Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

تصحیح یک گزارش

 

مادرگزارشات پیشین ما درمورد کشته شدن برخی ازرهبران ساماطی یک سانحه هوائی گفته ایم که به تعداد30 تن ازرهبران تسلیم شده سامادرسقوط یک هلی کپترمرده اند. اماگزارشی که مااخیراازرفقای ماازداخل کشوردریافت کرده ایم، این گزارش بانسخه حقیقی اندکی تفاوت داردکه ما درضمن آنرا تصحیح میکنیم. درماه ثور1373 به تعداد31 تن ازرهبران ساماعازم مزارشریف بودندتا"ظاهرا"در جشن سالگرد"جنبش ملی اسلامی افغانستان"عبد الرشید دوستم شرکت ورزند. آنها به واسطه یک طیاره انتونف روسی ازمیدان هوائی بگرام بسوی مزارشریف پروازکردندودرنزدیکی مزارشریف درتنگی تاشقرغان هواپیمای شان سقوط وتمام سرنشینان آن که همه ازجمله رهبران وهواداران توده ای ساما بودند (به استثنای پیلوت طیاره وخدمه دیگرآن) کشته شدند. ماتاهنوزهمیشه تعداد31 تن را30 تن وطیاره انتونف راهلی کپترگزارش داده ایم .اکنون که یک رفیق باارائه معلومات دقیق مارادرجریان حقایق گذاشته است، مااین اشتباه را به مثابه "ارائه معلومات نادقیق"به خوانندگان ما، تصحیح میکنیم.

-    اشتباه چراصورت گرفت وچرا باید آنرا تصحیح کرد؟

این اشتباه به این دلیل صورت گرفت که مانمیدانستیم وسیله نقلیه"هلی کپتر"نبوده بلکه یک طیاره انتونف سواری"بوده است. ثانیاشیرآهنگروسیدغلام علی مشرف درنشست سازمانهای"ایکور"وسیله نقلیه را"هلی کپتر"گزارش داده بودند.آنهاگفته اندکه"آن 30 تن کمونیست بوده ومرگ آنهاضربه بزرگی به حنبش کمونیستی افغانستان میباشد.امپریالیست های روسی ازوجود آن هادرهلی کپتر خبرداشتندوهلی کپتررابمباردمان اشعه ای کردند".وپروفیسرسیسون رهبراسبق حزب کمونیست فلیپین نیزفکرمیکندکه این 30 تن ازجمله رهبران جنبش کمونیستی افغانستان بوده وبه اثرسقوط هلی کپترشان جان باخته اند. (ازاین قراروضع کمونیست(!)های افغانستان بدنیست وباهلی کپترازاینجا به آنجامسافرت میکنند. این هلی کپترراازکجابدست آورده بودند؟).ثالثااینکه "سازمان انقلابی افغانستان"نیزآنراهلی کپترگزارش داده است.

امااینکه چرابایدآنراتصحیح کرد، نخست اینکه ببینید که شیرآهنگروسید غلام علی مشرف که سن شان دیگراز60 هم گذشته چه دروغ گویان حقیری هستند. ثانیا ببینید که آنها از چه راهی درصدد بدنام ساختن جنبش کمونیستی افغانستان درصحنه بین المللی برآمده اند. ثالثا"سازمان مارکسیست- لنینیست های افغانستان"وساما(ادامه دهندگان) را که این دروغگویان حقیر رهبری میکنند چه سازمانهائی هستند. رابعا توجه کنید که وقاحت وبی آبروئی این دو دروغگوی پست فطرت به اندازه ای است که آنهاحتی با سازمانهائیکه به آنها قول اتحادوشرف داده اندنیزدروغ میگویند. آیا این دو دروغگوی ازمادرشان بااین خوی وخواص تولدشده اند؟نه!. آن ایدئولوژی ایکه آنهابه آن معتقداندآنهارابه دروغگویانی وقیح ومفتضح مبدل ساخته است. دروغگوئی سیاسی،سیاست اپورتونیست هاست. ازاینجا به ایدئولوژی آنها پی ببرید که این سیاست تبلورآنست.

