Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

پاسخ به نامه رفیق م . ع. دریابی ازپنجاو( پنج آب - ازماست)(بامیان)

 

رفیق م.ع. ازپنجاو(پنج آب)(بامیان) طی نامه ای می نویسد.

" رفقای گرانمایه ومحترم سلام های صمیمانه ام رابپذیرید.

من فقط چندماه میشودکه باوب سایت"شورش"و"3 عقرب" آشناشده ام. جروبحث هائیکه به راه افتاده برای من خیلی جالب است؛ لاکن من فکرمیکنم که بایدتمام جنبش شعله ای افغانستان اعم ازساما وسازمان رهائی وبخش های کمونیستی باهم یکجا شوند. اگرچندساما وسازمان رهائی سازمان های خاین وتسلیم طلب هستندوجنبش شعله ای راضربه زده اند، مگربایدبکوشیم که باآنهامداراکنیم ویک دل ویک جان برضددشمنان مشترک وطن ومردم مبارزه کنیم. اگرخوب ملاحظه کنیم آنهاهم همین حرف هارامیگویندکه مامی گوئیم . سامائی هاوگروهی هاهیچ وقت ازجهادیان دفاع نکرده اند وبرضدآنها درهرجامبارزه کرده اند. اگرچنددرپنجاو، ورث( ورس- ازماست) ویکاولنگ دیگرکدام سامائی نیست، باآنهم شماچه پیشنهادی دارید؟ شعله ای هایگانه امیدمردم هستندوتازمانیکه ماهمه متحدنباشیم مردم هم ماراحساب نمیکنند.

درکابل آوازه است که ساما دوپارچه شده است این خبرصحیح است یانه واگرصحیح باشد مارا مطلع سازیدومعلومات بدهیدکه(....)بکدام جناح تعلق داردوآیااوهم به چین رفته بودیانه. آنهاباکدام پاسپورت واز کدام کشوربه چین رفته بودند؟ دربامیان یک پروژه وسیع طبی دایرشده که دربین مردم گقته می شودازشعله ای هااست.آیاشماازآن خبردارید؟اگربرایم درباره آن احوال درست بفرستیدخوشحال میشوم. درخاتمه دست های تان رامی فشارم. والسلام .

م.ع. دریابی

پنجاو، ولایت بامیان 12اسد 1392

 

همچنین برخی ازمحصلین دانشگاه بامیان نیزنامه هائی راارسال کرده اندکه مضمون آنها کمابیش بامضمون نامه رفیق م.ع. دریابی یکی است. پاسخی راکه مابنامه رفیق م.ع. می نویسیم درعمومیات پاسخ به نامه آنها نیزاست.

 

***

رفیق گرامی. م.ع. دریابی

درودهای رفیقانه مارانیزپذیراشوید. مانمیدانیم چراشماتاهنوزبه این فکرهستیدکه ساما(ادامه دهندگان)وسازمان رهائی وسازمان انقلابی افغانستان بخشی ازجنبش دموکراتیک نوین افغانستان می باشند؟ عضوجنبش دموکراتیک نوین افغانستان این طبقات واقشارهستند: طبقه کارگر، دهقانان، بورژوازی ملی وخرده بورژوازی وساما(ادامه دهندگان)، سازمان رهائی وسازمان انقلابی افغانستان نماینده بورژوازی بیروکراتیک وفئودالیزم افغانستان اند و با جنبش دموکراتیک نوین افغانستان ارتباطی ندارند. درست است که درساماافرادی که واقعاشعله ای ومائویست بودند، فعالیت داشتندورفیق بصیراخگر، رفیق داودسرمدورفقای دیگردرسامابودندولی نظربگفته سیدغلام علی مشرف مجیدکلکانی فقید که ساما عمدتا بنام او توام است هیچ زمانی عضوجنبش شعله جاویدنبوده است وزمانی که گروه پس منظرنویسان،"پس منظرتاریخی"رانوشتند، بنا بگفته همین رهبر ساما(ادامه دهندگان)مجیدکلکانی فقیدیکی ازپخش کنندگان فعال آن بود. داکترفیض فقیدکسی است که جنبش شعله جاویدرادرزیرخروارهای خاک ولجن دفن کرد.هرکسی که واژه های"ایزم"داررادرجمله استعمال کردوخودرافلان وبهمان نامیدباجنبش شعله جاویدپیوند پیدا نمیکند.

