Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

 

7 قوس روز یادبودجانباختگان راه رهائی خلق افغانستان را

باادامه مبارزه علیه امپریالیزم، فئودالیزم وسرمایداری دلال گرامی بداریم

34 سال قبل ازامروزرژیم خلق وپرچم لیست های طویلی ازنام هزاران نفررابدیوارهاآویخت.وزارت داخله رژیم دراین لیست هانام افرادی رابنشرمیسپردکه از7 ثورسال 1357 تا7 قوس سال 1358یعنی طی19 ماه؛ بقتل رسیده بودند. رژیم فقط نام آنهائی رادراین لیست افشامیساخت که پدر،مادر،زن فرزندان ودیگراقارب شان هرروزدرجستجوی آنهابه مقامات وزارت داخله؛ صدارت وادارات پولیس درکابل مراجعه میکردند. نام ده هاهزار دیگرکه درولسوالی هادستگیرودر همانجا ویا در مرکز ولایات ازبین برده شده بودند دراین لیست هادیده نمیشد. بطورمثال نام هیچکسی ازتمام دهقانان وشبانانی که از دهکده "ننگ عالم کنر"ربوده شده بودنددراین لیست هانبودونام هیچ یک ازصدهاتنی که بعدازقیام میاگل جان ازولسوالی تگاب دستگیرشده بودند، دراین لیست نبود.ازجمله صدهاتنی که درتابستان سال 1357 ازولسوالی های"موسی قلعه"،"نوزاد"،"سنگین"و "گرشک" بعدازقیام"خطیب"گرفتاروبه کندهارانتقال داده واعدام شده بودنددراین لیست هامشاهده نمیشد.ازجمله تمام دستگیرشده های قربه"بابه"ولسوالی جاغوری که به غزنی انتقال یافته ودرآنجااعدام گردیده بودندهیچکسی دراین لیست نیامده بود.ازولسوالی های هرات نام افرادی زیادی دراین لیست هانبود درحالیکه بعدازسرکوب قیام 24 حوت سال1357، رژیم هزاران تن راازولسوالی های مختلف هرات دستگیروبقتل رسانیده بود. دریک کلام؛ این لیست فقط گوشه کوچکی بودازکل تابلوی جنایات وقتلعام رژیم. اماهمین گوشه کوچک ومحدودنام بیشتراز17570 نفررا(بنا بقول شاهدان عینی)دربرمیگرفت. این لیست یک حقیقت تکان دهنده رابه جهانیان اعلام میکردوآن اینکه رژیم بطوراوسط درهرماه 925 انسان رابقتل رسانیده است.این جنایت به اندازه بزرگ بودکه نظرجهانیان رادرمورد"جنگ سرد" به نفع امپریالیست های غربی تغیرمیداد. زیراجنایت ضدبشری ای به این تناسب وشدت بعدازهیتلرورژیم نازی آلمان درهیچ جای جهان صورت نگرفته بود. وتازه رژیم خودبه این جنایت اعتراف میکرد.

رژیم باوضاحت نام، نام پدر،محل زندگی وتعلق فکری وسیاسی مقتولین رادراین لیست هاذکرمیکرد ولی نمیگفت که آنهارابقتل رسانیده است. سخنگوی وزارت داخله میگفت که این افرادبااین مشخصات دیگردرافغانستان نیستند. وبه اینطریق به متعلقین آنها اخطارمیدادکه دیگربمامراجعه نکنید.

اکثریت عظیم این کشته شده هارامحصلین، متعلمین، مامورین پائین رتبه، دهقانان وکارگران تشکیل میدادند. درحقیقت امرآنهائی بودندکه خلق وپرچم ازسالهاقبل باهزاران زبان سوگندمیخوردندکه برای رهائی آنهاازاستثمار،استبدادوستمگری مبارزه میکنند. اکنون تاریخ باردیگربازشت ترین نمایش این حقیقت راسبق میدادکه نیروهای خاین به خلق فقط ازواژه هاواصطلاحات انقلابی برای فریب واغوای خلق استفاده میکنند وزمانی که حتی فرصت خدمت بخلق راهم داشته باشندهزاران مرتبه شدیدتراز جلادان رژیم پیشین به توحش وویرانگری پناه برده وباتبرودژخیم بجان انسان مظلوم می افتند واز "کشته هاپشته ها می سازند".

