Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
چگونه کفتارهای گرسنه اوکرائین رامی درند

 

Tekstvak: درباره این نوشته
این نوشته ازمجموع یادداشت های رزمره اتفاقات سیاسی اوکرائین وپژوهش مختصری تهیه شده است. پژوهش موردنظرعبارت ازترسیم حقیقی زمینه سیاسی و اقتصادی واقعات اخیر اوکرائین می باشدو نشان می دهد که کار چگونه به اینجا رسیده وبانکها به همیاری دستگاه اطلاعات امپریالیزم روسیه وامپریالیست های غربی چه نقشی رادراوکرائین بازی کرده اند.

چگونه کفتارهای امپریالیست اوکرائین رادریدند؟

امروزجان کیری وزیرامورخارجه ایالت متحده امریکاوسرگی لاورف وزیرامورخارجه روسیه در لندن برسراوکرائین جلسه داشتند.این جلسه به تعقیب یکسلسله چنگ ودندان نشان دادنهای دیپلوماتیک وتبلیغاتی وتهدیدبه تحریم اقتصادی صورت میگیرد. امپریالیست های اروپائی وامریکائی نتنهاجلسه G8 رادرمسکوتحریم کردندبلکه روسیه رانیزازآن بیرون انداخته وG8رابه G7 زمان جنگ سرد برگرداندند. روسیه درمقابل، اقدام به مطالعه والغای معاهده"ستارت"(معاهده محدودساختن تولیدسلاح استراتیژیک که درزمان جنگ سردبمسابقه تسلیحاتی معروف بود)راروی دست گرفت. دیروزشورای امنیت سازمان ملل ترتیب جلسه داده وتلاش کردتابه چین نشان بدهدکه موضع ممتنع اودررابطه با روسیه مطلوب خاطرامپریالیستهای امریکائی واروپائی نیست. برای منزوی ساختن روسیه،چین باید آنراتغییر بدهد.

روسیه بافرستادن بمب افگنهایش به بلاروس به ورودناوشکن امریکائی دربحیره سیاه پاسخ داد.بعد ازالظهرامروزیک هواپیمای بدون سرنشین امریکائی که بسوی شبه جزایرکریمیادرحرکت بودازجانب نیرو های هوائی روسیه راه گیری شد. این درحالیست که اضلاع متحده امریکابه تیم عملیاتی فضای مجازی(CyberOperation)دستورویژه"اجرای عملیات"راصادرکرده است. درپی این دستورتیم خرابکاران غیررسمی تحت قیمومت فضای مجازی غرب به وب سایت ولادیمیر پوتین رئیس جمهورروسیه حمله کردند. به اینقسم تنش های داخل بلوک امپریالیستها پولاریزه میشود ورقابت هابرسر نفوذ مناطق استراتیژیک به تضادهاوتضادها به استقامت انتاگونیزم حرکت میکنند. این قطبی شدن بلوک امپریالیستهارسانه های جمعی، فضای مجازی وبهمانصورت نظرات وموضعگیری های روشنفکران بورژوازی رانیزباخودقطبی میسازد.رهبران خلق وپرچم (رویزیونیستهای کلاسیک) دراروپااین نظررا اشاعه میدهند که روسیه ازامریکابهتراست، رویزیونیستهای مدرن که معمولا ازطریق وب سایت جاسوسی "افغانستان آزاد" حرف میزننداین نظریه رااشاعه میدهندکه"به زودی چشم مردم اوکرائین به واقعیت های تلخ بازخواهندشد". این به آن معنی که تاهنوزمردم اوکرائین حقایق تلخ زندگی تحت نظام سرمایداری رااحساس نمیکردندوباچشمان بسته درکنارسلسبیل درفردوس برین غنوده بودند. به اینصورت سوای وب سایت های مائویست های دنیا،آنچه دراین روزهاازرادیو، تلویزیون،انترنت، ودیگروسایط ارتباط جمعی شنیده ودیده میشودوآنچه که صاحب نظران ونظریه پردازان"غرب"و"شرق"،"مسلمان" و"مسیحی"می گویندهمه وهمه یابنفع امپریالیست های اروپائی و امریکائی اندویابه طرفداری ازامپریالیزم روسیه. دراین نظرات خلق یعنی میلیون هاانسان تحت ستم و استثماروحشیانه سرمایداری دراوکرائین هیچ وجودندارند. ورویزیونیستهای مدرن افغانستان (سااوساما- ادامه دهندگان)آنهارااندرزمیدهندکه بطرفداری ازغرب ودرمخالفت بابخش وابسته طبقات حاکمه اوکرائین به امپریالیزم روسیه، مخالفت کرده اند. روشنست که درترکیب تظاهرات اوکرائین یک بخش وسیعی ازخرده بورژوازی شهری وحتی کارگران شرکت داشتندولی آنهابه اندازه دانشمندان افغانستان درغرب عالم الارض ،ازدنیاباخبروخبره نبودندونمیدانستندکه درغرب زندگی بهتری از پاکسازی تشناب هاواماکن عمومی چیزدیگری درانتظار شان نیست.

