Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

به مناسبت 7 قوس روزگرامی داشت جانباختگان جنبش مائویستی وجنبش دموکراتیک نوین افغانستان

درماه دلوسال 1357 یک کندک تانک ازفرقه غزنی به جاغوری اعزام شدتارفیق اکرم یاری را دستگیروبه غزنی منتقل سازند.ولسوال جاغوری یک هفته پیشترازآن رفیق اکرم رابه دفترولسوالی جلب وزندانی ساخته بود.این کندک تانک درپناه دوفروندهلی کپترتوپ دارروسی رفیق اکرم را از جاغوری به غزنی انتقال داد. ازاین ببعدمعلوم نیست که این رفیق چه زمانی به کابل منتقل گشته وچگونه به قتل رسیده ودرکجادفن شده است.

درماه عقرب سال 1358دستگاه اطلاعات خلقی ها"کام"لیستی راازنام17460نفرتحت عنوان اینکه "این افراددرافغانستان نیستند"بیرون داد.بعدازشش جدی سال 1358وتجاوزسوسیال- امپریالیزم شوروی برافغانستان، نجیب الله احمدزی رئیس دستگاه اطلاعات رژیم پوشالی(خاد)شد.اویک قسمت کوچک ازهمان لیست رابه"سازمان دفاع ازحقوق بشر"که درآنزمان تحت نظارت اریستوکراتهای انگلیسی قرارداشت، فرستادتاتجاوزواشغال غارتگرانه افغانستان به واسطه سوسیال- امپریالیزم "شوروی"رادرذهنیت غرب به"نجات مردم اینسرزمین"توجیه کند. نجیب الله احمدزی برای آنکه جنایات وحشتناک رژیم مزدورکودتای ثوررا برای ذهنیت اروپائیان قابل باوربسازدحجم لیست رابه کمترازیک چهارم آن تقلیل داد. اولیست را دستکاری کردوطوری ساخت که اکثرمقتولین رادرزمان قدرت امین یعنی بعدازآنکه خلقی هاآنهاراازقدرت بیرون انداخته بودند،نشان بدهد،تاازیکطرف شاخه پرچم حزب دموکراتیک"خلق"افغانستان راتبرئه کندوازطرف دیگرکوه جنایات خلق وپرچم رابه یک تپه گک کوچک مبدل سازد.اماامین که مانندببرک ازیکطرف تیزهوش وازطرف دیگرشیادنبودلیستی رابیرون داده بودکه طبق آن حزب دموکراتیک"خلق"افغانستان لعن ونفرین بشریت وتنفرو ننگ ابدی تاریخ راکمائی میکند.برطبق این لیست،رژیم مزدور"خلق"وپرچم ازماه ثورسال 1357 تاماه عقرب سال 1358خوداعتراف میکردکه 17460نفردرافغانستان "نیست"واقارب آنهانبایددیگربه دولت برای معلوم کردن سرنوشت شان مراجعه کنند. کسی که هیچ حساب کردن بلدنباشدمیتواند حساب کندکه این رژیم بطوراوسط ماه 1100 نفررابقتل رسانیده که روزانه بیشتراز36نفرمیشود. هیچ رژیمی درتاریخ،حتی امیرعبدالرحمن خان که درتاریخ اینسرزمین به حیث پادشاه قسی القلب وخونریزشهرت دارد،به این پیمانه مرتکب جنایت نشده است.قتل36 نفردرروز"ارتکاب به قتلعام" است واین رژیم به این طریق دست به قتلعام میزده است. برای اروپائی هاکه نابودی فیزیکی مخالفین سیاسی دولت امرنامانوس است وآنهاآنرافقط درخارج ازاروپامیشناسند،کشتن 36 نفر در روز نتنها سرسام آورووحشت انگیزاست بلکه شدیداغیرقابل باورمی آید. چیزخیلی کمترازیک چهارم این تعدادبازهم برای ذهنیت غربی هاتکان دهنده است. این چیزی بودکه یانجیب احمدزی خودآنرا درزمان اقامتش درخارجه متوجه شده بودویاکا.جی بی. به اویادداده بود. به هرحال؛ اوبه چیزی کمترازیکچهارم مقتولین وآنهم باتغییردادن تاریخ کشته شدن شان بسنده ولیستش راازطریق کانال های رسمی به نماینده سازمان حقوق بشرسپرد. به تعقیب این "جادوگری پرچمی"آنهاازطریق تمام امکانات داخلی وخارجی شان تبلیغات وسیعی رابه راه انداختندکه حفیظ الله امین جاسوس امریکابود.یعنی اینکه سوسیال-امپریالیزم"شوروی"دراین مدت درکشتاروقتلعام مردم افغانستان دست نداشته واین امپریالیزم امریکابوده که بااین قساوت دژخیمانه مردم افغانستان رابقتل میرسانیده !.بدون هیچ شکی که امپریالیزم امریکادرقساوت وآدم کشی،ویرانگری وبربریت ازآنچه نجیب الله احمدزی میخواست بگوید کمی وکاستی نداردوخلق افغانستان،عراق، سوریه، لیبی وغیره امروزشدت وسهمگینی جنایتکاری این امپریالیزم خونخوارراباگوشت وپوست شان احساس میکنند، اما وقتی حرف بطور مشخص برسر کشته شدگانی که درلیست آمده بودند،این جنایتکارجهانی نقش نداشت. آنچه درکل دراین کشتار ویرانگری نقش داشت نظام سرمایداری بودکه سوسیال- امپریالیزم"شوروی"یک شکل آن و امپریالیزم امریکاشکل دیگرآن بودوهست.نجیب الله احمدزی وهمه رویزیونیستهاتصورمیکنندکه اگر "شکل"یک نظام رامترقی معرفی کنند"مضمون وماهیت سیاسی اقتصادی"آن نیزمترقی میشوند و عکس آن. اوباهمین کودنی رویزیونیستی 35 سال قبل آن لیست رابه اریستوکراتهای انگلیسی"مدافع حقوق بشر!"فرستادورهبران سازمان رهائی،راواوساما همان لیست رابه پولیس هالند درروتردام دادند."همکاری" سازمان رهائی،راواوسامائیهاباپولیس هالندنه اتفاقی است ونه یک انگیزه انتقام جویانه ومبارزه باخلق وپرچم درراستای منافع خلق. این"همکاری" شالوده های ایدئولوژیک- سیاسی وتاریخی داردکه بدنیست فقط برحه بعدازاشغال افغانستان راازنظربگذرانیم.

