Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
جهادعلیه مائویزم به بهانه دفاع از"شعله جاوید"

 

 

 

چه کسانی به بهانه دفاع از"شعله جاوید"علیه مائویزم جهاد میکنند؟

قسمت اول

بتاریخ 26 دسمبر2013 فردی بنام علی امیری دروب سایت بی بی سی فارسی مقاله ای را تحت عنوان"شعله جاویدخاکستربازمانده ازمائویزم افغانی "به نشرسپرد. بعدازتحقیقات درموردآقای امیری معلوم شدکه اویک ملااست ودرایران درس خوانده . به همینصورت پرس وپال ما نشان دادکه علی امیری باپناهنده های ملیت هزاره درانگلستان که باپرچمی ها(کشتمندخیلی ها)وخلقی های سابق(کریم میثاق واصحابش)درتماس میباشند- رابطه دارند.این بحث بعدازسفراسدالله کشتمندبه هامبورگ وگفتگو بابرخی ازناسیونالیست های ملیت هزاره مانندرمضان علی ارزگانی وپایدوان حزب وحدت مقیم هامبورگ سامان داده شده است.

گزارشاتی که مادرموردشخص علی امیری دریافتیم حاکی ازآنست که اواصلاتعلیمات"مسجدی"دارد و باتحقیقات علمی وبخصوص تحقیقات علوم اجتماعی مدرن وعلوم طبیعی اصلاآشنانیست.جمهوری اسلامی ایران اکنون بخاطرتصاحب مقامات رسمی واداری درایران وسایرممالک اسلامی ملاهارا دیپلوم های لیسانس، ماستری وحتی دکتورامیدهد. آقای امیری که یکی از اینهاست فقط یادداردکه چطورواژه هارادرکنارهم بچیندوبا واژه بازی کند. ولی اینکه باواژه هامطلبی علمی ای رابیان کند، بیشتربه"شرکت پاپ اعظم به مسابقات کشتی کوچ میکاند".اوتنهابا"علم"صرف ونحوواحکام توضیح المسایل امام آشناست وجمع وتفریق اعدادوموقعیت اجسام درکواردینات زمان ومکان واشکال حرکت ماده را"شرک""الحاد"میداند. درصرف ونحونیزدانش آقای امیری درماحول "زنجانی" و"مراح" گردش میکند.

وقتی مقاله آقای امیری دروب سایت بی.بی.بی.نشرشد، مائویست های افغانستان آنرابمثابه مبارزه طبقاتی ارتجاع وامپریالیزم علیه خلق ونیروهای انقلابی دانسته طی نشرنوشته ای تحت همین عنوان عکس العمل نشان دادند. به تعقیب آن یک نوشته تحلیلی ازرفیق پولادونوشته اکادمیک ازفردی بنام "احمدعلی پیمان"دروب سایت"شورش" وسپس"کابل پریس"بنشرسپرده شد. دراین زمان آقای امیری که دریافته بودکشتی خیالات واهی اش باصخره های مقاومت جنبش انقلابی افغانستان تصادم کرده در "فیس بوکش"زبان به غرغروغم غم گشوده نوشت که بعضی ازمائویست ها"وزوز"میکنند.

مااین حقیقت رادرک میکردیم که علی امیری آله دست امپریالیزم وملعبه پرچمی هاوخلقی ها و برادران جهادی شان مانندمحقق واصحابش قرارگرفته است.این نشان میدادکه دشمنان تاریخی خلق افغانستان ازآستین ملائی نادان وبی نهایت سفله ای برخلق کشورحمله ورشده وافتخارات مبارزات تاریخی آنهاراهدف حمله قرارداده اند. به همین دلیل ماطی فراخوانی ازتمام سازمانهاوتشکل هائی که مدعی ضدامپریالیست بودن هستنددعوت کردیم که دراین پیکاربرحق علیه ارتجاع وامپریالیزم سهم بگیرند. وازشرافت وعزت تاریخی جنبش دموکراتیک نوین افغانستان به مثابه عصاره مبارزات تاریخی خلق مابدفاع برخیزند. باتاسف که برخی ازتشکل هاعلیرغم حرف های بلندبالای شان نتنهابه این فراخوان لبیک نگفتند، بلکه حتی آنرادروب سایت شان به نشرنسپردند. اماعده زیادی ازافراد بطورغیرمستقیم به این فراخوان لبیک گفتندوازطرق مختلف(فیس بوک، تویترووب سایت) به ملاعلی امیری آخندرساندندکه "برای اینکارهاصرف ونحوکافی نیست"وبیان تاریخ ونقدجنبش دموکراتیک نوین افغانستان بیشتراز"علم"توضیح المسایل امام "ومهارت جماع باشتروغسل باآب کر"راطالب است.