وقتی ما با صدزبان متواضعانه میگوئیم که بدون"هژمونی پرولتاریا(رهبری حزب کمونیست)هیچ تظاهرات، قیام وحتی جنگ مسلحانه قادربه گسیختن زنجیرهای اسارت مردم نیست، اینهاما،خواهر و مادروزن وبچه ما(سه نسل ما)راببادفحش وناسزامیگیرند، نامهای ماراطی لیست مفصلی به دستگاه اطلاعات امپریالیست هاومرتجعین گزارش میدهند، اماخودشان ازتظاهراتی که بواسطه نیروهای سوسیال- شوینیست، فاشیست ووابسته- مزدورامپریالیزم براه افتاده امیدوارندکه به نتائیج غیراز آنچه برسندکه برای آن سازمان داده شده بود! خیلی کودکانه خواهد بود اگرامیدوارباشیم که درعصر امپریالیزم وانقلابات پرولتری بدون رهبری حزب کمونیست که مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم امر تئوریک آنراهدایت کند،حتی یک قیام ملی ومترقی خلق رابه استقلال ملی- بورژوائی برساند. "رویزیونیست هاواپورتونیست های تسلیم شده"ساا وساماادامه دهندگان"که برای شان همان ماجراجوئی آوانتوریستی"چنداول"وکودتاچینی"بالاحصار"به "عمل قهرمانه تاریخی"تبدیل شده ذهن خلق وتوده های جوینده حقیقت انقلابی رابه این بیراهه رهنمون میشوندکه"ماجراحوئی وآوانتوریزم، کودتاچینی ومغازله با امپریالیزم وسوسیال- امپریالیزم هم میتواند به آزادی برسد. وتظاهرات توده ای وابسته که سردرآخورامپریالیستهادارندودرآنهاازرهبری طبقه کارگروتئوری های سوسیالیزم علمی (م.ل.م)خبری نیست، هم میتوانند ناجی خلق وکشورباشد!". اما بگفته انگلس طبیعت سنگ محک دیالکتیک است و جهان مادی تحت شرایط معین همان چیزی را به اثبات میرساند که تئوریهای سوسیالیزم علمی قبل ازقبل آنرا بیان کرده اند.

غارت خلق جوازشرعی دموکراسی بورژوائی است

اوکرائین کشوری است با تاریخ غنی وموقعیت جئو- استراتیژیک مهم. اوکرائین قبل ازانقلاب کبیر اکتبریکی ازشهزاده"کنیاز"نشین های روسیه بشمارمیرفت که به تزارروسیه خراج میداد. بعدازانقلاب کبیراکتبراوکرائین، برای اولین باردرتاریخ به حیث یک ملت آزادسوسیالیستی پابه عرصه وجود گذاشت. دراین دوران سرزمین حاصلخیزاوکرائین وتوده های کارگرآن نقش شان رابحیث یکی از محورهای سوسیالیزم اتحادشوروی بازکردند. اوکرائین درجنگ دوم جهانی کاملاویران گردید ونیروهای فاشیست اوکرائین(اسلاف بندریست های کنونی)دوشادوش نیروهای فاشیزم هیتلری دست بکشتارکارگران یهوددراوکرائین، چکوسلواکیاوپولندزده وجنایات عظیمی رامرتکب گردید.