بعدازتجاوزامپریالیست های ناتوتحت قیادت امپریالیزم امریکابرافغانستان دراکتبر2001،رقابت وسیعی بین خلق وپرچم،سازمان رهائی وسامادرداخل وخارج ازکشوربرسرمقامهای پوشالی آغاز شد. آنها تحت شعار"شایسته سالاری"یعنی هرکسی که درهرکارشایستگی داردبایدآنکاربه اومحول شود، به رقابت پرداختند. خلق وپرچم بیشترازبرادران سامائی وسازمان رهائی شان تجارب سیاسی، دیپلوماتیک ودولت داری داشتندوبهمین لحاظ بیشترازساماوسازمان رهائی"شایستگی مقامات دولت پوشالی"بودند.ساماوسازمان رهائی که تصورمیکردندامپریالیستهاومرتجعین جهادی شیعه وسنی باید برطبق سنت دوران جنگ مقاومت ازآنهاطرفداری کنندنه ازخلق وپرچم نمیتوانستندوجودهزاران خلقی وپرچمی رادرپارلمان،مقامهای وزارت، ریاست ومدارج بلنددیپلوماتیک تحمل کنند.آن هانمی دیدندکه نظام مستعمراتی امپریالیستی خلقی هاوپرچمی هارابرکرسی قدرت نشانده است واگر می خواهیم علیه خلق وپرچم مبارزه کنیم بایدکارراازمبارزه علیه نظام شروع کنیم. این درک غلط ریشه دیدگاهی داشت. به همین لحاظ آنهاباخلق وپرچم به رقابت پرداختندوتبلیغات وسیعی رادرراستای "سیاه"کردن یکدیگرنزدامپریالیستهادرداخل وخارج ازافغانستان براه انداختند. تمام ویرانی افغانستان و کشتاریکنیم میلیون نفررافراموش کردندوبه محاکمه کشیدن اسدالله سروری وآنهم ازطریق دادگاه پوشالی کابل را علم نمودند. اینهاکه درحرف خودرابه جریان دموکراتیک نوین افغانستان منسوب میداننددرعمل بافراموش کردن تمام عناصر"ملی"و"دموکراتیک"بودن بخدمت امپریالیزم وارتجاع درآمدندوبجای آنکه دشمن اصلی خلق راهدف بگیرندبه مدح وثنای دولت پوشالی دست زدندوکاست های ویدئویی تسلیم طلبان خاین به استقلال وخلق افغانستان راپخش کردند. وموازی به کارزار انتخاباتی درافغانستان تبلیغات محاکمه کردن اسدالله سروری جنایتکارراتاحدارسال فورمه های شهادت دادن دردادگاه پوشالی افغانستان ازپیش بردندتامگربتوانندکاندیدای خلقی وپرچمی رادرولسوالی هاو مرکزشکست بدهند.اما"متاسفانه"این کارزاردرردیف اجندای انتخاباتی امپریالیستهای هالندحرکت نمیکردوبرسیاست داخلی بورژوازی بزرگ دررقابتهای انتخاباتی بااحزاب رفرمیستی پارلمانی مانندسبزها،حزب سوسیالیست ورویزیونیستهای مسلکی مانندحزب کمونیست نوین هالنداثرمستقیم نمیگذاشت. به همین لحاظ هم"سور"نگرفت.

