Thursday, 22/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

 

قیام (24 حوت) مردم ولایت هرات

طغیانی بود دربرابرجنایات واختناق واستبداد

وحشیانه رژیم مزدوروسفاک باندهایخلقیپرچمی ها

 

بتاریخ ( 24 ماه حوت) سال 1357 خورشیدی مردم ولایت هرات علیه رژیم مزدور خلقی پرچمیها شجاعانه قیام کردند وحاکمیت ننگین رژیم مستبد وضدمردمی وسرسپرده بیگانه رادراین ولایت سقوط دادند." 24 حوت"یکی ازروزهای فراموش نا شدنی درتاریخ این سرزمین است. زیرادراین روز اکثریت قاطع توده های مردم با دست خالی ویا باامکانات وسلاحهای بسیارابتدائی، متحدانه وبا یکصدا علیه رژیم تادندان مسلح وبرخوردارازحمایت ابرقدرت سوسیال امپریالیسمشورویشورش کردند.نیروهای سرکوبگررژیم بااعضای مسلح حزب مزدورازسنگرهای مستحکم، توده های مردم را هدف گلوله قرارداده وصد ها تن آنهارا بخاک وخون کشیدند؛ ولی نتوانستند جلوسیل خروشان توده های خلق خشمگین رابگیرند. نارضائی ومخالف عمومی علیه رژیم چنان گسترده وعمیق بود که با آغازشورشده هاهزارتن ازتوده های مردم درهمه ولسوالیها ونواحی شش گانه شهرهرات بپاخاسته وضربات سهمگینی بررژیم فاشیست وسفاک وارد کردند. بهمین صورت توده های خلق درولایت بادغیس علیه رژیم شورش کرده وحاکمیت آن راسقوط دادند. با سقوط ولایت هرات، خلقی پرچمیهای مزدوروعناصرفرصت طلبی که بعد ازکودتای ننگین ثور به حزب ودولت پیوسته بودند ازترس خشم مردم چنان درسوراخها پنهان شدند که برای چند روزاثری ازآنها دیده نمی شد.

حزب دموکراتیک خلقیک حزب رویزیونیستی وضدانقلابی وپیرودولت سوسیال امپریالیسم شورویبود وکودتای فاجعه بار" 7 ثور" نیزبه همکاری مستقیم دستگاه جاسوسی" ک گ ب وجی آریو" که طی سالها درارتش افغانستان زیرپوشش مشاورنظامی جابجا شده بودند، انجام گردید.ودوران چهارسال حاکمیت سیاهباند دموکراتیک خلق وسلطه استعماری ده ساله سوسیال امپریالیسم شورویوجنایات هولناک آنهاعلیه خلق مظلوم وبیدفاع افغانستان، ثابت ساخت که این حزب ودولتمزدوربیگانه بوده وازدشمنان قسم خورده وخونخوارخلقافغانستان است. این رژیم ازابتدای روی کارآمدنش فضای ازوحشت وتروربوجود آورده وپالیسی تعقیب وزندان وشکنجه واعدام را دردستورکارش قرارداده وهزاران تن انسان بیگناه را بجرم مخالفت بارژیم بعد ازشکنجه های وحشیانه بقتل رساند.اینکه این جنایتکاران خودرامترقی ومیهن پرست می خواندندومی خوانند، ناشی ازبیشرمی آنهاست.البته همه گروه ها، نیروها ودولتهای ارتجاعی وضدمردمی درجهان جهت اغوای توده های خلق ناآگاه چنین ادعاهای پوچ وواهی را مطرح کرده ومی کنند. ولی جنایات وتجاوزات وعملکردهای وحشیانه وضدمردمی آنها علیه خلقهای کشورهای شانماهیت فکری وسیاسی وطبقاتی آنهاراباثبات می رساند.