 

رفیق عزیز!

ازیکطرف مینویسیدکه "ساماوسازمان رهائی سازمان های خاین وتسلیم طلب هستندوجنبش شعله ای راضربه زده اند"وازطرف دیگرمینویسیدکه "....باآنهامداراکنیم و.. ویک دل ویک جان برضددشمنان مشترک وطن ومردم مبارزه کنیم ". بنظرماضدونقیض حرف می زنید. با خائنین وتسلیم طلبان"مدارا"کنیم یا"مبارزه؟". یکی را انتخاب کنید.

سازمان رهائی افغانستان درکنفرانس ننگین بن شرکت کردودرکناردشمنان خلق افغانستان برخط استراتیژیک تجاوزگرانه امپریالیست های ناتوصحه گذاشته وآنراکه زیرنام سازمان ملل ارائه شده بودامضاکرد. این سازمان مانند خائنین ملی، تسلیم طلبان وجنایتکاران جهادی"یک جان ویکدل"به عملی کردن آن تعهدسپرد. آیااین سازمان بازهم میتواندبخشی ازجنبش دموکراتیک نوین افغانستان باقی بماند؟ بنظرشما با اینگونه سازمانها باید"یک جان ویک دل شد" یاعلیه آنها بمثابه اجنت امپریالیزم مبارزه کرد؟

ازسازمان رهائی بگذریم وبیائیدبرویم باهم ساماراکه تا قبل ازپیوستن سیدغلام علی مشرف وشیرآهنگربه متحدین "سازمان انقلابی افغانستان"تا این حد مفتضح نشده بود درنظربگیریم.

مابارهاازکادرهاورهبران منطقوی سامادراروپا دعوت کرده ایم که"بیائیدیک جان ویک دل برضد دشمنان مردم وکشورمبارزه کنیم". اماآنهابه جای مبارزه علیه دشمنان مردم وکشوربا آنها پیوسته علیه ما ومردم وکشورمبارزه کرده اند. درداخل کشور، شمامیدانید که ساما، همین حالادوحزب رسمی راجسترشده داردودرنمایش خیمه شب بازی مشروع سازی دولت دست نشانده کابل نقش بازی میکند. اعمال آنهادرداخل کشورراشما خوب ترمیدانیدومادراینجا شمه ای ازتلاش مارابرای"یکجان ویکدل شدن" با آنهابرای شمانقل میکنیم:

درماه سیپتامبر2001زمانی که نیروهای ویژه امپریالیستهای انگلیسی وامریکائی هنوزدرشمال افغانستان بودند ودالرمیدادندوقوماندان وحجت الاسلام میخریدند، سیدحسین موسوی(سید غلام علی مشرف) اعلامیه تسلیم طلبانه"آزمونی از نو..."رانوشت.سامائی های آلمان اعلامیه دادندکه"حق مردم مارافراموش نکنیدوشایسته سالاری رارعایت کنید". درماه نوامبر2001ازبلندپایه گان ساماوسازمان رهائی گرفته مانندشیرآهنگر،اعظم دادفر،نجیب روشن تا چ.چه گک های آنهاراهی افغانستان شدندوفقط شیرآهنگربه آلمان برگشت وکتاب"افغانستان الگوی دموکراسی امریکائی"رانوشت واشغالگری امپریالیستی رامشروع و"دموکراتیک"خواند. دیگران همه وهمه وزیرورئیس شدند. درهمین موقع مسئولین سامادرهالندبامسئولین سازمان رهائی متفقایکی ازکادرهای خودرابه روم فرستادند تاازبرکت ظاهرشاه به چوکی ومنصبی دست یابند.همزمان باآن، ساما وسازمان رهائی به اطراف کاسه عسل افغان ملت به وزوزپرداختند تا به برکت اشرف غنی احمدزی وانورالحق احدی به نان ونوائی برسند.

