل وترانسپورت" و..غیره شروع شد. دراین سکتورهابراساس مشی مائومالکیت جمعی، گام بگام بسوی مالکیت همگانی حرکت میکرد. کارگران خودمدیران وپلانگذاران تولیدبودندومدیران نکتائی داردریشی پوش وجودنداشتند.

رویزیونیست ها هدف پلانگذاری را از رفاه انسان تحت سوسیالیزم برانداخته وبرمحور تولیدبورژوائی (یعنی تزائیدتولید = تزائیدسود)قراردادندوبرای روبراه ساختن این متدتولیدمدیریت راازکارگران گرفته و مدیران نکتائی دار راکه حق داشتندبخش های شان راسهامی ساخته وخودفیصدی های عظیمی ازاین سهام رابخرند، معرفی کردند. موازی به این آنها به جان کمون های کشاورزی افتادند.عین سیاست رادراین کمون هامعرفی کردند.رابطه مادی- اقتصادی بین دهقانان وکارگران راباخصوصی ساختن زمین ازبین برده وضربات شان رامتوجه طبقه کارگرچین ساختند. درهمین دوران پکن ریفیوپیوسته از" ترمیم اشتباهات گذشته وبرگرداندن انقلاب برخط درست"،"اماده ساختن زندگی مرفه برای خلق چین" و"اعمارویرانگری های انقلاب فرهنگی"و...غیره سخن میگفت.

مقارن همین زمان که چهره خائنین چینی کاملابه جهانیان آشکارشده بودوصدای امریکاوبی .بی. سی باتمجیدازیورش شجاعانه حزب کمونیست چین برمیراث شوم مائوتسه دون سخن میگفتند، داکتر فیض احمدشهید می نویسد:"جمهوری توده ای چین یک کشور سوسیالیستی مربوط بجهان سوم است؛ زیراازلحاظ سیاسی واقتصادی درصف کشورهای جهان سوم قراردارد...هژمونیست، تجاوزگر، مداخله جووجنگ افروزنیست. درپی برانداختن استقلال، حق حاکمیت ملی وتمامیت ارضی سایرکشور هانمی باشد. سیاست جهانی اش پشتیبانی ازمبارزات خلق هاوبخصوص جنبش های آزادیبخش ملی ومبارزه علیه دوابرقدرت میباشد. درمقابل کشورمانیزبطورمشخص پشتیبان حق تعیین سرنوشت ملی ومخالف باهرگونه مداخله وتجاوزاست. درداخل چین ستمکش ترین طبقه، یعنی طبقه کارگرقدرت را بدست دارد. اینست شاخص ما ازجمهوری توده ای چین"

"سازمان رهائی "نظردارد که "آنچه درچین میگذرد مربوط به حزب، دولت ومردم چین است، فهم جریانات درون حزب پرولتاریائی چین برای مامشکل است؛زیرامادر آنجا قرارنداریم ونه تحقیق مداوم آن کارماراتشکیل میدهدودرغیرآن مجبوریم جریانات داخلی احزاب انقلابی بیشماری را درجهان تعقیب کنیم که این نه ممکن ونه لازم است."(به نقل از وب سایت پیام آزادی- نوشته پولاد.ص.7)

