Monday, 19/11/2018
ãÇÆæیÓÊ åÇی ÇÝÛÇäÓÊÇä 6 ÌÏی ÓÇáÑæÒ ÊÌÇæÒÓæÓیÇá- ÇãÑیÇáیÒã ÔæÑæی ÈÑ ÇÝÛÇäÓÊÇä ÑÇ ãÇääÏ 7 ǘÊÈÑ ã͘æã ãی˜ääÏ
دوشنبه ۲۸ عقرب ۱۳۹۷
ÓیÇÓی

 

مرض شکر، ارمغان دیگراشغالگران امپریالیست برای مردم افغانستان

نویسنده : اصیل

مرض شکر یا دیابت بالای یک تعداد امراضی اطلاق میشود که درآن مقدارشکر درخون مریض بیشتر میباشد. موجودیت مقدارزیاد شکر درخون به دلیل کارنکردن عضوی از بدن برای ترشح هورمون انسولین و یا بی تاثیرشدن بدن درمقابل کارآیی این هورمون میباشد. دلیل سوم هم میتواند تاثیرهردوی آنها باشد.

مواد غذایی که ما میخوریم متشکل ازپروتین ها، گلوکوز یاشکر، چربی ومواد معدنی میباشد. این اجزایی تغذی درروده ها به کمک انزایم ها ازموادغذایی تجزیه شده ووارد خون میگردد تا دربدن بیشتر تجزیه شده انرژی مورد ضرورت بدن ما را تولید نماید.

شکر یکی ازاین مواد انرژی زا بوده که بدن به آن نیازدارد. بدن انسان صحتمند مقدارشکررا درخون توسط ترشح هورمون تنظیم نموده وشکراضافی راازخون جمع کرده به داخل جگرذخیره مینماید. این شکرذخیره شده درصورت نیازمثلا درموقع مریضی یا قحطی غذایی دوباره واردجریان خون شده وبه مصرف میرسد.

همانطورکه دربالا آمد، بدن مریض هورمون موردنیازبرای تنظیم شکرراتولید نکرده ونتیجتا مقدارشکردرخون بیشترمیگردد. درحالت دوم هورمون مورد نیازبدن تولید میگردد ولی بدن درمقابل تاثیرات هورمون غیرحساس شده و ازسهولت های موجوددرهورمون استفاده نتوانسته که دراثرآن مقدارشکردرخون بالاترازحدمجازجمع میگردد. این دو حالت میتواند درعین زمان دریک مریض موجود باشد که بدن مریض درعین حال که بطور کافی هورمون تولید نمیکند، درمقابل این هورمون غیرحساس هم میگردد.

موجودیت شکربیش ازحدمجازدرخون ضررهای فراوانی را به سایراعضای بدن مانند، قلب، گرده و چشم وارد کرده و حتی نظم موجود درتمام بدن را تحت تاثیر قرارمیدهد.

درعین حال بدن میتواند دراثر ناملایماتی درسایراندام های بدن انسان، شیوه زندگی افراد، شیوه تغذی، محیط زیست و عوامل ژنتیکی یا میراثی دچاراختلالاتی گردیده که به بی نظمی درمقدارشکردرخون منجر میگردد.

چندی قبل رژیم دست نشانده کابل اعلام کرد که مرض شکر درافغانستان درسال های اخر رشد بی سابقه داشته است. جدا از اینکه این رژیم نه توانایی چنین تحقیق علمی را دارد و نه برنامه برای انجام چنین کاری، میتوان به کارهای پراگنده لابراتوارهای شخصی نگاهی انداخت و نتیجه گیری خیلی ابتدایی به عمل آورد.

درصورت درست بودن ادعای وزارت صحت میتوان تحقیق کرد که چرا مردم افغانستان بطوربی سابقه ای به این امراض دچارگردیده اند.

دلایل افزایش این مرض را میتوان به چند عامل زیرین مرتبط دانست:

