Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی
نقدی بر ماضع اپورتونیستی سازمان انقلابی

 

 

نقدی بر ماضع اپورتونیستی سازمان انقلابی

 

بخش نهم:

 

دگم اندیشی سازمان انقلابی:

 

سازمان انقلابی در بخش هشتم نوشتۀ "دنکشوت های مائو ئیست..." مینویسد :" مائوئیست هاازجمله دیده درایانی هستند که دیده درائی"پرچمی ها"و"خلقی ها"رادرذهن تداعی می کنند.ازیک سومینویسند که "این سازمان درحالیکه ازنظرسوادسیاسی ومعلومات عمومی درحدی نیست که سازمان به مفهوم یک شکل واقعاً طبقاتی(ولی بورژوازی)باشد..."ولی از سوی دیگردرنقدی برمواضع اپورتونیستی سازمان انقلابی مینویسدکه"ازمدتی به این طرف نوشته هاواعلامیه های به نام سازمان انقلابی افغانستان درسایت ...افغانستان آزاد - آزاد افغانستان " به نشر میرسد باوجودی که بساازمطالب این نبشته هاقابل استفاده است "هنوزچندروزی از این حیله گری نگذشته بودکه نوشتند"موج دوم حملات سایت افغانستان آزادبعدازکنگرۀ دوم سازمان انقلابی - بخوان بخش انجوئی ورسانه ای سازمان رهائی آغازگردید(بازهم به پاسخ حملات خصمانه ،لمپنانه وفحش گونه سایت دو سره استخباراتی افغانستان آزاد- آزاد افغانستان 8 حمل 1392 "مادرنوشته های خویش مکررایاد آورشده ایم که سازمان انقلابی که در تخیلات سیر وسفر دارد ، همیشه بدون خریطه فیر میکند وقضایارا سوبژکتیویستی مورد ارزیابی ونقد قرار میدهد.وقتی سازمان انقلابی ادعا میکند که "مائوئیست ها ازجمله دیده درایانی هستند که دیده درائی پرچمی ها وخلقی هارا در ذهن تداعی میکند "دراین مورد هیچ مثالی نمیدهد ودر مورد ،دیده درائی پرچمی ها وخلقی ها هیچ توضیحی ارائه نمیکند که آنها چه دیده درائی داشتند ودیده درائی آنها با دیده درائی ما ئو ئیست ها چه شباهتی دارد ،که دیده درائی پرچمی ها وخلقی هارا در ذهن بیمارگونه حضرات سازمان انقلابی تداعی میکند .وقتی رهبر سازمان رهائی و سازمان انقلابی فیض احمد فقید بین شعله ای ها وپرچمی ها فرق قا یل نباشد وهردوی شان را با یک قمچین شلاق کش کند باید شاگردان وی ،سازمان باصطلاح انقلابی در مورد جنبش ما ئو ئیستی افغانستان قضاوت غیر علمی وغیراخلاقی کند وآن هارا دیده درایانی معرفی کند که دیده درائی پرچمی ها وخلقی هارا در ذهن سازمان انقلابی تداعی نماید.به تعقیب آن مینویسد:"...ولی از سوی دیگر در نقدی برمواضع اپورتونیستی سازمان انقلابی مینویسد که:" ازمدتی به این طرف نوشته ها واعلامیه های به نام سازمان انقلابی افغانستان به نشر میرسد با وجود که بسا از مطالب آن قابل استفاده است " سخن دوم شان حیله گرانه است "نمیدانم کجای این سخن حیله گرانه است .حضرات سازمان انقلابی آن قدر در لجنزار ابتذال دگماتیستی وپوچیستی فرورفته اند که هرگاه "مطالب قابل استفاده آنهاراهم یادآور شوی درگوش شان دشنام میآیدوآن را حیله گرانه توجیه میکنند.این واقعیت است که حتی در نوشته های اپور تونیست ها هم مواردی یافت میشود که قابل استفاده است . اما این بدان معنا نیست که سازمان انقلابی یک سازمان اپورتونیستی ورویزیونیستی نیست .سازمان انقلابی از بس که در جهالت ونادانی شنا میکند "مطالب قابل استفاده "سازمان انقلابی را تا مشی اپور تونیستی ورویونیستی آن فرق نمیکند .