Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

سازمان انقلابیادامه منجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم گروه انقلابی... وسازمان رهائی ... است

مکثی برسند با طرد اپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم

رویزیونیستهای"سازمان انقلابی افغانستان(ساا)"عقیده دارندکه:"داکترفیض کمونیست انقلابی نامدارافغانستان است وسند"باطرداپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم"، از"گروه انقلابی خلقهای افغانستان"ازاهمیت تاریخی برخورداراست،زیرابررسی درست ودیالکتیکی جنبش انقلابی افغانستان بدون مطالعۀ این سندناممکن است".

ىرحاليكه برخلاف ادعای واهي ودروغین"ساا"ئیهااین یک سنداپورتونیستی وسراپاجعل وتخریبکاری علیه جنبش انقلابی پرولتری(م-ل-م) افغانستان بوده وداکترفیض باحملات اپورتونیستی علیه"س ج م"و"جریان دموکراتیک نوین افغانستان"هرچه بیشترماهیت خط اپورتونیستی خودش راآشکارساخته است. حال به ادامه کارگذشته، بخشهای دیگراین سند را مورد نقد وبررسی قرارمیدهیم:

درصفحه(8)سنداپورتونیستی"باطرداپورتونیسم درراه انقلاب سرخ به پیش رویم" زیرعنوان"انتشارشعله جاوید"چنین میخوانیم:"...درچنان شرایطی می شدوبایدبااراده آهنین خدمت بخلق برخورددرست به م- ل- ا وبردن آن میان توده های کارگرودهقان ، نیروی توفان برانگیزخلق راجهت سرنگونی دولت سراپاآلوده به خیانت ظاهرشاه بیدار ساخت،ولی"س ج م"زیرنام"ناشراندیشه های دموکراتیک نوین"به آرمان انقلابی واندیشه مائوتسه دون خیانت ورزید.اوروشنفکران زیادی راکه برتارک"شعله جاوید"نامی ازاندیشه مائوتسه دون رامیدیدندودارای سطح آگاهی نازلی بودندبه سراب کشاند...".

" سازمان جوانان مترقی" دررهبری" جریان دموکراتیک نوین" ازآغازفعالیتهای علنی اش درنشرجریده" شعله جاوید" درجهت تبلیغ وترویج اندیشه های دموکراتیک نوین دربین روشنفکران عمدتاًدرپوهنتون ومکاتب فعالیت کردوبابرگذاری تظاهراتهاومیتینگهادرسطح محدودی دربین کارگران ودرسطح گسترده تری دربین سایرتوده های شهری درچند ولایت وشهربزرگ کشورتبلیغات سیاسی افشاگرانه نموده وماهیت ارتجاعی وضدمردمی نظام حاکم را معرفی نمود. لیکن طبق رسالت ووظیفه انقلابی اش باید دردهات کشورودربین توده های فقیردهقانان نیزفعالیت می کردواندیشه های انقلابی پرولتری را به آنها انتقال می داد وآنهارا درجهت آغازمبارزه انقلابی مسلحانه(جنگ توده ای طولانی) بسیج وسازماندهی می نمود واین قصوریکی ازنقاط ضعف جدی رهبری "س ج م" راتشکیل میداد. واینکه رهبری گروه انقلابی... ازعبارت " خدمت به خلق" چه برداشتی داشته ما نمی دانیم؛ اما مهمترین معیارومبرم ترین وعالی ترین هدف ازخدمت به خلق، پیشبرد مبارزه انقلابی درراه نجات توده های خلق اعم ازکارگران، دهقانان وسایرکتله های زحمتکش ازسلطه وستم واستثمارطبقات ارتجاعی فئودال وسلطه امپریالیسم وپیروزی انقلاب دموکراتیک نوین وانقلاب سوسیالیستی وتداوم این مبارزه تا رسیدن به جامعه بدون طبقه(کمونیسم) می باشد. اینکه درآن شرایط واوضاع کدام یک ازرهبران " س ج م" وتا چه حدی این وظیفه راصادقانه انجام داده است ویابرعکس کدام یک ازآنهاباانحرافات اپورتونیستی ورویزیونیستی اش نه اینکه این مبارزه را صادقانه انجام نداده است که به جنبش انقلابی وامرانقلاب خلق تا به آخرخیانت کرده است، برای توده های خلق وکمونیستهای انقلابی کاملاً مبرهن است واینراتاریخ قضاوت منصفانه مینماید.اینکه رهبری "گروه انقلابی..."کمکاریها، واشتباهات رهبری "س ج م" خاصتاً رفیق اکرم یاری وداکترصادق یاری را خیانت به آرمان انقلابی واندیشه مائوتسه دون می خواند، بدون تردید یک اتهام خاینانه است؛ درحالیکه داکترفیض ویارانش با چنین ادعایی متعلق به یک جناح اپورتونیستی دردرون " س ج م" بوده ونقش عمده را درتخریب وانحلال "س ج م" وفروپاشی جریان دموکراتیک نوین بازی کردند. واین عملکرد آنها خیانت به امرانقلاب خلق واندیشه های انقلابی پرولتری(م- ل - ا) محسوب می شود.

رهبری گروه انقلابی.... مدعی است که: " س ج م" زیرنام اندیشه مائوتسه دون روشنفکران زیادی را که دارای سطح آگاهی نازلی بودند به سراب کشانده است".