این مبارزه بایددریک جهت وآنهم جهتی که دشمن ازآنسوآتش گشوده ادامه می یافت وگام بگام نیروهای کمونیست، وملی - دموکرات ومیهنپرست انقلابی وضد امپریالیست رابه اطراف محوردفاع ازخلق، دفاع ازافتخارات خلق(جنبش شعله جاوید)ودفاع ازسرزمین خلق متحدمیساخت. دراین مبارزه حداقل معیارائتلاف غیرمستقیم تاکتیکی بایدرعایت میشدواقدام به نفی نظرات کمونیستی ومبارزه علیه کمونیست هاصورت نمیگرفت. تاریخ مبارزات انقلابی شعله جاویدهمانگونه که بودوهست بازگوشده وتلاش درجهت انکارحقایق وتحریف تاریخ صورت نمیگرفت. درادبیات فارسی ضرب المثلی است که میگوید"هرسخن جای وهرنکته مکانی دارد". دراین جاجای حمله برمائویزم نبودوبهمینصورت دراینجاراه دادن به فرمالیزم بورژوائی واکلکتیسیزم اپورتونیستی نتنهامانند هرجای دیگرکاردرستی را انجام نمیداد، بلکه نویسنده رابه مضحکه مبدل میکرد. باتارهای تیره فرمالیزم وپودهای چندش آور اکلکتیسیزم بورژوائی به قلب ماهیئت واقعیات تاریخی جنبش شعله جاویدپرداختن بمعنی چلنج دادن به تمام مائویست هائیکه ازدامن شعله جاویدبه مائویزم رسیده اند،می باشد.ودرافغانستان هیچ کمونیست صادق وفعالی که دردبستان شعله جاویدسوادخواندن رایادگرفته ودرسش استادش رابگوش سپرده، پیدانمیشودکه ازچنین چلنجی طفره برودوبگذارد افراد مغرض ازحقانیت تاریخی مبارزات خلقش کاریکاتورخنده آوری را ترسیم کنند.

اکنون دیده میشودکه برخی ازمنتقدین امیری آخندببهانه دفاع ازشعله جاویدمضمون اساس ومفهوم اصلی دیدسیاسی- ایدئولوژیک "جنبش دموکراتیک نوین افغانستان"رانفی وحقایق تاریخی راقلب ماهیت میدهند. معلوم است که این یک مبارزه طبقاتی میباشد. امااین مبارزه طبقاتی ازموضع بورژوازی بیروکراتیک است نه ازموضع بورژوازی ملی یاخرده بورژوازی. زیرا فقط بورژوازی بیروکراتیک وفئودالیزم است که بهنگام حمله امپریالیزم برخلق جانب خلق وجانب وحدت باکمونیست هارانمیگیردبلکه برعلیه آن به جهاد بر میخیزد.

به این لحاظ این عمل دوبرابرنسخه حمله امپریالیزم وارتجاع(نسخه ملاعلی امیری آخند)شعله جاویدوجنبش دموکراتیک نوین افغانستان راضربه میزند. اماجنبش مارکسیسیتی- لنینیستی- مائویستی افغانستان دیگرسه ونیم دهه ازسالهای نیمه دوم دهه پنجاه شمسی فاصله داردویادگرفته که"گفته های سیاه وناگفته های سفید"راهمزمان بخواندوبه هردو باشجاعت کمونیستی پاسخ برملاوروشن بدهد.