اگر بگذریم ازتمام چرندیات سازمان انقلابی که در ۱۶ بخش نبشته های شان بیرون داده اند حداقل یک تعدادنقل قول های که از پیشوایان بزرگ جنبش کارگری نقل قول نموده اند (اگرچه از این نقل قول ها استفاده بیموردوتوجیه نادرست نموده اند) ادعای مارا ثابت میسازد که بسا ویا بعضی ازمطالب آن قابل استفاده است. از آنجائیکه سازمان انقلابی دگم اندیشی را از سازمان اسلاف شان رهائی به ارث برده اند هر چیز را یا سفید ویا سیاه می بینند .به نظر سازمان انقلابی ،وقتی ما گفته ایم که "بسا از مطالب این نوشته ها قابل استفاده است " پس حق نداریم مشی اپورتونیستی ورویزیونیستی سازمان انقلابی را مورد نقد قراردهیم .این سارمان رهائی وداکتر فیض احمد فقید بودند که با دگم اندیشی یکسره بر تئوری وعملکرد سازمان جوانان مترقی وجریان دموکراتیک نوین شعله جاوید خط بطلان کشید ند وبنابر اعتراف خودشان به درک غلط رسیدند ومانند پس منظر نویسان خائن وجاسوس به نفی "س-ج- م"وجریان دموکراتیک نوین( شعله جاوید ) پرداختندوآنرا با رویزیو نیست های خلق وپرچم یکی دانستند وحال شاگردان وفادار آن به شکل وشمایل دیگر به تخریب، توطئه ،افشاگری وجاسوسی بر ضد جنبش انقلابی مائو ئیستی افغانستان تیغ از نیام کشیده اند وتوسط مدافعین جاسوس وفحاش شان موسوی ،کبیر توخی ومیرویس نادان محمودی جاسوسی آنهارا میکنند وحتی به فامیل های آنها دو ودشنام میدهند.درجای دیگر می نویسد:"مائو ئیست ها به خوبی می فهمند که ما استفراغ سازمان رهائی نیستیم ... زیراهمه میدانند که مابارهائی قطع رابطه وعلیه انحرافات او مبارزه کردیم ولی جالب این است که تا چند پیش قسمت عمده استفراغ رهائی برای ایشان قابل استفاده بوده است .اگر واضحتر صحبت کنیم .ایشان قسمت اعظم استفراغ رهائی را با اشتهای تمام بلعیده وازآن به گفته خودشان لذت برده اند ومرا از طریق ایمل اطمینان داده اند،نوش جان شان باد"سازمان انقلابی که ازمنطق انقلابی تهی است ،دراینجابه مسخره گی پناه میبرد وبا این لچکی وعرضه گوئی کوچه وبازاری میخواهد استفراغ بودن خویش ر انکار نماید وچنین وانمود میسازد که گویا ما استفراغ سازمان رهائی نیستیم وآن را نقد کرده ایم.در حالیکه واقعیت این است که سازمان انقلابی با وجود تمام خاکبادی اش با سازمان رهائی فقط در نام فرق دارد ولی در نظر وعمل هردوی این سازمان در منجلاب اپورتونیزم ورویزیونیزم سه جهانی دست وپا میزنند .امادر مورد نیشخندی ،طنزگوئی وبی ادبی سازمان انقلابی باید باید متذکر شویم که استفراغ نمودن یک امر طبیعی است اما بلعیدن آن توسط انسان اولین باری است که توسط سازمان انقلابی که در لجنزار فرومایگی وبی ادبی وضعف اخلاقی فرورفته است مطرح میشود .در حالیکه هیچ انسان حتی اگر پائین تر از فرومایگان سازمان انقلابی هم باشد، سزاوار آن نیست که آن را به بلعیدن استفراغ متهم بسازیم .سازمان انقلابی با این جهالت ونادانی ، وطنز گوئی لچکانه درابتذال لچکی ومسخره گی فرورفته است. حیف نام انقلابی که بالای همچو اشخاص هرزه ونادان گذاشته شده است،ودر تحت آن به هرزه گوئی می پردازند.سازمان انقلابی فکرمیکند که با این هرزه گوئی ونیشخندی میتواند کسب هویت نماید، در حالیکه با این نوشته های مبتذل وغیر علمی به روی خود سیلی کاری میکند.سازمان انقلابی هر قدر که به اراجیف ومسخره گی پناه ببرد ، همانقدر ازمشی مترقی دورمیشود وسرانجام مانند وکیلان مدافعش کوسوی ،کبیر توخی ومیرویس نادان محمودی درلجن زار لمپنی وفحاشی

غرق میگردد.