رژیم خلق وپرچم میگفت این افراددرافغانستان نیستندواشاره میکردکه آنهادرخارج ازافغانستان میباشند.این رژیم به اینصورت حتی درموردقربانیانش نیزدروغ میگفت.آنهادرافغانستان بودندولی فقط زنده نبودند. رژیم میگفت مانمیدانیم که آنها درکجاهستند.این راست بود زیرا آنها واقعانمیدانستند که آنهارادرکدام گوردسته جمعی مدفون ساخته اند. رژیم که ادعاداشت انسان راازاستبدادوستم رهامی سازد،اکنون ماهیت ضدانسانی وتوام با آن جبونی وبزدلی اش رابه شکل رقت آوری بنمایش میگذاشت وجرائت نمیکردبه بازماندگان قربانیانش بگویدکه آری ماعزیزان شمارابعدازشکنجه های وحشیانه درمقابل آتش قرارداده ایم. زنان دیگردرانتظار شوهران شان ننشینندودختران جوان چشم امیدبه برگشت نامزادان شان نباشندودراسارت تباه کننده عنعنات وسنت مردسالاری فئودالی افغانستان خردوخمیرنشوند. توگوئی که آن گلوپاره کردن های خلق وپرچم درباره انسان دوستی،دموکراسی ورهائی زنان ازستم مردسالاری هیچ واقع نشده بودند. معلوم بود که جلوه های عوامفریبانه وژست های روشنفکرانه عناصرروانامریض که ازنظراندیشه منحرف وازنظرسیاسی مزدوربودنداز مدت هاپیش به بن بست عملاافتضاح آوری رسیده بود. تاریخ بازهم تبارزخصلت ذاتی اندیشه وعمل طبقاتی تشکل های سیاسی ای راکه درپوسته واژه هاواصطلاحات مترقی وپیشروخانه میکنند، به شکل دردناکی بنمایش میگذاشت.

درلیست هزاران نفری قربانیان جنایت رژیم خلق وپرچم، نام رفیق اکرم یاری ورفیق داکترصادق یاری پیشگامان وبنیانگذاران جنبش مائویستی افغانستان نیزبچشم میخوردند. درکنارآنها نام صدهاتن دیگرازانقلابیون وطنپرست وانساندوستان دیگرمشاهده میشدکه با"شعله ای"و"مائویست"بودن توصیف میگردیدند.متباقی لیست را نام هزاران افراددیگرتشکیل میدادکه به اتهام"اخوانی"،"خمینیست" و"گلبدینی"بودن بقتل رسیده بودند. چشمان مملوازاشک صدهاوهزاران مادر، زن،خواهر، نامزاد، برادروپدربانگاه استفسارآمیزی ازیکدیگر می پرسیدندکه هویت فکری این افراددرکدام محکمه وبواسطه چه بازرس ومحققی تثییت شده بود؟ چه دادگاهی جرم آنهاراثبوت وآنهارابه مرگ محکوم ساخته بود؟

کدام قانون مدنی ومجازات اجازه میدهدکه افرادرابه جرم داشتن فلان اعتقادمذهبی بایدبقتل رسانید؟ تفاوت اینگونه رژیم هابارژیم خمینی،طالبان وگلبدین حکمتیاردراینست که آنهاحداقل طالب یاچلی، ملایاآخندی رابرمنبرقضاوت می نشانند،جرم متهم رااعلام میکنندوبعداآنهارابقتل میرسانند.حالااینکه معیارقضاوت آنها چیست وآنهاباچه قوانینی انسان رابقتل میرسانندحرف کاملادیگری است. اماکه میتواندبگویدکه جرم ده هاهزاردهقان بیسوادچه بوده که بقتل رسیده اند؟ کشتن انسان بدون محاکمه واعلام وتثبیت جرم کاری است که فقط مافیای موادمخدرورهزنان بزدل وترسوبه آن مبادرت می ورزند.