 

چرا"شعله جاوید" ناشراندیشه های دموکراتیک نوین بود وچرانمیتوان آنرا ناشر"اندیشه های دموکراتیک" خواند؟

ماهمانگونه که دربالا تذکر دادیم ؛هم حمله ملاعلی امیری آخندبرشعله جاویدیک مبارزه طبقاتی است وهم ضدحمله مائویست های افغانستان ورفقای دیگر. وعوامل بورژوازی که بخاطرکوبیدن مهرنسخه (نسخه اپورتونیستی)خودبرشعله جاویدمیکوشندنیزمبارزه طبقاتی میکنند. آنهای که سکوت کرده اند ومانند"تماشاچیان ناراضی ازنمایش"به صحنه می بینند، نیزمبارزه طبقاتی میکنند. فرق اینهادراینست که کمونیست های کشوربخاطرفردای درخشان مبارزه میکنندوعوامل بورژوازی بخاطرحفظ وضعیت کنونی وآنهائی که سکوت کرده اندیانمیخواهنددرمبارزه دفاع ازخلق وکیفیت مبارزات تاریخی آن شرکت کنندویا"مبارزه علیه اپورتونیزم برای شان مهم نیست"وبالاترازآنچه خودشان"سزاوار"میدانند لازم نمیبینند. اماما درمقابل حمله برحقانیت جنبش دموکراتیک نوین افغانستان وافتخارات تاریخی مردم ما هیچ زمتنی سکوت نکرده واکنون نیز سکوت نمیکنیم وازپیش بردن مبارزه سالم وسازنده برسر بیان حقایق شعله جاوید وحقانیت مائویزم امری ناگزیرمیدانیم. بهمین دلیل سخن راازمقاله آقای"پرویزپویا"شروع میکنیم.

"واماواقعیت های تاریخی بیانگرآنست که شعله جاویدیک هفته نامه بوده است وسازمان جوانان مترقی یک سازمان سیاسی چپ که مخفیانه فعالیت های سیاسی اش رادنبال میکرده. ازسوی دیگرسال تاسیس سازمان وسال تاسیس شعله جاویدبسیارازهم متفاوت است.شعله جاویدبه عنوان نشریه ایکه ناشرافکاردموکراتیک است، درسال 1347 خورشیدی به کارنشراتی اش آغازمیکند , وسازمان جوانان مترقی- برخلاف تصور نویسنده- درسال 1343 نه، بل درسال 1344بنیاد گذاشته میشود. چنانکه درهیچ یک از شماره های شعله جاوید نشرات سازمان جوانان مترقی یا دردیگرآثارسازمانی، نمیتوان سندی راارائه کردکه گویااین نشریه ارگان مرکزی سازمان بوده باشد.دلیل دیگری براین مدعا آنکه هیئات رهبری وگروه نویسندگان هفته نامه شعله جاوید ترکیبی بودازاشخاص سازمانی وافرادغیرسازمانی(پرویزپویا، دوشنبه 7 دلو 1392- گفتمان).

چنین بنظرمیرسدکه جهادبرعلیه"سازمان جوانان مترقی" بخاطرامحای نقش تاریخی رفیق اکرم یاری - بمثابه موتورحرکت دهنده خط مارکسیستی- لنینیستی- اندیشه مائوتسه دون از آنچنان اهمیتی برخوردارشده که تلاش میشودتاارتباط"سازمان جوانان مترقی"ونشریه"شعله جاوید"راانکارکنند. سازمان جوانان مترقی رایک"سازمان چپ"و"جریده شعله جاوید"رایک هفته نامه"تحت مسئولیت دکتور رحیم محمودی فقیدگفته و"خواجه رااهل حرم" و"ملارااهل مسجد"بخوانند. وسازمان جوانان مترقی رابه حیث یک تشکل مخفی درعقب تل های"ما نمیدانیم ها" زیرخاک کنند.