خلاف این ادعا، رهبری "سازمان جوانان مترقی" خاصتاً فقید رفیق اکرم یاری برای اولینبارجنبش انقلابی رابرمبنای خط انقلابی پرولتری(م-ل-ا)درکشورآغازنموده و"جریان دموکراتیک نوین" آن جنبش توده ای گسترده رادرپرتوآن رهبری کرد.اینکه" س ج م"نتوانست این مبارزه راتداوم بخشدعلل وعوامل آن مشخص اندوجنبش انقلابی پرولتری( م- ل م) کشورطی بیش ازچهاردهه اخیربدفعات آنهارا برشمرده است. " س ج م" تا حد توانش برای ترویج وتبلیغ اندیشه های دموکراسی نوین دربین روشنفکران مردمی مترقی فعالیت کرد. آنهم درشرایطی که قبل ازآغازفعالیتهای علنی " سازمان جوانان مترقی"، باندرویزیونیست مزدور،حزب دموکراتیک خلق درکشوربفعالیت گسترده پرداخته و توانسته بوداذهان تعدادزیادی ازتحصیل کرده ها وروشنفکران تعلق طبقات خلق رابا اندیشه های ضدانقلابی(رویزیونیسم مدرن-خروشچفی) مغشوش ومسموم سازد.و"س ج م"بامبارزه ایدئولوژیک-سیاسی نسبتاًگسترده ماهیت ضدانقلابی رویزیونیسم"مدرن"وخصلت مزدوری باندهای رویزیونیستخلقیپرچمیهاوماهیت ضدانقلابی دولت سوسیال امپریالیستیشوروی (که خاینانه خودراحامی خلقهای زحمتکش وملل تحت ستم جا میزد) برای روشنفکران مردمی وتوده های خلق افغانستان افشا کرد. این درموردش ضربه ای سختی بود به رویزیونیسم خروشچفی وباندهای خلقی پرچمی وخدمت بزرگی بود به جنبش انقلابی ومترقی کشور. درحالیکه برخلاف ادعای رهبری گروه انقلابی....، این داکترفیض بود که با انحرافات اپورتونیستی اش " س ج م" را به انحلال کشانده وکتله بزرگی ازروشنفکران هوادار" س ج م" و"جریان دموکراتیک نوین"را(که دارای آگاهی انقلابی کافی نبودند ویا درسطح نازلی ازآگاهی سیاسی انقلابی قرارداشتند) باانقلابی نمائیهاوعبارت پردازیهای اپورتونیستی وجمله پردازیهای پرطمطراق مانند" اراده آهنین خدمت به خلق"(ودرعمل ثابت گردید که خودا وویارانش کمترین اراده وهدفی درجهت خدمت به خلق نداشتند) اغوا کرده وآنهارا به منجلاب اپورتونیسم ورویزیونیسم سه جهانی کشاند. اینکه داکترفیض ویارانش درآن شرایط توانستند تعداد زیادی ازروشنفکران هوادارجریان دموکراتیک نوین راجذب کننداین بودکه: اکثریت قاطع روشنفکرانی که دراطراف جریان دموکراتیک نوین(شعله جاوید) جمع شده بودند براساس سیاست وفرهنگ مترقی این جریان بود، نه براساس معیارهای عضویت دریک سازمان انقلابی پرولتری. زیرا اکثریت قاطع آنها ازموجودیت تشکل کمونیستی(م- ل-ا) بنام " سازمان جوانان مترقی" که جریان دموکراتیک نوین را رهبری می کرد، هیچگونه اطلاعی نداشند. وازجانب دیگر"س ج م" برنامه واساسنامه اش رادربین روشنفکران هوادار"ج د ن" پخش نکرده بود وبرنامه آموزشی منظمی درجهت ارتقای سطح فکری روشنفکران هوادار" ج د ن" هم نداشت؛ لذابا انحلال " س ج م" وفروپاشی جریان دموکراتیک نوین، جنبش انقلابی پرولتری وجنبش دموکراتیک نوین کشوردچاربحران شدیدی گردید. همان بود که خطوط اپورتونیستی درون " س ج م" ازجمله جناح داکترفیض که خودازعاملین اصلی بحران درجنبش انقلابی پرولتری کشوربه شمارمی رفت،بااعلام گروه انقلابی خلقهای افغانستان تعداد زیادی ازاین روشنفکران را اغواوجذب وکرده وسعی نمود تااذهان روشنفکران را نسبت به خط ایدئولوژیک- سیاسی " س ج م" وکیفیت مبارزه رفیق اکرم یاری مغشوش سازد.

گروه انقلابی .. درهمین صفحه(8) می نویسد:"س ج م" با علنیگری ها، فعالیتهای ضدانقلابی نوع رویزیونیستهاوانتشارجریده علنی خودعملاًبصورت آرایشگران" دموکراسی تاجدار" رژیم وبه سان دارودسته های مرتد رویزیونیستی وحتی بدترازآنها درآمده بود. انتشار" شعله جاوید" درواقع سرآغازرسمی مبارزات ضد پرولتری"س- ج م" محسوب می گردد." رهبری" پهلوی ارج نهادن بتمام کارهایش برای یازده شماره" شعله جاوید" نیز نقش تاریخی خاص قایل است...".