بورژوازی بزرگ مالی وصنعتی هالندکه به واسطه حزب کارگر،حزب مسیحیان دموکرات واحزاب کوچک مذهبی دیگرنمایندگی میشودومستقیمادراشغال افغانستان نفع دارد، درداخل افغانستان با خلقی ها وپرچمی های جنایتکارمعامله میکندودرکشورخودازجنایات آنهابعنوان"جنایات وحشتناک کمونیزم" دم میزند. لیستی راکه پولیس روتردام دوسال قبل به نشرسپردنیزباهمین انگیزه یعنی"افشای جنایات وحشتناک کمونیزم"به نشرسپرده شد.بعدازبیرون آمدن این لیست دوموضعگیری دربین مخالفین"خلق" وپرچم وجودداشت؛ موضعگیری اول این بودکه میگفتند"فرق نمیکندکه چه کسانی جنایات"خلق" و پرچم راافشا میکند، مابایدازاین اقدام پشتیبانی کنیم".این موضعگیری واقعیت موجودیعنی تحت اشغال بودن افغانستان رادردرجه دوم قرارمیدادوبه مبارزه علیه "خلق وپرچم" توجه میکرد مضاف براین این نظراین حقیقت علمی راانکارمیکردکه هرطبقه به نفع خودتبلیغات میکندوبورژوازی بزرگ هالند نیزازاین قاعده مستثنی نیست. به این لحاظ این موضعگیری ازنظرفلسفی ایده آلیزم،ازنظرسیاسی تسلیم طلبانه وارتجاعی وازنظرعلمی یک موضعگیری غیرعلمی وضدانقلابی بود. موضعگیری دوم این بودکه امپریالیست ها"گربه هائی نیستندکه به رضای خداموش بگیرند".آنهابانشراین لیست توجه مردم راازجنایات خودشان درافغانستان منحرف ساخته ومتوجه جنایات سوسیال- امپریالیزم میسازند. آنها توظئه گرانه این جنایات رابه کمونیزم نسبت میدهندوازاینطریق علیه تمام پرولتاریای جهان و خلقهای مبارزگیتی مبارزه شان راازپیش میبرند.این موضعگیری درست درنقطه مخالف موضع گیری اولی قرارداشت ومدلل میساخت که اگرامپریالیستهای هالندگاه گاهی یکی ازجنایتکاران خلقی یا پرچمی راازهالندخارج میکنندویازندانی میسازندبه دلیل انسان دوستی آنهانیست زیراامپریالیزم انسان دوست وبشریت گرااصلاممکن نیست چه رسدبه اینکه وجودداشته باشد. جلوه های ضدجنایتکاربودن امپریالیزم انعکاس مبارزات طبقاتی است که ازآن بمنظورتحمیق رای دهندگان وواعظین"حقوق بشر" استفاده میکنند.درنهایت امراین جلوه هادرخدمت این دروغ ایدئولوژیک تمام میشودکه نظام سرمایداری بشردوست،انسان گرا ودموکراتیک میباشدوباید آنرا حفظ کرد!