این جهادنامقدس درنظرداردکه بااین زشتی حقایق تاریخی راباتمسک به فرمالیزم بورژوائی جامه دلخواه خودبپوشاندوجنبش دموکراتیک نوین افغانستان راهمان شعله جاوید درذهن مردم ته نشین سازد تانقش سازمان جوانان مترقی نفی شود. وپیکان بنوال نیزاشارتامیگفت که"رهبران جنبش زندانی شدند"( یعنی در راس جنبش سازمان جوانان مترقی قرارنداشت وجنبش دموکراتیک نوین بغیرازشعله جاوید وتظاهرات آن چیزی دیگری نبود). اما این حمله تنهاحمله بر سازمان جوانان مترقی نیست بلکه درگام اول حمله برخط حاکم برآن درجهت نفی نقش تاریخی رفیق اکرم یاری وباآن نفی نقش هژمونی پرولتاریابرسازمان جوانان مترقی وجنبش دموکراتیک نوین افغانستان میباشد.درجانب دیگراین"نفی کردن ها"،"انکارحقایق تاریخی"و"قلب ماهیئت دادن واقعیات تاریخی"سفیدکردن نمدسیاه، ساوو ساما- ادامه دهندگان وسازمان رهائی میباشد. این حضرات درصفوف مخاطبین شان نسلی رامی بینندکه تا هنوزتوامیت ویگانگی"شعله جاوید"و"سازمان جوانان مترقی"رادروجودیک خط حرکی نمیتوانندلمس کنندو"تنوع تاکتیک های انقلابی" را دال بر عدم یگانگی ووحدت می پندارند.کوته بینی نویسنده زمانی به مضحکه تبدیل میشودکه اونمیتواندببیندجوانان نتنهاازنظرسنی بلکه از نظرعقلی هم به سن بلوغ میرسند. مگرآنها(همانطوری که امروزماگورکسانی راکه جنبش رابه کجراه بردندوازپشت با خنجرزهرآلوداکونومیزم، رویریو.نیزم، کودتا- قیام وآوانتوریزم موردحمله قراردادند،نبش کرده ومحاکمه میکنیم) این آقایان رامحاکمه نمیکنند؟

درست است که درپیشانی شعله جاویدنوشته نبودکه این نشریه ارگان مرکزی سازمان جوانان مترقی است اماآیاحقیقت هم ازاینقراراست؟ واضیح است که بافرمالیزم( رسمیت گرائی)میتوان این حقیقت را انکارکردوبااکلکتیسیزم بورژوائی برروی آن خاک ریخت ولی آیا با آن بر وجدان خود نیز خاک نمی ریزند؟ درست است که افرادغیرسازمانی مانندانجنیرعثمان،اسحق مضطرب،عین علی بنیادوغیره نویسندگان این نشریه بودندولی آیایک چنین چیزی میتواندشعله جاویدراازتحت قیمومت بودن "سازمان جوانان مترقی"خارج کند؟ مانیزامروزدرپیشانی"وب سایت افغانستان آزاد"یعنی پایگاه فحاشی وجاسوسی نمی بینیم که نوشته باشد"ارگان نشراتی ساما(ادامه دهندگان)"اماآیانبوداین مهرآنراازتحت قیمومت بودن ساما(ادامه دهندگان)خارج میسازد؟درکدام قسمت وب سایت شورش کسی میخواند که"شورش"ارگان نشراتی"مائویست های افغانستان"است؟آیاکسی میتواند بگویدکه "شورش" ارگان نشراتی مائویست های افغانستان نیست؟اینکه "شعله جاوید" مهر"سازمان جوانان مترقی"راحمل نمیکند فقط ظاهرمسئله است وانقلابیون چه که حتی پژوهشگران فرمایشی ومزد بگیرامپریالیزم بنا بحکم سوگند "صداقت ووفاداری به نظام"به اشکال ظاهری ورسمی نشرات اکتفانمیکنند.تمسک جستن به چنین بهانه هابیچاره گی نویسنده های تسلیم طلب رابنمایش میگذارد.

پرویزپویاادامه میدهد:"گاهی چنان اتفاق می افتدکه کسی ازاثربی خبری یا نیات وسایق های پنهانی درباره پدیده ای اجتماعی یا حادثه ای تاریخی چیزهائی می نویسد که درموردآن پدیده وحادثه یا هیچگونه آگاهی قبلی ندارد ویا آنکه وقوف او در آن زمینه ها برپایه مسموعات یا افواهات بی پایه استواراست"(همانجا).