بعدازسقوط امپراطوری سوسیال- امپریالیزم اتحادشوروی، اوکرائین میتوانست سومین قدرت هسته وی جهان باشد. تعدادتسلیحات هسته وی اینکشوربیشترازمجموع سلاح هسته وی فرانسه، انگلستان وچین بود. اوکرائین بعدازامضای معاهده سه جانبه (روسیه - اوکرائین امریکا) تمام تسلیحات هسته وی اشرابشمول موشکهای استراتیژیک قاره پیما نابودکردوپارلمان اوکرائین اعلان نمودکه دموکراسی نیازی به سلاح نداردواوکرائین تعهدمیکندکه : نه سلاح هسته وی رابکارمیبرد، نه آنراتولیدمیکندونه هم نگه میدارد.

طبقات حاکمه اوکرائین که همان رویزیونیست های سابق اتحادشوروی سوسیال- امپریالیستی اند، خلق اوکرائین رابا این سخنان فریب میدادندکه"دروازه های سعادت وخوشبختی های دموکراسی بر روی تان بازشده.دیگرلازم نیست که شمابامعیارهای منجمدسازنده زندگی کنیدودموکراسی بشماآزادی کار،مهاجرت وفعالیت رادرسطح کل جهان میدهد.(ازمتن سخنرانی لئونیدکراوچوک- اولین رئیس جمهوراوکرائین-1991). امادیری نگذشت که خلق اوکرائین باحقیقت تلختراززمان سلطه سوسیال- امپریالیزم روبرو گردیدند. و"دموکراسی بورژوائی" فقط زمینه کارومهاجرت رابرای دختران وزنان جوان اوکرائین بحیث کالای جنسی"به بازارهای عرضه"کشورهای امپریالیستی غرب وحتی ترکیه وشیخ نشینهای عرب مهیا ساخت نه چیزبیششترازآن.افرادی مانندویکتوریانوکوویچ، یولیاتیموشینکو و بروکرات های اطراف شان براساس شرع(...) همین"دموکراسی"درپروسه خصوصی ساختن ملکیت های دولتی وبنگاه های مهم تولیدی"یکشبه به الیگارک های میلیونر"مبدل گردیدند. لیبرالیزم این دموکراسی که امروزنزدرفرمیست هابه آیات مقدس تبدیل شده وازرهبران مرتد"اخگری"گرفته تاملاهائی مانند محقق وعلی امیری رابه احسنت گوئی کشانیده ، دراوکرائین نشان داد که این انتخاب خلق را بی وقفه به جهنم فقروناداری فرومیبرد. طبقات حاکمه اوکرائین باعملی ساختن شعارآزادی کامل خریدوفروش یالیبرالیزه ساختن بازاراملاک دولتی به قاپیدن دارای خلق پرداختند.فابریکه ها به ویژه صنایع سنگین،شرکت های بزرگ ترانسپورت، کشتی رانی، هواپیمائی،تعلیم وتربیه،توزیع انرژی و...غیره که قسمامحصول تراکم تاریخی نیروهای خلق ازگذشته دوربودنددریکشب به شرکت های بزرگ وکنسرسیوم های وسیع خصوصی مبدل شدند. این رهزنی سریع که دارائی ملی رادرظرف یک شب ازخلق اوکرائین ربودباوابستگی بیشتر طبقات حاکمه به امپریالیزم روسیه وامپریالیست های غربی همراه بود.

