Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

"رخشانه" را سنگسار کردند

سنگسارسنت عهدبرنز درتاریخ

دراوایل سلطنت امن هوتب سوم(قرن 14ام قبلازمیلاد)وحوالی ظهورکیش یکتاپرستی به واسطه امن هوتب چهارم یااخناآتن آخرین فرعون سلسله سوم فراعنه مصر،قبایل شبان پیشه وصحراگردی دربین امپراطوری هیتایت (دراناتولی-ترکیه امروزی) سلطنت آمورو(سوریه واردن کنونی)به رهزنی وچپاولرمه های سوریها،وغارت کاروانهای مصریوبابلی اشتغال داشت.این قبلیهدربین آسوری هاوهیتایتهابنام"خبیری" Near_East_1400_BCE.pngهاودرکریتا"هبیری"ودر مصر"عبیری"نامیده میشد.رومی هاآنهارا"عیبرووبعدهاهیبرو"میگفتندوواژه امروزی"هیبرو" نیزاز همین نام هااشتقاق گردیده است.

"خبیری"هاخدائی داشتندکه آنراازچوب زیتون تراشیده وبنام"یهوه"،"یه هووا"یا"جیهووا، جیهوفا" یاد میشد. "یهوه"خدای تمام خبیری هابود.خبیری ها به این اعتقادبودند که "یهوه" درروزهاوشب های خاصی ازهفته باکاهن بزرگ (رهبان یاکسیکه آنرا حمل میکرد)،گفتگومیکندوبه اوراه رابه مراتع سرسبز،دره هاووادی های شاداب نشان میدهد،رمه های شان راازگرگان حفظ وزنان شان رادرچادرهای شوهران نگه میدارد.به اراده اوزنان شان پسرمیزایند ومردان شان تنومندوقوی میشوند. زنان خبیری و غیر خبیری اجازه نداشتند"یه هووا"رالمس کنند.

رهبانان میگفتند"زنان نجس اند"ونجس بودن زنان رادراین میدیدندکه"هرماه خونریزی دارند". زنی که پسرمی خواست باید دودست وقسمتی ازسینه بزیاگوسفندی راکه ازدوسال بیشترعمرنداشت،کباب می کردوبه"رهبان بزرگ "میبرد. اگرغذاوهدایای آن زن رضایت رهبان بزرگ راجلب میکرد،اوحاجت اونزد"یهوه"درشب مخصوص شفاعت اورامیکردوازاو می خواست تاپسری به آن زن عطاکند.زنان به هنگام عبور"رهبان بزرگ"ازمیان چادرها ویا جاهای دیگربایستی چهره شان رامیپوشانیدندتا"رهبان"وسوسه نشده و رابطه روحی اش با"یهوه"قطع نشود.

رهبانان،رمه داران بزرگ وپهلوانان طبقات حاکمه قبیله خبیری راتشکیل میدادند.رهبانان نماینده 14_century_BC_Eastern"یهوه"وآفریدگارکاینات بودند. آنهانقش"امت یدعون الی الخیر" رابرعهده داشتندو"امت"رابه سوی "خیر "رهنمائی میکردند.ازطریق آنهابودکه"خالق عالم"بااین قبیله صحرانشین درتماس ورمه های شانرابسوی مرغزارهای کناره دریای اردن رهنمائی میکرد. رمه داران بزرگ که همیشه مانندطبقات ثروتمندجوامع دیگردرتاریخ منافع خودرا"منافع عمومی"مینامند، ازمنافع عمومی قبیله دم میزدندو نماینده "منافع کل،خیرکل وآرامی کل"بودند. پهلوانان حافظ این نظم(حاکمیت رهبانان وثروتمندان) بودند.آنهابودند که"کفار" و"مشرکین" به"یهوه" رادستگیر می کردند ودرآتشی که ازچوب خشک زیتون برپا میساختنددر کناربرده هائیکه فرارکرده ویامرتکب جرم فرمان نبردن ازارباب شان شده بودندزنده میسوزاندند، دزدان بره وبزغاله یامال ودارائی دیگرثروتمندان قبیله رامی یافتندودست راست شان را قطع میکردندویادختران وخواهران جوان شانرابه صاحب مال میبردند. پهلوانان درکنارحفظ این نظم یک وظیفه خطیردیگرنیزداشتندکه عبارت بودازحمله به کاروانهائیکه درمسیربابل،آسور، متانی، هتوسا، کریتا،هیلیوپولیس طبس،غزا، تانیس وازمیردرحرکت بودند.