اما مابااین اعتقادکه سامایک جبهه بودودرآن عناصرشریف وانقلابی هم وجودداشت دروازه بسیاری ازآنهارا کوبیدیم وگفتیم که بیائید"یک جان ویک دل شویم" وازآنهادعوت کردیم که درجبهه ضدامپریالیزم وضدارتجاع (افغانستان) شرکت ورزند. آنهابه دلیل "ضد امپریالیست" بودن جبهه، جلسه موسس آنراترک گفتندوباعصبانیت ازسالون بیرون رفتند. مابه افراددیگرآنهارجوع کردیم وآنهابه دلیل آنکه"حزب کمونیست(مائویست) افغانستان" درجبهه ضدامپریالیزم وارتجاع شرکت دارد، ازشرکت درمبارزه ضدامپریالیستی اباورزیدند. کدام نیروی مترقی که اندکی احساسات واقعی ملی ووطنپرستی داشته باشد به دلیل شرکت حزب کمونیست یک کشورازشرکت درمبارزه علیه امپریالیزم که کشورش را اشغال کرده وبرگورستان اباواجدادش خرسواری میکند، اجتناب می ورزد؟ اگرشمابتاریخ مبارزات ملل آسیا، افریقاوامریکای لاتین مراجعه کنیدهیچ سازمانی راپیدا کرده نمیتوانیدکه به این اندازه مزدور،خائین وضد کمونیست باشد.

بعدازسال 2002ه این آقایان شروع کردند به دعوت خائنین ملی ومیهنفروشان به اروپاوکوشیدندتااشغال افغانستان رابی اهمیت، دولت دست نشانده کابل رامشروع وجنایات امپریالیست هاعلیه مردم افغانستان را"مبارزه با تروریزم"بخوانند. درسال 2009 موقعی که کنفرانس امپریالیست هابر سر افغانستان درلاهه پایتخت هالنددایرشد، سه گروه افغانستانی الاصل باسه برنامه ازاین کنفرانس پذیرائی کردند.گروه اول،گروه مابودکه گذاشتیم تااشغال کشوررامحکوم واین کنفرانس راتوطئه استعمارگران امپریالیست تثبیت کنیم. ماچندین مرتبه بارهبرسازمان رهائی ومسئول بخش هالند ساما تماس گرفتیم وازآنهاخواستیم که"یک جان ویک دل"این توطئه رابابرگزاری تظاهرات محکوم کنیم. درحالیکه آنها قبلابرنامه تائیداین کنفرانس را چیده بودند. آنهابهانه آوردندوگفتندکه"سرنوشت ماهم مثل سرنوشت سیسون میشود، قانون هالندخیلی سخت بگیراست وغیره وحتی مارااز تظاهرات منع کردند چه رسد به اینکه در آن شرکت ورزند.

پولیس لاهه اجازه تظاهرات راحتی درفاصله یک کیلومتری محل کنفرانس هم به ما نداد. مادرایستگاه قطارلاهه دست بتظاهرات زدیم واطراف ماراپنج حلقه ازنیروهای امنیتی گرفته بودکه ازپولیس عادی(حلقه اول) گرفته تانیروی سرکوب سواره ونیروی ضدشورش ونیروی مخصوص سرکوب شورش(حلقه پنجم) گرفته بود. رفقا ومتحدین ما درحالیکه شعارمیدادند(اینهاافغانستانی هارادرهالندنمیگذارندتظاهرات کنندچطوردرافغانستان آنهارا آزاد میکنند؟ واینست آن دموکراسی ایکه آنهابه افغانستان صادرمیکنند)"تاحلقه سوم هم رفتندولی ازآنجانتوانستند پیشتربروند.