رهبری گروه انقلابی.... فعالیتهای سیاسی علنی وانتشار"شعله جاوید" رامنحیث مواردی ازاین علنیگری وفعالیت ضدانقلابیدانسته وآنراآرایشگریدموکراسی تاجدار رژیم سلطنت خوانده وحتی بدترازفعالیتهای دارودسته های مرتد رویزیونیستی خلقیپرچمیهاارزیابی نموده وانتشار"شعله جاوید"راسرآغازرسمی مبارزات ضدپرولتری" س ج م" می خواند. درحالیکه برخلاف این ادعا رهبری" س ج م" تا آخرین روزهای فعالیت اش( بجزمورداشتراک کدرهای رهبری" س ج م" در تظاهرات ومیتینگها که نوعی علنیگری بود)، حتی نام سازمان را افشا نکرد ویا هیچ نشریه وسند کمونیستی بنام " س ج م" بگونه علنی نشرنگردید(البته "س ج م" ارگان کمونیستی غیرعلنی نداشت)، هیچ یک ازرهبران " س ج م" که زندانی ومحاکمه شدند درجریان محاکمه ازموضع کمونیستی ویا بنام کمونیسم به دفاع ازمبارزه خود نپرداختند، حتی زنده یادعبدالاه "رستاخیز" درجریان محاکمه اش گفت که: " مبارزه اش براساس شریعت اسلام بوده است". ومتن جریان این محاکمه دریکی ازجرایدغیردولتی آنزمان ،اگراشتباه نکنم درجریده " پروانه "به نشررسید. رهبری گروه انقلابی... با همه ادعاهایش یک مورد ازفعالیتهای سازمان جوانان مترقی را ذکرنمی کند که محتوی وماهیتضد انقلابی داشته باشد.ویاموردی که "س ج م"به آرایشگری"دموکراسی تاجدار"ظاهرشاهی پرداخته باشد!؛ ولی بابی مسئولیتی انتشارجریده "شعله جاوید"راسرآغازرسمی مبارزات ضدپرولتری می خواند. درحالیکه رهبری س ج م" با استفاده ازشرایط مساعد بوجود آمده درکشور، یعنی بوجودآمدن فضای نسبتاًبازسیاسی بعدازدهه هااختناق واستبدادنظام سلطنت علیه روشنفکران مردمی ومترقی وتوده های خلق، باانتشارجریده"شعله جاوید"واشاعه اندیشه های دموکراسی نوین وبرپائی تظاهرات هاومیتینگهای سیاسی دست آورد های معین و مهمی داشته است.و"س ج م"باهمان فعالیتهای کوتاه مدتش نقش تاریخی ای رادرجنبش مترقی کشورایفا کردوبرای اولین باردرتاریخ مبارزات مترقی روشنفکران وتوده های مردم،(ولومحدود) به ترویج وتبلیغ فرهنگ وایده های انقلابی پرولتری پرداخت.باآنکه نشریه"شعله جاوید" با نشریازده شماره عمربسیارکوتاهی داشت وازطرف دولت وقت مصادره شد؛ لیکن اثرات روشنگرانه ماندگاری براذهان روشنفکران مترقی کشوربجا گذاشت.

حال نگاهی گذرا می اندازیم به عناوین مضامین ومقاله های یازده شماره نشریه " شعله جاوید"تابه بینیم که آیاادعای داکترفیض مبنی برمبارزاتضدپرولتری ازطریق"شعله جاوید" وآرایشگری دموکراسی تاجدار ظاهرشاهی تاچه حدواقعیت دارد!:

" تحلیلی ازاوضاع کنونی مناسبات جامعه ما، عصرزوال امپریالیسم، بیکاری زاده تقویه سکتوردولتی است، راه رشد غیرسرمایه داری یا رشد سرمایه داری بوروکرات، پیکاربا فرهنگ ملاکی ونیمه استعماری، ورشکستگی راه رشد غیرسرمایه داری درهند، انعکاس اندیشه های زهرآگین درجریانات سیاسی، جنگ پیروزمندخلق ویتنام، استثمارچیست؟ ، دولت دموکراسی ملی یا شکل سیاسی راه رشد غیرسرمایه داری، ندای سازندگان تاریخ، ردهجویات لایعنی، پارلمانتاریزم یا عمده ترین شیوه مبارزه راه رشد غیرسرمایه داری، گزارشی ازرا هپیمائی کارگران برخی ازپروژه های دولتی زیرعنوان" مارش نبرد انگیزرنجبران ازکرانه های شمالی کشور بسوی کابل"، منشأ تراکم سرمایه، جبهه متحد ملی پایه سیاسی دولت دموکراسی ملی، گزارشی ازاعتصابات کارگران، مبارزه با سازشکاران جزء لاینفک مبارزه با امپریالیسم است، پیوند باجنبش کارگران، همزیستی مسالمت آمیزیا نفی مبارزات آزادیبخش خلقها علیه امپریالیسم واستعمار، سیمای مرتجیعین وسازشکاران، جیره خواران ارتجاع بیشرمانه خودرا به صف خلق زده اند، دامریکی امپریالیسم یا دنری سترداره مار، جهانبینی خلاق واپورتونیسم چپ وراست، پافشاری روی مبارزه کلیدپیروزی است، اخباروگزارشات ازمبارزات کارگران فابریکه ها وسایرمراکزکارگری، رویزیونیسم یا تجدید نظرطللی ، اشعارانقلابی ومترقی, فتنه گری ارتجاع درصفوف کارگران وغیره مطالب...".