خبیری هازنان شانرابه دلیل پیوندهای خونی باخانواده شوهروخانواده پدری شان مانندبرده ها وکفار نمیسوزاندند. زنانی راکه به زنامتهم میشدندیابرآنهااتهام سرپیچی ازشوهرواردبودویابعدازمرگ شوهر به زناشوئی بابرادرشوهرویااقارب دیگرش تن درنمیدادندبه شکل دیگربقتل میرسانیدند.شکلی که نه خانواده شوهرتقصیررابرگردن خانواری پدرزن بیاندازدونه خانواری پدرزن برگردن خانواری شوهر. درصورت ارتکاب زنی به یکی ازآن"جرم"هاازهرخانواری قبیله یک مردمی آمد،گودالی را در یک محوطه فراخ حفرمیکردندوزن را درآن می نشاندند. عمق این گودال به اندازه یک"ارش"بود و فقط آن قسمت هایی ازبدن زن رامستورمیساخت که وقتی بزمین می نشست، شرمگاه اودیده نمیشد. زن رامی آوردندودرآن گودال مینشاندندومردانیکه ازخانواری های مختلف آمده بودندقلوه سنگ های کوچک وبزرگ شانرابسوی اوپرتاب میکردند. آنهابایدآنقدرسنگ پرتاب میکردندتابدن زن یک "ارش"درزیرآن قرارمیگرفت.

هیتایت هاکه درتاریخ به خشن ترین وجنگجوترین مردم مشهوراندوافتخارکشف آهن رادارند،بازنان شان بااین بربریت رفتارنمیکردند.اگرزنی یکی ازهیتایتی هاعاشق مرددیگری میشد،مردعاشق مجبور بودکه تمام مصارف شوهرسابق رابپردازدوباآن زن زندگی کند.باستان شناسان ومورخین اعتقاد دارند که درمصر،بابل وسوریه قبل ازاسلام رسم سنگساروجودنداشته است.درسوریه دلیل آن اهمیت زنان برای معبدهای"ایشتار"(خدای عشق)بود.

دراواسط قرن 13ام قبل ازمیلادامن هوتب چهارم فرعون مصر،ژنرال هورم حب رابسرکردگی یک لژیون ازسربازان"کوشی(لیبی کنونی)"و"مصری"بسرکوبی قبیله خبیری اعزام کردتاامنیتکاروانهای تجارتی راتامین کند.هورم حب قبیله خبیری رادرجنگ شکست داده و"یهوه"خدای چوبین شانراشکستانده ودرآتش سوزانید. زنان،مردان ودختران وپسران آنهارابحیث برده به مصرمنتقل ساخت.به این قسم قبیله ایکه زنان شانرادرعهد مس والیاژباسنگسارمجازات میکردبه بردگان فراعنه مصرتبدیل وسنگسارنابودگردید.

 

Aten_diskاخناآتن و انقلاب یکتاپرستی

قبل ازآمن هوتب چارم مصری هاخدایان زیادی داشتندکه مشهورترین آنها"آمن" بود.درزمانآمنهوتب سوم پدراخناآتن خدای رسمی مصری هاهم همان "آمن" بود.آمن مانندهمه خدایان دیگر،خدای خانواده فراعنه،ثروتمندان وفاتحین بزرگ بود."آمن" درهرشهرده هامعبد و پرستش گاه های مجلل داشت زیراتمام دارائیهای مصربه فرعون ومعبدهای "آمن" وژنرال های بزرگ تعلق داشتند. پروسه تمرکز زمین دردست فراعنه،معبد های"آمن" و سایراغنیای مصرازصده هاقبل آغازشده بود،وبعدهاوقتی معدن مس وطلادر نوبیا کشف شداین پروسه سرعت یافت.صده ها قبل ازبقدرت رسیدن آمن هوتب سوم کاهنان معبدهای"آمن"عده زیادی ازخرده مالکین راباخریدن زمین شان ازمالکیت خلع ید کرده بودند. برخی ازاین خرده مالکین که مرتکب خطائی شده بودزمین یامزرعه اش راازدست داده بودند، شبانهاودامپروران به زورویابه بهانه ای ربوده شده ویا درهمانجابقتل رسیده بودند. اما با کشف معدن مس وطلاطبقات حاکمه خرده مالکین رابه زورازمزارع شان وشبانان ورمه داران راازصحرا ربوده وبه فتوای ملایان"آمن"گوشهاونوک بینیشانراقطع کرده وبه نوبیا میفرستادندتادرمعادن کارکنند. قسمت اعظم محصولات معادن،زمین هاوباغات دراختیارملای بزرگ"آمن"در طبس قرارمیگرفت.انباشت ثروت دردست ملای بزرگ"آمن"قدرت اوراباگذشت زمان به حدی رسانیده بودکه باقدرت فرعون آمن هوتب سوم همسری میکرد.بعدازمرگ آمن هوتب سوم"توت موسیز"ولیعهدآمن هوتب سوم برتخت فرعونی نشست. اودرلشکرکشی به"کوش"زخمی شدوبه طبس بازگشت.آمن هوتب چهارم برادرکوچکتراوشب مخفیانه وارداطاق برادرزخمی اش شده وبابالشت اوراخفه کرده بقتل رسانید.برادرکوچک که بعدها درتاریخ بنام اخناآتن شهرت می یابد،آدم فوق العاده مصمم،جاه طلب وسرکش بود.جاه طلبی اوبادونقیصه همراه بود،نخست اینکه جاه طلبی وسرکشی اش درمقابل عاطفه واحساسات لطیف دوستی اش میشکست وموضعگیری اشرا که ازحقایق عینی منشامیگرفت،شکست میداد.ثانیا؛اینکه قدرت تفکرونبوغش اززمانش پیشی میگرفت وازجامعه جدایش میساخت.اوبعدازآنکه جنازه برادرش رادر"وادی سلاطین"بخاک سپرد،برعلیه خدای"آمن"دست به انقلاب زد.ملایان ومجتهدان آمن راازدرباربیرون کرد،باغات وزمین های معابدآمن راتصرف ودر زمره ملکیت سلطنتی درآورد.تاجائیکه درآمدمعابد"آمن"درمحدوده طلاومس معادن نوبیامحصورشد.