مادرصحبت های مابارهابانمایندگان سازمان رهائی وساماکه نظراول را تبلیغ ودرمجالس احزاب پارلمانی هالند"خلق"وپرچم رابنام"کمونیست ها"مخاطب قرارمیدادندوهمچنین جنایات آنهارانیز" آگاهانه ودرراستای توطئه گری امپریالیستها به کمونیزم نسبت میدهند، مصرانه میگفتیم که: شمایک زمان ادعاهای بزرگ داشتیدومترقی وملیدموکرات میخواندیدوبه پاس همان روزها،اکنون"سیاه"را "سفید"نگوئید. اگر آنروزها ازیاد تان رفته باشد به حیث انسان های عادی ومعمولی ایکه راست میگویند"سیاه"راسیاه و"سفید"راسفیدبگوئید. شماافرادی تحصیل کرده وبادانشی هستیدومیدانیدکه سوسیالیزم وکمونیزم فقط نام یاواژه های سیاسی نیستندبلکه نظام سیاسی-اجتماعی واقتصادی- تاریخی هستند. بریک نظام سوسیالیستی سیاست سوسیالیستی(دیکتاتوری پرولتاریا)نظام حقوقی سوسیالیستی واقتصادسوسیالیستی استواراست،آیااین چیزهابعدازمرگ رفیق استالین براتحادشوروی مسلط بودند؟ نه. آنچه براتحادشوروی مسلط بودنوعی ازنظام سرمایداری بودکه امروزشکل دیگرآنرادرچین می بینید. وجانیان"خلق"وپرچم نیزوابسته به همین نظام سرمایداری بودندوجنایاتی راکه آنهادرحق مردم افغانستان مرتکب شده اندنیزبایدبه نظام سرمایداری نسبت دادنه به کمونیزم.این حقیقیتی است که هم مجیدکلکانی رهبرساما به شکلی آنراقبول داشت وهم داکترفیض رهبرسازمان رهائی؛یعنی هردوبه شکلی قبول داشتندکه اتحادشوروی دیگر یک کشورسوسیالیستی نیست.اماشماچراتااین حدکه حتی رهبران تان رارد میکنید، سقوط کرده اید؟

به اینصورت می بینیم که سرمایداری نتنهاهزاران هزارتن ازمردم بیدفاع ماراباوحشیانه ترین شکنجه های غیرانسانی بقتل رسانیدبلکه ازاین قتلعام به نفع خودبه اشکال مختلف سودمیبرد. آنچه دراین میان بیشترقابل توجه است نقش دوجریان مزدور ورویزیونیستی درافغانستان میباشد:نقش اول نقش پرچمی هاست که باشیادی جرم این جنایات رابگردن رفیق وبرادرشان حفیظ الله امین انداختندوبه سیاست های"سیا"نسبت دادندوبه اینطریق قابل باوربودن جنایت حزب دموکراتیک خلق افغانستان رابه زیرسوال بردند. نقش دوم وبدترازنقش پرچمی هانقش سازمان رهائی وسامادرهالنداست که این لیست رابه امپریالیستهادادندوآنهاازآن اکنون به حیث"جنایات کمونیزم درافغانستان"استفاده میکنند.

