Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

مزدوری به امپریالیست های اشغالگرتحت نام"حقوق بشر"

فصل دوم

"حقوق بشر" یا یکی ازنرم ابزارهای اشغالگری

طوریکه درفصل اول اشاره شد"حقوق بشر"سیاست امپریالیزم است. امپریالیزم درکشورهای تحت اشغال به دوشکل عمل میکند. شکل اول شکل اشغالگری نظامی- سیاسی است. دراین شکل امپریالیزم بانیروی نظامی اشواردیک کشورشده وآنرااشغال میکند(افغانستان وعراق)وبرای اداره امورو"رسمی ساختن"غارت آن یک حکومت نمایشی راازمزدوران قابل اعتمادشان به وجودمی آورد.واین حکومت رابرای سرکوب مقاومت مردم آنسرزمین بایک ارتش مزدور،یک دستگاه ژاندارم وپولیس مخفی عریض وطویل ویک نظام قضائی فاسدمجهزمیسازد. امااین شکل نمیتواندفکرمردم راتغییر،قلب آنهارافتح وآرای شان رادرجهت قبول بردگی اشغالگران سمت وسوبدهد. اکنون می بینیم که این شکل هم درعراق ناکم است وهم درافغانستان. وتلاش آنها با این ابزارها نتوانسته درطی تقریبایکنیم دهه سلطه امپریالیزم رابرای مردم قابل پذیرش سازد.برای بدست آوردن قلب وسمت وسودادن آرای مردم امپریالیزم از"شکل نرم اشغالگری" استفاده میکند.شکل نرم اشغالگری اینست که آنهابه فریب واغوای مردم دست میزنندوباامکانات رسمی وغیررسمی صوری وصوتی،رسانه ای و الکترونی شان یک کارزارگسترده ایدئولوژیک رابراه می اندازند. ده هانوع تشکل وسازمان راایجاد میکنندکه ازشورای ملی گرفته تاحقوق بشرگسترش می یابد. درهرموردی"انجو"میسازند ومردم رابهوابستگان خود تبدیل میکنند. تشکلهاب(ی) سیاسی وغیر سیاسی هم تجاوزواشغالگری امپریالیست هاراتوجیه میکنند وهم توجه مردم راازوضعیت اسارت مملکت منحرف میسازندوادامه اشغالگری راتضمین میکنند. به این قسم از"حقوق بشر"امپریالیستی گرفته تاخیمه شب بازی"جنبش مدنی"،"آزادی زنان"ودموکراسی وانتخابات آزاد"و...غیره مانندارتش وپولیس مزدورشکل دیگراشغالگری اند.

آزادی زنان رادرنظربگیریم، درنظام سرمایداری زن عملاکالای قابل خریدوفروش است وبمقیاس هزاران باروسیعترازجامعه فئودالی خریدوفروش میشود. درجامعه سرمایداری معامله برسربدن زن درتمام ابعادزندگی اجتماعی واقتصادی توسعه یافته وآنچه زن درجامعه سرمایداری بطورعمده آزاداست،آزادی فروش بدنش میباشد. نظام سیاسی- تاریخی ایکه خودزن رابیشترازتمام طول عمربشرتحت ستم قرارداده، به فحشاکشانیده وبدنشرابه کالاتبدیل کرده چطورمیتواندبرخلاف آن درافغانستان وعراق عمل کند؟

به افرادی توجه کنید که مدعی دفاع از"حقوق بشر"میباشند. ماعده ای ازاین افرادرادرداخل وخارج ازافغانستان خیلی خوب میشناسیم، برخی ازآنهایک زمان شعله ای بودندودرهمه جاحرف های بلندبالاوبزرگی میزدند(وبرخی تاهنوزمدعی اندکه شعله ای هستند)وبه اصطلاح از"منافع خلق"وآزادی واستقلال دفاع میکردند.امابمجردیکه امپریالیست های اشغلگربرای شان زمینه مزدوری را مهیا ساختند، آنهابرمنافع خلق،استقلال میهن ورهائی مردم تمام محتویات شکم شان را ریختاند وهمه ارزش های فرهنگی وملی رانثارقدوم امپریالیزم ساختند. بعضی ازآنهاحتی مدعی اندکه"اگر"فلان وبهمان فرد (یکی ازانقلابیون بزرگ افغانستان)امروززنده می بوداونیزهمین کاررامیکردکه من میکنم".یعنی 180درجه چرخ میزدوبه نفع امپریالیست های غارتگرمی رقصید. مانمیدانیم که چنین میشدیانه زیرانه بماوحی نازل میشودونه مامیتوانیم بامرده هاتماس بگیریم وبا آنها حرف بزنیم ، اما بطوریقین میدانیم که اگرآنهانیزماننداین افرادبه سیاهی لشکراشغالگری نرم امپریالیزم تبدیل میشدند، خلق مابدون هیچ شکی آنهارادرهمان زباله دان می انداختندکه درانتظاراینهابادهان بازایستاده اند.