گرچه موارداشتباهی وانحرافی ومواردقابل بحثی دربرخی ازاین مضامین ونوشته ها وجود دارندازجمله موضوع انحرافیعصرزوال امپریالیسم.امااتهام فعالیت ضد پرولتری وضدانقلابی ویا آرایشگری نظام سلطنت ازطریق نشریه "شعله جاوید" بررهبری "س ج م"ناشی ازایده ها وتفکرات اپورتونیستی ورویزیونیستی رهبری گروه انقلابی... است. چنانکه اکنون رویزیونیستهای سازمان انقلابی که خودرا ازپیروان پروپا قرص راه داکترفیض می خوانند باچنین شیوه ای حملات ضدانقلابی وخصمانه راعلیه جنبش کمونیستی(م- ل-م) به پیش برده وبا فرومایگی برما اتهام زده وفحاشی می کنند وعلیه ما برای استخبارات امپریالیستها ودولتهای ارتجاعی جاسوسی می نمایند. همچنین داکترفیض که خود ازجمله اعضای هیئت رهبری" س ج م" بود؛ توجه نمی کند که یک رژیم ارتجاعی وضدمردمی چگونه ممکن است که آرایشگران خودرا درجریان یک تظاهرات "مسالمت آمیز"بوسیله غند ضربه اش موردحملات وحشیانه قرارداده وآنهارا لت وکوب وشکنجه کرده وبه محاکمه کشیده وبه زندانهای طولانی مدت محکوم نماید. ویا نظام سلطنت ظاهرشاهی تمام گروه های ارتجاعی اسلامی را با دارودسته های لومپن واوباش مربوطه آنهابسیج کرده ودرجریان یک میتنگ درصحن پوهنتون(دانشگاه) کابل فعالین جنبش دموکراتیک نوین را خاینانه مورد حملات قاتلانه قرارداد وسیدال سخندان این فرزندانقلابی خلق راتوسط گلب الدین آدمکش وجنایتکاربه قتل رساند.درحالیکه نظام سلطنت دررأس طبقات فئودال وکمپرادوروسگ پاسبان منافع غارتگرانه امپریالیستهای امریکائی واروپائی وسوسیال امپریالیسمشوروی ازاندیشه رهبری کننده این تظاهرات ومتینگها وجنبش انقلابی ای که هرروزدربین توده های خلق گسترش می یافت ، وحشت داشت ودرک می کرد که اندیشه های انقلابی پرولتری( م- ل ا یام ل م)دررهبری این جنبش است ودرعقب شعارهاِی آنهاخواستهاومنافع طبقاتی توده های خلق قراردارد که با تکامل این مبارزه وتداوم آن بنیادهستی نظام فئودال کمپرادوری وسلطه امپریالیسم وسوسیال امپریالیسم را ازافغانستان برمی اندازد.ولی رهبریگروه انقلابی...مبارزات این جنبش انقلابی مردمی را آرایشگری نظام حاکم وفعالیتهای مبارزاتی آنرا بدترازعملکردهای رویزیونیستهای خلقی پرچمی می خواند.درحالیکه داکترفیض ویارانش مدت پنج سال با این سازمان انقلابی همراه بودند ویکبارهم جرئت نکردند که فعالیتهای آنراضدانقلابی وضدپرولتری وآرایشگری نظام دموکراسی تاجدار بگویند.این ازجمله خصایل بالخاصه همه اشکال اپورتونیسم است. که درسازمان ها واحزاب انقلابی پرولتری نفوذ کرده وخودرا پنهان می کنند ودرفرصت مساعد آنرا مورد حملات ضدانقلابی وخصمانه قرارمی دهند. خروشچف مرتد وخاین ودیگریاران وی سالها خودرا درحزب کمونیست ودولت اتحاد شوروی سوسیالیستی مخفی کرده بودند و بعد ازمرگ رفیق استالین خاینانه حملات ضدانقلابی را علیه شخص رفیق استالین آغازکرده وزیرنام کیش شخصیت بروی ناسزاگفتند واتهامات دروغین براووارد نموده وحزب کمونیست ودولت سوسیالیستی، بزرگترین دژانقلابی جهان راسرنگون کردند.به همین صورت رویزیونیستهای درون حزب ودولت چین بعد ازدرگذشت رفیق مائوتسه دون حملات ضدانقلابی راعلیه حزب ودولت وانقلاب چین آغازکرده وبایک اقدام ضدانقلابی(کودتا) همسنگران وهمرزمان نزدیک به رفیق مائوتسه دون رابنامگروه چهارنفرهدستگیروزندانی کردند وبا نابودی دست آوردهای انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی وحبس وکشتارانقلابیون واقعی وسرکوب توده های خلق، انقلاب چین را سرنگون ودولت سوسیالیستی، این آخرین پایگاه انقلاب جهانی رابه دولت سوسیال امپریالیستی وضدانقلابی مبدل کردند.

بادرنظرداشت موارد فوق وهم علل وانگیزه های این حملات اپورتونیستی ورویزیونیستی علیه"س ج م"وجریان دموکراتیک نوین ورهبری"س ج م"،بعداز انشعاب داکترفیض هرچه بیشتربرملاشده وماهیت اپورتونیستی ورویزیونیستی گروه انقلابی.... وبعد سازمان رهائی.. بوضوح عیان گردیدوداکترفیض ویارانش رامنحیث علمبرداران اکونومیسم ورویزیونیسمسه جهانی درافغانستان معرفی کرد.ونیزجریان فعالیتهای سیاسی داکترفیض وتشکلات تحت رهبری اش وهمچنین نظرات ومواضع اپورتونیستی ورویزیونیستی وعملکردهای ضدانقلابی اووهمسنگرانش وحملات خصمانه به جنبش کمونیستی(م- ل - م) کشوربخشی ازتاریخ ننگین انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم درافغانستان است. ودرطول تاریخ جنبش کمونیستی بین المللی، انواع رویزیونیسم انقلاب راضدانقلاب ومواضع ونظرات رویزیونیستی وضدانقلابی خود راانقلابخوانده وباین صورت شدید ترین ضربات رابرمبارزات انقلابی پرولتاریا وسایرخلقهای زحمتکش وارد کرده وبه جنبش کمونیستی بین المللی خیانت کرده اند.