مائویست های افغانستان به داده هائیکه درلیست آمده(به استثنای اکثریت عظیم نام ها)به تاریخ به قتل رسیدن آنها وتعداد افراددرلیست باورواعتمادندارند. وبطور مشخص به این باورنیستیم که رفیق یاری به روزهفتم قوس به جاودانگی پیوسته است. ما 7 قوس رابمثابه روزگرامیداشت جانباختگان جنبش مائویستی وجنبش دموکراتیک نوین افغانستان(شعله جاوید) درنظر میگیریم.اینان فرهنگ مخالفت با حاکمیت ارتجاعی نیمه فئودالی- نیمه مستعمراتی رابه مبارزات آشتی ناپذیرایدئولوژیک-سیاسی وعلمی تاریخی مبدل ساختند.استثمارطبقات فئودال وبورژوازی کمپرادورراازدهقان بیزمین وکمزمین وطبقه کارگرنوپای کشوربمحاکمه تاریخی کشانیدندومحکوم کردند.اینان درعرصه بین المللی جانب انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی ورفیق مائوتسه دون راگرفتندوعلیه رویزیونیزم مدرن خروشفی از طریق مبارزه علیه "خلق" وپرچم مبارزه کردند.اینان نقاب ازچهره امپریالیزم برداشتند وجنایات خونبارآنرادرلاوس،کمبودیا، ویتنام،چین وکشورهای افریقائی وامریکای لاتین افشانمودند.اینان آتشی راافروختندکه سرانجام استثماروستم رادراین سرزمین خواهدسوزاندومرتجعین مزدورومیهنفروشان تسلیم طلب رابدادگاه های خلق خواهدکشاند.اینهاجانانه به روی مرگ نیشخند زدندوسربلندجان سپردندورسالت عظیم رهائی خلق رابه دوش ناتوان مابجاگذاشتند. یادآنها باید انگیزه قوی ای برای ما باشدتایکجاویک بندل شویم ودرراه تاسیس حزب کمونیست افغانستان دست ازآستین بیرون بکشیم. آتشی راکه آنهاافروخته اندفقط زمانی خاموش نمیشودکه رهروان این راه باصداقت درراه آرمانهای آنهامبارزه کنند.

گورخونین شهیدان به توآواز دهد آتشی را که فروزان شده خاموش مکن

مائویست های افغانستان معتقدندکه تمام تئوری های سیاسی مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم درشرایط کنونی کشورمارابه انجام یک عمل سیاسی رهنمائی میکنندکه هماناتاسیس حزب طبقه کارگریاحزب کمونیست افغانستان است. ماهمه انروزمیدانیم که یکی ازاشتباهات سازمان جوانان مترقی مارش مبارزاتی یعنی مبارزه ایدئولوژیک- سیاسی وتشکیلاتی برای تاسیس حزب کمونیست افغانستان بود. اگررفقادراین جهت به مارش میپرداختندوگام بعدی رامیگذاشتندبدون شک اکونومیست ها،سنتریست هاوایندیفرانسیالیست هابه آن راحتی نمیتوانستندمانندکفتارهای وحشی برسازمان حمله کنند،هرکدام توته ای رابرداشته وبروند.امروزمانیزدرمقابل این انتخاب قرارداریم که یادرراه تاسیس حزب کمونیست افغانستان کارکنیم ویابگذاریم هریک ازمامانندکتله های غیرقابل جذب درهرجائی که هستیم نابودشویم. ماهمه درحفظ وضعیت پراگندگی جنبش کمونیستی کشورسهم داریم وفقط آدم هائیکه دید غیرعلمی به مسایل دارندفکرمیکنندکه این وضعیت تقصیر"دیگران"است و"خودورفقایش مقصر نیستند".چنین ادعائی ایده آلیزم است و"وجودیک شیی بدون دوجانب تضاد"راممکن میداند.این وضعیت زیان آوروبی نهایت نفرت انگیزبایدخاتمه یابد.مابایدازاسپ های خیالی"کمیت گرائی"ماپائین شویم و"کلاه خودهای دانای همه"راازسرمابرداریم وبجهان واقعی برگردیم وباحقیقت موجوددرآن روبروشویم. ماتازمانیکه فکرکنیم جانب مابرحق است ودیگران همه"منحرف"میباشند،باواژه های دیگرادعامیکنیم که"ازمااطاعت کنید". حزب کمونیست ازاینطریق ساخته نمیشود. حزب کمونیست تحت شرایط کنونی که امپریالیزم سرمایداری"توهم گرائی،اندویدوآلیزم وغرورکاذب"راجهانی ساخته فقط باانتقال دادن حقایق مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم باتواضع کمونیستی وبازبودن اصولی برای پیشنهاددیگران شالوده ریزی میشود.اگرماقادرنباشیم که فضای رفیقانه بحث وگفتگوراباسازمانها و تشکلهای دیگربازکنیم،"کمیتهای ما"حتی تحت شرایط"تخریب طبیعی(Natural erossion) ازبین می رود. وازنظراصول این کمیت هانیست که درفرجام خلق رارهامیسازندبلکه کیفیت دروجودکمیت هاست. مادرفروپاشیدن جنبش دموکراتیک نوین افغانستان دیدیم که بدون هژمونی خط پرولتری بریک کمیت،چگونه آن کمیت عظیم ازهم متلاشی میشود.مادیدیم که"سامای پرکمیت ولی بی کیفیت" علی الرغم قاق وباق های کرکننده اش چگونه به اشغالگران تسلیم شدوتن به تسلیم طلبی ملی داده وبه آله دست ناچیز وبیمقدارسوسیال- امپریالیزم شوروی مبدل گردید.لذا این کمیت هانیست که"مرکز" میشودوکسی که ازآن دورباشد"مرکزگریز" نامیده شود،بلکه کمیتهای پرکیفیت انقلابی است که بسوی انقلاب میرود. مابارهانشان داده ایم که دروجودکمیت های ماکیفیت های انقلابی خیلی ناچیزاست و اکنون نیزحاضریم برروی حفره های سیاه عاری ازکیفیت کمیت های ماصحبت کنیم. بااین وصف اگربازهم تصورکنیم که تشکیلات"من"به"حقیقت رسیده ودیگران ازآن فاصله دارند"، باید دست از آستین بیرون بکشیم وبرای انتقال آن حقیقت اقدام نمائیم. دراین راستا کاررا از" فن ومهارت" درانتقال آن آغاز نمائیم. مادامیکه از"اسپ خودمرکزبینی وکمیت بازی"درذهن مان پیاده نشویم، این"خود مرکزبینی" با تفرعن چندش آوری درسیاست هاوگفتارهای مامنعکس میگرددوبرآتش نفاق داخل جنبش روغن میریزد. مائویست های افغانستان بادرک این ظرافت هاواحساس عشق بیکران به آزادی خلق ونفرت عظیم ازاستثماروستم جامعه طبقاتی اعلام میکنندکه درراه ایجادحزب کمونیست افغانستان حاضربه همه نوع کارعملی درداخل وخارج ازکشوربوده وبعدازتشکیل حزب بغیروظیفه سربازی خواهان هیچ مقام حزبی نیستند ونخواهندشد.