روس هادرموردخصلت ملی اوکرائینی هاضرب المثلی دارندکه میگویند"هرجاکه اوکرائینی هاباشند، یهودهاگرسنه میمانند"، اربابان جدیداوکرائین درصددبودندکه گازروسیه راباپول صندوق بین المللی پول(IMF)،بانک جهانی(World Bank)،سرمایه گذاریهای اتحادیه اروپاوامریکابخرند.اما بی خبراز آنکه "روباه گیر"حیله گرترازروباه است ومدیران صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سرمایگذاران دیگرغربی ده هامرتبه ازدولتمردان اوکرائین"چالاک تروزیرک تراند".امپریالیست های غربی که تجربه گرجستان راداشتندمنتظرفرارسیدن اوضاعی بودکه بتوانندتوده های ناراضی رابه نفع خودبه خیابان هابکشانندوازاینطریق اوکرائین راکاملاببلعند. به همین دلیل آنهادرسال 2004-2005 به"اصطلاح انقلاب نارنجی"رابراه انداختند.انقلاب نارنجی سرآغازحرکت شتاب آمیزاوکرائین بسوی بحران بی ثباتی اجتماعی اوکرائین بود. این "انقلاب" نتنهامحصول توطئه هاوتمهیدات امپریالیست های غربی بود، بلکه دراقتصادپولاریزه شده اوکرائین نیزریشه داشت. دراین"انقلاب!"برای اولین بارغرب باروسیه برسراوکرائین روبروشدودراین رویاروئی غرب پیروزمندازمیدان بدرآمده ویولیا تیموشینکو رابجای ویکتوریاکونوویچ براریکه قدرت نشانید. به تعقیب آن غرب آزادانه به پیشروی دراوکرائین پرداخت. ودرسال 2005 معاهده"ساحه تجارت آزاد" DCFTA رابا اوکرائین امضا کرد. برطبق این معاهده اوکرائین آزادانه میتوانست دراتحادیه اروپا کالایش رابفروشدوبهمانصورت اتحادیه اروپانیزمیتوانست آزادانه دراوکرائین تولیداتش رابفروشد. درفصل اول این معاهده الغای تعرفه های گمرکی آمده است.وآن به این معنی که هیچ یک ازدو طرف نباید ازصادرات ووارداتش مالیات گمرکی طلب کند. خوب تصورکنید"اوکرائین چه چیزی رامیتواندتولیدکندکه دراروپای غربی بتواندبفروش برسد؟ وازمالیات صادراتی به اروپامعاف شود؟"ودرمقابل تصورکنیدکه چه چیزی اروپای غربی دراوکرائین بازارندارد؟ شامپاین فرانسه؟ ویسکی سکاتلند؟ مرسدس بنزوآودی آلمان؟ مضاف برآن صادرات وواردات 28 کشور اروپائی با یک کشور!

یولیاتیموشینکوبامشاهده اینکه غرب ازاوحمایه میکندوسیاست های لیبرالیزه ساختن بازاراوکرائین مورد تائید IMF و World Bank است، دست ودل بازباروسیه نیزمعاهده تجارت گازراامضا کردتا ازنظرسیاسی بین زیرساخت قطبی شده اوکرائین تعادل برقرارسازد. این معاهده به ضرراوکرائین بود زیراطی معاهده قبلی اوکرائین گازراازروسیه بقیمت زمان اتحادشوروی میخریدوطی معاهده جدیداوکرائین بایستی آنرابه نرخ بازاربین المللی خریداری میکردکه تقریبا5 برابرزمان سابق بود.این امرموجب شدکه یولیاتیموشینکوانتخابات سال 2010 ریاست جمهوری رابه ویکتوریانوکویچ ببازد.

ویکتوریانوکویچ بعدازپیروزی اورابجرم فسادزندانی ساخت وحتی مورداذیت وآزارفیزیکی قرارداد. آقای یاکونوکویچ رئیس جمهورجدیداگرچندطرفدارروسیه بودولی وقتی که بقدرت رسیدهمان راه یولیاتیموشینکورادرپیش گرفت وماننداوبسوی غرب روی آورد. وغرب که همیشه وقتی کسی با سیاست های "غارتگرانه دموکراسی"اش زاویه میگیرد،شمشیر"حقوق بشر"رابالامیبرد، درمورداذیت وآزارفیزیکی یولیاتیموشینکودرزندان سکوت کرده وشمشیرحقوق بشرش رادرغلاف نگه داشت.