گروه انقلابی... مدعی است که: رهبری" س ج م" نظرداشت که انتشار" شعله جاوید" با استفاده ازقانون تاکتیکی بودبرای اشاعه ی م- ل - ا؛ وسیلۀ وحدت گروه ها و جلب کننده ی روشنفکران بسوی مشی انقلابی ووسیلۀ تعیین کنندۀ بوددرمبارزه وشکست قطعی رویزیونیسم....".

ارگان نشراتی یک تشکل انقلابی پرولتری اصولاً وسیله ای مهمی برای تبلیغ وترویج اندیشه های انقلابی وفرهنگ مترقی ونفوذ دربین توده های خلق می باشدوروشنفکران مترقی وتوده های خلق خاصتاًکارگران رابجانب سیاست ومشی انقلابی جلب میکند،مبارزه ایدئولوژیک - سیاسی اصولی علیه رویزیونیسم واپورتونیسم را ازاین طریق انجام می دهد وهمزمان با پیشبرد مبارزه سیاسی افشا گرانه علیه طبقات ارتجاعی حاکم وسلطه امپریالیسم، نقش سازمان دهنده ومتشکل کننده توده های خلق زحمتکش دراطراف حزب انقلابی پرولتری را نیزایفامی نماید. ازآنجاییکه فعالیت علنی حزب کمونیست انقلابی ونشرارگان چنین احزابی درکشورهای تحت سلطه امپریالیسم غیرقانونی است، کمونیستها نمی توانند این کاررا ازطریق ارگان کمونیستی شان انجام دهند. دراین کشورها به ندرت وبگونه موقتی امکان فعالیتهای محدود سیاسی میسرمی گردد وتشکلات انقلابی پرولتری می توانندبا رعایت اصل مخفیکاری ازطریق نشریک ارگان بامحتوی دموکراتیک انقلابی درامرپیشبرد مبارزات ملی- دموکراتیک وبه منظورآگاهی سیاسی توده های خلق وبسیج آنها درسطح گسترده ازآن استفاده کنند. ودرکشورهای سرمایه داری امپریالیستی نیزامکان فعالیت آزادانه برای کمونیستهای انقلابی وجود نداشته وندارد.

نشریه " شعله جاوید" به لحاظ محتوی ومضمون ناشراندیشه های ملی دموکراتیک (دموکراسی نوین ) بود، نه ارگان کمونیستی" س ج م". بفرض اگررهبری" س ج م" چنین نظری هم داشته است، نادرست بوده است. با آنهم نظام حاکم نتوانست جریده شعله جاوید"راتحمل کندوبعدازنشریازده شماره آنرامصادره نمود.وقرارمعلوم وحدت ایدئولوژیک- سیاسی با معیارهای کمونیستی بین گروه های انقلابی ازطریق ارگان "شعله جاوید"صورت نگرفته است؛ زیراوحدت کمونیستی بین گروه هاازطریق مبارزه ایدئولوژیک- سیاسی اصولی وانقلابی برای رفع اختلافات فکری وسیاسی وبوجود آمدن فضای وحدت نظروعمل امکان پذیراست. وچنین مبارزه ای ازطریق نشریه "شعله جاوید"میسرنبود. چنانچه گروه داکتررحیم محمودی وگروه انجینرعثمان با"شعله جاوید" وجریان دموکراتیک نوین همکاربودند؛لیکن عضویت"س ج م"رانداشتند.البته تعدادزیادی ازروشنفکران مترقی وآزادی خواه دراطراف جریان دموکراتیک نوین ونشریه"شعله جاوید" برای پیشبردمبارزه ملی- دموکراتیک گردآمده بودند. وجلب روشنفکران به خط ومشی انقلابی بیش ازهمه ازطریق ارتقای سطح آگاهی ایدئولوژیک-سیاسی آنهامیسراست.امامبارزه ایدئولوژیک-سیاسی علیه رویزیونیسم"مدرن"وعاملین آن درافغانستان،باندهای رویزیونیست خلقی پرچمی ازطریق شماره های نشریه " شعله جاوید"صورت گرفت وآنهم درحدچندمقاله در(11) شماره ای آن.امابیشترمبارزه وافشاگریهاعلیه رویزیونیسم خروشچفی ودولت سوسیال امپریالیسم شورویطی سخنرانیها درمیتینگهاواجتماعات درپوهنتون صورت میگرفت وحتی دربرخی موارداسنادی جهت افشای ماهیت ایدئولوژیک - سیاسی ضدانقلابی رویزیونیسم"مدرن" درروی ستیج سخنرانیها ارایه می گردید. بعبارت دیگر" شعله جاوید" ارگان جریان دموکراتیک نوین بودوبه اشاعه اندیشه هاوسیاست وفرهنگ دموکراسی نوین میپرداخت. ویکی ازکمبودهاوبی توجهی ها واشتباهات رهبری"س ج م"همین بودکه "سازمان جوانان مترقی"، ارگان اصلی سازمان،یعنی نشریه کمونیستی بگونه غیرعلنی منتشرنکردواین انتقادهمیشه بر رهبری "س ج م"واردبوده است.زیرانشرچنین نشریه ای درامرپرورش فکری روشنفکران هوادارجریان دموکراتیک نوین وارتقای سطح آگاهی انقلابی آنهاوجلب شان به خط انقلابی پرولتری (م- ل -ا) خاصتاً درآن مقطع که تعداد زیادی ازروشنفکران عطش فراوانی به فراگیری تئوریهای علم انقلاب پرولتری داشتند، بسیارمؤثربود.