1- مواد غذایی: برای اینکه بتوانیم صحتمند باشیم به غذایی صحی نیازمندیم. غذایی صحی دارای هرچهارنوع مواد پروتئین دار، چربی ، شکر و معدنی ها میباشد که درهروعده بصورت توأمی موجود باشد. فقدان ویا کمبودی یکی ازاین چهارنوع مواد غذایی همان نتایجی بدی را دارد که افزایش دیگری. مثلا غذای شکردار ضمن اینکه به چاقی انسان منجرمیگردد، بالای قلب، گرده و سایر ارگان های بدن تاثیر منفی میگذارد. همین چاقی ومشکلات قلبی با شکر لازم و ملزوم یگدیگر میباشد. افراد چاق بیشتر از دیگران به مرض شکر و مرض قلبی دچاراند و کسی که مرض شکردارد، ازچندین مرض دیگر بطورهمزمان رنج میبرد. جنگ ها و بی خانمانی ها همراه با بی نظمی و بی برنامگی درحکومت های مزدورو فاسددرافغانستان مردم را آنقدرفقیرساخته اندکه مردم به جای دسترسی به مواد مقوی غذایی به نان خشک هم دسترسی ندارند. غربی ها همراه با دموکراسی بوتل های کوکاکولا و فانتا، نوشیدنی های انرژی زانیز واردمیکند. این نوشیدنی ها تقریباهمه شکراند. دریک پیاله کوکاکولا 6 قاشق بوره اضافه شده اند. حالا ببینید این نوشیدنها چقدر مضراند.

علاوتا غربی ها با اشغال کشورو فرستادن میلیاردها دلاریک قشرفاسد، دزد، موادفروش و بالاخره وطنفروش را برسرقدرت آوردند که نتیجه بی برنامه گی، و بی نظمی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن بدبختی و بیچارگی بیش از پیش مردم رابه دنبال داشت. برای اینکه مردم به موادغذایی خوب دسترسی داشته باشند، یک حکومت خودی مسئول و پاسخگو، برنامه ریز و برنامه گذاررا نیازدارد تا به این مهم دست یابند.

2- امراض ویروسی ومیکروبی: کمبودموادغذایی، نبود فضای مناسب زندگی، عقب مانی فرهنگی وعدم خدمات صحی باعث افزایش وهمینطورانتشاروانتقال امراض مختلف عفونی گردیده است. این امراض عفونی باعث تخریب قسمت های ازارگان های بدن انسان و یاتولید مواد شیمیاوی گردیده که به نوبه خود برای ارگان های دیگربدن مضر میباشد. موجودیت ویروس ها و باکتری ها دربدن ارگان های مختلف رابه واکنش وامیدارد که درنتیجه انتی بادی یا پادگست برعلیه این موجودات زنده خارجی تولید میگردد. انتی بادی ها بعضا به قسمت های ازاندام های بدن بصورت اشتباه حمله ورشده بدن درحقیقت به خودتخریبی یاسلف دسترکشن دچارمیگردد. باکتریها دربدن مواد شیمیاوی تولید میکندکه زهری بوده وبه ارگان ها مضرمیباشد. ویروس ها وارد ساختمان های ژنتیکی باکتریها وسلول های انسانی شده برنامه ژنتیکی خویش را که برای بدن انسانها مضر میباشد، پیاده مینماید.

3- تخریب محیط زیست: تغیرات آب وهواودرافغانستان دراثرجنگ ها، تخریب وبی برنامگی وبدبرنامه گی رژیم های ضدمردمی یکی پی دیگری هم به زنجیره موادغذایی مردم افغانستان ضربه هولناکی وارد کرده وهم باعث افزایش فقر وبیچارگی مردم گردیده است. تشعشعات نورغیرفلترشده ای خورشیددراثرتخریب لایه فلترکننده یاازون باعث شده تا تغیرات ژنتیکی متعددی دربدن مردم بوجودآیدکه دراثرآن عمل وعکس العمل سلول هاتغیرکرده ونتایج منفی گوناگونی رامانندمرض شکربه ارمغان آورده است.

4- تغیرات ژنتیکی: ضمن عوامل ژنتیکی ارثی، تغیرات ژنتیکی نیزشانس افزایش آسیب پذیری وبروزامراض را بیشتر میسازد. طوریکه دربالا ذکرگردید، تغیرات اقلیمی، موجودیت ویروس ها، غذای نامناسب باعث میگرددتا دررشته های دی ان ای یاموادژنتیکی بدن انسان تغیروارد شده وباعث فعال شدن و یا تشکیل ژنی گرددکه سرطان زا بوده ویا درایجادمرض شکر نقش فعال ایفا کند.

5- بی تحرکی: دربالاذکرشدکه عقب مانی فرهنگی درمبارزه وجلوگیری ازانتشارامراض و تغذیه سالم تاثیر منفی میگذارد. شرایط سیاسی کشورو موجودیت یک رژیم دست نشانده فاسد وازهم گسیخته هم موجب عقب ماندگی فرهنگی وبالارفتن فقرگشته است. زیرا این رژیم زمینه کار، ورزش وفعالیت های هنری وتحرک بدنی مردم راازمیان برده است. خانه نشینی نصف جامعه یازنان کشوریا مردم عادی برپدیده های چاقی، مرض شکر، استخوان دردی، مشکلات عضلانی تاثیر مخرب دارد. پایان