اکنون پنجاه سال ازتشکیل اولین سازمان کمونیستی درکشورمیگذردوکمونیست های کشورعلی الرغم داشتن سلاح برنده مارکسیزم- لنینیزم- مائویزم ازهم پراگنده اند.برخی سخن راحتی به تاجک بازی کشانیده وتلاش میکنندآوانتوریزم وماجراجوئی رابجای جنگ خلق بنشانند.این عقبگرائی است نه مارکسیزم. وحتی عقب گرائی فئودالی رامیتوان باادبیات مارکسیستی جامه سرخ پوشانیدومکیاژکرد. از نظر سیاسی؛ اگربرشالوده تاجک بازی وهزاره گرائی سازمان بزرگی نتنهابه وجودبیایدبلکه حتی قدرت سیاسی راتصرف کندهمان کارهائی راخواهدکردکه عبدالله عبدالله، یونس قانونی، محقق و خلیلی همین حالامیکنند،یعنی مزدوری امپریالیزم وسرانجام خیانت به خلق وتاریخ.هر"کمیتی"که براین شالوده بالامیشوددرمقابل انقلاب پرولتاریائی ایستاده است.

انتقادوانتقادازخودصرفنظرازبسیارضمایم دیگر- درسطوح سیاسی،ایدئولوژی وتئوری- درسطح شخصیت فردی نیزشجاعت میطلبد.فقط کسی ازناسیونالیزم وملیت گرائی اش انتقادنمیکندکه جرائت تعهدمجددبه انقلاب پرولتاریائی راندارد.

با تمام نیرودرراه تاسیس حزب کمونیست افغانستان

بدون وجودیک حزب کمونیست انقلابی هیچ انقلابی ممکن نیست

مائویست های افغانستان

7قوس 1394