 

بازهم شیادی وجعل کاری سازمان انقلابی:

 

سازمان انقلابی که تهی از منطق علمی است وبا تئوری رویزیونیستی وارد معرکه میشود .در نوشته های بی محتوای خویش همیشه دست به توطئه وجعل کاری میزندوقسمت های از نوشته های "م- ل- م" هارا نقل قول وتعبیرهای من درآوردی ازجانب خود درآن اضافه میکند.این کارسازمان انقلابی ناصادقی وخائن بودن آن سازمان را هویدا می سازد .در جائی از مائو ئیست های افغانستان چنین نقل قول میکند:"در حال حاضر ملیت پشتون [به شمول کارگران، دهقانان وسایر زحمت کشان] در افغانستان ملیت ستمگر است " در حالیکه اصل نوشته مائوئیست ها چنین است :" در حال حاضر ملیت پشتون در افغانستان ملیت ستمگر است "[به شمول کارگران ،دهقانان وسایر زحمتکشان] را سازمان انقلابی جعل کرده ودر کنار آن سنجاق نموده است .این کار سازمان انقلابی نهایت جعل کاری وعدم صداقت این سازمان را نه تنها در سیاست بلکه در نویسندگی هم نشان میدهد.وقتی "م - ل - م "ها از ستمگری ملیت پشتون صحبت میکنند .آماج حملات آن ها طبقات ستمگر ملیت پشتون است نه کارگران دهقانان وسایر زحمت کشان ملیت پشتون . طبقات حاکمه وستمگر ملیت پشتون نه تنها طبقه محروم دیگر ملیت هارا مورد غارت ؛استثمار وتوهین وتحقیر قرار میدهند بلکه طبقه کارگر ،دهقانان و زحمت کشان ملیت خود را نیز مورد استثمار وغارت قرار میدهند .از نوشته وبر داشت سازمان انقلابی معلوم میشود که حضرات سازمان انقلابی از شووینیزم وستمگری ملی وطبقاتی به اندازه قاعده بغدادی هم بوئی نبرده اند وطرح این مسئله را دشمنی با کارگران ،دهقانان وسایر زحمتکشان ارزیابی میکنند.وقتی لینن واستالین از ستمگری ملی روس ها صحبت میکردند آیا منظور شان دشمنی با کارگران ، دهقانان وسایر زحمت کشان بود یابا طبقه حاکمه ملت روس.سازمان انقلابی با این نادانی وجهالت ونوشته های بی پایه وغیر علمی نه تنها خودرا رسوا میسازد بلکه در قعر تسلیم طلبی وفرومایگی ملی وطبقاتی فرو میرود .به تعقیب آن از قول مائو ئیست های افغانستان چنین نقل قول میکند :"پروزه های عظیم زراعتی مانند فارم هده ، غازی آباد ونهر ها وکانال های آبیاری وزمین های زراعتی درجه اول وجلگه های سر سبز افغانستان نیز به ملیت پشتون تعلق دارد این شکل جعل کاری نموده است :" پروژه های عظیم زراعتی مانند فارم هده ،غازی آباد ونهرها وکانال های آبیاری وزمین های زراعتی درجه اول وجلگه های سر سبز افغانستان نیر به ملیت پشتون [ به شمول کارگران ، دهقانان وسایر زحمت کشان] تعلق دارد" .نوشته های بین قوس هاکه به رنگ سبز نشانی شده است جعل کاری وفرومایگی وبی وجدانی سازمان انقلابی است. این است خیانت وجعل کاری سازمان انفلابی افغانستان که حتی در نویسندگی که یک فن شریف است هم دستبرد وجعل کاری میکنند واز طرف خود در نوشته های دیگران جملات اضافی را جا به جا میسازند . به تعقیب آن مینویسند:"مگر این عبارت پردازی بازبان کامران میر هزار ، فرشته حضرتی ،حفیظ منصور ، زریاب ،پرتونادری وعطا محمد نور تفاوتی دارد مگر آنان از فاشیزم پشتون ها "اوغان های فاشیست"دولت پشتون ها وحاکمیت قبیله وغیره نمی نالند وراه حل را در تجزیه افغانستان نمیدانند." سازما ن انقلابی با این چرندیا ت وجعل کاری مقایسوی بازهم در ابتذال جهالت ونادانی سیر وسفر میکند .