Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

تجاوز یک پیشوای دینی بریک دخترده ساله

نوشته : س. آتش

یکی ازرسانه های سایبری افغانستان گزارش میدهدکه یک ملاامام درقندوزشاگرددهساله اش را مورد تجاوزجنسی قرارداده است. بقول این رسانه " این رویداددرمنطقه کوبهی شهرقندوزرخ داده است.این کودک دربیمارستان دوصد بسترِ شهیددکترعزیزالله صفر شهر قندوزبستری‌ است، کودک ده ساله ای که به گفته ی خودش، ملاامام مسجدی که درآن درس می‌خوانده، اورابه زوربه یک باغ برده، دست و پایش را بسته و وی را مورد آزار و اذیت قرار داده است.

درهمین حال مادراین دخترمیگوید: کودکش را به خاطر آموزش علوم دینی فرستاده که چنین اتفاقی افتاده است. او از دولت می‌خواهد که عامل این کار را مجازات کند.ازسوی‌ی هم دکترعبدالقدوس میاخیل، رییس بیمارستان حوزوی شهیددکترعزیزالله صفردرقندوز می‌گوید: وضعیت بهداشتی این کودک خوب است."

دراین جادومسئله مطرح است : نخست مسئله تجاوزبه عنف یک انسان وثانیامسئله تجاوزبریک طفل. درحقیقت امرملای امام مرتکب دوجنایت شده است که هردوسزاوار سنگین ترین مجازات میباشد. هردومسئله را اندکی بیشتر صحبت کنیم:

دین، ایدئولوژی وطرزدیدبه جهان درجامعه فئودالی ونیمه فئودالی- نیمه بردگی است وملا،مولوی، مجتهدمبلغین، پیشوایان وایدئولوگ های این جهان بینی میباشندوبهمین دلیل ملارا"عالم دین"یعنی کسی که ازدین آگاه است، میگویند. آدم نمی تواندبگوید"کسی که آگاه است بهنگام ارتکاب به جنایت، نا آگاه بوده یعنی درهمان لحظات یکمرتبه ناآگاه شده "ودست به جنایت مرکب زده است. بهنگام ارتکاب به جنایت ملاامام همانقدرازدین وآینش آگاهی داشته که بهنگام فعالیت های دیگرزندگی اش آگاهی دارد.

ازجانب دیگرمیدانیم که هرایدئولوژی یک سلسله معیارهای اخلاقی ویک تاریخ دارد.ایدئولوژی و اخلاقیات این ملاامام دین است. دراسلام مقاربت جنسی بادختر9 ساله ممنوع نیست. ازجانب دیگر ایدئولوژی ها واندیشه هارانمیتوان اززمان وزیرساخت جامعه جداساخت. اسلام مانندادیان دیگر؛ ازاین دیدگاه دردوران جاهلیت فئودالی ونیمه بردگی- نیمه فئودالی فورموله گردیده، لذاتجاوزجنسی برپسران ودختران زیر سن نه ازنظرقانونی(شرع) ممنوع وقابل مجازات است نه ازنظراخلاقیات. مطالعه تاریخ اسلام نشان میدهد که عایشه بنت ابوبکرهنوز9 ساله بودکه به زنی محمدپیامبراسلام درآمدوفاطمه دخترمحمدبه سن 11 سالگی زن علی ابن ابی طالب شد. درذهن یک ملا، مولوی، حجت الاسلام، مجتهدوهم چنین روحانیون مسیحی ویهودی هیچ ممانعت اعتقادی ودینی علیه پیدوفیلیزم Paedophilism ( تجاوزجنسی براطفال) وجود ندارد.کشیش های مسحیی کلیسای کاتولیک هزاران طفل رادرسراسردنیاموردتجاوزقرارداده اندکه این سومین پاپ اعظم مسیحییان است که برای معذرت طلبی به اطراف واکناف جهان سفرمیکند. درحال حاضرقانونگذاران ممالک اسلامی بخاطربقای سیطره وسلطه طبقاتی شان یکسلسله قوانین راآورده اندکه دراساس درصدراسلام وجود نداشتند. مثلادرایران یک سری ازمطالب مربوط به دوران بورژوازی که بامنافع طبقات حاکمه ایران بیشترخوانائی دارندواردقوانین اساسی، قانون جزا،قانون مدیریت وقانون زندگی مدنی ساخته اند که درزندگی صدر اسلام قابل تصورنبودند.