کسانی که میکوشندبه هرقیمتی که شده از"مبارزه طبقاتی وتوطئه وتخریبکاری)ارتجاع وامپریالیزم علیه طبقه کارگروخلق "حرفی بمیان نیاید،دروغگوئی هاوبیهوده سرائی های آنهاراتحت"لحاف بی خبری"پنهان میکنند. توگوئی که همیشه"خبرگان وآگاهان مسایل برجنبش انقلابی حمله میکنند!!" و لچک هایی مانند میرویس محمودی،هرزه های فحاشی مانندسیدغلام علی مشرف وکودن هایی مانند کبیرتوخی درگوشه شان آرام می نشینند. نه آقای پویا! مسئله هرگزازاینقرارنیست. مشک اینها زودترازهمه بوی میکند.

چه کسی نمیداندکه حمله برجنبش دموکراتیک نوین افغانستان چه نیات وانگیزه های طبقاتی راحمل میکند. درجمله استعمال کردن" نیات وسایق(؟) پنهانی" دراینجاجزآنکه معامله، مماشات ومسامحه باارتجاع باشدچیزی دیگرنیست.اگرکسی بااین درک که بین خلق ودشمنان خلق دره عبورناپذیری وجود داردوهرسخنی ازوفاق این دره درحکم سازش طبقاتی است هرگز بخود اجازه نمیدهد که نیات آشکارامپریالیزم وارتجاع را" نیات وسایق(؟) پنهانی "بخواند." نیات وسایق(؟) پنهانی" هم وجود دارد ولی زمانیکه ازطریق وب سایت بی .بی سی انجام میشود دیگر هرگز پنهانی نیست. منطق تاریخ نیز شهادت میدهدکه درحمله ارتجاع برخلق یعنی حمله ملاعلی امیری آخندوپرچمی های میهنفروش و خلقی های جنایتکاروبرادران ناسیونالیست شان برشعله جاویدهرگز"چیزپنهانی" وجودندارد.

آنانیکه اندکی سوادسیاسی دارندوبرآن حجب وحیای متمدنانه رانیزافزوده اند میدانند که درسیاست هیچ زمانی مسئله "نیات پنهانی"نمیتواند"نیات پنهانی"باقی بماند، زیراهم راست گوئی وهم دروغگوئی،هم علمی صحبت کردن وپرت وپلاگفتن وبیهوده سرائی همه وهمه با"نیات وانگیزه های طبقاتی" گفته میشوند. درجهانی که بطبقات تقسیم شده یک بخش سیاست ارتجاع وامپریالیزم رادروغ گفتن،معلومات غلط دادن، بیهوده گوئی،توطئه گری، فحاشی وهرزه گی تشکیل میدهند(برای مثال به وب سایت افغانستان آزاد مراجعه کنید)."هرکس هرحرف سیاسی ایراکه درنوشته اش می آوردویادرسخنرانی اش ابرازمیکند"ازموضع طبقه اش میگوید. ایدئولوژی طبقه اش به اواجازه میدهدکه بیهوده گوئی کند ویا علیه بیهوده گوئی موضع بگیرد. یک ملائی که درقم یامشهد"صرف میر"و"زنجانی"خوانده وزمین وزمان بحکم ایدئولوژی اش فقط 6500سال پیشترازامروزخلق شده- همه چیزازروزاول همینطوربوده که حالاهست وباورداردکه"اناخلقناکم من ذکروانثی نا"به هیچ صورتی برحسب اتفاق بیهوده گوئی نمیکند. بیهوده گوئی خصلت جبلی ایدئولوژی ودیدگاهی اوست. دیداوبه کائینات وهستی بر"بیهوده هاوافسانه ها"بنایافته ونبایدباواژه های"برحسب اتفاق"وغیره اوراتبرئه کردویاهدف عیان سیاسی-طبقاتی اورا"نیات وسایق"پنهانی نامید.

منطق"سرمازده فرمالیزم"هیچزمانی نمیتواندخودراازمرداب اکلکتیسیزم بیرون بکشدبهمین دلیل پرویز پویا آنجائیکه منافعش اقتضامیکندطرفدارسخن گفتن براساس اسنادشده ودرمرداب ابژکتیفیزم می افتدو" .. درهیچ یک ازشماره های شعله جاویدنشرات سازمان جوانان مترقی یادردیگرآثارسازمانی، نمیتوان سندی راارائه کردکه گویااین نشریه ارگان مرکزی سازمان بوده باشد"ولی آنجائیکه منافعش به انکارحقیقت رائی میدهد یک حقیقت بزرگ سیاسی، ایدئولوژیک وتاریخی راکتمان میکند.

https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSAkVMylfWlmWJoY_AX3JefQ7c4HnKN3y3yJKuM-5pUZc4J0roFnQبه یکی ازنمونه های این التقاط توجه کنیدکه پرویزپویابنابحکم خصلت جبلی آن قادرنمیشودازوقوع آن جلوگیری کند.