افغانستان ازجمله کشورهای عقب نگهداشته بوده ودرشرایط تشکیل وفعالیتحزب دموکراتیک خلق دراوایل دهه چهل خورشیدی، سطح آگاهی سیاسی توده های مردم نازل بود؛ امایگانه نیروی سیاسی انقلابی ومترقی مردمی که قبل وبعد ازوقوع کودتای ننگین" ثور" وبقدرت رسیدن باندهایخلقی پرچمیها ماهیت وخصلت ارتجاعی وضدمردمی وضد میهنی"حزب" ورژیم این باندهای مزدوروماهیت امپریالیستی وضدانقلابی دولت شوروی وکشورهای "برادر" آن را برای توده های مردم درسطح نسبتاً گسترده افشانمود، سازمان جوانان مترقی وفعالین جنبش دموکراتیک نوین(شعله جاوید) بودند. همین جنبش انقلابی مردمی بود که برای اولین باربه تبلیغ وترویج ایده ها وفرهنگ انقلابی ومترقی دربین توده های مردم مبادرت کرد.این تبلیغات سیاسی وآگاه سازی توده های مردم خاصتاً درشهرهای بزرگ کشورتا حدزیادی درافشای ماهیت ضدمردمی وضدملی باندهای خلقی پرچمیموثرافتاد.وعملکردهای جنایتکارانه وخاینانه این حزب ودولتوباداران روسی آنهاعلیه خلق وکشورماهیت وخصلت ضدانقلابی وضد مردمی آنهارا هرچه بیشترآشکارساخت. همچنینسازمانها وگروه های انقلابی ومترقی منسوب به جنبش دموکراتیک نوین(شعله جاوید) با آغازشورشهای خود جوش توده های مردم وآغازجنگهای چریکی علیه رژیم مزدوردرکنارآنها قرارگرفته ومبارزه مسلحانه راعلیه رژیم به پیش بردند. بهمین صورت مبارزه مسلحانه به منظوردفاع ازخلق وآزادی میهنعلیه ارتش اشغالگرسوسیال امپریالیسمشورویراادامه دادند؛ لیکن به اثرانحرافات ایدئولوژیک-سیاسی بخشهای ازجنبش دموکراتیک نوین، این جنبش تضعیف گردیده وعلاوتاً صدها تن ازمنسوبین آن توسط رژیم خلقی پرچمیها وسوسیال فاشیستهای روسیدستگیرواعدام شدند. وازجانب دیگرگروه های ارتجاعی اسلامی نمایندگان طبقات ارتجاعی فئودال وکمپرادورومزدوران امپریالیستهای غربی درسرکوب وکشتاراین نیروها درجبهات جنگ وبیرون ازکشورازهیچ جنایتی خودداری نکردند. این عوامل عمدتاً موجب گردید که این نیروها نتواند نقش قابل ملاحظه ای دررهبری جنگ مقاومت توده های مردم علیه رژیم مزدورواشغالگران روسی ایفاکنند. رویزیونیستهای خلقی پرچمیازابتدای تشکیل حزب دموکراتیک خلق به خدمت رژیم سلطنت ظاهرشاه قرارداشته ونقش ستون پنجم را بازی می کرند.وبه رویت اسناد تعدادی ازرهبران آن مانند نورمحمدتره کی، ببرک ، حفیظ الله امین ودیگران با سرویس جاسوسی دولت سوسیال امپریالیسم شوروی(ک گ ب) همکاری می کردند. این حزب مزدورمورد حمایت شخص داوودقرارداشت ودرکودتای(26 سرطان سال 1352) برهبری وی سهم فعال داشتهودررژیم جمهوریآن شرکت کرده ودرپیشبرداهداف ارتجاعی وضد مردمی رژیم سهیم بودند.

