Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

مزدوری به امپریالیست های اشغالگرتحت نام"حقوق بشر"

فصل یکم

روزچارشنبه مورخه 9دسمبر2015روز"حقوق بشر"بود. این روزدرافغانستان نیزبی سروصدانگذشت وبرخی به خیابان آمدندوشعارمحاکمه جنایتکاران"خلق"- پرچم ومجاهدین راسردادند.جالب این بودکه دربین این افرادکسانی بچشم میخوردندکه درامریکازندگی میکنندوازآنجابایک قراردادبه افغانستان برگشته وبرای ارتش امریکادرنزدیکی فرودگاه کابل کارمیکنند. اینهادرروزهای هفته ازحصارارتش امریکائی اجازه ندارندبیرون شوند،امادراین روز"بیرون آمده بودند".درنظراول بخیابان آمدن افراد،که برخی برای جلب توجه حتی عکس رفیق اکرم یاری راحمل میکردند،درست بنظرمی آیدزیراهم"خلق"وپرچم وهم مجاهدین بیشترازظرفیت بازتاب تاریخ اینسرزمین مرتکب جنایت ضدبشری ونقض حقوق بشرشده اند. وآنهابایدهزاران مرتبه محاکمه ومجازات شوند،اماکجاست آن دادگاهی که آنهارامحاکمه کند؟کجاست آن پولیس ومستنطقی که آنهارادستگیروموردبازخواست قراربدهد؟برعلاوه اینآیاآنهادرجنایات شان تنهابودند؟نه.هم"خلق"وپرچم مزدوربودندوهم طالب ومجاهد. واین دوتای آخر مزدورگوش بفرمان همین اشغالگران هستندکه اکنون دم ازحقوق بشرمیزنند. چطورمیتوان ازدست کسانیکه برای ارتکاب جنایت استخدام شده اندبه استخدام کننده شکایت کرد؟

جنایتکارسیاسی وجنایتکارروانی(سایکوپات)ازهم فرق دارد. طالب ومجاهدوبه همانصورت "خلق"وپرچم جنایتکاران سیاسی بودندوهرجنایت سیاسی ازبینش ودیدگاهی که آن سیاست رارهبری میکند، منشامیگیرد.جنایات طالب ومجاهداگرازنظرسیاسی اجرای دستورباداربود،ازنظربینش ازسبعیت ودرنده خوئی اعتقادشان نشات میکندکه نسخه عربی آنرادرعمل"داعش" ،" النصره و"القاعده"ونسخه افریقائی آنرادردروجود"بوکوحرام"و"الشباب" می بینیم.

اگرجنایات خلق وپرچم کشتاربدون محاکمه مخالفین سیاسی شان بودوازدرنده خوئی سرمایداری دولتی ایکه برامپراطوری اتحادشوروی حاکم بودمنشا میگرفتدراین ایدئولوژی ریشه داشت،جنایات امپریالیست های اشغالگرناتوتحت رهبری مپریالیزم امریکابشکل شکنجه زندانیان،انتقال زندانیان مانندجانوران ازافغانستان به گوانتانامو،اختطاف مخالفین سیاسی (راندیسیون)ومحروم ساختن آنهاازداشتن وکیل مدافع، قطع آلت تناسلی کشته شدگان،شاشیدن برجنازه محاربین مخالف،کشتاراهالی بیگناه،بمباران بیمارستان ها،به آتش کشیدن محفلهای عروسی مردم،شب هابدون اخطارقبلی واردشدن به منازل دهقانان وتلاشی زنان ودختران جوان آنهاو..غیره صورت میگیرد. این هردو نوع جنایت ازیک ایدئولوژی ویک بینش منشا میگیرد که همانا بینش سرمایداری است. به این صورت؛ جنایات سیاسی ازبینش سیاسی جنایتکارمنشا میگیرد وهربینش سیاسی روبنایاروساخت یک نظام اقتصادی- سیاسی میباشد.افرادیکه این مسایل رانمی فهمندوبه خیابان می آیندعملاسیاهی لشکرآنهائی میشوندکه این مسایل رامیفهمندوآگاهانه درچشم دیگران خاک می ریزند.