درعکسی که ازیکی ازصفحات"شعله جاوید "دراینجاآورده شده،توجه کنید.دراینجا می بینید که درزیرعنوان بزرگ"شعله جاوید "نوشته شده"ناشراندیشه های دموکراتیک نوین".اماپرویزپویاجامه دلخواه خودش را خیاطی میکندوبرتن شعله جاویدمی پوشاند". شعله جاویدبه عنوان نشریه ایکه ناشرافکار دموکراتیک است". چراآقای پویا "نوین"را ازدموکراسی قیچی میکند؟

ماقبل ازآنکه درپائین بصورت خیلی مختصربه فرق های سیاسی،سمت وسوی حرکت تاریخی، نیروهای محرکه و..غیره بین"دموکراتیک"و"دموکراسی نوین"اشاره کنیم توجه شمارابه داستان ابوطالب دربسترمرگ وابوسفیان جلب میکنیم.میگویندزمانی که ابوطالب درواپسین لحظات زندگی اش بسرمیبردبه کسی میگویدکه برودابوسفیان رانزدش بیاوردتااورابامحمدبرادرزاده وحمزه برادرش آشتی دهد. ابوطالب میگوید"محمدچیزی دیگرازشمانمیخواهدفقط یک"کلمه"را ازشما میخواهد" وابوسفیان درپاسخ به ابوطالب میگوید"محمدمیتواندهمه چیزی راکه دلش میخواهداز مابطلبدبه استثنای همان"کلمه". پرویزپویا دقیقامیداند که کدام کلمه رادرکجاازقلم بیاندازد تا به جنبش مائویستی افغانستان همان ضربه را بزند که دلش میخواهد.فردی که دریک جاارتباط"شعله جاوید"راباسازمان جوانان مترقی فقط بخاطرنفی نقش رفیق اکرم یاری وهژمونی ایده های پرولتری،انکارمیکند، درجای دیگرمنکرهویت سیاسی- ایدئولوژیک"شعله جاوید" میشود.

آقای پویاصفت"نوین"رااز"دموکراسی"بی جهت حذف نمیکندومادراینجا تمام احتمالات اینکه چرااین صفت حذف شده، رابررسی میکنیم. نخست فرض میکنیم که اواین"صفت"رادرپیشانی شعله جاویدندیده است .دراینصورت، اوآدمی لابالی، تنبل وغبی ای است که حوصله پژوهش رانداردوتحقیق ناکرده حرف میزند.وتازه دیگران راهم انتقادمیکند!!(کورخود، بینای مردم).ثانیافرض میکنیم او"نوین"رادیده است ولی دموکراسی ودموکراسی نوین راباهم یکی میداند. دراینصورت اویکی ازتسلیم طلبان سامائی یا سازمان رهائی ویا"ساا"ئی است که ازاین طریق میکوشدروی سیاه احزاب پارلمانی ساما،حزب همبستگی(بخوان همبستگی باامپریالیزم وارتجاع)رابشوید. ثالثا، فرض میکنیم اوازنظرعلمی تفاوت بین دموکراسی ودموکراسی نوین رانمیداند. دراینصورت اوآدمی است ازقماش عریضه نویسان پیش روی ولایت که فقط میتواند واژه هارا درکناریکدیگربچیند" استای لغات).