رژیم مستبد وفاشیستخلقی پرچمیهاصدها مرتبه بیشتروبدترازرژیمهای ضدمردمی وضد ملیقبل ازآن درافغانستان علیه خلق جنایت وخیانت کرده وخسارات جبران ناپذیری معنوی ومادی به مردم وکشوروارد کرده است. تمام جنایات وتجاوزات وفجایع کهازطرف گروه های ارتجاعی اسلامی ودست اندازیها ومداخلات بیشرمانه دولتهای همسایهمانند پاکستان وایران وامپریالیستهای امریکائی واروپائی حامی این گروه ها ورژیمهای تحت رهبری آنهاطی چهاردهه اخیرعلیه خلق افغانستانصورت گرفته وکشوررا درهمه عرصه هابه ویرانی وتباهی کشیده اند، ازجمله پیآمدهای فاجعه بارکودتای"7 ثور" بوده وهست. زیرا این باندهای مزدورواربابان روسی آنها صدها هزارتن ازتوده های خلق وهزاران تن ازنیروهای آزادی خواه ومترقیرا بقتل رسانده ودست آوردهای مادی ومعنوی یک قرن آنها را به نابودی کشیده وشیرازه زندگی میلیونها تن ازهم گسیخته وهزاران خانواده نابود شده وجغرافیای سیاسی وامنیت کشوربه شدت آسیب پذیرگردید. همه قدرتها وکشورهای امپریالیستی وارتجاعیزیرنام کمک وحمایت ازجنگ مردم افغانستان جانی ترین نیروهای ارتجاعی اسلامی داخلی وخارجی را سازمان دادند که هرکدام ازاین گروه ها بالنوبهوحشیانه ترین جنایات وتجاوزات را علیه خلق ستمدیده افغانستانانجام دادند.خلق افغانستان درمقاومت علیه رژیم مزدوروارتش سوسیال امپریالیسم شوروی حدود یک ونیم میلیون کشته داده وبه همین تعداد معلول ومعیوب شدند وچندین میلیون تن آنهاازکشورآواره شده که تا کنون چهارمیلیون آنها امکان بازگشت به وطن وخانه های شان را نیافته وسه نسل آنهابا دوری ازوطن تا حد زیادی چیزی ازفرهنگ وتاریخ کشورخود نمی دانند. وهمچنین نسلهای جوانی که طی این مدت طولانی درداخل کشورتحت سلطه استعماری سوسیال امپریالیسم شوروی ورژیم مزدورآن، رژیمهای ارتجاعی قرون وسطائی گروه های جهادی، امارت اسلامی طالبان وسلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتو ودولت دست نشانده آنها طی حدود چهاردههاخیرزندگی کرده اند؛ بنحویافکارواذهان بخش بزرگی ازآنها ازایدئولوژی، سیاست وفرهنگ ارتجاعی آنها متأثرشده است. همچنین نسلهای جوان کشورمعلومات چندانی ازگذشته جنایتباروخاینانهگروه ها ونیروهای وطن فروش که دردولت دست نشانده امپریالیستهای امریکائی وناتوجمع شده اند، ندارند. زیرا این دولت بعد ازتشکیلدراولین اقدام خاینانه اشبخش تاریخ چهاردهه اخیرکشوررا(که بیانگرجنایات وتجاوزات، کشتاروقتل عامها، خیانتها ووطن فروشیهای آنها وباداران خارجی آنها است) ازتدریس درمکاتب وتحقیق دردانشگاه ها ونهادهای پژوهشی ممنوع قرارداده است. وطرح این مسایل درنشریه های مختلف وابسته که تعداد آنها به صدها می رسد وهمچنین درجریان بحث وگفتگودرتلویزیونها ورادیوهاتابو پنداشته می شود.لهذا گروه های مربوط به جنبش انقلابی پرولتری وجنبش ملی - دموکراتیک کشوررسالتاً وظیفه دارند تا درنشرات شان جهت معلومات وآگاهی نسلهای جوان کشورگوشه های ارتاریخ چهل ساله اخیرکشوررا بیان کرده وچهره های سیاه این گروه های جنایتکارومیهن فروش وقاتل مردم افغانستان وباداران خارجی آنها رابرای نسلهای جوان کشورمعرفی نمایند.