گروه دوم، اعضای خلق وپرچم بودند که باقدروعزت درمیدان بزرگ پیشروی قصرسفید شهرداری لاهه(مزدهم ترین نقطه لاهه) برای شان جا داده شده بود. وحتی میزوآب سردهم برای شان گذاشته بودند.

گروه سوم، ساماوسازمان رهائی بود. آنهارانتنهادرهمان هوتلی که کرزی،اسپنتا ودیگرخاینین ملی سکونت داشتنداجازه کنفرانس داده بودند، بلکه به آنهاازطریق دونرهای هالندی همانقدرپول داده بودندکه یک سالون رابرای مدت 3 ساعت به مبلغ 85000افغانی گرایه کنند. دختران رشیدهالندی به خدمت وپذیرائی مشغول بودند وبه مدعوین چای،قهوه، چاکلیت وبیسکویت اعلی هالندی تعارف میکردند. سالون مجلل وباشکوه راکامره های تلویزیونی پرکرده بود.رهبران ساماازهالندوآلمان تشریف آورده بودندورهبرسازمان رهائی درهالندسخنگوی اصلی مجلس بوده ودرمقابل کامره های تلویزیونی به استعمارگران امپریالیست توصیه میکردکه بیشتر"نهروکانال درافغانستان بکشند". خانم ها واطفال شان نیزازآن مقام با"ملت صحبت میکردند".آیاساما"و"سازمان رهائی"دیوانه اندکه این همه "قدروعزت"ومقام ومنزلت"خواجه باشی"شان را یکطرف بیاندازندوبیایندبامایک جان ویک دل شوند؟".

مانمیدانیم که شما ازکجا می گوئید"آنهاهمان حرف رامیزنندکه مامی گوئیم(اگرمنظورتان ازما، کمونیست های مائویست باشد)".اگر میگوئیدکه آن هاهم میگویندکه"گلبدین، مزاری، ملاعمر، سیاف،احمدشاه مسعود، محسنی وسایرجهادیان خون اشام بزرگترین جنایتکاران تاریخ افغانستان میباشندوهزاران هزارفرزندمردم افغانستان رابه قتل رسانیده اند"،که بایدگفت این چیزی هست که حتی امپریالیست هاهم نمیتوانندآنراانکارکنند. شما چرا گفتاراین شیادان سیاسی رابخاطرابرازیک حقیقتی که آنها نمیتوانندانکارکنند، تاسطح گفتارانقلابیون مائویست ارتقامیدهید؟ آیابنظرشماآنها از جنایتکارخواندن آدمکشان جهادی همان اهداف سیاسی- تاریخی راتعقیب میکنند که مائویست های انقلابی میکنند؟ نه. مائویست هاجنایات اخوانی های شیعه وسنی را تبارزوتبلورجنایات فئودالیزم، بورژوازی بیروکرات وامپریالیزم میخوانندواینهاباهزاران موشگافی آنهاراباجزئیات بیان میکنند وسرانجام"مغایرمعیارهای حقوق بشرسازمان ملل میخوانند" وبدون آنکه آنرا به طبقات خاص جامعه ودفاع ازسلطه امپریالیزم پیونددهند. مائویست ها جنایات این آدمکشان رابیان میکنند تاخلق رادرقطب نفرت ازآنهاجذب ونظام استثماروبهره کشی آنهاراواژگون سازندواینها جنایات این آدمکشان راشرح میدهند تا مردم را ازرائی دادن به آنهامنصرف ساخته وآرای مردم رادرصندوق رای خودبیاورند. شما باید این تفاوت هاراببینیدوتنهابه "پیراهن گل گلی"واژه ها توجه تان را معطوف نسازید. مضاف براین ساما(ادامه دهندگان) وسازمان انقلابی که درحقیقت مدافعین فئودال- کمپرادورهای ملیت های شان هستند دوستم ومزاری راازمسعودبیشترجنایتکارمیگویندوجنایات حزب وحدت(سازمان نصر)رامتوجه تمام هزاره هامی کنند. بین جوالی وکارگرهزاره وخاینین ملی آن مانندخلیلی، محقق، حاجی نبی، کشتمندخیلی ها، کریم میثاق وسایر جنایتکاران و آدمشکان مزدور هزاره فرق نمیگذارند. شمابرای اثبات این حقایق به نوشته های میرویس محمودی یکی ازاعضای ساما(ادامه دهندگان)مراجعه کنیدوببینید که اوچطورحتی کشتارهزاره هابه دست امیرعبدالرحمن رایک دروغ میخواند. وچطورتمام هزاره هارا توهین میکند.