-    ما چطور به معلومات حقیقی رسیدیم؟

ما از 21 اکتبر 2012 بعداز اظهارات رفیق پروفیسرجوماسیسون در جلسه موسس "کمیته همبستگی با خلق افغانستان" مبنی براینکه"30 تن ازاعضای جنبش کمونیستی افغانستان درسقوط یک هلی کپتراز بین رفته اند" درجستجوی کشف حقیقت کشته شدن رهبران سامادرسقوط هواپیمادرتنگی تاشقرغان برآمدیم. پروفیسرجوماسیسون خبرنداشت که افرادی براثرسقوط یک هواپیمادرافغانستان کشته شده اند. اوهمچنین خبرنداشت که آنها"چپ" بوده اند.این دروغ هاراسیدغلام علی مشرف(بارون مونک هاوزن افغانستان)وشیرآهنگربه اوگفته اند. مارهبران ساماوبخصوص سیدغلام علی مشرف(مشهوربه سیدحسین موسوی)راازنزدیک میشناسیم. وخبر داریم که چنددرصدحرفهایش حقیقت، چنددرصدآن لاف وگزاف،چنددرصدپف وچف وچنددرصد دروغ محض میباشد.

برای دست یابی به حقیقت مادرداخل کشوربسراغ رفقائی رفتیم که ازحقایق موضع آگاهی کامل داشتند. ما دراینجا بخشی ازنامه رفیقی رابه نشرمی سپاریم که یقین کامل داریم گزارش اوحقیقت است. این رفیق می نویسد:

1 موضوع سقوط هلیکوپتر آیامنظورتان حادثۀ کشته شدن دسته جمعی31 نفرازسامایی هادریک سانحۀ هوایی دراوایل ثورسال 1373 است؟اگرچنین باشدبایدگفته شود که سانحۀ مذکورسقوط هلیکوپتر نه بلکه سقوط یک طیارۀ آنتونوف روسی بوده است ودرآن حادثه 31 نفراز سامایی ها و روابط توده یی ساماکشته شدند.این افرادمیخواستند درمراسم بزرگداشت اولین سالگردتشکیل "جنبش ملی اسلامی افغانستان"یعنی تشکل تحت رهبری عبدالرشیددوستم شرکت نمایند.آنهایکجا با تعدادی ازسایرمسافرین، ازمیدان هوایی بگرام به طرف میدان هوایی ده دادی مزارپروازداشتندکه درطیارۀ شان درنزدیکی های شهرمزار یعنی درمنطقۀ تنگی تاشقرغان یک انفجاررخ میدهدودرنتیجه همۀ مسافرین ومستخدمین طیاره به شمول پیلوت طیاره کشته می شوند.

همۀ افرادکشته شدۀ سامایی کسانی بودندکه بعدازترورقیوم رهبر درپشاورتوسط آدم کشان مربوط به حزب اسلامی گلبدین به شمالی برگشته بودند وازطریق بقایای غندسنگین با شورای نظارتحت رهبری احمدشاه مسعودهمکاری می کردند.همۀ افراد شامل درغند سنگین متشکل از تسلیمی های ساما به دولت درمنطقۀ کوهدامن بودند. سنگین خودش که قوماندان این غند بود، دراواخرحکومت رو به سقوط نجیب توسط حزب اسلامی گلبدین مورد سوء قصد قرار گرفت و کشته شد و بعدازآن مجموع روابط غند به شورای نظار تسلیم گردید.

افرادکشته شده درسانحۀ هوایی اوایل ثور1373 ظاهرابرای شرکت در مراسم بزرگداشت اولین سالگرد تشکیل جنبش ملی اسلامی به مزارمی رفتند، اما دراصل میخواستند روابط شان را با دوستم محکم نموده وازشورای نظارفاصله بگیرند. ازقرارمعلوم احمدشاه مسعودو روابطش ازاین نیت آنها آگاه شده وبرای خنثی کردن نقشۀ آنها توطئه ای می چینند. آنها یک عراده جیپ روسی راتحت این بهانه که جیپ مذکورمربوط به دوستم بوده وبرایش فرستاده می شود، علیرغم مخالفت پیلوت در طیاره جای می دهند. این جیپ مین گذاری شده بوده و درمنطقۀ بالای تنگی تاشقرغان منفجرمی گردد وهمۀ سرنشینان طیاره را به قتل می رساند.

این است حقیقت داستان کشته شدن قهرمانان"ساما". همان قهرمانانی که سازمان انقلابی برای آنها مرثیه میخواند.