نخست اینکه کامران میر هزار ،فرشته حضرتی ، حفیظ منصور ،پرتو نادری وعطامحمد نور نمایند گان فکری طبقات استثمار گر جامعه هستند وبا استثمارگران ملیت پشتون کرزی،رسول سیاف ، ارغندیوال ، فاروق وردک وفاشیست های افغان ملت کدام مشکلی ندارند وهمه ای آن ها ازیک آخور تغذیه می کنند وبه صورت مشترک در دولت دست نشانده کرزی به غارت وچور وچپاول مشغول اند وطبقه کارگر ،دهقان وسایر زحمت کشان افغانستان را مورد استثمار وبهره کشی قرارمیدهند .آنها حتی با دادنورانی فقید رهبرسازمان انقلابی هم کدام مشکلی نداشتند ودر کنار یکدیگر مشق دموکراسی میکردند وبه حیث صاحب نظر درتلویزیون های به ظاهر ملی ولی در اصل امپر یالیستی نخره میکردند. آنهاهیچگاهی هم مبارزه شان را تا سرحد تجزیه جدائی وخود مختاری ملی پیش نمی برند زیراهردو جناح به طبقات ستمگر جامعه ، ملاک کمپرادورهای مزدور وباداران بین المللی آن ها تعلق دارند و نفع خویش را دروحدت وچانه زنی بین همدیگر جستجو میکنند نه در جدائی وتجزیه .زیرا آنها نه از خود استقلال دارند ونه آزادی وگوش به فرمان باداران بین المللی شان میباشند .یک مثال ساده برای حضرات سازمان انقلابی میدهیم .همین دوستم جلا د را که شما ازآن یا آور میشوید، ببینید که چطور در طول دوازده سال در کنار کرزی واکنون درکنار اشرف غنی احمد زی پشتون تبارز قرار میگیرد وشما ناخردانه مهر تجزیه طلبی را بالای آن حک میکنید.زیرا دوستم نه نماینده بورژوازی ملی ملیت ازبک است ونه نماینده مردم واگر گاهی به دفاع از ملیت ازبک می پردازد نه به خاطر خودمختاری ملیت ازبک است بلکه بخاظ امتیازگیری است . جای تأ سف است که سازمان انقلابی تا حال از ستمگری ملی وطبقاتی بوئی نبرده است وزمانیکه ما ستمگری ملی وطبقاتی ملیت پشتون را مورد حمله قرار میدهیم سازمان انقلابی به دفاع از طبقات ملاک کمپرادور ملیت پشتون بر میخیزد ومارا در کنار عطا محمد نور ، حفیظ منصور فرشته حضرتی ودیگر خائنین قرار میدهد.وازآن گذشته توسط وکیلان لمپن وفحاشش موسوی، کبیر توخی ومیرویس نادان محمودی مانند فواحش مرادخانی وسرچوک هزار دو ودشنام به مامیدهند ونادانی،جهالت، لمپنی وفحاشی شان رابه نمایش قرارمی دهند.سقوط اخلاقی وفرومایگی سازمان انقلابی به حدی رسیده است که وظیفه دفاع از خویش رابه افرادی مانند موسوی ،کبیر توخی ومیر ویس نادان محمودی که تا حال حتی آدم گری وانسانیت را در ست فرانگرفته اند وبه جز ء دو ودشنام چیز دیگری در مخیله آها یافت نمیشود ، واگذار کرده است وشرم هم نمیکشد. ما یکبار دیگر به سازمان انقلابی وسامای ادامه دهندگان تذکر میدهیم که اگر شما صدها نویسنده حقیقی مانند موسوی ،کبیر توخی ،میرویس نادان ،محمودی وجعلی مانند احمد برومند ، خالقداد پغمانی، آزادل ، س .رها، شاهد روشنگر ، عزیز نعیمی ،جاویدوغیره را وارد میدان سازید یا جاسوسی میکنید یا دووشنام کوچه وبازاری میدهید .چیز دیگر از شما ساخته نیست وباهر نوشته ای که بیرون میدهید ،هزار

لعنت ونفرین به خود کمائی میکنید .

پایان بخش نهم

یکی ازعلاقمندان جریان دموکراتیک نوین افغانستان (شعله جاوید)

۲۱میزان ۱۳۹۲