یاکونوویچ درماه نوامبر2013باخواست های غرب به مخالفت برخاست وباقرضه 15 میلیاردداری روسیه موافقت وقراردادخریدگازازروسیه رابه قیمت یکسوم نرخ قبلی آن امضانمود.ازنظرغرب این دیگرفقط "بی وفائی"نه که یک "بدعت"غیرقابل عفوبود. قرضه 15 میلیارددالری ازروسیه اگربرای هرکسی دیگرقابل تحمل باشدبرای"صندوق بین المللی پول " و"بانک جهانی"قابل تحمل نبود. غرب بارها بطور غیر مستقیم به یانوکوویچ گوشزد کردکه"هم دراین اشیانه تخم بگذاروهم درآنجاقرقرت رابکن"اماآقای یاکونویچ این پیام رمزراناشنیده گرفت.

چراتظاهرات بمثابه یک امرطبیعی سراسراوکرائین را دربر نگرفت؟

ازجمله 137 ملیلیارددالرمجموع بدهی های اوکرائین، اینکشوردرسال جاری مبلغ 66 میلیارد دالررابایدپرداخت کند.ازمجموع این 66 میلیارد46 میلیاردآن تنهامربوط به کورپوراسیونهای خصوصی میباشد. بانک ملی اوکرائین فقط اعتبار15میلیارددالرراکه مصرف دوماه ملی کشوراست در اختیاردارد. درظرف 3روز7% ازپول سرمایدارانی که دراوکرائین سرمایه گذاری کرده بودند ازبانکهاخارج شد.اوکرائین به اندازه 6.5% میلیارددالررابخاطرحفظ تعادل ارز خویش نگه داشته که حدود سه میلیاردآن به صندوق بین المللی پول تعلق دارد. باخارج شدن این پول ازبانک ملی اوکرائین، ورشکست شدن اوکرائین یک امرحتمی بحساب میرود.امااین مشکل صادرکننده های Ukraine's FX reservesکالابه اوکرائین نیست، مشکل آنهااینست که اوکرائین دیگرنمیتواندازآنهابخرد. درگراف اول دردست چپ می بینیدکه توان ورودکالابه اوکرائین دراواسط سال 2013 ازمرز10% میگذردودرماه نوامبر و دسامبرسال 2014 به مرزهای 5% تقرب میکند. معنی این عبارتست ازبیکارشدن صدها هزارکارگری که دردکان ها،شرکت های ترانسپورت،مراکزبسته بندی، خدمات و...غیره میباشد. این امردولت رامجبورمیکندکه بخاطرنجات خویش ازنابودی دست به اقدام بزندوبرای برقراری مجدداعتبارشرکت های صادرکننده به اوکرائین به پرداخت قروض آنهااقدام کند. دولت بالاجبار بایدهزاران هزاردیگرراازکاربیکار ساخته وبه دربدری رهنمائی کندتاپول حقوق آنهارابه طلبگاران خارجی اش بپردازد. درحالیکه اساسی ترین منبع ثروت د(ر)هرکشوری همان ارزش کاراست که نیروی کارگر تولید میکند.

What Ukraine owesدرگراف دوم دردست چپ مشاهده میشودکه دولت درماه اگست 2013 خیلی کم بقرضدارانش میپردازدولی درماه سیپتامبر2013 بازپرداخت آن به 2.5 میلیارددالرمیرسد.ازین جا می بینیم که یاکونوویچ تنهامبلغ دومیلیارددالررابه روسیه بخاطربهای گازمیپردازد. درحالیکه در ماه نوامبردرحدود750 میلیون دالرراتنها مصرف قرضه های دیگرمیکند.این پرداخت ناموزون درگام اول نشان میدهدکه دولت اوکرائین به غریقی مشابهت داردکه بدون داشتن برنامه منظم وچشم اندازبه ساحل نجات دست وپا میزند. وکفتارهای درنده بطور متداوم فشارواردمیکنند وازاو قرضه های شان را می طلبند. دولت بدون آنکه بتواند برنامه ریزی کند وبا طلبگارانش به سر پرداخت به توافق برسد،هرزمانی که طلبگارپول خواسته به پرداخت اقدام کرده است. مثلا: درماه جون 2013درحدودیکنیم میلیارددالررابه قرضه دهندگان غیرازگازوانرژی پرداخته درحالیکه درماه جولای یعنی یک ماه بعدتردرهمان سال درحدود700 میلیون دالرراتنهابه روسیه داده است. این بی برنامه گی ازایدئولوژی سرمایداری برمیخیزدومتاسفانه این خلقست که بازهم باید با تحمل فقر و سیه روزی مکافات خرافه بودن این ایدئولوژی ارتجاعی رابپردازد.