مطلب دیگری که دراینجا باید تذکرداد اینست که: درزمان تهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتوبه افغانستان دراخیرسال 2001 میلادی،مردم میهندوست کشور(که درطول تاریخ وجودی شان احساس سلحشوری، آزاد منشی وروحیه ضد متجاوزین وسلطه گران خارجی درآنها زنده وقوی بوده ودرهمه شرایط علیه هرنیرویمتجاوزوسلطهگرخارجی تا آخرین نفس مقاومت کرده اندودرقرن ( 19 و20) میلادی خلقهای ملیتهای مختلف کشوربااتحاد وهمبستگی سه بارارتش دولت استعمارگروامپریالیستی انگلستان را شکست دادند. وعلیه رژیم مستبد وفاشیست خلقی پرچمیها وارتش سوسیال فاشیسم شوروی بدون هیچ هراسی شجاعانه قیام کردند وسلاح برداشتند ودرراه آزادی وکسب استقلال کشورشان قربانیهای فروان داده وبهای گزافی را دراین راه پرداخته اند؛ ولی دربرابرتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتوحرکت ومقاومتی علیه آنها انجام ندادند. البته دراین رابطه عوامل مختلفی نقش داشته اند ازجمله: تبلیغات گسترده رسانه های امپریالیستهای غربی وتبلیغات اغواگرانه روشنفکران تسلیم طلب درمتوهم ساختن وگمراه کردن توده های مردم درباره تهاجم نظامی وسلطه استعماریامپریالیستهای امریکائی وناتو. اینها چنین وانمود کردند ومی کنند که گویا این ارتشهای غارتگر بنابرفیصله ملل متحد آمده اند تاآنهارا ازشررژیم وحشی وقرون وسطائی طالبان والقاعده نجات دهند! وازجانب دیگرخستگی ومایوسیت مردم ازاینکه همه فداکاریها وقربانیهای آنها درجنگ علیه رژیم مزدورخلقی پرچمیها وارتش متجاوزروسی به منظورآزادی واستقلال کشور، بوسیله گروه های ارتجاعی اسلامی به هدرداده شده وبه آرمان واهداف آزادی خواهانه آنها خیانت کرده وشنیع ترین تجاوزات وجنایات راعلیه آنها مرتکب شدند. وهمچنین فقدان یک حزب انقلابی مردمی نیرومند که می توانستبا تبلیغات گسترده توده های مردم را درباره استراتیژیها واهداف غارتگرانه امپریالیستهای امریکائی وناتودرافغانستان ومنطقه هرچه بیشترآگاهی داده وبه بسیج وسازماندهی آنها می پرداخت که تا کنون هم چنین کمبودی وجود دارد. وامپریالیستهای اشغالگرودولت دست نشانده وتحصیل کرده های خادم آنها ،طی این مدت با تبلیغات گمراه کننده تداوم اشغال نظامی وتسلط استعماری شان رابا لطایف الحیل توجیه کرده اند. وامپریالیستهای اشغالگرامریکائی وناتو با ادامه بازی موش وگربه با گروه های طالبان والقاعده وحقانی وگلب الدین و"داعش"به اشغال نظامی وتسلط استعماری شان ادامه می دهند. وبا نیرنگهای استعماری خلق مظلوم افغانستان راکه درمنجلاب فقروگرسنگی، امراض روانی وجسمی واعتیاد به مواد مخدردست وپا زده وازانواع ستم واجحافات عذاب کشیده وروزانه توسط بمببارانهای ارتشهای اشغالگروتوپ وتانک وراکت ارتش دولت مزدوروعملیاتهای نظامی گروه های جانی وخون آشام طالبان وحقانی وگلب الدین والقاعده وداعش به طرزفجیعی بقتل می رسند،همچنانمتوهم وخاموش نگهدارند.استراتیژی وتاکتیکجنگ ضد تروریستی امپریالیستهای امریکائی وناتو طی پانزده سال اخیرعلیه گروه های ارتجاعی اسلامی مانند طالبان، حقانی، گلب الدین والقاعده واکنون" داعش" نشان می دهد که این غارتگران به هیچ صورت اراده ونقشه ای برای سرکوب ونابودی این گروه های ارتجاعی وحشی نداشته وندارند وازاینها منحیث وسیله برای پیشبرد اهداف امپریالیستی استعماری شان درافغانستان ومنطقه وسایرمناطق جهان خاصتاً درکشورهای اسلامی استفاده می کنند. گرچه ازاولین روزتهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتوبه افغانستان وبعد تشکیل کنفرانس استعماری "بن" درکشورجرمنی، گروه های انقلابی مردمی وگروه ها وافراد آزادی خواه ومیهن دوست درداخل وخارج کشورعلیه تهاجم وحشیانه امپریالیستهای غارتگرودولت دست نشانده واشغال نظامی وبه مستعمره کشیدن کشور،مبارزه سیاسی افشاگرانه را علیه آنها آغازکرده وتا کنون ادامه میدهند وهمچنین طی پانزده سال اخیرتوده های خلق درمناطق مختلف کشوردربرابرجنایات وتجاوزات ارتشهای اشغالگروارتش دولت پوشالی وجنایات ووحشی گریهای گروه های طالبان وحقانی وگلب الدین ووضعیت اشغال نظامی وسلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتوتظاهرات کرده وگاهی هم بگونه پراکنده علیه ارتشهای اشغالگرحرکتهای مسلحانهانجام داده اند. لیکن جنبش انقلابی پرولتری(مارکسیستی-لنینیستی- مائوئیستی)ودیگرجریانات مترقی وآزادیخواه کشورنتوانستند که به بسیج وسازماندهی توده های خلق پرداخته ومبارزه انقلابی مسلحانه، جنگ انقلابی خلق راعلیه امپریالیستهای اشغالگرودولت دست نشانده آنها آغازکنند. موضوع دیگرخیانت گروه های رویزیونیستی واپورتونیستیوتسلیم طلب که پیشینه عضویت درجریان دموکراتیک نوین(شعله جاوید) را داشته اندطی (15) سال اخیرمی باشد که مانند سایرگروه ها ونیروهای ارتجاعی ووطن فروش به پیشوازارتشهای امپریالیستهای غارتگرامریکائی وامپریالیستهای عضوناتوشتافته وبه خدمت آنها قرارگرفتند.دراولین روزتدویر"کنفرانس" استعماری "بن"آلمان رویزیونیستهایسازمان رهائی-راوا دورمیزکنفرانس درکنارسایرگروههای میهن فروش وجنایتکارجهادی، ملیشه ای ودیگرگروه ها وعناصرارتجاعی ومیهن فروش برسرتقسیم چوکیهای دولت دست نشانده امپریالیسم واستعمارمصروف چانه زنی بودندورویزیونیستهاواپورتونیستهایسامادربیرون ازصالون"کنفرانس" به طرفداری ازاین کنفرانس استعماری وتصامیم وفیصله های آن شعارمی دادند، بعبارت دیگربه تائید ازتهاجم واشغال نظامی وتداوم سلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتوگلون پاره می کردند. ودیده شد که با تشکیل دولت دست نشانده امپریالیسم واستعمارهریک ازاین گروه ها به سهم شان ازپست های وزارت، معینیت، ولایت، ریاست، وکالت وغیره مقامات دولت پوشالیدستیافتند.این گروههای اپورتونیستی ورویزیونیستی تسلیم طلب بابکارگیری کلمات وجملات مترقیشعارهایضد امریکائی سرداده وازامپریالیستهای اروپائی،سوسیال امپریالیسم چین ودیگرقدرتهای امپریالیستی واستعماری که دراشغال وبه مستعمره کشیدن کشوروکشتارتوده های خلق سهیم اند، نام نمی برندوطی دوسال اخیرازاشغال واستعمارهم سخن میزنند! این رویزیونیستهای شیاد با این ترفندهای عوامفریبانه بیش ازدیگرگروه های ارتجاعی ووطن فروشدرگمراه کردن توده های خلق ناآگاهخاصتاً نسل جوان کشورنقش بازی کرده وبه امپریالیسم واستعمارخدمت می کنند. این گونه فریبکاریها وترفندها وشیادیها ازمشخصات همه گروه های رویزیونیست واپورتونیست ضدانقلابی درسراسرجهان است.