به اینصورت مشاهده میشودکه داکترفیض خبرداردکه مرتدینی مانندتینگ برمسندقدرت قرارگرفته ولی تحقیق درموردآنرانه کارخودمیداندونه لازم. اومیداندکه مائویست های بزرگی مانندرفقاهریک چیانگ چینگ،رفیق چانگ چونگ جیائو، یائووین یوان ووانگ هونگ وین وده هاهزاردیگرکه بدست این کودتاچیان خائن بقتل رسیده اندولی اوموضعگیری درقبال این خیانت رانه کارخودمیداندونه لازم به تحقیق ونه آنراممکن حساب میکند.اوخبرداردکه دیکتاتوری پرولتاریادرچین سرنگون شده ولی تحقیق درموردآن را"ممکن" نمیداند. اوخبرداردکه طبقه کارگردرتولید وپلانگذاری ازمدیریت برانداخته شده وتولیدات چین به تولیدات سهامداری بورژوازی تبدیل گردیده امانمیشرمدکه بدروغ بگوید"درداخل چین ستمکش ترین طبقه، یعنی طبقه کارگرقدرت را بدست دارد". اوخبرداردکه کمون های دهقانی درچین برانداخته شده واین خیانت راامحای"میراث شوم مائو"نام کرده اند.دامنه این خیانت آنقدربرضد خلق چین وکمونیزم درمجموع میباشدکه حتی بی.بی.سی وصدای امریکارابه وجدآورده وبه تمجیدواداشته است.امااونتنها انترناسیونالیزم پرولتری رانفی میکندوخیانت به انقلاب خلق چین را پرده پوشی کرده وبدون آنکه عرق رابرپیشانی اش احساس کند،میگویدکه"آنچه درچین میگذردمربوط به حزب، دولت ومردم چین است"

ازنظرایدئولوژی به موضعگیری داکترفیض احمد شهید نظرکنیم.

ماامروزمیدانیم که این مائوتسه دون بودکه باتئوری علمی"ترکیب یک ازدو"بمطالعه حزب پرداخت و گفتار لنین راکه میگویدحزب آله وابزارمبارزه پرولتاریااست بیشتربازکردوبه نقش آن درپروسه های مختلف مبارزه طبقه برای نیل به کمونیزم دقیق شد. لنین درموردنقش حزب گفته بودکه حزب پرولتاریا تاآخرین روزهای حیاتش عمده ترین ارگان متشکل پرولتاریاباقی میماند، مائوتسه دون باتکیه براین تعریف لنین درمورداهمیت حزب گفت که درحزب همیشه دوگرایش وجوددارد.گرایش انقلابی و گرایش ضدانقلابی.این درست است،زیراتازمانیکه بورژوازی درجامعه وجوددارد،خواستهای بورژوازی به شکلی ازاشکال،خواسته یانخواسته ازطریق اعضای حزب دردرون حزب نفوذمیکندوبه گرایشات سیاسی مبدل میشود. به این دلیل دردرون حزب همیشه  گرایش انقلابی وگرایش ضدانقلابی برای حاکمیت درنبرداست که مائوآنرا"مبارزه دوخط"دردرون حزب مینامید.ظهوررویزیونیزم دراتحاد شوروی نشان داده بود که این برداشت درست است. مضاف برآن، ظهوررویزیونیزم دراتحادشوروی نشان داده بودکه آنهادرهمان شب مرگ رفیق استالین به یکباره گی رویزیونیست نشده بلکه محصول یک پروسه طولانی مبارزه طبقاتی بودند.مضاف براینها،معلوم شده بودکه این مبارزه درداخل حزب نطفه بسته وجوانه زده بود... وغیره. مائوتسه دون باتحلیل دیالکتیکی ازپروسه رشدرویزیونیزم در اتحاد شوروی بوجوددوگرایش یا"دوخط درداخل حزب"پی بردوگفت که دیکتاتوری پرولتاریامربوط به اینست که کدام یک ازاین دوخط پیروزمیشود"پرولتاريابدنبال آنست كه جهان رابرمبناي جهان بيني خودش متحول سازد،بورژوازي هم همينطور.بدين ترتيب،اين سوال كه بالاخره كدام پيروزخواهدشد: سوسياليسم ياسرمايه داري،هنوزبقوت خودباقي است."(مائوتسه دون درباره حل صحيح تضادهاي درون خلق. آثارمنتخب جلد5).