اگرچندهرقاتل مایه ننگ جامعه میباشدولی قاتلان وجانیانی ازنوع خلق وپرچم مایه ننگ ونفرین انسان وتاریخ،بشریت ومدنیت بشری بشمارمیروند. اینهادست"نرو"،"چنگیز"،"هیتلر"،"پنوشه"،"مارکوس" و...سایر آدمکشان تاریخ بشریت راازپشت بسته اند.

رژیم خلق وپرچم تصورمیکردکه بانابودی افرادمیتوان آن نیروی معنوی وفکری ایرانیزنابودساخت که درراه آنهاایستاده اند. این همان توهمی است که تمام مرتجعین سفیه وایده آلیست درذهن شان می پرورانند. توحش وبربریت میتواندخم وپیچ هایی رادرمسیرراه بیفزایدولی اینکه آتش یاس وحرمان خلق را برای رهائی بطوردایم خاموش سازدوفرونشاند، فقط دردنیای تخیلات سفیهانه رژیم های پوسیده وفاسدممکن است، نه درجهان عینی ومادی.

رفیق اکرم یاری راهمانطوریکه خودش میگفت"تاهنگامی که مالکیت خصوصی وجوددارد، هرخودجزء خوددیگراست، یعنی انسان ازخودبیگانه است،باانسان دیگرتضاددارد بنابرآن وحدت انسانیت بصورت تجرد ازخودبیگانه یعنی تجریدی خودمستقل وغیروابسته خدا- ظهورمی کند، بناً هنگامیکه  مالیکیت خصوصی چه درساحه  روبنا بکلی ازمیان برود،  ودرزمانیکه با ازمیان رفتن مالکیت خصوصی، تضادهای طبقاتی نیزکاملاً رخت بربندد، درآن هنگام سیاست  وهم دولت وهم خدالغومی شود، یعنی نفی نمی گردد، حتی ضرورت نفی آن نیزحس نمی شود بلکه محض لغومی گردد." فقط ازنظرفیزیکی ازما(طبقه کارگر- طبقه او)گرفتندولی اومانندرهبران دیگرمادرذهن ما زندگی میکند. ما یاد گرامی اوورفقای دیگرمارابه نسل بعدی مان می سپاریم وآنها بنوبه خودنام آنهارابرافق سرخ تاریخ می نویسندوتازمانیکه بر افغانستان جامعه طبقاتی مسلط است نام رفیق اکرم یاری بردرفش هرمبارزه وانقلاب درج خواهد بود. متناسب باهمین اعتلای پیگیرانه نام،راه ورسم مبارزه رفیق یاری ویاران فرزانه اش، رژیم جانیان خلقی وپرچمی آماج لعن ونفرین انسان وتاریخ قرارخواهد گرفت.

رفقا!