 

رفیق عزیز،

پیشنهادی که مامیکنیم اینست که شمابرای تفکیک خوب ازبدوپرولتاریاازبورژوازی به این مسائل توجه کنید:

برای انقلاب کردن چه کسانی چه چیزهائی راپیشنهادمیکنند.مثلا: مابرروی تاسیس حزب کمونیست افغانستان وبرپائی جنگ خلق وتشکیل جبهه متحد ملی ایستاده ایم وتمام فعالیت مارادراین مسیرانجام میدهیم ولی آنهاازمبارزات مسلحانه یادمیکنندولواین مبارزات مسلحانه میتواند یک" adventure" یا"ماجراجوئی"شهرت طلبانه ای مانندقیام چنداول وبالاحصارباشد. مابه دلایل زیادی تئوریک- سیاسی جنگ خلق رایگانه راه رهائی خلق میدانیم ولی آنهادرحرف درمقابل جنگ خلق سرتعظیم حیله گرانه فرودمی آورندودرعمل آنرابه استهزامی گیرند وعلیه آن مبارزه میکنند. شماشاهدید که بعدازشکست مشی کودتا- قیام وماجراجوئی چنداول ووقتی که نوبت به عبدالقیوم رهبرفقیدرسید، اوکوشیدکه ازطریق عریضه بردن به اتحادیه اروپا،احزاب سوسیال- دموکرات پارلمانی فرانسه، آلمان وممالک اسکندیناوی وآخرالامرخاقان های چینی"افغانستان راآزاد!"سازد. بعدازسال 1992اینهادررکاب شورای نظاروخدمت احمدشاه مسعودبه جهادپرداختندتاآنکه سقوط هلی کپترشورای نظارسی تن ازرهبران شانراازبین برد. آیا شما می توانید اینها رافعالیت برای تاسیس حزب کمونیست وتدارک برای جنگ خلق بگوئید؟ ماامروزنیزباکارتئوریک-سیاسی درجهت تاسیس حزب کمونیست حرکت میکنیم ولی آنهاسه نفرهرزه بی تربیه رابنام سیدحسین موسوی کبیرتوخی ومیرویس محمودی برمنبرفحاشی بالا کرده وهرروززیریک نام دیگرمارا فحش میدهند.

ازاینکه پرسیده اید"..(...)بکدام جناح تعلق داردوآیااوهم به چین رفته بود"خدمت تان بایدعرض کنیم که ازدادن پاسخ به اینگونه پرسشهامارامعذور دارید. مادرمورد افرادولواینکه دشمنان ما باشند هم ازطریق انترنت به کسی اطلاع نمیدهیم. واینگونه اطلاع دادن را"کارجاسوسان امپریالیزم و ارتجاع"میدانیم. واینکه میپرسید"آنهاباکدام پاسپورت وازکدام کشوربه چین رفتند؟"مافقط میدانیم که عبدالقیوم رهبریک تیم چندنفری راتحت ریاست سیدغلام علی مشرف(سیدحسین موسوی) ازپاکستان به چین فرستاده بودوکسی راکه شمامیپرسیدنیزعضواین تیم بوده است.