رهبری گروه انقلابی... می نویسد:"..."رهبری" ازآغازبوظایف مقدم واساسی توجه نکرد: وحدتهاغیراصولی ومیکانیکی بودند، بکارمخفی وبالابردن درک افراد جریان از م- ل - ا وتغییرجهانبینی آنان دررابطه با توده ها وتکیه بردهقانان اهمیتی قایل نشدند ومآلاً نتوانستند سازمان مستحکم درپیوند با توده ها ایجاد کرده وتاکتیکهای انقلابی وضع کرده وسمت انقلاب را درپیش گیرند...".

گرچه سندی ازچگونگی تشکیل سازمان جوانان مترقی دردسترس نیست که ازجریان پروسه وحدت ومعیارهای که وحدت براساس آنها صورت گرفته است، بتوانیم قضاوت همه جانبه نماییم ؛ لیکن قضایای بعدی خاصتاً بعد ازمریضی رفیق اکرم یاری ومسئله تشدیداختلافات درون"س ج م"وانحلال آن یک سلسله مسایل دراین زمینه برملاگردید: ازجمله موجودیت خط انحرافی اکونومیستی که بوسیله داکترفیض وخط سنتریتی که بوسیله داکتر"ه .م"نمایندگی میشد، در" س ج م"وجود داشتند واین دوجناح اپورتونیستی خاصتاً داکترفیض درغیاب رفیق اکرم یاری"س ج م"راموردحملات اپورتونیستی وتخریبکارانه قرارداده وآنرا به انحلال کشاندند وباین صورت ضربات شدیدی به جنبش انقلابی پرولتری(م- ل-ا)کشوروارد نمودند. این جریان واضح ساخت که وحدتهای ایدئولوژیک- سیاسی برای تشکیل " س ج م" تا حد زیادی برمبنای معیارلنینی نبوده وعوامل مختلفی درآن ذی دخل بوده اندازجمله:سطح نازل آگاهی روشنفکران ازعلم انقلاب پرولتری(با آنکه ظاهراًعلاقه ای زیادی برای تشکیل یک سازمان انقلابی پرولتری ازخود تبارزمیدادند) وهم چنین شرایط حاکم برجامعه که طی چنددهه درآن اختناق واستبدادخاندان نادرحکمفرما بودوازجانب دیگرجنبش کمونیستی انقلابی درکشورسابقه نداشت. بعبارت دیگرروشنفکران انقلابی ومترقی ازچنین تجربه ای برخوردارنبودند.ونیزدرموقعیت وشرایط دیگری بعدازکودتای ننگین هفت ثورسال 1357 ، روشنفکران منسوب به جنبش دموکراتیک نوین که تجربه مثبت مبارزات انقلابی "س ج م" وتجربه منفی تخریبکاریهای اشکال اپورتونیسم در" س ج م" رانیزداشتندبازهم برای تشکیل سازمان انقلابی پرولتری معیارهای کمونیستی لنین رادرنظرنگرفته وباوحدتهای میکانیکی چند سازمان سیاسی راتشکیل دادند. درآن زمان اگراوضاع وشرایط استبدادی وفاشیسم رژیم باندهای رویزیونیستی خلقی پرچمیها موجب گردید که روشنفکران برای تشکیل سازمان انقلابی پرولتری دچارشتابزدگی شوند؛ لیکن فکتورعمده سطح نازل آگاهی انقلابی اکثریت این روشنفکران وعدم توجه به اشکال اپورتونیسم وانواع رویزیونیسم موجود درجنبش کمونیستی بین المللی ودرجنبش انقلابی پرولتری(م- ل-ا) کشوربود که طی ده سال بعد انحلال سازمان جوانان مترقی صدماتی براین جنبش واردکرده بود. بعبارت دیگرروشنفکران بدون مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی با اپورتونیسم ورویزیونیسم وافشا وطرد آن ، براساس همان روابط وشناختهای دوران مبارزات جریان دموکراتیک نوین دست به ایجادچند سازمان بنام سازمانهای انقلابی پرولتری زدند که ما شاهد اثرات منفی آن برجنبش انقلابی پرولتری( م- ل - م) وجنبش دموکراتیک نوین طی سه ونیم دهه اخیربوده ایم. درمورد دیگراگرچه " س ج م"باکتله های بزرگ روشنفکران مترقی وتوده های شهری اعم ازکارگران وسایرزحمتکشان رابطه برقرارکرده بود؛ لیکن با درنظرداشت خصلت انقلاب درکشوری نیمه فئودالی ونیمه مستعمره (درآن شرایط) توجه لازم وجدی به مسئله اساسی ومهم ، یعنی استراتژی مرحله انقلاب دموکراتیک نوین وتمرکزفعالیت مبارزاتی درروستاهاوانتقال اندیشه های انقلابی دربین توده های دهقانان فقیروبیزمین وسازماندهی آنهاوایجاد پایگاه انقلابی ننمودواین ازناتوانیهاواشتباهات بزرگ" س ج م"بشمارمیرود. اما تجارب جنبش طی 50 سال نشان میدهد که این کمبودی هابه عوامل متعددازجمله سطح عمومی جنبش،تکامل تاریخی جامعه، وضعیت مبارزه "دوخط" درداخل سازمان جوانان مترقی ودرجه غالب بودن خط درست واصولی وتعدادکادرهای آگاه به "م.ل.ا" درداخل "س.ج.م" مربوط میشود. خط رفیق اکرم یاری فقط خط غالب بودنه خط تعیین کننده قاطع وبتنهائی نمیتوانست تمام اینکارهاراانجام بدهد ودوخط انحرافی دیگردرهمه موارد دربرابرش موانع ایجاد میکردند.