-    ضرورت ایدئولوژیک این تصحیح

هنگامیکه انسان شرافتمندی به حقیقت یک مسئله واقف نیست نمیتوان آنرابه دلیل اینکه"چراحقیقت را نمیداند"انتقادکرد. اما زمانیکه اوبه حقیقت واقف میشود وگفتاروکردار سیاسی سابقش راتصحیح نمیکند نمیتوان اوراازنظرسیاسی صاحب شرف واعتبارسیاسی خواند. بهمینصورت ازنظراخلاقی نمیتوان به گفته او اعتمادکرد واورا یک دروغگوی جلف ویک هرزه بی آبرونگفت. مضاف براین جنبه اظهار حقیقت ازنظرایدئولوژی، جنبه ضد امپریالیستی نیز دراین میان مطرح است.ارائه معلومات نادرست (disinformation) سیاست امپریالیزم وارتجاع است. پافشاری برروی disinformationیک عمل ضد انقلابی وضد توده ای میباشد.

ازجانب دیگرمامعتقدیم که دیدن به فاکت هایعنی بیان واقعیتها بیانگردیدفلسفی افرادمیباشد. رویزیونیست هاهنگامیکه به حقیقت یک امرآگاه میشوند، آگاهانه آن حقیقت راانکارمیکنند. زیراکارشان کتمان حقایق ومبارزه علیه حقایق تاریخی است.آنهاازنظراخلاقی وکرکتراجتماعی ماننداطفال بی تربیه وخس دزد هائیکه باانکارجرم شان میکوشندبرائت بگیرندبرروی همان نسخه نادرست وغلط شان پافشاری میکنند. بطورنمونه به معلومات نادرست"سازمان انقلابی افغانستان"درموردرفیق اکرم یاری شهیدتوجه کنید. این سازمان درنوشته اش درموردرفیق یاری شهیدیک سلسله گزارشات بی اساس رابه خواننده ارائه میکند.مایک نمونه آنرابه این موجودات دروغگودرسال 2009 طی نامه ای تذکردادیم وآنهاازآنروزتا کنون دروغ شان راپس نگرفته اند. به نامه ماتوجه شمارا جلب میکنیم.

دوستان ارجمند درود برشما!

مابدبختانه برای اولین باربانام شما آشنا می شویم. معهذا امیدواریم که بتوانیم با شما بیشتر آشنا شویم وهمدیگر راخوبتربشناسیم. ارسال سه نوشته شمابرای ما خیلی جالب بود. نوشته ایرا که درموردرفیق اکرم یاری شهید بیرون داده اید، ازنظرمامشکل دارد. مثلاشماتاریخ تولدرفیق یاری راسال 1318 می نویسید. اماتحقیقاتی راکه ما طی دونیم سال انجام داده ایم بااین تاریخ تولد صدق نمیکند. رفیق یاری در سال 1344ازفاکولته ساینس فارغ شدوما با هم صنفی های او دراروپا وامریکا تماس گرفتیم. برطبق محاسبه شما رفیق یاری در سن 26 سالگی از فاکولته فارغ شده است. اگربگوئیم که رفیق یاری در سن 7 سالگی به مکتب رفته و12 سال تا صنف 12 و4 سال دوره پوهنتون راتمام کرده است(21) ،اودرسال 1339 ازپوهنتون فارغ شده است نه درسال 1344.رفیق یاری صنف11 را امتحان سویه داده ودوسال رادریک سال خوانده است.(این مسئله راکناربگذاریم).اگرشما تذکره رفیق یاری شهیدویاکدام سنددیگری داریدکه تاریخ تولداوراتائیدکند،ماحرف شمارا قبول میکنیم درغیرآن بهتراست باهم دراین موردتبادل نظری انجام بدهیم.مضاف براین شمامینویسیدکه رفیق یاری درلیسه حبیبه درس خوانده ودرلیسه خوشحال خان تدریس نموده است،اینهاراازکجامیگوئید؟مضاف برآن،دلایل شمادرموردرابطه رفیق یاری باارگ سلطنتی نتنهاخیلی ضعیف وغیرقابل قبول،بلکه سوال برانگیزومبهم  است.قضایاکاملابگونه دیگر می باشدومادراین رابطه تحقیقات مفصل انجام داده ایم.

 ماپیشنهادمیکنیم که شمافعلاازنشراین نوشته خودداری کنیدتااینکه نوشته مارانیزبخوانید وبعدازمطالعه آن، آنچه درمورداین رفیق گرامی حقیقت است بیرون داده شود.

7مارچ 2009

مااین نامه رابتاریخی که درپای نامه آمده به آنهافرستادیم وبه آنها(طوریکه می بینید)صریحاگفتیم که"آقایان معلومات تان غلط است(یعنی شمادروغ میگوئید)"ونوشته تان رانشرنکنید. اماآنهامثل آنکه خلق افغانستان یک سرموی هم اهمیت نداردودروغ گفتن به آنهاهیچ ضرری ندارد، نوشته سراپا دروغ شانراانتشاردادند.