طبقات حاکم زمانی که بازوان دژخیم ولبه تبرشان راازکارافتاده می بینند به مکاری وحیله گری رو می آورندتاگسترش افکارانقلابی راسدنمایند. هنگامیکه این افکاربامبارزات سیاسی گسترش نمی یابند، طبقات حاکمه سیاست سرکوب خونین شان راکنارگذاشته وبه امیدامحای کامل آن تله های مختلفی را کار میگذارند، توطئه می چینند، دررده های جنبش انقلابی نفوذمیکنند، عوامل وخادمین خودرا درداخل جنبش انقلابی تربیه میکنند ، به واسطه آنها دسته ها، گروه هاوسازمانهای فرمایشی رابه وجودمی آورند. بتاریخ مبارزات انقلابی افغانستان توجه کنیدوببینیدآنهائی که"پس منظر"رانوشتندبعدازآن چه کردند، درکجارفتندوبخشی شان که تاهنوززنده اندچه میکنند."پس منظر"درظاهرامریک انتقادبنظر می رسید،اما امروزاسنادوشواهدی دردست است که نشان میدهنداین به هیچصورتی یک انتقادصادقانه وعاری ازدخالت امپریالیزم وارتجاع نبوده است. اگرازاین بگذریم، به بانداپورتونیستی که از"سازمان جوانان مترقی"تحت رهبری داکترفیض جداشدنگاه کنید؛ این باندامروزمانند"هایدرا"به دوبخش تقسیم شده است ودرهردوی این بخش دقیق شویدکه درکجای آنهاشرف وعزت آزادیخواهانه رامی بینید؟ در عشق ورزی شان به مدال های امپریالیست ها؟درانجوهای میلیونی رسانه ای وغیر رسانه ای شان؟ در "همبستگی"شان درپارلمان نشینی؟ درمدح وثنای اشغالگران ومذمت ازجنایتکاران جهادی وطالبی شان؟درکشتاروقتل رفقای منتقدشان، درظاهرشاه طلبی شان، درخدمت گذاری شان به احزاب ارتجاعی اسلامی، دروعده های شان بخاطرتبلیغ احکام دین اسلام در... چه چیزآنهانمادی ازشرف وعزت انسان آزادرامی بینیدچه رسدبه انسان انقلابی؟ به ساما(ادامه دهندگان)نگاه کنید! رهبران این تشکل مدعی اند که"راه مجید"راادامه میدهندولی خوب دقت کنید"راه مجیدکلکانی فقید"چه که آیاسازمانی را درتاریخ افغانستان می شناسیدکه شهرت مکمله مخالفینش رابه شکلی که رهبران این سازمان به دستگاه اطلاعات امپریالیزم وارتجاع گزارش داده(بارها)گزارش داده باشد؟ تازه این چه که حتی سخن چینی کندکه فلان هوتلی ویافلانی دکانداروسماوارچی که درفلان جای کابل یاکندهاردکان یا سماوار داردکمونیست است؟ به همین دلیل است که مبارزه علیه اپورتونیزم ورویزیونیزم درداخل تشکل های ماازیکطرف ودربیرون ازتشکلهای ماازطرف دیگرعالی ترین پاسداری ازمیراث گرانقدررفیق اکرم یاری است. بدون چنین مبارزه ای نباید همه حرف های دیگر"بازی با واژه های هیجان آور انقلابی است". مامیتوانیم ازتمام دشواری هابگذریم بشرط آنکه صفوف خویش راتاحد ممکن ازلوث اپورتونیزم ورویزیونیزم منزه سازیم.

رفقا!

ماهمه میدانیم که ناخدایان بزرگ جنبش مائویستی افغانستان یک ثانیه هم کشتی انقلاب رادرمسیر اپورتونیزم ورویزیونیزم نبردندوبهمین دلیل به قتل رسیدند. لذا، گرامیداشت روزآن جانباختگان بزرگ را به روز تجدید تعهد وسوگند بمبارزه علیه اپورتونیزم ورویزیونیزم مبدل کنید.

ماهمه میدانیم که پیشکسوتان جانباخته مایک گام هم درراه سازشکاری، تسلیم طلبی وپارلمان بازی برنداشتند، لذاروزیادبودآن جانباختگان بزرگ رابه روزتعهد مجدد وسوگندبه مبارزه علیه تسلیم طلبی، سازشکاری وپارلمان بازی تبدیل کنیم.

ماهمه میدانیم که پیشگامان جانباخته مایک گام هم درمسیرولگاریزم، فحشای سیاسی، سبکسری ولمپنی برنداشتند، لذا بیائیدروزیادبودآنهارابه روزاحترام به کرامت انسانی هرفرد،اجتناب ازفحاشی وسبکسری و لمپنی تبدیل کنیم.

ماهمه میدانیم که رفقای جانباخته مانمادمقاومت علیه امپریالیزم وشگان زنجیری اش، میهنپرستی انقلابی وترقی گرائی پیگیربودند، لذا روز یاد بود آنهارابه روزتجدید تعهد به مبارزه علیه امپریالیست های اشغالگرودفاع ازاستقلال وحاکمیت ملی خلق افغانستان مبدل سازیم.

زنده باد مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم!

ننگ ونفرین برجنایتکاران خلقی وپرچمی ودژخیمان جهادی وطالبی!

نیست ونابود باد نظام کارمزدوری وامپریالیزم سرمایداری!

مائویست های افغانستان

7قوس 1392