به اینصورت می بینیم که امپریالیست های اشغالگردرجبهه جنگ نرم شان بدلیل بی ایمانی روشنفکران تسلیم طلب موفق ترازجبهات دیگرمیباشند.

"حقوق بشر"یاآب ریختن برآتش حق طلبی مظلومین

سازمانهاوافرادتسلیم طلب باهای وهوی براه انداختن"دفاع ازحقوق بشر!"خشم انقلابی خلق آزادیخواه افغانستان رابه"دادخواهی" متضرعانه تبدیل میکنند.آنهاسفسطه گوئی میکنندکه"مامتمدنانه حقوق نقض شده بشر"رامیطلبیم!"و"لازم نیست که درهمه جاسیاست کرد!"،"مایک تشکل سیاسی نیستیم بلکه مدنی وبشردوست میباشیم!" و...غیره.

به اینطریق آنهانیروهای پتانسیل انقلاب رامیدزدندوتوجه مردم راازقیام وعصیان انقلابی منصرف می سازند،عطش آنهارابرای انقلاب وعدالت درسراب"حقوق بشر"سرگردان میسازند.درنهایت امر کارزارآنهادرجهت حفظ دنیای کنونی است که درآن امپریالیزم سکان زندگی بشریت رادردست دارد.آنهامیدانندکه امپریالیزم سرمایداری درقبال منافعش هیچ قانونی رااحترام نمیگذاردچه رسدبه قوانین"مدنی". تاریخ نشان میدهد که منافع اقتصادی وسیاسی امپریالیزم همیشه بر"مدنیت گرایی"آن فرمان داده است.

وقتی آدم سفسطه گوئی های تسلیم طلبان را درمورد فعالیت شان زیر نام "حقوق بشر!"میشنودجای داردازآنهابپرسدکه آیاتجاوزبراطفال به واسطه سربازان اشغالگر"متمدنانه"است؟وآیاشماگاهی علیه آن در"گفتمان"تان چیزی نوشته اید؟آنهانیمه شب به خانه دهقانان مطلوم افغانستان می درآیند،زنان ودختران آنهاراعریان نموده تلاشی میکنند؟ آیااین کارآنها"متمدنانه"است؟وشماگاهی یک کلمه در"گفتمان"تان دراینموردنوشته اید؟ شمادرجاهای دیگراز"غیرت افغانی"لاف میزنیدولی سکوت" بشردوستانه! تان"کوچکترین تبلوری از"غیرتمندی"دارد؟ آیا"غیرت شما"این قلدری رذیلانه امپریالیست های اشغالگررا میتواند ببلعد؟ شمائی که ازحقوق بشردم میزنیدویک ودونگفته ازگوشه وکناراروپا دربن یا لاهه جمع میشویدتاامپریالیست های اشغالگررامشوره بدهید،چرا به آنها از "متمدن"بودن بااطفال وجنازه کشته شده ها چیزی نمیگوئید؟ چرا نمیگوئید که آلت تناسلی مخالفین شان راقطع نکنندوبرجنازه محاربین مخالف شان نشاشند؟ آیا در"حقوق بشر"شما"ناموس وشرف ملی"هم جائی دارند؟آیابخون وآتش کشیدن عروسیهای مردم مابرخلاف حقوق بشرشماهست یانه؟ اگرنیست که نباشدواگرهست پس آیاشماگاهی در"گفتمان"تان آنرا محکوم کرده اید؟ استفاده ازسلاح تخدیروترویج سیستماتیک تریاک استعمال کردن نزدشما مخالف حقوق بشرهست یانه؟ آیاشماازاین جنایت خبردارید یانه وحقوق بشرشما میتوانست دراینموردچیزی بگویدیاخیر؟بمباران باکلاهک های یورانیوم دیپلت وانتشارموادرادیواکتیف درشمال،شرق وجنوب افغانستان چطور؟آیا"حقوق بشر" شمااستفاده ازیورانیوم دیپلت راجنایت ضدبشری میدانندیا نه؟وآیااینها"متمدنانه"هست؟ومیتوان آنهارابادادخواهی وعریضه نویسی حل کرد؟ دریک کلام؛ درکجای ایدئولوژی وطرزتفکرامپریالیزم این هیولای خونریزتاریخ بشرانسانیت وبشردوستی نهفته است که شما جوانان ناآگاه مملکت راباواژه های میان تهی"مدنیت گرائی وبشردوستی امپریالیزم"فریب میدهید؟