این وضع موجب انحطاط اجتماعی وبالارفتن نرخ تورم، قیمت وسایط اولیه وضروری زندگی خلق می گردد. کاهش ارز اوکرائین در مقابل قیمت ها دربازار داخلی زندگی مردم را بسوی متلاشی شدن میشکاند.چنانچه درتصویرسوم می بینیم که درسال 2013 قیمت ارزکشوربسرعت سرسام آوری مسیر نزول وانحطاط راپیموده است.واثرات این بی ثباتی ارزی برزندگی میلیون هاخانواده اوکرائینی که به معنی واقعی کلمه برروی یک شانزده پولی خرید مایحتاج اولیه زندگی شان حساب میکنندبسیار ناگوار و تکان دهنده است.

Ukraine's currency is plungingازاین فاکتهای مسلم دیده میشودکه انحطاط زندگی اجتماعی واستیلای فقروسیه روزی بطور"دیترمینانت"یعنی تعین کننده منش سیاسی طبقات فی العجاله کارنمیکند. زیرا اگر چنان می بودمابایدشاهدمیلیونهاکارگروزحمتکش درسراسراوکرائین میبودیم که به خیابانهاریخته وخواهان بهبوداوضاع اقتصادی و اجتماعی شده اند.امااینکارنشدوتظاهرات فقط درکییف محدودماند. این فاکت یکباردیگربراین حقیقت تئوریک تاکید میکندکه بدون آگاهی سیاسی وبدون وجودیک حزب انقلابی رزمنده، توده های مردم تحت هرشرایط محنت باروفقرفراگیرسکوت اختیار میکنندوباتحمل دردورنج بیشتر به مسجد وکلیسا پناه میبرند. چنانچه می بینیم که نبودهمین دومسئله مهم وحیاتی است که تظاهرات دراوکرائین با فرمانبرداری ازتحریمات امپریالیست های غربی توام باخشونت علیه رژیم یاکونوویچ به پیش میرودوبه جنبش سرتاسری مبدل نمیشود. برعکس اگردراوکرائین بجای احزاب رویزیونیستی سازشکارومعامله گرمانندسازمان رهائی وسازمان انقلابی افغانستان(ساا) وتشکلهای لفاظ وتسلیم طلب مانندساما- ادامه دهندگان یک حزب کمونیست انقلابی وجود میداشت، نه جریاان تظاهرات ازاینقرارمیبودونه نتائیج آن اینطورفلاکت باروحقارت آمیز. بدون حزبی که امرتئوریک آنرامارکسیزم- لنینیزم- مائویزم تعین کند بلاشک هرتظاهرات وهرجنبش مقاومت همین نتنائیج رابه بار می آورد.

اماچراکییف؟ چراکییف محراف تظاهرات شد؟ چه چیزی کیف راازشهرهای دیگرمانندخارکف، دان یتسک، ادیسا، اونیپروپیتروفیسک، لبوف وغیره متمایزمیسازد؟ وجودپایتخت های کشورهای غربی ومصئونیت دیپلوماتیک برخی ازعناصری که وظیفه داشتندباسازماندهی یک انقلاب نارنجی دیگراوکرائین رادرروابط بین المللی ازحالت نوسان بین روسیه وغرب بیرون آورده وبه"گرجستان"دیگری مبدل سازند.سازمان دهندگان تظاهرات قبل ازهمه به آنجائی ازخرمن آتش زدندکه ازهمه بیشترقابل آتش گرفتن است یعنی قشر روشنفکرشهر نشین که خواستهای شان درآخرین تحلیل خواستهای بورژوائی اند.معلمین، متعلمین، محصلین وغیره که بی خبرازحقیقت،کاروانهای دختران وپسران جوان پولندی رابه آلمان، هالند وانگلستان باحسرت بدرقه میکردندوامیدواربودندکه روزی آنهانیزبه این بهشت موعودبرسند.