رویزیونیستهای خلقی پرچمی وحامیان سوسیال امپریالیست شان کودتای " 7 ثور"را انقلاب خواندند؛ لیکن با درنظرداشتماهیت حرکتهای کودتاگرانه بطورعام وماهیت ایدئولوژیک-سیاسی حزب دموکراتیک خلقوخصلت طبقاتی رژیم کودتائی(حافظ منافع بورژوازی بوروکرات کمپرادورونوکرسوسیال امپریالیسم شوروی) واستراتیژی واهداف آن بطورخاص، یک حرکت ضد منافع مردم ومیهنبود وبا گذشت چند ماه ماهیت ضدانقلابی رژیم حتی برای توده های عوام هم آشکارگردید.اینهاقبل ازقیامها وشورشهای خود جوش توده های مردمدرمناطق مختلف کشور، کودنانه چنین ادعا می کردند که چون به دهقانان بیزمین قطعه زمینی داده اند وازآنجاییکه دهقانان اکثریت نفوس کشوررا تشکیل می دهند؛ لهذا رژیم آنها ازحمایت مردمی برخوردارشده است!به همین سبب بود که واقعیت آفتابی قیام خود جوش مردمان ولایت هرات وبادغیس را انکارکرده وبا قرینه سازیهای کودکانه وابلهانه قیام خود بخودی توده های مردم را به دولت ارتجاعی اسلامی ایران نسبت داده که گویا این قیام عمدتاً ازجانب نیروهای دولت ایران صورت گرفته است! البته بعد ازآن قیامها وآغازجنگ مسلحانه توده های مردم علیه رژیم وبعد جنگ مقاومت علیه ارتش اشغالگرسوسیال امپریالیسم شوروی،مداخلات وتجاوزات خاینانه وجنایتکارانه دولت جمهوری اسلامی ایران ودولتهای پاکستان وعربستان سعودی به حمایت وکمک همه جانبه ابرقدرت امپریالیستی امریکا وقدرتهای امپریالیستی اروپائی ومتحدین آنها درسطح جهانازطریق گروه های ارتجاعی اسلامی وابسته ومزدورداخلی وخارجی درجنگ مردم علیه رژیم مزدوروسوسیال امپریالیسم شورویوسرنوشت سیاسی آنهابگونه گسترده صورت گرفته وطی حدود چهاردهه اخیرادامه یافته است،غیرقابل انکاراست. وازجانب دیگررهبران رژیم کودتائی فکرمی کردند که با زندانی کردنواعدام وسرکوب مخالفین سیاسی، خاصتاً نیروهای انقلابی ومترقی وآزادیخواهپایه های حکومت شان استحکام یافته وحمایت دولت سوسیال امپریالیسمشوروی دوام وبقای آنهارا تضمین می کند. این خود فروخته هاکورخوانده بودند، وقیام مردم درولایت هرات وبادغیس وولایات وولسوالیهای دیگروآغازجنگهای چریکی علیه رژیم آنها نشان داد که آزادی وامنیت ومصئونیتبرای توده های مردم نسبت به یک قطعه زمین ارجحیت دارد. واین تجربه دردیگرکشورهای نیمه فئودالی ونیمه مستعمره وجود داشته کهدولتهای ارتجاعی ووابسته امپریالیسم اصلاحات ارضیرا درجهت تأمینمنافع توده های میلیونی دهقانان انجام نداده بلکه هدف اساسی آنها آماده ساختن شرایط برای فعالیت گسترده ترسرمایه های بوروکراتیک وسرمایه های امپریالیستی ویا سرمایه های سوسیال امپریالیستی وبهره کشی هرچه بیشترازدهقانان وکارگران بوده است. واصلاحات ارضی غیردموکراتیک که درجهت تأمین منافع طبقات ارتجاعی وسرمایه های امپریالیستهای حامی آنها صورت می گیرد؛ برای توده های ناآگاه وعقبمانده دهقانان درابتدا فریبنده بوده ودیده شده که روشنفکران چپ نماورفورمیست نیز درباره این گونه اصلاحات ارضی باماهیت اقتصادی وسیاسی مشخص آنها پرحرفی ویاوه گوئی می کنند. درحالیکه تجربه درچند کشورتحت سلطه امپریالیسم درقرن بیستم نشان دادکه بعد ازانجام چنین اصلاحات ارضیغیردموکراتیک توسط طبقات ارتجاعی حاکم، اکثریت قاطع دهقانان به ورشکستگی وفقروخانه خرابیدچارشده اند.البته درافغانستان دهقانان فرصت چنین "تجربه ای"تلخی را نیافته وقبل ازآن زمینه فقروبدبختی وخانه خرابی دهقانان وفرارمیلیون ها تن آنها ازکشوربراثراعمال جنایتکارانه وضدمردمی رژیم حاکم وباداران روسی آنها مهیاگردید.ودهقانان درکشورهای دیگرکه ازجانب طبقات حاکم ارتجاعی(دولتها) بطورمئوقت مالک قطعه زمینی شده بودند با گذشت چند سالدچارفقروتندگدستی شدیدی شده ومجبورشدند که زمینهای شان را به قیمت بسیارنازل به زمینداران بزرگ وشرکتهای سرمایه داری فروخته وخود جهت پیداکردن کسب وکارولقمه نانی به شهرهای بزرگ این کشورها روی آوردند.