گروه انقلابی.... می نویسد:" تاکتیک زمانی انقلابیست که ازنیازمبرم جنبش برخیزد ودرخدمت آن قرارگیردولوآنکه اثرش آنی نباشد.اماتاکتیکهای مبتنی برتصورات" رهبران خردمند"ولوبردوسودی گذراداشته باشدقدمی درخدمت وبسوی استراتژی انقلابی نمیتواند پیش رود. انتشار" شعله جاوید" بمثابه استفاده تاکتیکی روی نیازمبرم جنبش نه، بلکه روی تصورات"رهبران" بخاطررقابت ناسالم وکودکانه بارویزیونیستهابود، اگرچه موقتاً"مفید"بودوروشنفکران زیادی راجلب کردولی ازآنجاکه خواست جنبش چنین برآمدی نبود،نتوانست درخدمت مشی انقلابی وسمت ونفوذبه روستا قرارگیرد".

درک وفهم داکترفیض ازتاکتیک غلط است.تاکتیک بنابگفته رفیق استالین(استراتیژی وتاکتیک کمونیستهای روسیه)ازتئوری منشامیگیردنه ازنیازجنبش؛زیرانیازهای جنبش متفاوت اند ازبسیارکوچک(مثلایک ماشین تحریرووسایل دیگر)تا بسیاربزرگ (جنبش عمومی ومبارزه مردم علیه امپریالیزم وارتجاع) گسترش یافته است. دراینجافقط تئوری(علم) است که تعیین میکندکدام تاکتیک اتخاذ شودتاجنبش انقلابی رابسمت حرکت استراتیژیک آن به پیش ببرد. امااستراتیژی به واسطه برنامه حزب هدایت میشودوازجائیکه برنامه با تئوری های م.ل.م تدوین میشود، تاکتیک رابخشی ازاستراتیژی میسازد. اگردر"نیازجنبش تعیین کننده تاکتیک باشد"درآنصورت تئوری و برنامه یاایدئولوژی وعمل باهم تلاقی نمیکنند،زیرا"نیازها"براساس برنامه حد اقل وحد اکثر، به نیازهای عاجل،متوسط وغیرعاجل تقسیم میشوند. وبسااوقات نیازهای عاجل نمی توانند تعیین کننده باشند. دراینصورت محل تلاقی تاکتیک واستراتیژی را نمیتوانیم پیداکنیم.

رهبری" گروه انقلابی....می گوید که انتشارجریده" شعله جاوید" که ازجانب رهبری" س ج م" منحیث یک تاکتیک درنظرگرفته شده بود؛ ولی مطابق به نیازمبرم جنبش نبوده ومبتنی برتصورات رهبران وبخاطررقابت ناسالم وکودکانه با رویزیونیستهای خلقی پرچمی بوده است؛ازاینرودرخدمت استراتژی انقلابی قرارنداشت. درحالیکه درآن مقطع زمانی رهبری "س ج م"بااستفاده ازامکانات(فضای نسبتاً بازسیاسی که موجود بود) فعالیتهای سیاسی علنی رابشکل انتشارنشریه دموکراتیک وبرپائی تظاهرات وتشکیل میتینگها به پیش برده وازآن طریق به تبلیغات سیاسی پرداخته وماهیت نظام حاکم وحامیان امپریالیست وسوسیال امپریالیست آنرابرای توده های مردم افشامی کردونیزماهیت ضدانقلابی وضدمردمیحزب دموکراتیک خلقراکه باندهای مزدورخلقی پرچمی آنرا حزب مردمی مترقی جا میزدند، برای توده های خلق عمدتاً درشهرها افشا می نمود. بدون شک این شکل مبارزه طبقاتی نیزدرخدمت استراتژی مبارزاتی "س ج م" درپروسه انقلاب ملی - دموکراتیک(انقلاب دموکراتیک نوین) قرارداشت؛ لیکن به هیچ صورت کافی نبود وبه همین دلیل تاکتیکی خوانده میشد.

" تاکتیک جزئی ازاستراتژی است ومطیع ومجری اوامرآنست. ونیزتاکتیک عبارت ازتعیین روش پرولتاریا درمبارزه برای مدت نسبتاً کوتاه درشرایط جزرویا مدانقلاب است. وبزرگترین اشکال مبارزه واشکال سازمانی درپروسه انقلاب ازجمله مسایل تاکتیکی است.بعبارت دیگرسروکارتاکتیک بااشکال مبارزه واشکال تشکیلاتی پرولتاریا وتغییروهم آهنگی آنهادرشرایط مختلف است(استالین- درباره مسایل اصول لنینیسم".