کفتارها تا آخربرروی لاشه میجنگند

روسیه دراولین حمله لقمه بزرگی راازلاشه اوکرائین برداشته وبارفراندوم روزیکشنبه آنرابلعید. امپریالیزم روسیه بطورپیوسته خواهدکوشیدتامناطق دیگرروسی الاصل اوکرائین را به جدائی تشویق کند.وهمچنین روسیه وسایط دیگری رابرای بی ثبات ساختن اوکرائین دراختیارداردکه از آنطریق میتواند به نفاق وجدائی روس تباران اوکرائین پایه مادی بدهد. مثلا: برهم زدن قراردادگازسوخت.بعد ازجدائی کریمیا، اوکرائین هیچ وسیله ای دراختیارش نداردکه بتواند به روسیه بگویدکه به قرارداد گازسوخت بااوکرائین ادامه بدهد.برهم زدن قراردادگازسوخت،سطح زندگی را دراوکرائین به سطح قرون وسطی برمیگرداند.مضاف براین اوکرائین حدود16 میلیارددالرازروسیه قرضداراست. قطع گازسوخت وطلبگاری 16 میلیارددالر روسیه، اوکرائین رابیشتربه آغوش امپریالیستهای غربی می اندازد. که این بنوبه خود به بیکاری و تقویه نیروهای فاشیزم اوکرائینی کمک میکند. سردمداران اوکرائین که اززیرباران برخاسته وبه زیرناوه دان آمده اندآنچنان برسر دوراهی قراردارندکه انتخاب هرکدام آن سرانجام به سیه روزی وفقر توده های کارگر وزحمتکش منتهی میشود.

درجلساتی که امپریالیستهای غرب بخاطراوکرائین دربروکسل دایرمیکنندنیزجزبهره برداری از شرایط جدیددراوکرائین بفکرچیزدیگری نخواهندبود. آنهاخواهندکوشیدتالقمه بزرگتری ازلاشه اوکرائین بردارند . این امرزندگی خلق اوکرائین رابه سوی تیره گی بیشترتیلامیکند. درنتیجه شرق اوکرائین که بیشترروسی الاصل اندبیشترپولاریزه وبی ثبات خواهدشد. درچنین اوضاعی روسیه بازهم یاببهانه"تامین امنیت اهالی روس درآنجا"لشکرپیاده میکندویاجدائی طلبی ایالات شرقی اوکرائین راتحت حمایه اش قرارمیدهد.به اینصورت الحاق کریمیابه روسیه پایان تجزیه لاشه اوکرائین نیست بلکه سرآغازآنست. واین استراتیژی ای است که زمامداران روسیه آنرادرامردورنگه داشتن ناتوازمرزهایش بکارمیبرند.

بامشاهده چنین اوضاعی است که سخنان رفیق استالین درموردتضادهای جهانی بمثابه درک صحیح مارکسیزم- لنینیزم ازجهان برجسته ترمیشود.رفیق استالین میگوید"تضاددوم- تضادبین دستجات مختلف مالی ودول امپریالیستی ضمن مبارزه برای بدست آوردن سرچشمه های موادخام وخاک دیگران است. امپریالیزم عبارتست ازصدورسرمایه به منابع موادخام ومبارزه سبعانه برای تصاحب انحصاری آن منابع، مبارزه برای تقسیم مجدددنیای تقسیم شده. (ریشه های تاریخی لنینیزم- منتخب آثاراستالین جلد اول).