میگوئید"لازم نیست درهمه جاسیاست کرد؟"لطفابگوئیدکه"سیاست"چیست وشمادرکجاآنراانجام نمی دهید؟ شمادرجاهای دیگرمیگوئیدکه"سیاست آنست که حزب یاسازمانی وجودداشته وسرنگونی نظام حاکم رامطالبه کند".یعنی چیزهای کمترازسرنگونی نظام حاکم که به واسطه حزبی یاسازمانی مطرح شود"سیاست"نیست! معلوم نیست که این کشف خارق العاده راچه نابغه ای انجام داده است؟برمبنای این کشف بزرگ!اگرکسانی تحت نام یک جمعیت بنام(اسم بی مسمی) نزدظاهرشاه ازهالندبه روم بروندوازاوبخواهدکه نزدامپریالیستهای اشغالگرشفاعت شانرا بکند، سیاست نیست! یااگرکسی باعلی احمدجلالی خلوت کندوازاوبخواهدکه"برای منزه نگه داشتن رژیم(رژیم پوشالی کرزی)" بایددست"خلق"و پرچم راازرژیم کوتاه کند، سیاست نیست!ویااگرکسی باعبدالله عبدالله وحامدکرزی تماس برقرارکندوازآنهابخواهدکه فلان اخوانی رابجای فلان خلقی وپرچمی حمایت کند،سیاست نیست! واگرکسی به امپریالیستهای اشغالگرودونرهای انجوهاازموضع یک تشکل به نام درزمینه انتخابات،اعمارنهروکانالیزاسیون درهلمندوکندهاروارزگان مشوره بدهدسیاست نیست!وبه همینصورت مشوره دادن به فعالیتهای تجارتی بااروپاوامریکاسیاست نیست! این فارمول فارمل جادوئی است! زیرا برطبق آن فقط زمانیکه واژگونی نظام رامطالبه کنیم سیاست میشود! واگربجای حزب یاسازمان تحت نام"یک تشکل پناهندگان(که ازنظرعینی وجودندارد) ده هاروشنفکررابرای پشتیبانی ازاشغال افغانستان دربن یا لاهه بطلبیم سیاست نیست!

میگوئیدکه"مایک تشکل سیاسی نیستیم"،اماآیااطلاع رساندن به امپریالیستهاومشوره دادن آنهادرمورد اینکه درافغانستان چه بکنندوچه نکنندچه فرقی میکندکه تحت نام یک سازمان صورت بگیردیاتحت نام یک تشکل به نام؟ اینکه یک سازمان نیستیدبه این دلیل است که شماقادرنیستیدحتی درهمان محدوده خدمت به امپریالیزم هم بین خودتان اتحادنظربه وجودبیاورید.

تسلیم طلبان میکوشندبه مردم بگویندکه"حقوق بشر"مافوق امپریالیزم ونظام سرمایداری است. وباجنایات امپریالیزم سرمایداری ربطی ندارد. درحالیکه اینهاهمه میدانندکه درجامعه بشری هیچ حرکت فرهنگی، بشردوستانه،ادبی، هنری وغیره مافوق منافع طبقات نیست و هرگزنمیتواندباشد.بهمینصورت هیچکدام ازآنهاجداازیکدیگروجودنداشته وموجودقایم بالذات نیست.افراد میتوانندباصدزبان باواژه هاببازی بنشینندولی هرزبان آن مانندزبان دیگرش تلاش ناکامی است درجهت وارونه جلوه دادن حقیقت.

پایان فصل دوم

15 دسمبر2015