درقیامها وشورشهای خودجوش درمناطق مختلف افغانستان همان دهقانانی که ازدولت خلقی پرچمیها زمین دریافت کرده بودند، علیه آن شورش کرده ودرجهت براندازی بنیادحاکمیت آنها سلاح برداشتند.قیام توده های مردم درولایت های هرات وبادغیس برای رژیم وسوسیال امپریالیستهای روسی بسیارسنگین تمام شد وچنان ضرباتی سهمگین بررژیم کودتائی وارد کرد که آنرا به تب لرزه مرگ دچارکرده و"نشه ای" قدرت دولتی را ازکله های پوچ وگندیده رویزیونیستهای عقبمانده ومزدور(خلقی پرچمی، سازائی، سفزائی) بیرون کرد و با وجود( 120) هزارارتش غارتگرباداران روسی شان تا ختم حاکمیت ننگین آنها دیگرلحظه ای روی آرامشرا ندیده وهرچه بیشتربگونه جنون آمیزبه جان مردم بیدفاع افتاده وصدهاهزارتن آنهارا قتل عام کرده وهزاران تن را درزندانها وحشیانه شکنجه کرده ویا زنده بگورکردند وسرانجام ذلیلانه ومفتضحانهتوسط ضربات مقاومت مردم سقوط کردند وجهت حفظ حیاتننگین وذلتبارشان، بپای بوسی امپریالیستهای غربی شتافته وبه مزدوری وجاسوسی آنها پرداختند. درحالیکه قبل ازآن تا زمانیکهافسارآنها برپایه باداران سوسیال امپریالیست شان بسته بود،دیوانه وارعلیه امپریالیستهای امریکائی واروپائی شعارمی دادند؛ولی این جنایتکاران وخود فروخته هابعد ازفروپاشی نظم سوسیال امپریالیستی آخورعوض کردند وخودرابه دامن " ISI " دولت پاکستان، "CIA" امریکا وMI6"، انگلستان وسرویس استخباراتی دولت ترکیهانداختند. ونام آنها منحیث جانی ترین ،خاین ترین ومنفورترین عناصرقاتل، وطن فروش وضدبشریت درتاریخ تثبت گردید.اینست فرجام ظلمتباروننگین نیروها،گروه هاوعناصرجنایتکار،مزدوربیگانه وخاین به خلق ومیهن.