درممالک سرمایداری یابخشی ازجهان که اندکی انسانی ترازجامعه فئودالی وبردگی ممالک آسیای جنوبی، شرق میانه وافریقا است، جنایتی بااین محتوا وتیره گی، دوبارقابل مجازات میباشد. یکباربه جرم تجاوزبه عنف وباردیگربجرم تجاوزبریک طفل. درممالک سرمایداری تجاوزبه عنف بازندانی شدن از8 سال تاحبس ابدواعدام(درامریکا وچین)مجازات میشود. وتجاوزبراطفال بامجازات حداقل 8 سال زندانی وحبس ابدمجازات میشود. درممالک بورژوا-دموکراتیک اروپائی مانندبلجیم، هالند، ناروی، سویدن، دنمارک واطریش پیدوفیل ها بعدازسپری کردن دوران مجازات زندان به مشکل میتواننددرآنکشورجائی ایراپیداکنندکه درآن بتوانندزندگی نمایند. اما درمملکتی مانند افغانستان اینگونه جنایتکاران فقط با یک"توبه"و"چند دره مفتی ومحتسب" منزه ومطهراعلام میشوند.بااین فاکت ها تفاوت بین قوانین دین یاشرع رابا قوانین بورژوا- دموکراتیک مقایسه کنید.به اینصورت میتوان به وضاحت دیدکه هرقدرجامعه دینی وعقبمانده است به همان مقایسه احساسات ضدکمونیستی درآن حاکم میباشد.

درجامعه سوسیالیستی باتمام ابعادغیرانسانی آداب،اخلاق وبرخوردهای افرادکه درطرزدیدجامعه کهن ریشه دارندبطورآگاهانه هم ازنظرذهنی وهم ازنظرعینی مبارزه میشود. تجاوزبه عنف که بخشاازدر قیدبودن مناسبات جنسی درجامعه کهن منشامیگیردباحل سالم وانسانی مناسبات جنسی ازبین میرود.یک قسمت آن که "مریضی ناشی ازاختلال روانی"است تاحدامکان کوشش میشودازطریق معالجه وطبابت حل شود(این قسمت درهیچ جامعه ای طی چندصد سال آینده بطورمطلق قابل حل نیست. اما میتوان پیش بینی کردکه باشناخت بیشتردی. ان. آ. ومعالجات امراض درجنین میتوان درآینده هااین بخش رانیز نابودکرد). امامناسبات جنسی ومریضی روانی باهم فرق دارند. نبایدتجاوزبه عنف وتجاوزبراطفال را بحساب "مناسبات ناسالم جنسی"آورد. این هامانندفحاشی وهرزگی درسیاست منبع ومنشابینشی وایدئولوژیک دارند. مناسبات گوناگون(مناسبات جنسی هیترو(مردبازن)وهومو(مردبامردوزن با زن) )باحل مناسبات مالکیت وتوزیع درجامعه حل میشوند.ازجانب دیگروقتی مناسبات تولیدی(مناسبات تولید و مالکیت)انسانی شدند،فرهنگ،برخوردهاوآداب اجتماعی افرادنیزانسانی میشوندواحترام انسان به انسان ازشکل تعارفات سطحی بیرون آمده ومحتوا ومضمون مادی انسانی پیدامیکنند. بطور مثال: درجامعه سوسیالیستی اطفال درحمایه کامل دولت طبقه کارگرقرارداشته وطبقه کارگرمسئولیت تعلیم وتربیه آنهارابرعهده داردنه والدین ومسجدوکلیسا.دراین جامعه نتنهاجنایتکاران سیاسی بلکه مجرمین اخلاقی وفرهنگی نیزباطبقه کارگررو به رواند نه با طبقات فاسد ورشوت خوارارتجاعی که درازای رشوت برتمام جنایات پرده استتارمی افگنند. دراینجا تمام مجرمین خودرادرمقابل سیرحرکت تاریخی پیشروترین طبقه که برای نجات خودوتمام بشریت وحتی طبیعت میرزمد، درمی یابند. این طوفان هستی آفرین جنایت وجنایتکارراکه درراه رسیدن بکمونیزم مانع ایجاد میکنند، بدون هیچگونه درنگ وتاملی نابود میسازد. دراینجا عملادیده میشودکه ملاومولوی دیگرشانس خیلی کم دارندتابااطفال در تماس بیایند. ممکن است دراینجایک معلم به عین جنایت دست بزندکه ملای امام قندوزدست زده است ولی این دومسئله ازیکدیگرفرق میکنند. ومعلم ازنظرایدئولوژی بورژوا است نه فئودال. تجاوزاوبریک طفل بیشترمنشامریضی روانی داردتا منشا ایدئولوژیک.