امروزبیشتراز30 سال ازانکشاف اکونومیزم آقای فیض به رویزیونیزم میگذرد.دراین 30 سال چین از یک کشور"جهان سوم"به یک سوسیال- امپریالیست تبدیل گردیده ودربسیاری ازممالک افریقای مرکزی سرمایه گذاری کرده وخلقهای آنهارااستثماروثروت های سرشارطبیعی شانرارهزنانه میرباید. کارگران چینی مانندبرده هابه کارفرمایان بورژوای چینی تعظیم میکنند،بیکاران سوانح کاری شانرا چاپ وبگردن شان آویزان کرده وبموقع درخواست کار, گردن شان رابالابگیرندتابوی بددهن شان به مشام استخدام کنندگان بورژوای چین نرسد. شوئینیزم ملی ملت ستمگر"حان"زندگی رابرخلق های تحت ستم ایغور،تبت، سالار، ما، فاومیائوبه جهنم سوزان تبدیل کرده است. اینهاچیزهائی بودکه در زمان داکترفیض احمدشهیدنیزقابل تصوربود.اماامروزکه ازآفتاب هم روشنتراست سازمان رهائی افغانستان علیه مرتجعین چینی موضع ندارد واین وابستگی درهیچ کجای اسنادسازمان انقلابی افغانستان نقدنشده است. ساماکه یکبارسربه درگاه این خاقان هاسائیده وجزمزه تلخ شراب برنج وتکبر"حانی"چینی هاچیزدیگری رادرگلویش مزمزه نمیکند، نیزبخاطر"خاطریارراداشتن"نتنهااین روباه های خس دزدرانقدنمیکند، بلکه بااین رویزیونیست هابه بستر حل وعقد رفته است.

آیامیتوان داکترفیض راکه یورش باندبورژوازی چین بردست آوردهای انقلاب پرولتاریائی تحت رهبری مائورابااین جملات تائیدمیکند"آنچه درچین میگذردمربوط به حزب،دولت ومردم چین است" نه به ما!! یک کمونیست خواند؟

آیامیتوان داکترفیض راکه میگوید"فهم جریانات درون حزب پرولتاریائی چین برای مامشکل است؛ زیرامادرآنجاقرارنداریم"حتی یک بورژوای ماتریالیست خواند؟زیرایک بورژوای ماتریالیست هم"فهم ماهیئت جریانات درون یک حزب"رامربوط به حضورخوددرکشورمربوطه آن حزب نمیداند. این امپریزم ایده آلیستی دیدگاه فلسفی داکترفیض رانشان میدهد.اماسازمان انقلابی افغانستان درعین اینکه ازانحرافات "سازمان رهائی"حرف میزند، بیشترازسازمان رهائی، این انحرافات ضد کمونیستی را تبلیغ میکند. توجه کنید"ولی آنانیکه سازمان پرافتخارداکترفیض احمدراامروزبه یک کمپنی تجارتی تبدیل کرده است(اند- زیراآنان جمع است نه مفرد)،یادوآرمان این رهبرانقلابی رابپای قصر سفیدودروازه سفارت امریکاحراج کردندودرمعامله ومغازله شرم آوربااشغالگران قرارگرفتند، در امریکاوایتالیاوکاناداواسپانیا"دوست"استعمارگران شدندومدال وجایزه خدمت دریافت کردندونه تنهاکه خون این شهیدبزرگ جنبش مارافراموش کردندبلکه خون همرزم عزیزاو(مینا)رانیزباچرندیاتی که به نویسندگان جاسوس غرب عرضه کردند،آلوده ساختندوروان انقلابی صدهاشهیددیگرراسخت آزردند.

ولی سازمان انقلابی افغانستان به حیث رهروواقعی رفیق احمدیادواره شهادت رفیق احمدرانگین دلهامیدارد(ازنوشته:یادرفیق احمدرهبرکبیرجنبش انقلابی کشورماگرامی باد!21عقزب 1390)

مادرفصلهای بعدی نشان خواهیم دادکه میناجان قبل ازآنکه سازمان رهائی بادادن چرندیات به نویسندگان جاسوس غرب"خونش راآلوده"سازد، خودش باملاقات باسران کشورهای امپریالیست اروپائی خونش راتاآخرین قطره آلوده ساخته بود. به همینصورت درفصل های آینده برای آنکه نشان بدهیم "سازمان انقلابی افغانستان به حیث رهروواقعی"داکترفیض احمدشهید چه نوع سازمانی است، برروی سخنان داکتر فیض شهید بازهم مکث خواهیم کرد. ادامه دارد.

مائویست های افغانستان

28 مارچ 2013مطلابق 8 حمل 1392