آدم میتواند ازافرادناآگاه سیاسی که نمیدانندحقوق بشرسامانه ای است که امپریالیستهاآنرابرای رسیدن به اهداف سیاسی-اقتصادی شان مورداستفاده قرارمیدهند، بدلیل نادانی شان چشم بپوشد که دراینگونه اقدامات نقش میگیرند. زیراآنهاتصورمیکنندکه به راستی حقوق نقض شده انسانهای مظلوم رامیطلبند، ویادادآنهائی رامیخواهندکه بدستان جنایتکاران"خلقی"- پرچمی وجهادی کشته شده اند.اماایکاش جهانی که به زوردار وکمزوروداراونادارتقسیم شده، جهان اینگونه معصوم اندیشی هاوخیرخواهی هامیبود. نه! جهانی که ما درآن زندگی میکنیم،جهانی است که برستون فقرات معصوم ترین وبیگناه ترین انسانهابناشده وجنایتکارترین نظام تاریخ بشرآنرااداره میکند. دراین جهان هزاران ابزارووسیله تحمیق وبرده سازبه وجودآمده تاحاکمیت مشتی ازمفتخواران را تامین کنند وترفند"حقوق بشر" یکی از آنهاست.

"حقوق بشرامریکائی"ماننددموکراسی امریکائی ابزارسلطه جوئی امپریالیزم سرمایداری است.مواد اولی این ابزاردرسال 1772Somersetts case والغای رسمی بردگی درانگلستان به وجودآمده ودر سال 1863 درامریکاو1880دربرازیل بخاطرالغای رسمیت تجارت برده هامورداستفاده قرارگرفت. زیراکشف ماشین بخارنیروی کاربرده رااضافی ساخته وتجارت برده درمناطق صنعتی اضلاع متحده امریکاباعث بروزمشکلات اجتماعی وامراض ناشی ازفحشا،عدم درمان،بیکاری وفقرمیگشت. امروز امریکائی هاواروپائی ها ادعا میکنند که"بشردوستی ازجمله عنعنات تاریخی ماست". اماازمطالعه علمی تاریخی دیده میشودکه همانگونه که ظهوریک شیوه تولیدباعث ظهوربردگی شد، پیدایش شیوه تولیددیگروجود آنرا اضافی ساخت، دراینجاهیچ"بشردوستی"وآنهم به حیث"یکی ازعنعنات برخی ازنژادهای روی زمین"سخنی درمیان نیست. درماه جون سال 1945بعدازتجربه فاشیزم سرمایداری وکشتاراهالی ملل غیرجرمن بدست نازی های آلمانی،945مسوده اعلامیه جهانی حقوق بشربرروی کاغذنقش بست وتاسال1953 تکمیل گردید. دراین اعلامیه انگلستان وامریکاپیشنهادنسخه سوسیالیستی "حقوق بشر"راکه به واسطه دکتورایمرژابوعضواکادمی علوم مجارستان پیشنهادشده بود، رد کردند. آنچه به عنوان اعلامیه جهانی حقوق بشرتصویب شدهمان پیشنهادی بودکه قبلاامریکا،فرانسه، انگلستان(اکثریت شورای امنیت ملل متحد)برروی آن به توافق رسیده بودند. به اینقسم ازنظرتاریخی نیزدیده میشودکه حقوق بشرامروزی امریکائی،همان حقوق بشری است که ازاول درجهت حمایه منافع امپریالیست های امریکائی واروپائی طرح شده بود. پس این حقوق بشرچگونه میتواندحامی ومدافع حقوق بشرمظلوم که ازطبقات محکوم جامعه می آیند باشد؟ ازجائیکه این حقوق بشرابزارسلطه جوئی امپریالیستی است، دادگاه هائی ماننددادگاه لاهه یامحکمه عدلی بین المللی(ICC) از آن به حیث ابزار استفاده میکنند. بااین وصف ساده لوحانه خواهدبوداگردادرفیق اکرم یاری یارفیق صادق یاری ویا هزاران شعله ای انقلابی راکه بدست جنایتکاران"خلق"وپرچم به جاودانگی پیوسته اندبااین ابزار قانونی خواستارشد. وحتی اگرتصورکنیم که باقانونی که امپریالیزم ساخته وبه تصویب دیگران رسانیده میتوان خواستار محاکمه ومجازات قاتلین انقلابیون بزرگی وویرانگران شهرکابل شد،ذهن مارادرسراب بی معنی به جستجوی آب فرستاده ایم.