تجاوزملای مسجد درولایت قندوزبی رابطه با محیط واوضاع سیاسی افغانستان نیست.این جنایت در بطن یک اوضاعی که برجنایت وفسادبنایافته انجام میگیرد. جنایت وفسادوبخصوص"بچه بازی مجاهدین وطالبان"تاریخ طولانی وتاریک دارد. درجامعه ایکه تجاوزبرزنان "قانونی باشد"(قانون احوال شخصیه اهل تشییع)، درجامعه ایکه وقتی زن موردتجاوزقرارمیگیردوبه حکومت بخاطر دادخواهی مراجعه میکندوبجای دادرسی ازجانب حکومت بزندان انداخته میشود، یک موردتجاوز بر اطفال وزنان علیرغم آنکه برای وجدان های شریف بی نهایت تکان دهنده است، درکل یک مسئله چندان تکان دهئده بنظرنمیرسد. ملای امام قندوزنیزدربطن آن تاریخ واین جامعه آموزش وپرورش یافته وزندگی میکند.اوپیش روی خودمی بیندکه سربازان امریکائی وانگلیسی هرروزبه چندین دختر و پسرافغانستانی تجاوزمیکنندومجازات نمیشوند. اومیشنودکه صدهاوهزاران زندانی افغانستانی در بگرام، واشیر(کمپ باستیون) وجاهای دیگرموردتجاوز جنسی قرارمیگیرندوهیچکسی ازآن حرفی نمیزند، اونیزآهسته آهسته سهمگینی ووحشتناکی این جنایت رادرذهنش سبک درمی یابد. اووقتی مشاهده میکند که زنانی که مورد تجاوزقرارگرفته واطفالی که سهمگینی وتوحش ضدانسانی یک تجاوززندگی شان را برای همیشه تغییر داده است ازترس زندانی شدن، بی آبروگشتن درجامعه وهراس ازناشناخته شده هاو...غیره لب فرومی بندندوحرف نمی زنند، اونیزجرائت می یابدوبرشاگردش تجاوزمیکند.اووقتی می بیندکه اینگونه جنایات فقط بعضی اوقات درررسانه ها منعکس میشوند(یک مثال)صدهاوهزاران زن بخاطرکمک به ادارات دولتی پناه میبرندومامورین دولتی برآنهاتجاوزمیکنند. (یک نمونه) او نیز باخود میگوید"با دیگران چه کردند که با من بکنند؟".

به اینقسم ای انسان دردمند و بیچاره که روزتا شام عرق میریزی وکارمیکنی تا زن وفرزندت راباآبرو وعزت نگه داری وطفل ات رادرمسجد می فرستی وفکرمیکنی که نماینده آسمان درزمین ومبلغ دین اوراغرض نمیگیرد. تو که می بینی که این ملاها،مولوی ها، طالبان وچلی ها درسایه توپ وطیاره سربازان امریکائی و50 کشوردیگرحتی طفل ترادر مسجد هم آرام نمیگذارند، بایدبخودبیائی وکمرت رابرای سرنگونی این نظام ضدانسانی وجنایتکارببندی. بدون دفاع ازکل اطفال که اینده تمام ماست اطفال یک فرد بمشکل من باقی میماند. ما فکر میکنیم که بدون انقلاب ممکن نیست این جنایات رانابود کردوبدون آنکه برای افغانستان مستقل وافغانستانی های سربلند، باعزت وگردنفرازکارکرد،امکان ندارد که طفل یک خانواده سربلند وبا عزت باشد. انقلاب وسرنگونی رژیم فاسد ومزدور و تاسیس جمهوری دموکراتیک نوین افغانستان یگانه راه بیرون رفت ازتمام این مشکلات است.

س. آتش

14ثور 1393 کابل