درقیام (24 حوت) مردم ولایت هرات فرقه عسکری "زلمیکوت" درحمایت ازمردم قرارگرفت. زیرا درآنزمان اکثریت قاطع عساکررا کسانی تشکیل می دادند که دوره " مکلفیت عسکری" خودرا می گذراندند وبطورعام کمترین احساس وعلاقه ای درطرفداری ازرژیم درآنها وجود نداشت. وهمچنین اکثریتافسرانی که عضویت "حزب" مزدوررا نداشته وبا دولت کودتائی درمخالفت قرارداشتند،ازقیام مردم حمایت کردند.وآن قیام سراسری افسران نظامی خلقی پرچمی را چنان به وحشت انداخت که تعدادی ازآنها ازترس انتقامگیری مردم لباسهای نظامی وسلاحهای خودرادراراضی وباغهای اطراف فرقه رهاکرده وفرارکردند. واینکه درآن روزتعدادی ازافسران خلقی پرچمی خاصتاً عالی رتبه های آنها ازجمله " کرام الدین" قوماندان فرقه هراتکه گفته می شود درابتدا تحت محاصره منصبداران غیرخلقی پرچمی قرارگرفته بود ، چگونه توانست ازطریق نظام قراولفرار کند، تا امروزدرپرده ابهام باقی مانده است.منصبدارانی که مدعی اند درروزقیام افسران خلقی پرچمی را درفرقه عسکری تحتمحاصره ونظارت گرفته بودند وازجمله آنها امیر اسماعیل(بعداً ازاعضای رهبری" جمعیت اسلامی ربانی درآن روزمسئولیت حفاظت ازنظام قراول رابعهده داشته است)تاکنون حاضرنشده اند دراین باره حقایق را بیان کنند. وگروه های ارتجاعی اسلامی مزدوربعد ازسقوط رژیم خلقی پرچمیها این جنایتکاران وقاتلین مردم افغانستان رابا توجیه دینی که گویا اینهابه آغوش اسلام پناه آورده اند؛ با آنها حکومت مشترک تشکیل دادند. واین عمل خاینانه وجنایتکارانه گروه های اسلامی با هیچ ترفندی توجیه شده نمی تواند.ذات این "عمل" به لحاظ ایدئولوژیک-سیاسی وطبقاتی بیانگرخصلت تضاد بین گروه ها وطبقات مختلف ارتجاعی نوکرامپریالیسممی باشد که ازجمله تضادهای غیرانتاگونیستی است.