شعله جاویدبه این دلیل مهر"اندیشه های دموکراتیک نوین"رادرپیشانی اش حمل میکردکه معتقد بود "دموکراسی"و"دموکراسی نوین"نتنهاازیکدیگرفرق داردبلکه کاملامتضادیکدیگرمیباشند.ایده های دموکراسی ازنظرتاریخی به مونتسکیو،روسو،جان لاک وامثالهم برمیگرددومعمولابه نظامی که درآن طبقات واقشارمختلف ارتجاع باائتلاف یااپوزیسیون یکدیگرسیادت میکنند،خطاب میشود. نمونه آن را درحال حاضردرافغانستان می بینیم. یعنی سیادت جنایتکاران جهادی،خاینین ملی، تسلیم طلبان،فئودال های مستبدوخون آشام،استخوان مقدس های لاشخوار،سازمان آزادیبخش مردم افغانستان(ساما- با دو حزب راجسترشده آن)،سازمان رهائی افغانستان،سازمان انقلابی افغانستان(باحزب مزدور همبستگی- بخوان همبستگی باامپریالیزم وارتجاع)ودیگرتسلیم شده های میهنفروش آنرااعمال میکنند.

وقتی"دموکراسی"،"دموکراسی ملی"یا"دموکراسی پارلمانی"میگوئیم منظورماهمین خیمه شب بازی مملو ازفسادوانحطاط ارتجاع وامپریالیزم می باشد.این دموکراسی برپایه یک اقتصادوابسته، سیاست مزدورانه وفرهنگ استعماری بناشده ودرآن نیروهای ارتجاعی ازطریق قوای سه گانه(مقننه، مجریه، وقضائیه) خلق رادراسارت امپریالیزم وتحت استثماروستم سرمایه بروکراتیک وفئودالیزم نگه میدارند.سمت وسوی حرکت تاریخی این دموکراسی تانهایت هادرجهت استثمار،شوئنیزم ملی وشوئنیزم جنسی واستیلای امپریالیزم سیرمیکند. این دموکراسی آشیانه فساد، لانه بویناک ارتجاع و زنجیر اسارت خلقهاست. بطورخیلی خلص تحت این دموکراسی جنایتکارانی مانندسیاف، دوستم، محقق،ضابط اسمعیل، قسیم فهیم ویانسخه عوامفریب آنهاماننداتمر،انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، باچندسیدوملادرکنارشان پوست ازتن خلق ومملکت میکنند.مائوتسه دون درموردسیاست، اقتصادوفرهنگ این دموکراسی میگوید"انقلاب مادرست متوجه این اشکال سیاسی، اقتصادی وفرهنگی مسلط است.آنچه راکه مامیخواهیم براندازیم،همین سیاست واقتصادکهنه مستعمره، نیمه مستعمره ونیمه فئودالی وهمین فرهنگ کهنه است که درخدمت آنهاست.(دموکراسی نوین،آثارمنتخب جلددوم- صفحه 509)

اماوقتی" دموکراسی نوین"،"دموکراسی توده ای"یا"دموکراسی مردمی"گفته میشود،منظورازآن نظامی اقتصادی،سیاسی وفرهنگی ای است که درآن اقشارمختلف خلق، که درجبهه متحدملی متشکل اندبشمول اقشارمختلف بورژوازی ملی ضدامپریالیزم،افرادملی ومیهنپرست تحت هژمونی پرولتاریا حکومت میکنند. دراینجادیگرسیاف،دوستم ومحقق ونسخه های عوامفریب آنهاجائی ندارند. سمت وسوی حرکی این دموکراسی بسوی سوسیالیزم است. مائوتسه دون درادامه سخنانش میگوید" و آنچه را که مامیخواهیم بناکنیم درست نقطه مقابل اینهاست، یعنی سیاست نوین، اقتصاد نوین وفرهنگ نوین ملت چین است"همانجا)

به این قسم می بینیم که بنابه آموزه مائوتسه دون"دموکراسی"نقطه مقابل"دموکراسی نوین"است وپرویزپویامیداندکه کدام"کلمه"راحذف کند تاهمه مفهوم وماهیئت هژمونی پرولتاریارابرانداخته باشد. با برآوردوارزیابی طول وعرض مسئله مشاهده میشودکه بیهوده گوئی های آن ملای سفیه ماهیت و مفهوم شعله جاویدراکمتربزیرخاک میبردتا"دفاع!"پرویزپویا. بهمین دلیل است که میتوان بطورقاطعانه حکم کرد که بیهوده گوئی یک نماینده ارتجاع فئودالی مانندوزوزمگس است ولی نمایندگان بورژوازی بیروکراتیک مانندپشه انافل نیش میزنند. ادامه دارد.

مائویست های افغانستان

25 دلو 1392