اماهمین سامانه که ادعامیکنندبخشی از"عنعنات ماست"نیزدرجریان بیشترازنیمقرن جنگهای تجاوزی واشغالگری به آلت زنگ زده وفرتوتی تبدیل گردیده است. ووقتی درسال 2005 یا دادگاه عدلی بین المللی(ICC) قانونی راپیشنهادکردکه درآن ناقض حقوق بشربایددراین دادگاه محاکمه شود، جرج بوش با تمسخر ورق پیشنهادیه را با انگتش ازسرمیز بدورانداخته وبانیشخندمتکبرانه گفت"سربازامریکائی راهیچ کسی نمیتوانددرخارج ازامریکامحاکمه کند".به این قسم وظیفه دادگاه بین المللی عملابه محاکمه سران گردن کش جهان سوم تنزل یافت. و(ICC)به افرادی مانندبوبریگدال خردضابط امریکائی که نیمه شب با تیربارش واردیک روستا دهقانی درکندهارشده ونتنهاتمام اهالی آنرابقتل رسانیدبلکه حتی سگهاومرغهای آنرانیزبه گلوله بست،نگاه چپ هم کرده نمیتواند.

علی الرغم این ونمایشات دیگر"حقوق بشر"چوچه امپریالیستهای اروپائی مانندهالند، بلژیک وامثالهم که تحت فشارفاکتهای مسلم تاریخی نه قادرندکه دستان شان راازجنایات نظام سرمایداری درعراق و افغانستان بشویندونه میتوانندعلیه امپریالیزم امریکاوانگلستان باگردن بلندحرف بزنند، درامای مسخره "حقوق بشر"رابازی میکنند. آنهابااستفاده ازعقبماندگی تاریخی مردم افغانستان وعراق عده ای ازروشنفکران رااستخدام میکنندتااین سلاح زنگ زده راباحرافی های فاضلانه شان روغن کاری کنند.ما هیچ یک از"حقوق بشر"طلبان افغانستان راندیده ایم که علیه جنایات امپریالیزم امریکاوانگلستان درمارجه، نادعلی،سنگین ، موسی قلعه، کندور، ننگرهاروتجاوزبه اطفال دراین مناطق کوچکترین اعتراضی راانجام داده باشند. هنگامیکه امپریالیستهای امریکائی وانگلیسی بمب های مجهزبه کلاهک یورانیوم دیپلت رابرکندز،آی خانم،توره بوره،چمن ومارجه استعمال کردندوفاضلات رادیواکتیف راتاحداخطارمنطقه ای رسانیدند، ازسیماسمرمسئول"حقوق بشر"گرفته تاپائین ترین"مدافع حقوق بشر"افغانستان درخارج سکوت کردند.

سکوت آنهافقط یک حقیقت تلخ رادرهمراهی یک فاکت انکارناپذیرمیرساند. حقیقت تلخ اینست که آنها بااین اعمال شان میگویندکه"برای ماحقوق بشرافغانستان ازمنافع اشغالگران مهمتر نیست"وفاکت مسلم هم اینست که"گورباباواجدادبشروحقوقش! مافقط بااین کارنان چرب وموقعیت ماراحفظ میکنیم". وآن بیچاره هائیکه بدنبال این"حقوق بشر"طلبان به خیابانهاآمده اندبه آنهائی می مانند که بدون شراب مستی میکنند.

پایان فصل اول

9 دسمبر2015