شورش همگانی ولایتهای هرات وبادغیس ومناطق دیگرکشور، قیامهای عادلانه وبرحق بودند که توده های مردم ستمدیده وزجرکشیده که ازفرط جنایات وتجاوزات واستبداد فاشیستی رژیم ضدمردمی به ستوه آمده وعلیه آن شورش کردند وبرای چند روزحاکمیت رژیم رابرانداختند. وازآنجاییکه این قیامها بدون رهبری مترقی مردمیبود، دولت به کمک باداران سوسیال امپریالیست اش توطئه چیده وبانیرنگ وشیادی وسوء استفاده ازمعتقدات دینی توده های مردم آنهارا اغفال کرده واززمین بامسلسل وراکت وتوپ وتانک وازفضا توسط طیارات جت بمب افکن وهلیکوپترهای جنگی توده های مردم اغفال شده رامورد حملات وحشیانه قرارداده وبیش از(20) هزارتن مردم مظلوم وبیگناه را قتل عام کرد. رژیم خونخواربعد ازسرکوب قیام درجهت انتقامگیری ازتوده های مردم موج دستگیریها واعدام های بدون محاکمه را براه انداخته وهزاران تن دیگرازمردم ولایت هرات وبادغیس رابقتل رساند.اما توده های مردمبا این کشتار وقتل عام هرگزمرعوب دشمن سفاک نشده وگروه ها ودسته های مسلح تشکیل داده وجنگ گوریلائی راعلیه رژیم مزدورآغازکردند.جنگهای چریکی علیه رژیم درسراسرکشورآغازشده وضربات سنگینی بررژیم مزدوربه رهبری نورمحمد تره کی وحفیظ الله امین وارد کرده وآنرا درآستانه سقوط قراردادند. بالمقابل رژیم مزدورهرچه سبعانه تربه کشتاروقتل عام مردم بیگناه وزندان وشکنجه آزادی خواهان ومیهن دوستان وگروه های انقلابی ومترقی ادامه داده وهزاران تن آنها راوحشیانه بقتل رساند.سوسیال امپریالیسمشوروی برای نجات رژیم محتضرش بتاریخ (6)جدی 1358باارتش(120) هزارنفری افغانستان را اشغال کرده وببرک ( شاه شجاع دوم) را دررأس دولت دست نشانده نصب کرده وآن را برای یکدهه به سلطه استعماری اش درآوردوردآوردمدآمد. لیکن خلق آزادی خواه ومیهندوست افغانستان بازهم مرعوب ارتش ابرقدرت سوسیال امپریالیستی نشده وبیش ازقبل مقاومت مسلحانه را درجهت دفاع ازاستقلال کشوروآزادی ملی شان ادامه داده ودراین راه فداکاریهای فراوان کرده وقربانیهای زیادی دادند تا که ارتش متجاوزروسی با قبول شکست نظامی حقارتباربا بیش ازبیست هزارکشته وده ها هزار زخمی، سرافکنده ازافغانستان خارج شده وبعد رژیم مزدورش تحت رهبری نجیب الله احمدزی جلاد خاد وازجمله سردسته های جنایتکاران رژیم مزدوروقاتل مردم افغانستان با ادامه جنگ مقاومت توده های مردم سقوط نمود.وباندهای جنایتکارخلقی پرچمی،سازائی، سفزائی به گروه های اسلامی تسلیم شده ودرچوکات آن دولتبه خیانت وجنایت علیه خلق وکشورادامه دادند.وبا تهاجم نظامی امپریالیستهای امریکائی وناتودرسال 2001 میلادی به چاکری امپریالیستهای غربی درآمده وطی پانزده سال اخیربا گروه های جهادی، ملیشه ای ودیگرخاینین، میهنفروشان وجنایتکاران به جنایت وخیانت علیه خلق مظلوم وستمدیده افغانستان ادامه میدهند.

- مرگ برامپریالیستهای استعمارگرامریکائی وناتوودولت دست نشانده آنها!

- مرگ برباندهای جنایتکارووطن فروشخلقی پرچمی،سازائی،سفزائی،ملیشه ای وهمسنخان جهادی وطالبی آنها وسایرخدمتگزاران استعماروامپریالیسم!

- یگانه راه نجات خلق افغانستان ازسلطه استعماری امپریالیستهای امریکائی وناتووحاکمیت دولت دست نشانده وسرنگونی نظام فئودال کمپرادوری و

قطع کامل سلطه امپریالیسم مبارزه انقلابی ومترقی وعالی ترین شکل آن جنگ انقلابی خلق تحت رهبری یک حزب انقلابی پرولتری( م- ل- م)حقیقی است!

24 حوت 1394(14 مارچ 2016)

( پولاد)