مثال دیگر:همین سازمان میگویدکه چندهفته بعدازکودتای ثورخلق وپرچم آمدندورفیق اکرم یاری شهید رابرده وبشهادت رسانیدند. اگرشمابه نوشته های این سازمان دقیق شویدمی بینیدکه برعلاوه انحرافات ایدئولوژیک افرادشان،سراپای آنهامملوازمعلومات نادرست ودروغ است. مثلا. دریک جای دیگرمی گویدکه لنین عضوگروه کارپلخانف بود! اگر در.غ نمیگوئید ثبوت کنیدکه ازکجا این حرف را میگوئید!

بورژوازی"باشرف"حداقل"شرافت"رسانیدن معلومات درست به مردم راداشت ولی بورژوازی بی شرف (امپریالیزم)که نوکرانی ماننداینهاراتربیه میکندوازهمه اول وقاحت ودروغگوئی را به آنها می آموزد. آنها آنقدر دیده دراورسوا هستندکه ده هزارمرتبه دروغ میگویندوهزارمرتبه باران تف رابرروی شان احساس میکنند،امابازهم به رخ شان نمی آورند.

آنهاباهمین خصلت کذابی شان نقل وقولهائی راازرهبران پرولتاریامی آورندکه آنهاهیچ زمانی نگفته اند. یکی مثال دیگرازاین دروغگوئی رایکی دیگرازاین دروغگویان فرومایه بنام"س.رها"بنمایش میگذارد. این عنصر فرومایه برمائوتسه دون تهمت میزندکه گویااوگفته که"هرکمونيست پيش ازاين که انترناسيوناليست باشد،يک ناسيوناليست انقلابی است".ای دروغگوی پست فطرت !وای فرومایه هرزه! مائوتسه دون درکجااین حرف راگفته است؟ نشان بده! سندبیاوروثبوت کن.

به همینصورت این دروغگویان فرومایه که مانند تخمه پشه انافل دراحساسات جوانان مخفی میشوند برماتهمت میزنندکه گویا ماداکترفیض فقیدرافحش داده ایم. اگراینهاشرف یک بورژوای باآبروراهم میداشتندیک موردازفحش دادن مارادرنوشته های رفیق پولاد، رفقای سازمان کارگران افغانستان، رفقای هواداران جنبش دموکراتیک نوین افغانستان ویاما(مائویست های افغانستان) بطور مثال ذکر میکردند.وآنرا درو.ب سایت مالینک میدادندومیگفتند ببینیداینست فحشی که شما به داکتر فیض داده اید. هنوز هم دیرنشده این کاررابکنید وتمام نوشته های جنبش مائویستی افغانستان دروب سایت شورش، سه عقرب، پیام آزادی، شعله جاوید، وب سایت سازمان کارگران افغانستان موجود اند. بروید وسند بیاورید درغیر آن شما دروغ میگوئید.

امااینکه ما داکترفیض فقید رااپورتونیست ورویزیونیست گفته ایم، حقیقت انکارناپذیری را بیان کرده ایم. مااین ادعاراثبوت هم کرده ایم وبااسنادودلایل انکارناپذیرازنشرات خودسازمان اونشان داده ایم که اویک اپورتونیست محیل ویک رویزیونیست نیرنگ بازبود. حتی شما هم میتوانید درک کنید که درقالب "اتحادسه گانه"خزیدن"حیله گری اپورتونیستی است".آیاوعده دادن او(که یک آته ایست وبی خدابود) مبنی بر"ادای دین درقبال تبلیغ احکام دین مقدس اسلام"یک نیزنگبازی شیادانه وبزدلانه اپورتونیستی نیست؟ آیادفاع ازخاقان های خائین بخلق چین وگفتن اینکه"آنچه درچین میگذرد، بمامربوط نیست"یک دفاع ریویزیونیستی ازرویزیونیست خائین بخلق درچین نیست؟کجای اینها توهین است؟ کدام این سخنان برفاکت های مسلم وانکار ناپذیرتاریخی مبتنی نمیباشند؟

نه مابه کسی فحش نداده ایم ولی شماازماامیدواریدکه ما ازروسیاهی های تاریخی رویزیونیستی به قطرداکترفیض بگذریم وخیانت به خلق رویزیونیستی اورا مانند کبیرتوخی وسایررویزیونیستهای ضد انقلابی ستایش کنیم.

پایان

مائویست های افغانستان

10 اسد 1392مطابق 1 اگست 2013