درحالیکه خلاف نظرداکترفیض نشرجریده دموکراتیک ومبارزات خیابانی درآن شرایط تاکتیک نسبتاً درستی بود وکمونیستها می توانند ازچنین شرایطی به نفع استراتیژی مبارزاتی شان استفاده کرده وبا رعایت اصل مخفیکاری مبارزه علنی را درخدمت مبارزه غیرعلنی ومخفی قراردهند. اما ازاینکه رهبری" س ج م" به همین شکل مبارزه اکتفاکرد ودرجهت سازماندهی مبارزه درروستها وآگاه سازی وبسیج دهقانان فقیروبیزمین بمثابه نیروی اصلی مرحله انقلاب دموکراتیک نوین، ایجاد پایگاه انقلابی وتدارک وآغازجنگ توده ای طولانی که یک مسئله مهم استراتژیک دراین مرحله انقلاب است توجهی نکرد، یک اشتباه جدی ویک انحراف محسوب می شود. البته خط رفیق یاری دراین مسئله مشخص بود؛ لیکن با درنظرداشت وضعیت درونی" س ج م" ، موجودیت خطوط انحرافی اپورتونیستی، این خط درمحدوده خیلی کوچک وناکافی نفوذ داشت. ازاینکه داکترفیض انتشارجریده "شعله جاوید" راناشی ازصرف تصورات رهبری"س ج م"دانسته که ازروی رقابت ناسالم با رویزیونیستهای خلقیپرچمی صورت گرفته است، یک نظرواهی وتصوری کودنانه است. زیراتشکیل"سازمان جوانان مترقی"باالهام ازانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریای درچین وشرایط انقلابی بوجود آمده ناشی ازآن بود که جنبشهای انقلابی پرولتری وجنبشهای آزادیبخش ملی درمناطق مختلف جهان اوج گرفته بودند. وبراه اندازی جنبش انقلابی پرولتری وجریان دموکراتیک نوین درافغانستان ورهبری مبارزات انقلابی ومترقی روشنفکران مردمی وتوده های خلق یک ضرورت تاریخی ویک رسالت ووظیفه انقلابی روشنفکران مردمی بود ورفیق اکرم یاری بنیانگذارخط (م-ل -ا) وطلایه داراین جنبش انقلابی بود. زیرا" س ج م" منحیث یک سازمان انقلابی پرولتری نمایندگی ازخواست ومنافع توده های خلق می نمود وبرخلاف حزب دموکراتیک خلق یک تشکل رویزیونیستی وضدانقلابی وضدمنافع مردم افغانستان بود ومنحیث ستون پنجم دردولت فئودال کمپرادوری عمل می کردوازحمایت جناحی ازدربارسلطنت(داوود)برخورداربود. ودربین این دوپدیده متضاد(سازمان جوانان مترقی وحزب دموکراتیک خلق) به لحاظ ماهیت ایدئولوژیک-سیاسی وخصلت طبقاتی نه رقابت که تضاد انتاگونیستی عمیقی وجود داشت. ودرعمل ثابت گردید که رهبری " س ج م" براساس این تضاد آشتی ناپذیرمبارزه ایدئولوژیک- سیاسی راعلیه باندهای خلقی پرچمی مجدانه به پیش برد. وعملکردهای وحشیانه وضدانقلابی رژیم مزدورخلقی پرچمیها وباداران سوسیال امپریالیست آنها علیه منسوبین جریان دموکراتیک بعد ازکودتای ننگین "7 ثور" نا شی ازماهیت ضدانقلابی وخصومت طبقاتی آنها علیه این جنبش انقلابی مردمی بود. واین استدلالگروه انقلابی...وداکترفیض کاملاً ناشیانه وناشی ازاپورتونیسم وکینه توزی وی علیه رهبری " س ج م" می باشد.

گروه انقلابی..مینویسد:"...."رهبری"بامشی اپورتونیستی خودفعالیت روشنفکران سرشارازروحیه انقلابی را محدود به بحث های میان تهی ومفتضح با رویزیونیستها، متنگ ومظاهره، کارپرسروصدای علنی شهری وشهرت طلبانه نمود...".

این مطلب می رساندکه"گروه انقلابی..نیت وتمایلی به مبارزه علیه رویزیونیست هایخلقیپرچمی نداشته است.وازهمینجاست که مبارزه ضدرویزیونیستی رهبری"س ج م" علیه رویزیونیسم خروشچفی وافشای ماهیت ضدانقلابیحزب دموکراتیک خلق رامیان تهی ومفتضحمی خواند. درحالکیه هرفردویاگروه باادعای کمونیست بودن واعتقادبه پیروزی انقلاب پرولتری وایجاد دیکتاتوری پرولتاریا، مبارزه علیه انواع رویزیونیسم واشکال اپورتونیسم را وقعی نگذارد ویاآنرا جدی نگیرد بدون شک وشبه "ریگی درکفش" دارد واین خود یک نظروموضع اپورتونیستی است. وتاریخ جنبش کمونیستی بین المللی بدفعات این را ثابت ساخته است که افرادی که به مبارزه "بین دوخط" دردرون سازمان ویا حزب پرولتری انقلابی ویا درسطح جنبش بین المللی کمونیستی اهمیت نداده وآنراانجام نمی دهند،سرانجام ازباتلاق اپورتونیسم ورویزیونیسم سربرآورده اند.همین مثال داکترفیض وهمسنگران وی درگروه انقلابی خلقهای افغانستان و سازمان رهائی افغانستان وخط سنتریستی که بعدها ساوو واملا را تشکیل کرد، ازموارد برجسته ای آن هستند. وتجربه طی حدود نیم قرن اخیرثابت ساخت که داکترفیض ویاران اووداکتر"ه .م"وحواریون وی درراستای خط انقلابی پرولتری مبارزه نکرده وبرخلاف آن عمل نمودند.

14 سپتمبر2015

(پولاد)