nef1اخناتن عاشق"نفرتی تی"دختردائیی اش شد.نفرتی تی زیباترین دخترمصربودو زیبائی، طنازی و فریبائی اش به تمام معنی به جاه طلبی آغشته به احساسات گرائی ولطافت پرستی اخنا آتن پاسخ میداد. اخناآتن میگفت تمام کاینات یک آفریدگارداردوآن هم "آتن"میباشد. اخنات

 

"آتن"مانندتمام ادیان یکتاپرست جای خدا رادرآسمانهاتعیین کرده بود.اومیگفت که "آتن"همان خدائی است که هرروزاز خاوربرمیخیزدوزورق زرینش رادر دریای اخضربحرکت درمی آوردوبسوی باخترمیرود. به اینطریق پنداروکرداراهل جهان رانظارت میکند.اونفرتی تی نمادی اندازمرحمت"آتن".

طبقات حاکمه مصرکه دین آمن یکی از ستونهای اساسی ثروت ومکنت آنها به حساب میرفت بادین فرعون جدیدبه نبرد دست زدند. به زودی طبس پایتخت دوره سلطنت سوم فراعنه مصربه میدان جنگ تبدیل شد.فرعون وزنش طبس راترک کردندوبسوی شمال درامتداددریای نیل رفتند ودرچندکیلومتری شهریکه اکنون بنام"لوکسور"(القصور)معروف است شهر جدیدی رابنام"امرنک"بنا ساختند.اخناآتن ونفرتی تی دراین شهردرکناررجال چاق وچله درباربه پرستش وعبادت آتن پرداختند.اداره امورسلطنت به دست"آئی"پدرنفرتی تی افتاد."آئی"برای تصرف معادن نوبیابه اخناآتن پیشنهادکردکه تمام برده هاراآزادکند. اخناآتن فرمان آزادی برده هاراصادرکرد که درنتیجه آخرین مدرک عایدمعابدآمن سقوط نمود.باآزادی برده هاناامنی، سرقت، تجاوزبه زنان وامنیت شهرهاوکاروانهابرهم خورد.دادوگرفت تولیدی ایکه برشانه برده هااستواربودیکمرتبه سقوط کرد.این فرصتی بودبرای ملاها ومجتهدان "آمن"که دست به یک ضدحمله گسترده علیه خدای جدید بزنند. حمله ملاهاومجتهدان آمن زمانی صورت گرفت که امپراطوری هیتایت سلطنت نشین متانی را تصرف ومتانی رابخاک هیتایت ملحق کرد.شوبلیولیوماامپراطورهیتایت ،با"آزیرو"پادشاه سوریه ائتلاف نموده وعلیه امپراطوری مصروارد جنگ شد. مجموع این عوامل داخلی وخارجی طبقات حاکمه مصررامتقاعدساخت که یگانه راه نجات ازمخمصه کشتن اخناآتن وبازگشت به خدای"آمن" است.

به اینقسم بعدازشکست انقلاب یکتاپرستی اخناآتن،اهالی قبیله خبیری که دردره بویناک وکثیف "گوشن"به حیث برده بسرمیبردند،رهاشدند.برخی راه فراربسوی جنوب رادرپیش گرفتندودرصحاری ایتوپیاساکن شدند.قسمت دیگرآن دسته جمعی بسوی کناره دریای اردن وکنعان رفتندکه درتاریخ یهودبنام"عزیمت بزرگ"یا"ایکسودس"شهرت دارد.درتورات،انجیل وقرآن آمده است که رهبری این دسته رامردی بنام موسی ابن عمران بدست داشت. پایان

مرجع وماخذ این مقاله

- نفرتی تی

2- اخناتن : اثر میگایر لورینز

3-اسرار اخنا تن اثر : میگایر لورینز

4-فرعونهای مصرباستان

5- داکتر فرعون اثر: میکا والتاری

6- دیلی تیلیگراف مقاله"اخناتن دیوانه، عادی یا نابغه؟"