برای امپریالیستهای غربی تجزیه اوکرائین خواهی نخواهی پیام آوراوضاع جدیدجهانی است. این اوضاع برآتش بحران مالی ورکوداقتصادی اروپاروغن می ریزد. سردمداران جدیدکیف ماننددست پروده های خانگی برآستان اتحادیه اروپا وامریکا تملق وتضرع میکنندتاآنهارابا پذیرفتن در اتحادیه اروپا، ازدایره آتش فراگیرورشکستگی مالی،بحران اقتصادی وبیکاری روزافزون نجات دهند.اگر آنهایونان رادریکسال قبل فراموش نمیکردندویاچشمان بینا میداشتند ومیتوانستند ببینندکه بریونان چه آمد، حل مشکل شان راازطریق دیگر جستجو میکردند. این بمعنی طلب کمک صیدازصیاداست.

اتحادیه اروپاسالیانه بیشتراز400 میلیارددالرباروسیه دادوستددارد، 30% گازسوخت آلمان ازروسیه واردمیشود. شرکت های بزرگ آلمانی وفرانسوی مانند فولکس واگن، دیملرمرسدس بنز، پیژو، رینو وبخشهای دیگرصنعت اتومبیل سازی وصنایع سنگین وسبک بشمول صنایع الکترونیک(زیمنز، فلیپس، مسبه، گی- ای و..غیره) سالیانه به ارزش ده ها میلیارددالر را به روسیه صادرمیکنند. این منافع وسیع مالی واقتصادی اتحادیه اروپابالاترازارزش اوکرائین برای شرکتهای بزرگ اروپائی میباشد.به اینقسم آنهاهرگزبه میل خودحاضرنمیشوندکه رابطه شان رافی الفورباروسیه برسراوکرائین برهم بزنند. مضاف براین اتحادیه اروپاکه درسال 2008 گرجستان راباد داد وپف کردتاباروسیه بجنگد وبعدازآنکه روسیه اوسیتیای جنوبی راازبدنه گرجستان جدانمود، تمام غرب جزآنکه به روسیه نگاه کندکاردیگری نتوانست بکند.اکنون اتحادیه اروپاجرائت نمیکند"غلطی"ای بیشترازاخم وچخم و تحریم ویزه مسافرت برای عده ای ازافراد روسی، کاردیگری را انجام بدهد. به همین دلیل ویکتوریا نولان به سفیرامریکادرکیف به صدای بلندمیتواندبگوید"Fuck the EU".

امااضلاع متحده امریکادراوکرائین منافع استراتیژیک دارد. اگراوکرائین عضوناتوشود، امپریالیزم امریکا به مرزهای روسیه رسیده است. معنی این حرف اینست که روسیه درجبهه غرب کاملا درمحاصره قرارگرفته است. دراینصورت امپریالیزم امریکامیتواندباتاسیس پایگاه های نظامی در اوکرائین برمسله"سپرموشکی"خط بطلان بکشد.

ازنظراقتصادی امریکاخیلی کم با روسیه داد وگرفت دارد. برهم زدن قراردادگازروسیه با اوکرائین بنفع امریکا تمام میشود، زیرا تازمانیکه اوکرائین بتواند ازطریق تولید انرژی برقی نیازانرژی خودرا برطرف سازد، امریکامیتواندگازسوخت خودرابه اوکرائین صادرکندویاازناروی خریده وبه اوکرائین بقیمت بالاتربفروشد.بهمین دلیل است که امریکابرتحریم های بیشترروسیه پافشاری میکند.

به اینصورت سال جاری و2015 سالهای آرایش جدیدتضادهای امپریالیست هادراروپاخواهندبود. دراین سالها بحران های مالی اروپا در سطح کنونی اش ثبات خواهدیافت ورقابت های امپریالیست های روسیه وامریکا- اروپابرسرتقسیم مجددجهان(جهان تقسیم شده)اوج خواهد گرفت. این اوجگیری برای انقلابیون کشورهای تحت سلطه فرصت های جدیدی انقلابی را مهیا وبه راه انداختن جنگ های خلق میسر خواهد کرد. زیراتاریخ نشان داده که اوجگیری تضادهای داخل بلوک امپریالیستی زمینه(ساز) رشدوانکشاف جنبش های انقلابی میشود.

مائویست های افغانستان

28 حوت 1392