طوریکه میدانیدمابارهادرنوشته های ماازسیدحسین موسوی پرسیده ایم که"آیاشماوهیئت تان به اجازه ISIبه چین رفتیدیابدون اجازه آن؟ آیاپاسپورت شماراISI جعل کرده بودیااینکه ISI به پاسپورت جعلی شمامهرویزای ورودوخروج زد؟آیا سفرشمابه اجازه دستگاه اطلاعات چین وISI صورت گرفته بودوچینی هامیدانستندکه شما با پاسپورت جعلی ساخت ISI وارد چین می شویدیااینکه ISI دستگاه اطلاعات چین رادرجریان نگذاشته بود؟تا جائیکه امروزهمه میدانندودرسالهای 1986-1985 درپشاوربرسرزبان ها بود، یک تن ازاعضای هیئت شب مست میکندوپولیس اورابه دلیل"مستی وهرزگی"بازداشت کرده ودرماموریت پولیس معلوم میشودکه اودیپلومات قیوم رهبراست که آمده "افغانستان رابه چینی ها بفروشد".ماازجزئیات معامله نمیدانیم (همانطوریکه ازجزئیات معامله خلق وپرچم باسوسیال- امپریالیزم شوروی نیزخیلی کم اطلاع داریم). به هرحال بخاطرشماباردیگرازسیدغلام علی مشرف رئیس هیئت دیپلوماتیک عبدالقیوم رهبربه چین میپرسیم: شماازکدام میدان هوائی پروازکردید؟ پاسپورت شماراچه کسی ساخته بود؟ISI یاخودتان؟ اگر ISI ساخته بود، پس فرق شمابا"طالبان"درچیست؟ اگرشماخودتان ساخته بودید وISI چشمش را پت گرفت وشمابه پیکینگ رفتید، بازهم فرق شماباطالبان درچیست؟ چراشمارابطه ای بین ساماوISI راانکارمیکنید؟ وچراشماآنرابه خلق افغانستان افشانمیسازید؟آیا تنها مزدوری سوسیال- امپریالیزم شوروی ننگ وعارخلق افغانستان وخیانت به مردم وکشوراست یاخدمت به هرسوسیال- امپریالیزم بشمول سوسیال- امپریالیزم چین؟اگروابستگی به سوسیال- امپریالیزم شوروی خیانت ملی است،بدون شک وابستگی به سوسیال- امپریالیزم چین هم خیانت ملی است، پس فرق بین شماوسازمان رهائی ازیکطرف وخلق وپرچم ازطرف دیگردرچیست؟

رفیق عزیز،

تسلیم شدن سامادرهرات وشمالی به رژیم پوشالی خلق وپرچم یک پرکاهی ازکوه خیانت های ملی وجاسوسی است که سامادرپشاورمرتکب شده است. وتازه شمامی آئید ومیگوئیدکه آنها"نیزهمان حرف هارامی گویندکه ما می گوئیم وباآنهابایدیک جان ویکدل شویم!". نه رفیق! هرگزاینطور نیست وایکاش سیدغلام علی مشرف وشیرآهنگرهمانقدرشرافت میداشتندکه به مردم افغانستان بگویند"عریضه بردن به اتحادیه اروپا وچاپلوسی دردربار فرانسوامیتران و هلموت کول خیانت ملی بود، ارتباط گرفتن باامپرالیزم امریکا و ISIازطریق لوئی دوپره خیانت ملی بود، رفتن به چین خیانت ملی بودوماهمه آنهارامحکوم میکنیم، ما اشتباه کردیم ودیگرازاین غلطی هانمیکنیم"

ماامیدواریم که لحن رک وراست ما شمارا نرنجاند. برای معلومات بیشترتان شمارابه نوشته های ما، رفیق پولاد واسنادتسلیم طلبی ساما مرجع میدهیم.

پیروزوکامگارباشید.

4 اسد 1392